PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Thursday, January 31, 2008

تحليل لوس آنجلس تايمز از رفتار خليلزاد در داووس --- مناظره خودسرانه نماينده آمريکا با ايراني ها

پال ريکتر – مگي فارلي

واشنگتن- سفير آمريکا در سازمان ملل گاهي رفتار خودسرانه اي دارد. او هفته پيش بدون در نظر گرفتن ‏خواست مقامات مافوقش، بدون اجازه در يک مناظره با دو تن از مقامات ارشد ايران شرکت کرد. اين اتفاق ‏در محل کنفرانسي با شرکت رهبران جهان در منطقه مجللي در داووس سوويس رخ داده است. ‏

زالماي خليلزاد روز شنبه بدون برنامه قبلي در سالن گفتگوي اقتصاد جهاني حضور پيدا کرد. اين در حالي بود ‏که موضوع گفتگو، برنامه بحث انگيز هسته اي ايران بود و شرکت کنندگان آن هم منوچهر متکي، وزير ‏امورخارجه ايران، و مجتبي ثمره هاشمي، مشاور ارشد احمدي نژاد، بودند. ‏

خليلزاد از مواضع ايالات متحده عدول نکرد اما او قواعد دولت بوش در محدود بودن گفتگوها درباره ايران به ‏شرايط خاص و با تاييد قبلي را زير پا گذاشت. ‏

يک سخنگوي وزارت خارجه آمريکا که نخواست نامش فاش شود گفت حضور خليلزاد در کنار وزير ‏امورخارجه و مشاور رييس جمهور ايران بدون اجازه صورت گرفته است. وي گفت مقامات درباره اين اتفاق ‏با خليلزاد صحبت خواهند کرد. ‏

فيلم 78 دقيقه اي از اين گفتگو در پايگاه اينترنتي همايش اقتصاد جهاني و يو تيوب به نمايش گذاشته شده است. ‏معاذلک مقامات وزارت خارجه وقتي با پرسش هايي درباره بعد‏‎ ‎از ظهر آن سه شنبه روبرو شدند، دچار ‏شگفتي شده بودند. ‏

تحليلگران ايران بر اين باورند که دولت بوش پس از انتشار گزارش امنيتي ماه دسامبر، مايل به گسترش ‏گفتگوها با تهران است. اما سخنگوي خليلزاد گفت گفتگوهاي داووس به معني باز شدن باب گفتگوها با ايران ‏بر سر برنامه هسته اي اين کشور نيست. ‏

ريچارد اي گرنل، سخنگوي خليلزاد، گفت: "هيچ ديدار جداگانه يا مکالمه رودر رو و يا دست دادن با وزير ‏خارجه ايران اتفاق نيافتاده است. اين فقط يک مکالمه چند نفره با حضور ناظر جلسه بود."‏

پايگاه اينترنتي کنفرانس داووس، خليلزاد را به عنوان شرکت کننده معرفي نکرده است و علت آن هم احتمالاً ‏دير رسيدن خليلزاد به همايش است. ‏

‏ مقامات ايالات متحده در راستاي انزواي ايران و به خاطر خودداري اين کشور در عمل به درخواست هاي ‏شوراي امنيت – به منظور تعليق غني سازي- گفتگوها با ايران را محدود کرده اند. مقامات آمريکايي مي ‏گويند گفتگوي آزاد با ايران با تلاش هاي ايالات متحده در اعمال فشار بر ايران ناسازگار است. ‏

خليلزاد در بين ديپلمات ها به عنوان نماينده اي خوش برخورد تلقي مي شود که هميشه از قوانين اداري ‏پيروي نمي کند.‏

رفتار خليلزاد در ماه گذشته براي به جريان انداختن قطعنامه شوراي امنيت در تقويت تلاش هاي صلح ‏خاورميانه که از نوامبر در آناپوليس مريلند آغاز شده بود، مقامات ايالات متحده را شرمسار کرده بود. وقتي ‏مقامات اسراييلي ناخشنودي خود را از دخالت شوراي امنيت در اين گفتگوها ابراز کردند، خليلزاد مجبور به ‏پس گرفتن اين قطعنامه شد. ‏

خليلزاد به عنوان سفير اسبق ايالات متحده در افغانستان و عراق، جزء معدود مقامات آمريکايي است که با ‏همتايان ايراني خود تماس داشته است. او هنگامي که سفير افغانستان بود، خواستار کمک ايران به استقرار ‏دولت موقت افغانستان شده بود. در عراق هم بر سر مسايل امنيتي با ايراني ها سر و کار داشت. ‏

وقتي خليلزاد که کار خودش را از سال گذشته در نيويورک آغاز نمود گفت هيچ دستورالعملي براي ارتباط با ‏نماينده ايران در سازمان ملل وجود ندارد، در عين حال هيچ دستوري هم براي خودداري از اين کار دريافت ‏نکرده است. ‏

منبع: لوس آنجلس تايمز- 30 ژانويه

ليبراسيون و حمله جديد رييس دولت ايران به اسراييل -- احمدي نژاد، متفاوت با خاتمي

‏رئيس جمهور محافظه کار ايران بار ديگر اسرائيل را هدف حملات تند خود قرار داد.‏

احمدي نژاد در سخنراني خود درجمع مردم شهرجنوبي بوشهر به قدرت هاي بزرگ توصيه کرد "از پشتيباني ‏ازجرثومه کثيف صهيونيسم که دورانش به آخر رسيده، دست بردارند". وي درادامه سخنانش با پيش بيني ‏اينکه "اسرائيل علّت وجودي اش رااز دست داده و دير يا زود سقوط خواهد کرد" افزود "کساني که از ‏صهيونيست هاي جنايتکارحمايت مي کنند بايد بدانند که اشغالگر روزهاي آخر عمرش را طي مي کند".‏

اين نخستين بار نيست که رئيس جمهور ايران به کشوري که از زمان انقلاب 1979 به دشمن قسم خورده ‏جمهوري اسلامي تبديل شده، حمله مي کند حتي مي توان گفت که اين حملات در سخنراني هاي عمومي او به ‏امري عادي بدل شده است. محمود احمدي نژاد اززمان به قدرت رسيدنش در سال 2005دائماً موجوديت ‏حکومت اسرائيل و واقعيت هولوکاست را زير علامت سئوال برده است.‏

وي در آغاز دوران رياست جمهوري اش در کنفرانسي اظهار داشت که اسرائيل بايد از صفحه زمين محو ‏شود. از نظر رئيس جمهور ايران سرنوشت کلّ جهان اسلام در مبارزه فلسطين با اسرائيل رقم مي خورد. ‏

اگرچه نفي حکومت اسرائيل يکي از اصول جزمي جمهوري اسلامي است امّا احمدي نژاد با مقابله آشکار با ‏‏"زورمداران" غرب که آن ها را در تشکيل دولت اسرائيل مسئول مي داند، سياستي کاملاً جدا از سياست ‏رئيس جمهور پيش ازخود محمّد خاتمي در پيش گرفته است. ‏

منبع: ليبراسيون، 30 ژانويه

تحليل نيويورک تايمز از مجازات هاي قضايي در ايران -- اعدام به اتهام رشوه خواري

قوه قضاييه ايران يک کارمند گمرک فردوگاه مهرآباد را به اتهام رشوه خواري و مفاسد ديگر اعدام کرد. ‏خبرگزاري ايسنا گزارش داد، سه کارمند ديگر فرودگاه نيز به مرگ محکوم شده اند.‏

تحت قوانين قضايي، مجازات مرگ براي ارتکاب به قتل، تجاوز و سرقت در ايران متداول است اما اين ‏مجازات در ارتباط با رشوه چندان معمول نبوده است.‏

به گزارش ايسنا، سخنگوي قوه قضاييه ايران- عليرضا جمشيدي- گفته است که سه کارمند فرودگاه مهرآباد ‏تهران و يک پيمانکار گمرک به "فساد اداري، جرايم اقتصادي، اخلال در سيستم اقتصادي و ساير جرايم" ‏متهم شده اند.‏

آقاي جمشيدي گفت اين پرونده شامل رشوه خواري به ارزش 10 ميليارد ريال- معادل با 07/1 ميليون دلار ‏است.‏

او گفت اين پيمانکار گمرک فرودگاه، که نامش فاش نشده، اعدام شده اما سه مجرم ديگر درخواست تقليل ‏مجازات خود به حبس ابد را کرده اند. ‏

هنوز مشخص نشده که اين پيمانکار چگونه و در چه زماني اعدام شده است. اغلب مجازات هاي اعدام در ‏ايران از طريق به دار آويختن اجرا مي شوند. ‏

تعداد اعدام ها در ايران به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. آمار ارايه شده توسط خبرگزاري فرانسه و ‏به نقل از روزنامه هاي داخلي از اعدام 298 نفر در سال 2007 در مقايسه با 177 اعدام در سال 2006، ‏حکايت مي کند. ‏

آقاي جمشيدي اذعان کرد مجازات مرگ براي جرايم اقتصادي غير متداول است، مگر اينکه "اتهام ياد شده با ‏سيستم مالي کشور تداخل ايجاد نمايد."‏

او همچنين از مجازات 54 پيرو فرقه بهايت که سال گذشته در شيراز دستگير شده بودند، خبر داد. به گفته او، ‏سه نفر به اتهام "تبليغ عليه نظام" هريک به چهار سال زندان محکوم شده اند و 51 نفر نيز به شرط شرکت ‏در دوره سازمان تبليغات اسلامي کشور، به حبس هاي تعليقي محکوم شده اند. ‏

خبرگزاري فرانسه گزارش داده که ايران فرقه بهائيت را مشروع نمي داند. ‏

منبع: نيويورک تايمز

تحليل ون مينوت از تحولات تازه -- بوش، سارکوزي و ايران

بوش در خلال سفر اخيرش به کشورهاي حوزه خليج فارس چندين بار ايران را مورد حمله قرار داد [در حال ‏حاضر به صورت شفاهي]. او چندين بار اعلام کرد که ايران سرچشمه تمامي شرارت هاست. او بدين ترتيب ‏سعي نمود تا کشورهاي کم و بيش قدرتمند حوزه خليج فارس [عربستان سعودي، امارات متحده عربي، قطر، ‏بحرين، عمان] را به اردوگاه خود بکشاند. او در واقع به دنبال حمايت کشورها براي يک مبارزه جديد است تا ‏در اواخر دوره رياست جمهوري اش حداقل ردپايي از خود در تاريخ باقي گذارد: جنگ با ايران! اين چيزي ‏است که او و اطرافيانش مي خواهند؛ همان کساني که جنگ عراق را به راه انداختند. ‏

اگر اين جنگ صرفاً به توافق کشورهاي حوزه خليج فارس بستگي داشته باشد، مي توان گفت که هنوز وقت آن ‏نرسيده... روابط بين ايران و اين کشورها تنها به مسايل سياسي محدود نمي شود، بلکه در حوزه هاي اقتصادي و ‏فرهنگي نيز گسترده است. در مدت انقلاب که طي آن شاه سرنگون شد، ايرانيان بسياري به کشورهاي حوزه ‏خليج فارس مهاجرت کردند و اکنون جزو جمعيت اين ممالک محسوب مي شوند [آنها به تابعيت اين کشورها در ‏آمده اند، زيرا در آن زمان، گرفتن مليت يک امر ساده و پيش پا افتاده بود]. به هرحال، عليرغم سخت تر شدن ‏شرايط مليت، تعداد مهاجران همچنان افزايش يافت و اکنون اين جمعيت پراکنده در کشورهاي حوزه خليج فارس ‏به يک قطب قدرتمند اقتصادي از هر جهت تبديل شده است.‏

در حقيقت، بخش اعظمي از سرمايه گذاري هاي ساختماني از جانب سرمايه گزاران ايراني تأمين مي شود؛ ‏ايرانيان ثروتمند داخل ايران و سراسر جهان مايل نيستند که تمامي تخم مرغ هاي خود را در يک سبد بگذارند، ‏زيرا به هيچ وجه مشخص نيست که آيت الله ها چه موضوعات جديدي را باعث خواهند شد. به همين دليل، نيمي ‏از سرمايه هاي ايراني در شيخ نشينان حوزه خليج فارس گرد آمده و مابقي آن در ايران.‏

در نهايت، اين دولت ها چندان مايل به انجام تبليغات منفي نيستند، زيرا بدين ترتيب، تبادلات اقتصادي و صنعت ‏توريسمي را که طي چند سال اخير در اين کشورها جان گرفته به خطر مي افتد. در حقيقت، وقوع تنها يک جنگ ‏داخلي در منطقه به حد کافي مسايل را تحت الشعاع قرار داده است. اکنون از نظر اقتصادي، سرمايه گذاري هاي ‏کلاني در زمينه توريسم انجام شده [1000 ميليارد دلار در کل خليج فارس]. وقوع جنگ جديدي در کنار اين ‏شيخ نشينان پيامدهاي مخربي براي اقتصاد آنها خواهد داشت: اقتصاد اين کشورها به شدت به صنعت توريسم ‏وابسته است [30 درصد از درآمد سرانه امارات] و به علاوه، تا 70 درصد از نيروي کار آنها [کارگر و ‏کارشناس] از خارج تأمين مي شود. ‏

همچنين بايد افزود که تمامي کشورهاي حوزه خليج فارس از نظر نفتي ثروتمند نيستند [امارات متحده عربي تنها ‏‏5 درصد از درآمد سرانه اش را از نفت به دست مي آورد و بحرين تقريباً هيچ.] آنها مي دانند که سرمايه گذاري ‏هاي امروز در حقيقت سکوي پرتابي است که در آينده به آنها کمک مي کند تا در گروه کشورهاي جهان سوم ‏دسته بندي نشوند [پس از پايان يافتن ذخاير نفتي].‏

در مجموع، جنگ با ايران معادل است با از دست دادن روابط تجاري با کشوري در حال توسعه و يکي از ‏خريداران اصلي دولت هاي حوزه خليج فارس؛ کاهش توريسم؛ کاهش جذابيت هاي شغلي براي نيروي کار ‏آسيايي و متخصصان غربي؛ از بين رفتن انگيزه هاي بازرگاني براي شرکت هاي خارجي و اماراتي؛ کاهش ‏سرمايه گذاري هاي خارجي؛ کاهش درآمد و توقف توسعه و گسترش در هر زمينه.‏

به طور خلاصه بايد اذعان داشت که متقاعد نمودن کشورهاي حوزه خليج فارس براي حمايت از جنگ عليه ‏ايران بسيار مشکل است... البته اين مسأله تضمين نمي کند که چنين اتفاقي روي نخواهد داد... و همچنين نبايد ‏فراموش کرد که اين اولين خيانت واشنگتن در قبال متحدانش نيست.‏

آخرين نکته اين که سارکوزي چه خواهد کرد اگر بوش تصميم بر حمله به ايران بگيرد؟ آيا او نيز همانند مقامات ‏بريتانيايي عمل خواهد کرد؟ آيا او از اين پس نقش "سگ وفادار" بوش را ايفا مي کند؟ سارکوزي با چهره قاطع ‏خود قادر است هر کاري را براي برخورد تمدن ها انجام دهد، ولي چرا؟ تاکنون تصور بر اين بوده است که او ‏صرفاً شخصيتي وقيح و حسابگر دارد؛ در نتيجه هر کاري که انجام مي دهد، در بهترين حالت بازاريابي است و ‏در بدترين حالت يک سياست ماکياوليک.‏

ولي شک و ترديد بر اذهان چيره شده... اگر او از نژاد بوش باشد، ديگر جاي هيچ سؤال و ابهامي باقي نمي ‏ماند؛ که اگر چنين باشد، مردم فرانسه بايد در "خانه هاي پوشالي" خود تکاني بخورند و سرنوشت خود را به ‏گونه اي ديگر رقم زنند. ‏

منبع: ون مينوت، 25 ژانويه

تحليل ميدل ايست آنلاين از ديدار حداد عادل از مصر -- ‏ اولين ديدار سطح بالا بعد از چند دهه

مصر- حسني مبارک، رئيس جمهور مصر، با رئيس مجلس ايران، غلامعلي حداد عادل، ديدار کرد، ديداري که ‏براي اولين بار در اين سطح بين ايران و مصر طي بعد از سي سال رابطه سرد بين دو کشور صورت مي گيرد.‏

حداد عادل ديدارش را با مبارک، بسيار خوب توصيف کرد و مبارک هم به نوبه خود گفته بود که اجازه نداده است ‏که آمريکا با هدف متوقف کردن از سرگيري روابط دو کشور، بر مصر فشار بياورد. حداد عادل به خبرنگاران ‏گفت:« دليل حضور من در اينجا، بهبود روابط جمهوري اسلامي ايران و مصر است. شايد بعضي ها گمان کنند که ‏آمريکا به آقاي مبارک فشار آورده است تا اين رابطه بهبود پيدا نکند، اما آقاي مبارک گفت که فشار هاي آمريکا را ‏قبول نکرده است و موضع گيري او بر اساس منافع مصر شکل گرفته است».‏

جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، که دولتش بر عليه ايران تبليغ مي کند، عنوان "تهديدي براي صلح جهاني" را ‏به ايران داده است.‏

منوچهر متکي، وزير امورخارجه ايران، اعلام کرد که ايران آماده از سر گيري روابطش با مصر بود و فقط ‏منتظر علامتي از سوي اين کشور بود.‏

روابط ديپلماتيک ايران و مصر، در سال 1980، يک سال بعد از انقلاب ايران، در اعتراض به روابط مصر و ‏اسرائيل، ميزباني شاه ديکتاتور و حمايتش از عراق در جنگ بين دو کشور در سال هاي 1988-1980، تيره شده ‏بود.‏

روابط دو کشور با تماس تلفني رئيس جمهور احمدي نژاد، در هفته گذشته و گفتگو با مبارک، گرم تر شد. اين ‏گفتگو اولين تماس بين دو رئيس جمهور بود.‏

علي لاريجاني، سرپرست وقت هيئت گفتگو کننده ايراني درباره برنامه هاي اتمي ايران، در سفر بي سابقه اش به ‏مصر با مقامات اين کشور ديدار کرده بود و گفته بود که روابط دو کشور بهبود خواهد يافت.‏

حداد عادل، گفت که در جريان اين ديدار، مبارک درباره نقطه نظرات مثبتش صحبت کرده است و به او گفته است ‏که موضع گيري ايران به سود از سرگيري روابط اقتصادي است. وي گفت که مبارک به او گفته است که همواره ‏به آمريکا توصيه کرده است که به ايران حمله نظامي نکند، چون اين کار به سودش نخواهد بود.‏

حداد عادل درباره اين موضوع که روابط سياسي با مصر از چه زماني آغاز مي شود، گفت:« اين موضوع، فقط ‏نياز به زمان دارد و گذشت زمان تنها مانع انجام اين کار است. در حال حاضر، با وجود فقدان رابطه ديپلماتيک، ‏گفتگو هاي دو جانبه در همه حوزه ها انجام خواهد شد».‏

حداد عادل گفت که اختلافات باقي مانده، با ادامه گفتگو ها حل خواهد شد و ما قصد نداريم که اين اختلافات را حل ‏نشده باقي بگذاريم.‏

آنها همچنين درباره وضعيت نوار غزه ، لبنان و عراق گفتگو کردند.‏

حداد عادل درباره بحران سياسي لبنان گفت که از گزينه هاي اتحاديه عرب براي يافتن راه حلي که حق همه ‏احزاب لبنان را مد نظر داشته باشد، استقبال مي کند.‏

مخالفان لبنان که حزب الله در راس آن قرار دارد، درباره رئيس جمهور جديد اين کشور با دولت، اختلاف نظر ‏دارند.‏

منبع: ميدل ايست آنلاين، 30 ژانويه

نگاه تلگراف به پيشنهاد کمک ايران به دولت قاهره -- علاقه به رابطه با مصر

ايران به دنبال استفاده از بحران غزه براي افزايش نفوذ خود در خاورميانه است.‏‎ ‎تهران ديروز براي حل ‏مشکل هجوم فلسطينيان به مناطق مرزي مصر، به اين کشور پيشنهاد کمک هاي مالي کرد.‏

اين آخرين پيشرفت در روند ارتقاء روابط دو کشور است. هفته پيش نيز محمود احمدي نژاد با همتاي مصري ‏خود، حسني مبارک، گفتگوي تلفني کرد. اين اولين تماس دو رييس جمهوران دو کشور محسوب مي شود. ‏
هنوز محتواي گفتگوي آنها فاش نشده اما مقامات در تهران مي گويند روابط ديپلماتيک دو کشور پس از حدود ‏سي سال در آستانه برقراري مجدد است.‏

اين جريانات از ديد اسراييل دور نمانده است. از نظر اسراييل، ايران يک کشور متخاصم است و کليه تلاش ‏هاي آنها براي نفوذ در افکار عمومي فلسطينيان زير نظر گرفته شده است.‏

حماس به عنوان يک گروه نظامي اسلام گرا که کنترل غزه را در دست دارد از سوي غرب به عنوان گروه ‏تروريستي شناخته مي شود. اين در حالي است که اين گروه از پشتيباني سياسي، نظامي و مالي ايران بهره مند ‏است. ‏

منوچهر متکي، وزير خارجه ايران، ديروز اعلام کرد روابط سياسي ميان دو کشور به زودي دوباره برقرار ‏مي شود. ‏

او گفت: "ما در آستانه برقراري روابط رسمي سياسي هستيم و منتظر اعلام آمادگي برادران مصري خود مي ‏باشيم."‏

او ضمناً گفت تهران از مصر خواسته است مرزهايش را با غزه مسدود نکند تا اجازه انتقال کمک هاي تامين ‏شده توسط ايران، به دست شهروندان غزه برسد.‏

استفاده ايران از کمک هاي انساندوستانه، به عنوان تقويت بازوي سياسي اين کشور در دنيا شناخته مي شود. ‏مهمترين نوع اين کمک ها، پشتيباني ايران از شيعيان جنوب لبنان است. ‏

مقامات امنيتي اسراييل از گذشته ايران را متهم به تامين سلاح هايي نموده اند که از طريق تونل هاي ‏زيرزميني به درون غزه قاچاق مي شوند.‏
‏ ‏
اکنون که حصارهاي مرزي تخريب شده اند، بيم آن مي رود که انتقال سلاح ها با پشتيباني ايران سرعت ‏بيشتري بگيرد.‏

ارتباط دو کشور ايران و مصر در دهه 1980 رو به وخامت گذاشت. اين يک سال بعد از وقوع انقلابي بود ‏که ايران را تبديل به جمهوري اسلامي نمود. قطع روابط نيز به دنبال اعتراض ايران به اقدامات مصر در به ‏رسميت شناختن اسراييل، ميزباني از شاه سرنگون شده و پشتيباني اين کشور از بغداد در دوران جنگ دهه ‏‏1980صورت گرفت.‏

منبع: تلگراف – 29 ژانويه

Wednesday, January 30, 2008

تحلیل بوستون گلوب به اجماع جهانی عليه ايران-- دلایل تعویق قطعنامه تازه

‏‏لوويس کاربونيه

در حالی که گفته می شود بریتانیا ، فرانسه ، ايالات متحده، روسيه و چين بر سر پيش نويس يک قطعنامه ‏تحريمی جديد سازمان ملل عليه ايران، به خاطر برنامه هسته ای اين کشور، به توافق رسيدند، ديپلمات ها ‏سازمان ملل گفتند چند هفته تا زمان رای گيری در شورای امنيت برای دور جديد تحريم ها عليه ايران زمان ‏باقی است. ‏

کشورهای غربی می گويند خودداری ايران از عمل به درخواست های شورای امنيت برای تعليق غنی سازی ‏اورانيم، تاييدی بر سوء ظن آنها در تلاش ايران برای دستيابی به سلاح هسته ای است. ايران هم می گويد ‏برنامه هسته ای آن کشور صلح آميز بوده و غنی سازی حق مسلم آنهاست. ‏

پنج عضو دايم شورای امنيت سازمان ملل روز دوشنبه با اعضای غير دايم اين شورا برای آماده سازی مراحل ‏تصويب قطعنامه تحريمی جديد ديدار کردند. نماينده چين گفت ممکن است اين روند هفته ها طول بکشد. ‏
ليو ژن مين، معاون سفير چين در ايالات متحده، قبل از ديدار پيش رو در بريتانيا گفت: "ممکن است اين ‏قضيه چند هفته طول بکشد." وی از بيان جزييات بيشتر خودداری کرد. ‏

يک مقام آمريکايی هم گفت واشنگتن ماه هاست که برای اعمال تحريم های جديد فشار وارد می کند و خواستار ‏سرعت عمل بيشتری بوده است. اما ديپلمات های غربی گفتند قصد آنها صرف زمان کافی در حصول اطمينان ‏از دستيابی به يک توافق کامل بر روی سلسله تحريم های جديد بوده است. ‏

گزارش امنيتی ايالات متحده در ماه گذشته از وجود يک برنامه تسليحات هسته ای در ايران خبر داده بود که ‏در سال 2003 متوقف شده است. ديپلمات های غربی هم گفتند تنبيهات جديد که در راستای تحريم های قبلی ‏است، بهترين راهکار مناسب در جو غافلگير کننده ناشی از انتشار اين گزارش امنيتی بوده است. ‏

کالين کيتينگ، سرپرست اطلاع رسانی شورای امنيت- يک نهاد مستقل ناظر بر شورا، گفت هيچ شکی نبود ‏که قطعنامه مورد تصويب قرار می گيرد. او گفت تحريم های جديد متعادل بوده و باعث دسته بندی در شورا ‏نمی شود. با اينحال آفريقای جنوبی و اندونزی مايل به برخی تغييرات هستند. ‏

دوميسانی کومالو، سفير آفريقای جنوبی در سازمان ملل، گفت کشورش مايل است منتظر گزارش پيشرفت ‏های موجود در جريان بازرسی های صورت گرفته از ايران از سوی محمد البرادعی- رييس آژانس بين ‏المللی انرژی هسته ای- بماند.‏
او گفت: "من فکر می کنم گزارش آژانس بسيار مهم است زيرا آنها ... با تجربه هستند. اجازه بدهيد ببينيم آنها ‏چه خواهند گفت." ‏
آفريقای جنوبی يک کشور کليدی در جنبش غير متعدهاست که عضو گروهی از کشورها ی عمدتاً مخالف ‏درمورداعمال فشار بر ايران برای تعليق غنی سازی قرار می گیرد. آنها معتقدند کشورهای ثروتمندتر به ‏دنبال ايجاد يک حق انحصاری برای غنی سازی سوخت اورانيوم هستند. ‏

انتظار می رود البرادعی گزارش خود را در هفته سوم ماه فوريه به شورای امنيت تسليم کند. چند ديپلمات ‏گفته اند که رييس آژانس قصد دارد در جريان گزارش خود از پيشرفت چشمگير در رفع ابهامات باقيمانده در ‏برنامه هسته ای گذشته ايران خبر بدهد. ‏

ريچارد گرنل، سخنگوی نماينده ايالات متحده در سازمان ملل، گفت قطعنامه دوم تحريمی در مارس 2007 ‏توسط شورا به تصويب رسيد. در اين قطعنامه يک فرصت 60 روزه در نظر گرفته شده بود که در صورت ‏ادامه غنی سازی توسط ايران، اعمال تنبيهات بيشتر در دستور کار قرار بگيرد. ‏

گرنل گفت: "قطعنامه 1474 درخواست تعليق کرده است. واقعيت اين است که تعليق اتفاق نيفتاده است. ما ‏فکر می کنيم در اين شرايط نياز به اقدام شورای امنيت هست."‏

ويتالی چورکين، سفير روسيه نيز گفت گزارش آژانس بين المللی انرژی هسته ای فوق العاده بود. او در عين ‏حال اضافه کرد درخواست های شورا هم قاطعانه بوده است. ‏

او گفت: "پيگيری همکاری ايران با آژانس بسيار مهم است و من اميدوارم اين همکاری ادامه پيدا کند. اما ... ‏آنطرف قضيه هم درخواست های مشخص شورای امنيت است، ما بايد خيلی خوب حواسمان به اين دو باشد."‏
به نظر می رسد منظور او درخواست شورا از ايران برای تعليق غنی سازی به عنوان يک معيار ‏اعتمادسازی است. ‏

منبع: بوستون گلوب – 28 ژانويه ‏

تفسير کرونيکل از هشدار آمريکا به ترکيه -- مراقب بانک های ايرانی باشيد

يک مقام وزارت خزانه داری ايالات متحده از ترکيه خواست مراقب معاملات مالی خود با ايران باشد. ‏واشنگتن، ايران را به تلاش برای توليد جنگ افزار هسته ای و نيز حمايت مالی از تروريسم متهم کرده است. ‏
استورات ای لوی، معاون خزانه داری آمريکا در امور مربوط به تروريسم و امنيت مالی، از ترکيه خواست ‏فعاليت های سه شعبه بانک ملت ايران را که در ترکيه مشغول به کارند، به دقت زير نظر داشته باشد. ‏
مقامات ايالات متحده می گويند بانک ملت در خدمت سازمان انرژی هسته ای ايران است و ايران در حال ‏تلاش برای دستيابی به سلاح هسته ای است.‏

او ضمن اشاره به برنامه هسته ای ايران گفت: "ايران از بانک هايش خصوصاً برای برنامه های موشکی ‏استفاده می کند."‏

تهران اين اتهامات را رد می کند و بر صلح آميز بودن برنامه هسته ای خود تاکيد می ورزد. ايران می گويد ‏اين انرژی را برای توليد الکتريسته نياز دارد. ‏

لوی گفت دست ايران از بسياری از بانک های بزرگ اروپايی کوتاه شده است و آنها بدنبال راههای جديد ‏برای رخنه به سيستم های مالی بين المللی هستند.‏

لوی می گويد نزديکی و تاريخ مشترک ترکيه و ايران، و نيز ارتباطات ميان مردم دو کشور موجب شده که ‏ترکيه تبديل به مکانی شود که "نيازمند هوشياری بیشتری است."‏

او گفت: "اين يک امر اساسی است که در اطلاعات موجود سهيم شويم و در مورد خطرات موجود بحث ‏کنيم... برای اطمينان از اينکه موسسات مالی ترکيه مورد سوء استفاده موسسات مالی ايرانی و بانکهای دولتی ‏آن کشور قرار نگيرند نياز به هوشياری و مراقبت است." ‏

لوی می گويد موسسات ايرانی از مووسات مالی طرف معامله درخواست حذف نام شرکت های ايرانی از ‏اوراق معاملاتی را کرده بودند. ‏

لوی ادامه داد: "چنين رفتار فريبکارانه ای باعث شده بسياری از موسسات مالی دنيا، يا از معامله با ايران ‏صرفنظر کنند و يا سطح همکاری خود را به حد چشمگيری کاهش دهند."‏

سال گذشته تحريم های ايالات متحده انجام معاملات مالی با بانک ملت و يک بانک ايرانی ديگر به نام بانک ‏ملی را ممنوع اعلام کرد. نام اين دو بانک به فهرست ديگر موسساتی اضافه شد که از قبل مشمول اين ‏ممنوعيت بودند. در پی اين اقدام، بانک های ايرانی برای تامين دلار از بانک های اروپايی دچار مشکلات ‏بيشتری شدند. ‏

در جريان تحريم های فراگير ايالات متحده عليه ايران درماه اکتبر، از بانک های ملت، ملی و صادرات ايران ‏به عنوان حاميان گروه های تروريستی و فعاليت هايشان در افغانستان، عراق و خاورميانه نام برده شد. ‏
به گفته مقامات وزارت خزانه داری آمريکا، اين موسسات به همراه ديگر بانک های ايرانی مشمول تحريم ها ‏یعنی نام بانک سپه، عامل بيش از 50 درصد از نقل و انتقالات مالی ايران هستند. ‏

منبع: کرونيکل – 28 ژانويه ‏


گزارش سانفرانسيسکو کرونيکل --- قطعات اف-14 از دسترس ايران دور می شوند

شارون تيمر

جرج بوش مصوبه ای را امضاء کرد که بر طبق آن پنتاگون از فروش قطعات مازاد جت جنگنده اف- 14 منع ‏می شود. اين اقدام در راستای پر کردن شکاف امنيتی بوجود آمده ضمن حراج قطعات نظامی مازاد اين کشور ‏انجام می شود. ‏

وجود اين شکاف باعث می شد ايران برای تامين نياز وافر خود به قطعات يدکی، به فروش قطعات مازاد ‏ارتش آمريکا نیاز ويژه ای داشته باشد. ‏

سناتور دموکرات ران وايدن از ايالت اورگان و سناتور جمهوريخواه گابريل گيفوردز از آريزونا پيشنهاد اين ‏مصوبه را در حالی ارايه دادند که خبرگزاری آسوشيتد پرس در سال گذشته از استفاده خريداران ايرانی، ‏چينی و ساير کشورها از فرصت موجود در فروش قطعات حساس نظامی توسط پنتاگون خبر داده بود. اين ‏فروش ها شامل قطعات جنگنده اف- 14 و ساير هواپيماها و نيز اجزای موشک می شدند. ‏

ايران تنها کشوری است که هنوز از جنگنده تام کت (نام ديگری برای اف-14) استفده می کند. ايالات متحده ‏اين هواپيماها را در سال 2006 از دور خارج کرد. ‏

بوش فروش تام کت را ضمن امضاء يک صورتحساب 696 ميليارد دلاری ممنوع اعلام کرد. وی در مورد ‏قواعد موجود درباره اف -14 ابراز نظری نکرده است. ‏

ايران در سال 1970 در زمانی که هم پيمان آمريکا محسوب می شد، جنگنده های تام کت را خريداری نمود. ‏در آن زمان دولت های دو کشور از چنان ارتباط نزديکی برخوردار بودند که حتی خلبانان آمريکايی کار ‏انتقال هواپيماها را به ايران انجام دادند. ‏

بحران گروگانگيری سال 1979 که بدنبال سرنگونی شاه از سلطنت اتفاق افتاد، موجب شد ايالات متحده ‏روابط ديپلماتيک خود را با ايران قطع کند. بعدها هم بوش ايران را جزيی از "محور شرات" خطاب کرده ‏است. ‏

مقامات آمريکايی معتقدند تعداد زيادی از تعداد 79 جت تام کت که به ايران تحويل داده شده بود يا سقوط کرده ‏اند و يا برای استفاده از قطعاتشان متلاشی شده اند. آنها می گويند ايران تنها قادر به توليد بخشی از قطعات ‏مورد نياز برای کارکرد اف-14 است و نياز مبرم به قطعات اصلی دارد.‏

مقامات قضايی ايالات متحده می گويند ايران در فروش های پنتاگون تنها به دنبال قطعات تام کت نبوده، بلکه ‏قطعات هليکوپتر شينوک نيز طی فروشی توسط وزارت دفاع آمريکا به ايران راه پيدا کرده است. ‏

بعد از انتشار گزارش آسوشيتد پرس در سال گذشته، پنتاگون با توجه به نگرانی های امنيتی اعلام کرد جلوی ‏فروش قطعات اف-14 را خواهد گرفت. ارتش تصميم گرفته اجزای با قابليت استفاده اختصاصی در تام کت ‏را نابود کند اما ساير قطعات که هنوز برای هواپيماهای ديگر به کار می آيند را به فروش برساند. اين قانون ‏هم باعث نگرانی بازرسان کنگره و مقامات قضايی فدرال شد چرا که ممکن است بازهم قطعاتی با کاربرد در ‏اف-14 هنوز لابلای ساير قطعات به فروش برسد. ‏

در همين اوضاع و احوال بود که ارتش از تابستان گذشته تصميم گرفت تام کت های خود را نابود کند و برای ‏اينکار گورستانی را در آريزونا در نظر گرفت. ‏

گيفوردز و وايدن می گويند نياز به يک ممنوعيت دايمی و فراگير برای فروش قطعات اف-14 احساس می ‏شود تا هيچ قطعه ای از اينجا خارج نشود. مصوبه جديد تنها به نهادهايی مانند موزه های ايالات متحده و ‏گروههای تاريخی اجازه خريد اف -14 يا قطعات تام کت را می دهد. اين جت ها از نظر نظامی بلا استفاده ‏هستند. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 28 ژانويه ‏

تحلیل وال ستریت ژورنال درباره انتخابات مجلس -- موضوع اصلی، اقتصاد

در ایران هم فصل انتخابات است و موضوع اصلی ممکن است آشنا بنظر برسد: اقتصاد. این خبر بدی ‏برای رئیس جمهور احمدی نژاد است که در سال 2005 با دادن وعده تقسیم ثروت های نفتی کشور در ‏میان مردم به قدرت رسید. با وضعیت بحرانی اقتصاد ایران، بسیاری از کسانی که زمانی متحد احمدی ‏نژاد بودند هم اکنون از شکست او در تحقق وعده هایش انتقاد می کنند. همزمان با فرا رسیدن انتخابات ‏مجلس در ماه مارس، این انتقادات موقعیت او را از بیخ و بن در میان محافظه کارانی که بر مجلس ‏سلطه دارند، تضعیف کرده اند.‏

• چه اتفاقی در شرف وقوع است: همزمان با وضعیت بحرانی اقتصاد ایران، متحدان محافظه ‏کار احمدی نژاد، رئیس جمهور پوپولیست را ترک می کنند.‏

• چه چیز در خطر است: در صورتی که متحدان احمدی نژاد در انتخابات ماه مارس مجلس ‏کرسی های مجلس را از دست بدهند، این رأی گیری یک شکست سیاسی دردناک برای رئیس ‏جمهور خواهد بود. ‏

• چه چیز پیش روست: انتخابات ریاست جمهوری سال 2009.‏

اما این احتمال که گروههای مخالف اصلاح طلب ایران قدرت را در دست گیرند، وجود ندارد. بسیاری ‏از کاندیداهای اصلاحات هفته گذشته دریافتند که نظام تحقیق و بررسی که توسط تشکیلات محافظه کار ‏ایران اداره می شود، صلاحیت آنها را رد کرده است. این قبیل رد صلاحیت ها می توانند مورد ‏اعتراض و پیگیری قرار گیرند و نتایج آنها برعکس شوند، اما اعضای احزاب امیدی چندانی برای ‏پیروزی در انتخابات ندارند. ‏

سال گذشته بسیاری از محافظه کاران بخاطر مسائل اقتصادی از تیم احمدی نژاد جدا شدند. در عین ‏حال عدم حمایت مجلس نیز می تواند تصویب سیاست های اقتصادی رئیس جمهور را دشوارتر کند. ‏اما سیاست خارجی احمدی نژاد– به ویژه عزم او برای دنبال کردن برنامه هسته ای به رغم تهدید ‏تحریم ها – همچنان از حمایت قابل توجهی در میان محافظه کاران برخوردار است. ‏

در هفته های اخیر انتقاد از عملکرد احمدی نژاد بیش از پیش افزایش یافته است. محمد خوش چهره، ‏نماینده محافظه کار مجلس که زمانی متحد احمدی نژاد بود، می گوید:" اگر ما روند فعلی سیاست های ‏اقتصادی دولت را ادامه دهیم- که من به تغییر آنها خوش بین نیستم- آنوقت سر از یک وضعیت ‏بحرانی درمی آوریم."‏

هفته گذشته رئیس مجلس نیز در اقدامی نامعمول، محتوای نامه آیت الله علی خامنه ای را افشا کرد. در ‏این نامه خامنه ای از احمدی نژاد بخاطر مخالفت با دستور مجلس در خصوص ارسال گاز طبیعی به ‏روستاهای دورافتاده ای که با سرمای غیرعادی زمستان امسال دست و پنجه نرم می کنند، انتقاد کرده ‏است.‏

به اعتقاد برخی از تحلیلگران، این اقدام ضربه محکمی برای رئیس جمهور بوده است و اولین شکاف ‏علنی میان احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای تلقی می شود. اگرچه رئیس جمهور توسط رهبر انتخاب ‏نمی شود، اما این اقدام خامنه ای می تواند محبوبیت احمدی نژاد را کاهش دهد. علاوه بر این، افشای ‏انتقاد خامنه ای تازه ترین مانور محافظه کاران مجلس برای فاصله گرفتن از سیاست های اقتصادی ‏رئیس جمهور به شمار می رود.‏

محمدعلی ابطحی روحانی اصلاح طلب و معاون رئیس جمهور محمد خاتمی می گوید:"محافظه کاران ‏درصددند با فاصله گرفتن از احمدی نژاد زمینه را برای انتخابات خود مهیا کنند." ابطحی می گوید، ‏با توجه به رد گسترده صلاحیت اصلاح طلبان، امید چندانی برای بازگشت آنها به انتخابات مجلس ‏امسال وجود ندارد، اما او نسبت به حضور آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 امیدوارتر ‏است، چرا که در این انتخابات کاندیداهای اصلاح طلب بسیار بهتر شناخته و سخت تر رد صلاحیت ‏خواهند شد.‏

در انتخابات شهرداری [شوراهای شهر] اواخر سال 2006، جمع محافظه کاران تندرو و طرفدار ‏احمدی نژاد جای خود را به محافظه کاران و اصلاح طلبان انعطاف پذیرتر و عملگرا دادند. در ‏صورتی که محافظه کاران متحد برعلیه احمدی نژاد در انتخابات ماه مارس مجلس پیروز شوند، این ‏پیروزی می تواند ضربه دیگری برای احمدی نژاد باشد. ابطحی دربارۀ کاهش محبوبیت احمدی نژاد ‏می گوید:" ما انتظار نداشتیم این امر اینقدر زود اتفاق بیفتد و این شکاف اینقدر عمیق باشد."‏

منبع: وال استریت ژورنال، 29 ژانویه‏

Tuesday, January 29, 2008

تحليلي از اينترنشنال هرالد تريبون -- از تحريم هاي جدي خبري نيست

هفته گذشته، کاندوليزا رايس، پيشنهاد ديگري به ايران کرد که ممکن است رد شود. رايس که در داووس سخن مي ‏گفت، اظهار داشت که آمريکا نمي خواهد که ايران "دشمن دائمي" اش باشد و اگر ايران برنامه سوخت اتمي اش ‏را کنار بگذارد، روابط بهتر با تهران، ممکن مي شود.‏

ايران اين پيشنهاد مبهم و با شرايط سخت آمريکا را رد کرده است و به نظر مي رسد که اين بار تحت تاثير ‏پيشنهادهاي آمريکا قرار نگرفته است. ‏

تهران باز هم نسبت به قطعنامه هاي سازمان ملل و تحريم هايي که شوراي امنيت در نظر خواهد گرفت، بي ‏اعتنايي کند. پيش نويس قطعنامه شامل تنبيه هاي جديدي است که از کشورها مي خواهد که اگر مشکوک شدند که ‏اشيايي مربوط به برنامه هاي هسته اي در بار ايرانيان است، وسايل آنان را در کشتي ها و هواپيما ها بازرسي ‏کنند. در اين پيش نويس از تحريم هاي جدي اقتصادي خبري نيست.‏

همه ما از اينکه آمريکا و اروپايي ها موفق شوند چين و روسيه را به امضاي قطعنامه تشويق کنند، شگفت زده ‏شده و قوت قلب گرفته ايم. همه بازيکنان اصلي اين ماجرا به غير از آمريکا، دلايل اقتصادي زيادي براي ‏خودداري از اعمال فشار به ايران دارند و جورج بوش هم کارها را مشکل تر کرده است؛ او با وجود آن که منابع ‏اطلاعاتي خودش گزارش داده اند که ايران دست از برنامه پنهاني اش براي توليد سلاح اتمي کشيده، هنوز ‏صحبت از جنگ جهاني سوم را کنار نگذاشته است.‏

اين موضوع که بعضي از کشورهاي اروپايي هنوز درباره تحريم هاي محدود تر صحبت مي کنند، باعث تعجب ‏بعضي ها در ايران شده است. اما مسلما چين و روسيه هم از خطر ايران اتمي در هراسند. هر چه ايران بيشتر با ‏شوراي امنيت مخالفت کند و به غني سازي اورانيوم ادامه بدهد، دانشمندانش به تبحر بيشتري در ساخت سلاح ‏اتمي دست پيدا مي کنند. به نظر نمي رسد که ايران بدون تنبيه شديدتر و تشويق هاي قوي تر، دست از تلاش هايش ‏بردارد.‏

حتي اگر قطعنامه پذيرفته شود، اروپا، آمريکا و کشورهاي حاشيه خليج فارس که گفته اند مانع دسترسي ايران به ‏سلاح اتمي خواهند شد، بايد براي پر کردن چاله هاي اقتصادي شان بعد از تحريم ايران، تلاش کنند. آنها مي ‏توانند با دستور دادن به بانک هايشان که ديگر با بانک هاي ايراني ملي و صادرات، کار نکنند، قدم اول را ‏بردارند. سال گذشته، سختگيري آمريکا در مورد بانک ها مشکلات زيادي براي تجارت با ايران ايجاد کرد.‏

اما کيست که نداند که بايد روسيه و کشورهاي عرب، دست از رياکاري بردارند. روسيه با وجود اينکه پشت تحريم ‏ايران ايستاده ، براي رآکتور اتمي بوشهر، سوخت هسته اي مي فرستد. عربستان سعودي، که به اندازه آمريکا از ‏ايران اتمي وحشت دارد، ميزبان رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد، در مراسم حج امسال بود. هفته گذشته، ‏حسني مبارک، رئيس جمهور مصر، که يکي ديگر از متحدان آمريکاست، اولين گفتگوي تلفني را با رئيس جمهور ‏ايران در خصوص مسائل منطقه، انجام داد.‏

‏ تشويق ايران به آمريکا مربوط مي شود. اينکه فقط از بهبود روابط صحبت شود، مسلما براي جلب توجه ايران ‏کافي نيست. اگر ايران آمادگي داشته باشد، اقدامي بزرگ تر مثل فرستادن هيئتي بلندپايه به ايران که فهرستي از ‏هداياي اقتصادي و ديپلماتيک را به اين کشور بدهند و برنامه زماني براي از سر گرفتن روابط کامل سياسي ارائه ‏کنند، مي تواند اقدامي باورپذير تلقي شود.‏

ما نمي توانيم تضمين کنيم که سران ايران آمادگي چنين کاري را داشته باشند.‏
شايد بهتر باشد که پيامي براي مردم ايران درباره بلاهت رهبرانشان فرستاده شود. اين اقدام به بوش اين اعتبار را ‏مي دهد تا از روسيه و چين و مصر و عربستان و بقيه کشورهايي که در اين فهرست هستند، بخواهد که براي ‏متوقف کردن ايران، تلاش بشتري کنند.‏

منبع: اينترنشنال هرالد تريبون، 28 ژانويه ‏

نگاه اينديپندنت به آشفته بازار موسيقي ايران -- خواننده هاي زيرزميني خواستار چرخش فرهنگي

آقاي فلاکت در حالي روي صندلي خود در يک استوديوي ضبط در ساختماني در مرکز تهران لم داده که دور ‏تادورش را چند ميکسر صدا پر کرده است. مي شود گفت اين خواننده رپ فارسي با پيراهن سياهي که به تن ‏دارد و با موهاي کوتاه و سيخ شده که در آرايشگاه ها به آن مدل "تن تن" مي گويند، شکل يک پانک را ‏دارد. ‏

اين خواننده 27 ساله که عمدا اين نام را براي خود برگزيده مي گويد: "من از 15 سالگي زندگي ام را پاي ‏رپ گذاشتم. رپ خداي من است." اما فلاکت به خوبي مي داند که براحتي نمي گذارند حرفه او موسيقي رپ ‏باشد. موسيقي در ايران ممنوع است. ‏

استفاده خواننده هاي رپ (رپر) از لهجه آمريکايي، مطالب غيراخلاقي و گاهي بکارگرفتن صداي زن به ‏عنوان آوازخوان اصلي يا زمينه، همگي استفاده از مظاهر غرب به حساب مي آيد و از نظر حکومت ممنوع ‏است. ‏

فلاکت و ساير خواننده هاي رپ در ايران عليرغم همه محدوديت هاي موجود، اسطوره هاي صحنه موسيقي ‏زيرزميني ايران هستند. گروه زيرزميني به گروههايي گفته مي شود که وزارت فرهنگ کشور از دادن مجوز ‏به آنها خودداري مي کند. در کشوري که 70 درصد جمعيت آن زير 32 سال د ارند، جامعه در دست جوان ‏هاست و از آن ها تاثير مي گيرد. ‏

فلاکت از محبوبيت خودش مطلع است. او با کم رويي مي پذيرد که از زمان بيرون آمدن اولين ترانه پر سر و ‏صدايش به نام "نازگل" در ماه مارس گذشته که مضمون عشق و وفاداري دارد، دختران طرفدار "پرو پا ‏قرص او شده اند". او با لبخندي مي گويد: "مجبور شدم دو بار شماره تلفن همراهم را عوض کنم."‏

با به بازار آمدن کانال هاي ماهواره اي فارسي زبان در اوايل دهه 1990، موسيقي هيپ- هاپ که آن هم غير ‏قانوني است به شدت گل کرد و طرفدارانش در نهايت آنرا به سبک و سياق خود درآوردند. ‏

يک گروه رپ ديگر به نام زدبازي، با آهنگ "مهموني" يا "در کلاب" موسيقي رپ خلاف را معرفي کردند. ‏معروفترين رپر ايراني سروش لشکري نام دارد که با نام مستعار "هيچکس" به عنوان "خداي رپ فارسي" ‏خوانده مي شود. در مملکتي که آوازخواني براي زنان ممنوع است، رپرهاي دختر هم به طرز شگفت انگيزي ‏سر برآورده اند. ‏

اولين دختر خواننده رپ و هيپ – هاپ، سالومه نام دارد که بيشتر به مضامين اجتماعي نظير مصايب جنگ ‏عراق و مشکلاتي نظير فاحشگي توجه دارد. ‏

با درنظر گرفتن محدوديت هاي موجود، يکي از راه هايي که رپر هاي ايراني موسيقي خود را به گوش مردم ‏کشورشان و دنيا مي رسانند، استفاده از اينترنت است. خيلي از وب سايت ها نظير "رپ 98" و "پارس هيپ ‏هاپ"، کار دانلود اين آهنگ ها را آسان کرده اند. ممکن است اين موسيقي مشهور شده باشد اما به خاطر ‏قوانين موجود، پول کمي در اين صنعت وجود دارد. خيلي از مغازه هاي فروش سي دي، از فروختن موزيک ‏هاي زيرزميني خودداري مي کنند. آنها مي ترسند که اگر گير بيفتند، با زندان و جريمه سنگين روبرو شوند. ‏گاهي اجراي کنسرت در اجتماعات خصوصي هم به خاطر ترس از آدم هاي مذهبي گوش به زنگ، لغو مي ‏شود. ‏

در مارس سال گذشته، دولت فيلتر کردن وب سايت هاي موسيقي رپ را آغاز کرد. در آوريل گدشته هم ‏تعدادي از رپرها دستگير شدند و استوديوهايشان غارت و سپس پلمپ شد. فلاکت هم يک بار دستگير شد و با ‏قيد ضمانت آزاد. ‏

محمد دشت گلي از وزارت ارشاد ايران که مسوول تطبيق آلبوم هاي موسيقي با "قوانين اسلامي" است مي ‏گويد: "خود رپ هيچ اشکالي ندارد. اما به خاطر استفاده از کلمات غير اخلاقي، در دسته غير قانوني طبقه ‏بندي شده است. آنها 100 آهنگ ايراني مي سازند که 80 درصد آنها رپ است و فقط براي دو تا از اينها از ‏طرف وزارتخانه مجوز صادر شده ." او اضافه کرد "اگر ما بخواهيم خطوط قرمز را مطابق خواست آنها ‏تنظيم کنيم، رپ نابود مي شود." اما او اميدوار است موسيقي رپ روزي در ايران از وضعيت زيرزميني به ‏روي زمين بيايد. او مي گويد: "جوانان در اکثريت هستند و نمي توان خواست هايشان را نديده گرفت."‏

منبع: اينديپندنت – 28 ژانويه ‏

گزارش سانفرانسيسکو کرونيکل از بازار سياه سوخت -- رونق بازار قاچاق بنزين در ايران

هر روز در بندرعباس در خياباني که به "خيابان اوپک" معروف شده، ده ها فروشنده با پيت هاي پلاستيکي ‏پر از بنزين بازار سياه، در حال چانه زدن با راننده هاي گرفتار بر سرقيمت بنزين اند. ‏

ايران چهارمين کشور بزرگ توليد کننده نفت دنياست و دولتش از سال گذشته به اميد قطع سوبسيد دولتي، ‏بنزين را جيره بندي کرده است. اين موجب ايجاد يک بازار سياه پررونق بنزين براي مردم مايوس از سياست ‏هاي اقتصادي محمود احمدي نژاد- رييس جمهور تندرو- در سراسر کشور شده است. ‏

بازار سياه بنزين در تهران و ساير شهرها در اطراف پمپ هاي بنزين متمرکز شده است؛ جايي که راننده ها ‏مخصوصاً در هنگام شب به دارندگان بنزين مازاد، نظير تاکسي ها و وانت دارها، مراجعه مي کنند. ‏

اما در بندرعباس، اين شهر بندري در حاشيه خليج فارس و در بلواري که به قدرداني از سپاه پاسداران ايران ‏نام بلوار پاسداران را به خود گرفته است، بازار سياه گسترده اي در روز روشن برپاست. نام مستعار "خيابان ‏اوپک" هم پوزخند تلخي به اين واقعيت است که کشوري که زماني پيشرو و بنيانگذار اوپک [سازمان ‏کشورهاي توليد کنندگان نفت] بود حالا به جيره بندي بنزين دست زده است. ‏

جابر دهقاني، يک فروشنده 27 ساله در حاليکه با ظرف هاي پلاستيکي در کنار جاده ايستاده است مي گويد: ‏‏"هر راننده تاکسي يا هر کسي که به بنزين احتياج دارد، مي داند خيابان اوپک کجاست. من خوشحالم، تعداد ‏مشتري هاي من روز به روز زيادتر مي شوند."‏

ايران روزانه 2/4 ميليون بشکه نفت خام توليد مي کند که 5/2 ميليون بشکه از آن را به کشورهاي ديگر مي ‏فروشد. به اين ترتيب ايران دومين توليد کننده بزرگ اوپک محسوب مي شود. معذالک ايران به خاطر کمبود ‏پالايشگاه، مي بايست سالانه 3 ميليارد دلار براي واردات بنزين مصرفي در داخل هزينه کند. ‏

در اين کشور 7 ميليون وسيله نقليه شخصي وجود دارد که مشمول استفاده از بنزين يارانه اي هستند. دولت در ‏حال حاضر اين بنزين را با حجم محدود و از طريق سهميه بندي در اختيار گذاشته است. ‏

اين وضعيت جديد از ماه مي با کاهش 25 درصدي از ميزان يارانه ها آغاز شد و رقم بنزين از 30 سنت ‏براي هر گالون به 38 سنت افزايش يافت. سپس در ماه ژوئن سهميه بندي اصلي به اميد کاهش تقاضا آغاز ‏شد. دولت اميدوار بود از محل کاهش اين يارانه ها، سالانه ميلياردها دلار صرفه جويي کند. ‏

دولت اين امکان را داشت که يارانه را به مقدار بيشتري کم کند اما اين اقدام به قيمت کاهش زياد محبوبيت ‏دولت تمام مي شد. تنها افزايش محدودي در بهاي بنزين در ماه مه، بروز ناآرامي و حملات به پمپ بنزين ها ‏را موجب شده بود. بنابراين افزايش اندک بهاي بنزين و برقراي جيره بندي به عنوان راه حل انتخاب شد. ‏
‏ اين سيستم عامل خشم بسياري از ايراني ها شده است. مردم در عين حال بايد با عوارض افزايش تورم و ‏کمبود سوخت گرمايي در زمستان سرد هم دست و پنجه نرم کنند که تا کنون موجب کشته شدن 60 نفر از ‏سرما شده است. ‏

احمدي نژاد در سال 2005 با شعارهاي عوامگرايانه به قدرت رسيد. او قول داده بود درآمد نفت را پاي سفره ‏هاي مردم مي آورد، به مردم فقير کمک مي کند و بيکاري را ريشه کن مي کند. تصور مي شود رشد بيکاري ‏تا حالا به 20 درصد افزايش يافته باشد. در زمان دولت او، بهاي مسکن و مايحتاج اساسي به طرز چشمگيري ‏افزايش يافته است. ‏

اين باعث رشد فزاينده نارضايتي ها از او شده و آتش انتقادات را شعله ور ساخته است. ‏

بعضي منتقدان ايراني مي گويند احمدي نژاد بايد از صرف اين همه وقت براي رويارويي با غرب بر سر ‏برنامه هسته اي دست بردارد و فکري به حال مديريت اقتصادي کشور کند. خيلي ها هم جيره بندي را يک ‏ابزار اقتصادي نمي دانند بلکه آنرا پيش آگهي از تحريم هاي اقتصادي احتمالي و بيشتر سازمان ملل تلقي مي ‏کنند. ‏

سهميه بندي بنزين در ابتدا به هر راننده شخصي حق برخورداري از 26 گالون سوخت در ماه با قيمت 38 ‏سنت را داده بود. براي راننده هاي تاکسي نيز در ابتدا سهميه 211 گالون در ماه با قيمت مشابه در نظر گرفته ‏شده بود. ‏

درماه دسامبر سهميه بنزين راننده هاي شخصي کمي افزايش يافته و به 32 گالون در ماه رسيد. سهميه تاکسي ‏دار ها هم ، احتمالاً در تلاش براي مقابله با بازار سياه، به 106 گالون در ماه تقليل داده شد. ‏

با اين حساب هر گونه معامله بنزين در خارج از محدوده اين سهميه ها مي بايست با قيمت آزاد و در بازار ‏سياه اتفاق بيفتد. ‏

جبار مي گويد او بنزين را از کساني که به همه سهميه شان احتياج ندارند به قيمت حدوداً 60/1 دلار براي هر ‏گالون مي خرد. او سپس بنزين را با قيمتي بين 80/2 تا 80/4 دلار براي هر گالون مي فروشد. ‏

دولت تا اينجا مدعي است که سهميه بندي، مصرف بنزين را معادل 5 ميليون گالون کاهش داده و به 16 ‏ميليون گالون در روز رسانده است. ‏

در اين اوضاع و احوال بازار سياه در حال رونق بيشتر است. مانند خيلي از معاملات غيرقانوني ديگر، از ‏جمله مشروب و رسيورهاي ماهواره اي و سي دي، ممکن است مقامات با آن کنار بيايند. البته آنها اخيراً به ‏چند پمپ بنزين حمله کردند و کارکنان آنها را بازداشت کرده اند. ‏

در بندر عباس ايجاد بازار سياه امري طبيعي است. اينجا شهر مهم بندري است که به تنگه هرمز مشرف ست. ‏اين تنگه محل عبور يک پنجم نفت مورد نياز دنيا از خليج فارس است. ساکنان اين شهر حتي براي مسافت ‏هاي کوتاه هم از وسيله نقليه استفاده مي کنند زيرا راه رفتن زير گرمايي که گاه تا 100 درجه هم مي رسد، ‏بسيار طاقت فرساست.‏

اين شهر در 870 مايلي جنوب تهران واقع شده و روزانه شاهد عبور 6000 کاميون حامل کالا از کشتي هاي ‏پهلو گرفته در بندر به مقصد سراسر کشور است. بندرعباس همچنين در سر راه يک گذرگاه تاريخي تجاري ‏به کمک لنج ها در خليج فارس است. ‏

صالح سروري، يک مرد بلند قد و آفتاب سوخته 40 ساله در حالي که به لبه قايق موتوري اش تکيه داده، مي ‏گويد: "بنزين بازارسياه عمدتاً از سهميه زيادي که دولت به صاحبان قايق ها داده تامين مي شود. اين قايق ها ‏فاصله ميان جزاير را در تنگه هرمز مي پيمايند. ‏

او گفت: "از آنجا که اين قايق ها هر روز سفر نمي کنند، بنزين اضافي شان را به دلال ها مي فروشند."‏
مصطفي توسلي، که 9 ماه بعد از پايان خدمت نظام وظيفه اش هنوز کاري پيدا نکرده است، مي گويد الان پول ‏خوبي درمي آورد. او از صبح تا شب با فروش بنزين در بازار سياه روزي 45 دلار درآمد دارد. يک کارگر ‏معمولي در روز فقط يک سوم اين مقدار درآمد دارد. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل، 28 ژانويه ‏

Monday, January 28, 2008

تحليلي از ميدل ايست آنلاين -- ايران و بحران دروغ هاي بوش

پيتر داير

ممکن است ايران را قديسين اداره نکنند. که رهبران هيچ کشوري از قديسين نيستند، اما ايراني ها هرگز ‏آمريکا را تهديد نکرده است و هرگز به کشور ديگري تجاوز نکرده است.‏

جورج بوش در سفر اخيرش به خاورميانه در مورد ايران گفت:«ايران تهديدي براي صلح جهاني و حامي ‏تروريست ها در جهان است. ايران کشورهاي همسايه اش را با موشک هاي باليستيک و اظهارات جنگ ‏طلبانه، مرعوب مي کند».‏

بسياري از ما تا امروز با احساسات و نگراني هاي پرزيدنت جورج بوش در مورد جنگ طلبي ايران آشنا شده ‏ايم. اين اظهارات شباهت زيادي به همان ادعاها دارد که زماني که براي حمله و اشغال عراق مطرح مي شد.‏

اخيرا، مرکز حقيقت گويي به مردم، موسسه اي غير انتفاعي گزارشي با عنوان "عراق:کارت جنگ"، منتشر ‏کرده است. در اين گزارش 935 اظهارنظر اشتباه جورج بوش و هفت مقام مهم دولتي آمريکا در دوسال بعد ‏از 11 سپتامبر 2001 رديق شده که درباره به خطر افتادن امنيت ملي آمريکا توسط عراق بوده است.‏

بر اساس اين گزارش جورج بوش 232 اظهار نظر اشتباه درمورد سلاح هاي کشتار جمعي در عراق و 28 ‏اظهار نظر اشتباه درباره رابطه داشتن عراق و القاعده، کرده است.‏

با آگاهي از اين موضوع، ما بايد هر نوع اظهارنظري که بوش درباره تهديدي به نام ايران براي صلح جهاني، ‏مي کند، را با دقت بررسي کنيم.‏

با کمي دقت در نقشه منطقه مي توانيم به چشم اندازي دست پيدا کنيم. ما مي بينيم که ايران 13 کشور همسايه ‏دارد. هفت کشور با ايران مرز زميني و شش کشور در حاشيه خليج فارس، مرز آبي دارند.‏

آمريکا به غير از عمان، عربستان سعودي، ارمنستان، آذربايجان و ترکمنستان، در بقيه 13 کشور، پايگاه ‏نظامي دارد. از اين پنج کشور، عمان و آمريکا در سال 2000 قراردادي ده ساله مبني بر اجازه استفاده از ‏فضاي هوايي اين کشور توسط آمريکا، بسته اند. چهار کشور ديگر، همگي از آمريکا کمک دريافت مي کنند. ‏پيشنهاد فروش 20 ميليارد دلاري اخير بوش به عربستان سعودي هم در حال حاضر در مجلس سنا در حال ‏بررسي است.‏

دو همسايه ديگر ايران، عراق و افغانستان، اخيرا مورد حمله آمريکا قرار گرفته و توسط اين کشور، اشغال ‏شده اند. همسايه ديگر، پاکستان، يک قدرت اتمي و متحد آمريکا در "جنگ جهاني با ترور"، است.يک متحد ‏ديگر آمريکا که قدرت اتمي هم محسوب مي شود، اسرائيل است که در فاصله اي نه چندان دور از ايران واقع ‏شده است.‏

در خليج فارس، بر اساس نوشته تايمز نيروي دريايي آمريکا، اخيرا يک ناو هواپيمابر و دو ناو تدارکاتي را ‏به کار گرفته است.‏

فهرست جزئي اين ابزار جنگي شامل يک ناو هواپيمابر، دو کشتي آبي-خاکي، سه قايق هدايت شونده حمل ‏موشک، چهار ناو هدايت شونده حامل موشک، شش ضد موشک هدايت شونده، دو قايق لنگرکش، دو قايق ‏آبي-خاکي لنگرکش و دو زيردريايي با سرعت حمله بالاست.‏

خلاصه اين که، ايران هم از زمين و هم از دريا و هوا، توسط قوي ترين ارتش جهان، محاصره شده است.‏
رهبر ايران، آيت الله خامنه اي، قول داده است که در ايران هيچ سلاح اتمي وجود ندارد و ايران قصد شروع ‏جنگ را ندارد.‏

به عبارت ديگر، پيشدستي در جنگ اکنون بطور گسترده اي بعنوان يک "گزينه" در استراتژي سياسي-نظامي ‏آمريکا، مطرح است. ما در زماني که قصد حمله به عراق-کشوري که هرگز به ما صدمه نزده بود، هرگز ‏خود را براي صدمه زدن به ما آماده نکرده بود و هرگز ما را تهديد به چنين کاري نکرده بود- را داشتيم، اين ‏علائم را به شکلي قانع کننده، نشان مي داديم.‏

در هر حال ما آغازگر جنگي بوديم که که تا همين تاريخ، دستکم 150 هزار کشته و 4 ميليون آواره به جا ‏گذاشته است.‏

بر اساس مفاد دادگاه نورنبرگ؛ حمله به کشوري که تهديدي براي کشور حمله کننده نيست، "جنايت جنگي" ‏است.‏

حتي رئيس جمهور ايران، احمدي نژاد، که تصميم گيرنده نهايي در ايران نيست و اسرائيل را تهديد به محو ‏شدن از نقشه جهان کرده است، براي گفتگو آماده است. ولي اسرائيل و آمريکا که بارها ايران را به حمله ‏تهديد کرده اند، آماده گفتگو نيستند.‏

با وجود همه اين گفته ها، پرزيدنت بوش همچنان ايران را تهديدي براي صلح جهاني و رهبر حاميان ‏تروريست هاي جهان مي داند. به نظر مي رسد که رئيس جمهور آمريکا، از همان استراتژي استفاده مي کند ‏که در سالهاي 2003-2002 به خوبي کارساز بود؛ آنقدر دروغ بگو تا مردم آمريکا دروغ هايت را باور ‏کنند.‏

به نظر مي رسد که او در حال قمار بر روي اين نکته است که آيا ما همان موجودات بي رحم و احمق گذشته ‏هستيم که با يک جنگ ديگر موافقت کنيم. متاسفانه، با توجه به تجربيات گذشته اش، اين قمار بدي نيست.‏

منبع: ميدل ايست آنلاين، 27 ژانويه

‏ ‏

تحلیلي از ایل جورناله درباره ادعاهای باراک -- اسراييل: ایران، در پي هیروشیمایي دیگر!

جان میکالسین

حالت مشروط براي ایران به پایان رسید. بی اعتنایي نسبت به سرویس هاي اطلاعاتي آمریکا که تا پاییز سال ‏گذشته ادامه داشت، دیگر کارساز نیست. شوراي امنیت سازمان ملل متحد در حال بررسي قطعنامه اي است ‏که تحریم هاي جدیدي علیه جمهوري اسلامي ایران در آن گنجانده شده است. در عوض اسرائیل حمله جدیدي ‏را با تکیه بر اطلاعات جمع آوري شده توسط موساد و سرویس هاي اطلاعاتي نظامي، در مقابل ایران آغاز ‏کرده است.‏

وزیر دفاع اسرائیل، ایهود باراک، درباره ساختمان ها و تاسیساتي توضیح داده است که تکنسین ها تحت ‏مراقبت اعضاي سپاه پاسداران، بر نحوه مونتاژ کلاهک هاي اتمي کار مي کنند. باراک با اشاره به پروژه ‏مخفیانه اي که منجر به بمباران هیروشیما و ناکازاکي شد، مي گوید:«تا آنجایي که ما اطلاع داریم، تحقیقات ‏آنها بسیار پیشرفته شده است و از مرحله پروژه منهتن (پروژه اي که منجر به ساخت اولین بمب اتمي شد)، ‏جلوتر رفته است». صحنه اي که ماموران اطلاعاتي اسرائیلي از آن حرف مي زنند، مدعي وجود آزمایشگاه ‏هایي است که انگار بکلي از دید بازرسان آژانس بین المللي انرژي اتمي، دور مانده است.‏
‏ ‏
باراک مي گوید:«ما حدس مي زنیم آنها دارند بر روی کلاهک هسته اي موشک هاي زمین به زمین کار مي ‏کنند و به احتمال قوي دستکم یک مرکز دیگر براي غني سازي اورانیوم به غیر از نطنز دارند که مخفي ‏است».‏

خلاصه اینکه به زعم اسرائیل، آنچه ایراني ها در معرض دید آژانس بین المللي انرژي اتمي قرار داده اند، ‏فقط نوک کوه یخ و کاکل خروسي بوده است که در وراي آن در حال کار بر روي تاسیات بسیار پیچیده تري ‏هستند که حاصل ان فقط نظامي خواهد بود. باراک گفت:«مهم ترین کاري که آژانس هاي بین المللي باید انجام ‏بدهند، تمرکز براي یافتن تاسیسات مخفي است که ایران در آن به غني سازي اورانیوم ادامه مي دهد و گروه ‏هایي که روي این فن آوري نظامي کار مي کنند».‏

پیش نویس جدید قطعنامه اي که هفته گذشته در برلین نصویب شد و روز گذشته به شوراي امنیت رفت، یکي ‏دیگر از نشانه هاي بی اعتمادي بین المللي نسبت به برنامه هاي اتمي ایران است. در این قطعنامه از ایران ‏خواسته شده است که فورا برنامه غني سازي اورانیوم را به تعلیق درآورد و به دور سوم تحریم هایي اشاره ‏شده است که قادر است مراقبت ماموران از برنامه هاي اتمي ایران را تضمین کند. همچنین از سفر اشخاص ‏به خارج، دیدار هاي بین المللي و انتقال پول به خارج از کشور براي دانشمندان، اعضاي سپاه پاسداران و ‏کساني که در تحقیقات اتمي نقش دارند، ممانعت شده است. تعدادي از شخصیت هاي رژیم در قطعنامه هاي ‏قبلي شامل این ممنوعیت شده بودند، اما این بار به لطف کنترل و تضمین هاي بین المللي حلقه محاصره تنگ ‏تر خواهد شد.‏

ایران که در انتظار راي گیري شوراي امنیت ملي است بر صلح آمیز بودن برنامه هاي اتمي اش اصرار مي ‏کند و آمریکا و متحدان غربي اش را محکوم مي کند که با نفوذ خود بر سازمان ملل، این نهاد را وادار کرده ‏اند که راه حل هایي را که توسط آژانس بین المللي انرژي اتمي در نظر گرفته شده، نادیده بگیرد. منوچهر ‏متکي، وزیر امور خارجه ایران، اظهار داشت:«در ماه مارس، روساي آژانس بین المللي انرژي اتمي، ‏گزارش دبیرکل این آژانس، محمد البرادعي، را دریافت خواهند کرد. من گمان مي کنم که همه باید منتظر این ‏گزارش باشند».‏

منبع: ایل جورناله، 27 ژانویه‏

گزارش نيويورک تايمز از حضور شهردار تهران در داووس ---ايران را منزوي نکنيد

‏‏آلن کاول

گردهمايي سالانه اقتصادي در داووس نه تنها قدرتمندان سياسي و اقتصادي را به خود جلب مي کند، بلکه ‏فرصتهايي را هم براي سايرين فراهم مي آورد.‏

درميان حاضران امسال، محمد باقر قاليباف -شهردار 46 ساله تهران- نيز به چشم مي خورد. عده اي او را به ‏عنوان "مقتدر نوگرا" براي نامزدي در انتخابات سال آينده رياست جمهوري ايران تشويق مي کنند. ‏

آقاي قاليباف که در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 هم نيز شرکت داشت، از اعضاي جناح تندروي ‏جمهري اسلامي تصور مي شد چرا که زماني فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب بود. اودر عين حال جزء ‏گروهي از سياستمداران محسوب مي شود که احمدي نژاد را به خاطر لحن ضد غربي و سياست هاي ‏انزواگرايانه اش، مسوول آسيب به اقتصاد کشور مي دانند. ‏

آيا او دوباره نامزد رياست جمهوري مي شود؟ اين سوالي بود که در جريان مصاحبه اي با شهردار در هتلش ‏در پاي يکي از پيست هاي اسکي در دهکده اي در سويس از او پرسيده شد. ‏

او با خوداري از بيان جزييات بيشتر گفت: "مهمترين مساله، خواست مردم است. زمان زيادي تا انتخابات ‏باقيمانده است. فقط زمان وضعيت را تعيين مي کند."‏

ولي اگر او قصد شرکت در انتخابات را داشته باشد، تبليغات انتخاباتي او معطوف به جلب سرمايه بيشتر از ‏غرب و کاهش بيکاري خواهد بود. ‏

اين ايده که يک شهردار تهران به رياست جمهوري برسد، خيلي چيز دور از انتظاري هم نيست. محمود ‏احمدي نژاد هم قبلاً شهردار پايتخت بود. ‏

آقاي قاليباف مي گويد از زمان انتصاب او به عنوان شهردار در سال 2005، اقداماتش در بهبود حمل و نقل ‏عمومي و ايجاد شوراهاي محلي مي تواند براي تثبيت وضعيت به کمک آيد.‏

وي در طول دو سال و نيمي که در اين مقام بوده است، پل ها و اتوبان هاي زيادي را ساخته است. پياده رو ها ‏را ترميم کرده و صاحب اين اعتبار شده که او کسي است که کار را به اتمام مي رساند. او به عنوان رييس ‏پليس، بستن کمربند ايمني را براي رانندگان الزامي کرد و عمل به قوانين راهنمايي و رانندگي را در شهري ‏که خيلي با اين چيزها آشنا نبود، اجباري کرد.‏

بر اساس زندگينامه رسمي قاليباف، او هشت سال در جنگ ايران و عراق حضور داشته و تا مقام ارشد ‏فرماندهي سپاه ارتقاء يافته است. در زندگينامه اش اشاره شده که خلبان، يک فرد دانشگاهي و نيز نامزد ‏رياست جمهوري بوده است. او در اين مصاحبه رد مي کند که "فردي نظامي" است. ‏

آقاي قاليباف در دولت خاتمي فرمانده نيروي انتظامي کشور بود، قبل از آن اصلاح طلبان او را به چشم يک ‏تندرو نگاه مي کردند. علت اين امرهم امضاي يک نامه توسط او و جمعي ديگر از فرماندهان سپاه بود که ‏تهديد کرده بود يا مسوولان وقت، بساط بلبشوي دموکراسي خواهان را جمع کنند يا آنها مجبور به مداخله ‏خواهند شد. ‏

همراه وي در داووس مي گويد قاليباف اولين رييس پليس در جمهوري اسلامي بوده که اقدام به استخدام ‏افسران زن کرده است. ‏

آقاي قاليباف چندان موافق اصطلاح "مقتدر نوگرا" نبود. او گفت قبل از گرفتن يک تصميم کاري، مشورت ‏هاي فراواني مي کند. اما وقتي تصميم اخذ شد "آنرا با قدرت اجرا مي کند."‏

به نظر نمي رسيد آقاي قاليباف به عنوان يک سياستمدار ايراني، حاضر به انتقاد آشکار از دولت باشد. او ‏گفت: "دولت آقاي احمدي نژاد توسط مردم ايران انتخاب شده است. ما در برخي مسايل اختلاف نظر داريم، از ‏جمله نحوه مديريت قدرت و امور اقتصادي" ‏

يک همراه او گفت: "ما روراست تر خواهيم بود."‏

البته اين روراست بودن شامل مساله ايالات متحده نشد. به نظر مي رسد آقاي قاليباف در مورد آمريکا با خيلي ‏از ايراني هاي مذهبي هم عقيده باشد که واشنگتن مي بايست براي رسيدن به تفاهم، رفتارش را تغيير دهد. او ‏گفت: "اگر آمريکا از رويکرد يکطرفه خود دست بردارد و آنرا به رويکرد دوجانبه تبديل کند، آنوقت مي ‏توانيم گفتگو کنيم." همراهش توضيح داد منظور او اين است که ايران مايل است رفتار آمريکا با ايران مانند ‏يک همکار باشد و نه يک دشمن. ‏

مهمترين مساله فيمابين هم جاه طلبي هاي هسته اي ايران است. به نظر مي رسد آقاي قاليباف هم مانند ساير ‏مقامات ايراني اصرار دارد نه آنطور که غربي ها مي گويند ايران بدنبال سلاح هسته اي است و نه ايران قصد ‏تهديد همسايگانش را دارد. ‏

او به کمک يک مترجم گفت: " اگر لازم باشد ايران از خودش دفاع کند، از تمامي سلاح هاي متعارف براي ‏مقابله با حملات استفاده خواهد کرد. ما هيچ احتياجي به جنگ افزار هسته اي يا سلاح هاي نامتعارف نداريم. ‏در اعتقادات اسلامي ما، چنين چيزهايي حرام هستند."‏

آقاي قاليباف براي متقاعد کردن خارجي ها به اين نکته که "مي توانند در تهران فرصت هاي اقتصادي قابل ‏اطميناني پيدا کنند" و اينکه "در تهران امنيت وجود دارد" به داووس آمده است. ‏

منبع: نيويورک تايمز، 26 ژانويه ‏


نگاه ميدل ايست تايمز به مین روبی در هرات -- ردپای ايران در بی ثباتی افغانستان

پس از کشف ده ها مين ساخت ايران توسط نيروهای امنيتی در يک انبار مهمات متعلق به طالبان در غرب ‏افغانستان ، ايران روز شنبه متهم به تامين سلاح برای طالبان شد. ‏

محی الدين بلوچ، استانداراستان فرح، به خبرگزاری فرانسه گفت پليس و نيروهای امنيتی طالبان روز ‏پنجسنبه موفق شدند گروهی از طالبان را در استان فرح غافلگير نموده و تعداد 130 مين از آنها کشف کنند. ‏‏60 عدد از اين مين ها ساخت ايران بوده اند. ‏

وقتی از او پرسيدند چه کسی ممکن است پشت تامين سلاح برای آنها باشد، او پاسخ داد: "اين کار دولت ايران ‏است. ما گزارش های امنيتی داريم که نشان می دهد اين مين ها اخيراً از ايران وارد استان فرح شده است."‏
او گفت: "ما می دانيم اين دولت ايران است که مرزها را کنترل می کند. خروج سلاح از ايران بدون اطلاع ‏دولت اين کشور بسيار مشکل است."‏

مقامات آمريکايی و ناتو هم در گذشته گفته بودند تجهيزات ايرانی توسط افراطيون طالبان استفاده می شود و ‏اين دولت حامد کرزای، که تحت حمايت آمريکاست، را با شورش های خونين روبرو کرده است. ‏
با اينحال مقامات عاليرتبه افغانستان و از جمله کرزای، بارها اين اتهامات را رد کرده اند و گفته اند مدرکی ‏برای اثبات آن جود ندارد. ‏

طالبان تا سال 1996 در قدرت بودند و توسط نيروهای غربی بيرون رانده شدند. آنها تلاش می کند با ‏سرنگونی دولت کرزای، باعث خروج هزاران نيروی تحت فرماندهی ايالات متحده از اين کشور شوند. ‏

منبع: ميدل ايست تايمز، 26 ژانويه ‏

گزارش سانفرانسيسکو کرونيکل -- نگاه تلخ ايران به آمريکا

جرج جان

وزير خارجه ايران در داووس از تصميم گرفته شده توسط واشنگتن براي کاهش نيروها در عراق تمجيد کرد، ‏اما از ايالات متحده خواست کنترل تمام امور- از جمله مسايل امنيتي- را به دولت عراق واگذار کند. ‏

اين از جمله معدود دفعاتي بود که يک مقام جمهوري اسلامي به جاي انتقاد و به چالش کشيدن آمريکا از عملي ‏از آن دولت تمجيد مي کرد. اما در همان روزي که متکي در ديدارهاي عمومي در اجلاس اقتصاد جهاني، ‏همچنان به نقد ايالات متحده پرداخت. او اقدام آمريکا در اعمال فشار براي تحريم تهران، و نيز سياست هاي ‏آمريکا در عراق و افغانستان را به چالش کشيد. ‏

درمقابل، زلماي خليلزاد ‏‎-‎‏ سفير آمريکا در سازمان ملل- نيز ايران را متهم کرد در حاليکه از امنيت صحبت ‏مي کند، تمام خاورميانه را به آشوب کشانده است. او درخواست تهران را براي تاخير در صدور تحريم هاي ‏جديد سازمان ملل رد کرد و اين تحريم ها را ابزار تنبيهي شوراي امنيت در برابر سرپيچي ايران از توقف ‏غني سازي اورانيم خواند. ‏

درطول جلسات چهار روزه گردهمايي محققان، تجار و رهبران سياسي و ديني در منطقه کوهستاني آلپ در ‏سويس، مساله بي ثباتي خاورميانه به عنوان يک موضوع حايز اهميت در کانون توجهات بوده است. يک روز ‏کامل هم مربوط به جلسه اي بود که هم متکي و هم خليلزاد در آن حضور داشتند.‏

متکي از ايالات متحده و چهار عضو دايم ديگر شوراي امنيت سازمان ملل خواست از اعمال هرگونه تحريم ‏جديد عليه کشورش خودداري کنند و صراحتاً گفت اين شورا در مسير ديگري حرکت مي کند. ‏

کليات قطعنامه جديد سازمان ملل که روز جمعه بدست خبرگزاري آسوشيتد پرس رسيد، خبر از ممنوعيت ‏هاي مسافرتي و تلاش براي نظارت بر موسسات مالي ايران مي دهد. ‏

متکي در بحث مربوط به تعوق افتادن تصميم شوراي امنيت گفت اين شورا بايد تا زمان پايان تحقيقات آژانس ‏بين المللي انرژي هسته اي درباره فعاليت هاي گذشته هسته اي ايران – يعني تا اوايل ماه مارس- منتظر بماند. ‏
بررسي برنامه هسته اي سابق جمهوري اسلامي از سال گذشته آغاز شده و اکنون مراحل پاياني خود را مي ‏گذراند. ديپلمات ها خبر داده اند که تهران شروع به ارايه اطلاعاتي در مورد اين فعاليت ها کرده است. ‏آمريکايي ها هم مي گويند گذشته هسته اي ايران فقط در چهارچوب تلاش اين کشور براي توسعه جنگ افزار ‏هسته اي مي گنجد. ‏

متکي با انکار اين مساله و توصيه شوراي امنيت به "خويشتنداري" درخواست نمود "همه بايد تا انتشار ‏آخرين تحقيقات صبر کنند، بعد مي توانيم به گفتگو بنشينم."‏

با اينحال خليلزاد مي گويد مهم نيست نتيجه تحقيقات چه باشد زيرا ايران تا زمانيکه غني سازي را متوقف نکند ‏با فشارهاي شوراي امنيت روبرو خواهد بود. غني سازي مي تواند سوخت لازم و مواد مورد نياز براي توليد ‏کلاهک هسته اي را فراهم آورد. ‏

خليلزاد با اشاره به تحقيقات آژانس به عنوان "تلاش هاي مربوط به شرايط و نه ... تلاش هاي ماهوي که ‏پاسخگوي درخواست شوراي امنيت باشد "، به خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت: "اين ها دو چيز جدا از هم ‏هستند."‏

او گفت: "اين اقدامات برآورده کننده نياز شورا نيست. اين حيثيت شوراي امنيت است که به عنوان يک مرجع ‏مسوول در برقراري صلح و امنيت در سراسر جهان عمل کند." ‏
خليلزاد در اظهارات ديگري، تهران را به رفتار دوگانه متهم کرد زيرا آنها به دنبال استفاده از نفوذ خود در ‏ايجاد بي ثباتي هستند. ‏

او گفت: "ايران در حالي در عراق دم از حمايت از دولت نوري المالکي مي زند که در همان زمان .. ‏تندروها را آموزش مي دهد."‏

متکي هم ضمن رد اين اظهارات از "فرافکني و تبليغات آمريکايي ها" انتقاد کرد. ‏

او گفت اين ايران است که بايد بگويد "سياست هاي ايالات متحده در افغانستان اشتباه و هدايت نشده بوده زيرا ‏اين سياست ها شکست خورده اند... و اينکه ايالات متحده بايد سياست هايش را در عراق اصلاح کند و آنها را ‏تغيير دهد." ‏

به هرحال متکي در صحبت هاي قبلي با خبرنگاران از برخي طرح هاي آمريکايي ها در عراق تمجيد کرده ‏بود. او گفت هر حرکتي به سوي کاهش نيروها در آنجا "تصميم خوبي خواهد بود." و او سخنان موافقت ‏آميزي درمورد خروج نيروهاي انگليسي از بصره و سپردن کنترل اين شهر به نيروهاي عراقي در ماه گذشته ‏به زبان آورد. ‏

ضمناً متکي ادعا کرد اينک زمان سپردن امورد داخلي عراق- از جمله مسايل امنيتي- به دولت اين کشور ‏است. ‏

رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، پيشتر در ماه جاري گفته بود طرح هايي براي خروج پنج تيپ عملياتي تا ‏تابستان آينده در نوبت اجراست. اين اقدام شمار کل نيروها را به حدود 130000 تقليل مي دهد. ‏

گيتس گفت ارزيابي هاي سال گذشته ژنرال ديويد پتروس، فرمانده کل ايالات متحده در عراق، تعيين مي کند ‏که آيا مي توان تعداد بيشتري از نيروها را در سال 2008 خارج کرد يا خير؛ اما اين اميد هست که خروج ‏نيروها تا نيمه دوم سال 2008 هم ادامه يابد.‏

گيتس پيشتر ابراز اميدواري کرده بود تا قبل از زمان اتمام رياست جمهوري جرج بوش در ژانويه سال آينده، ‏حضور نظامي ايالات متحده در عراق به حدود 10000 نيرو تقليل پيدا کند. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل، 26 ژانويه ‏

رقابت هسته اي در خليج فارس -- مرحله تازه اي از رويارويي با ايران

کوروش سليمي

دو هفته بعد از سفر جورج بوش رييس جمهور آمريکا به منطقه و در حالي که قطعي شده است که چند کشور ‏عربي و حاشيه خليج فارس راه هائي براي خريد تکنولوژي هسته اي از اروپا پيدا کرده اند، تقريبا تمام ‏سوخت نيروگاه بوشهر به ايران تحويل داده شد و معاون شوراي عالي امنيت ملي ايران از توليد 300 تن گاز ‏هگزافلوريد اورانيوم خبر داد‎.‎

همزمان با سفر رييس جمهور آمريکا به منطقه خاورميانه، رسانه هاي دولتي ايران تمام تبليغات خود را ‏متوجه اين نکته کردند که جورج بوش قصد داشته کشورهاي منطقه را عليه ايران بشوراند اما شکست خورده ‏است. اما با روشن شدن ابعادي از قراردادهائي که آمريکا و فرانسه [که رييس جمهورش همزمان با جورج ‏بوش در منطقه بود] با اعراب منطقه بسته اند اينک به نظر مي رسد با کنار نهاده شدن طرح جنگ و مقابله ‏سريع با جمهوري اسلامي، کشورهاي عضو ناتو [با همراهي اسرائيل] طرح محاصره ايران توسط همپيمانان ‏خود را پيش مي برد.‏

در واکنشي به اين احتمال، روزنامه جمهوري اسلامي در شماره يکشنبه خود به شدت به امارات و فرانسه‎ ‎تاخت که چرا قراردادي براي همکاري هاي نظامي و حضور ارتش هاي عضو ناتو امضا کرده و پاي آن ها ‏را در دهانه هرمز باز کرده اند. اين روزنامه نوشت‎ ‎تاريخ منطقه از امارات به عنوان شيخ نشيني كه پاي ‏ارتشهاي ناتو را به‎ ‎منطقه گشود و به آنها پايگاه نظامي داد‎ ‎به زشتي ياد خواهد كرد. پيش ازاين هم آمريكا و ‏انگليس در برخي شيخ نشين ها حضور داشته اند‏‎ ‎ولي گشودن پاي ارتشهاي ناتو‎ ‎تازگي دارد و قابل اغماض ‏نيست.‏

روزنامه هاي آمريکائي پيش از آن از توافق قطعي سارکوزي با مقامات اماراتي براي خريد تاسيسات هسته ‏اي خبر داده و با چاپ عکس هائي از استقبال از جورج بوش و هم نيکلا سارکوزي در کويت نوشتند که اين ‏دو موفق شده اند ميلياردها دلار براي فروش تسليحات مدرن و از جمله بمب افکن ها و مخابرات و هواپيماها ‏قرارداد ببندند. روزنامه کيهان همان زمان در دو سرمقاله نارضايتي ايران را از انجام اين قراردادها نشان داد ‏و نوشت شيوخ و روساي دولت هاي عرب به ملت هايشان خيانت کرده اند. اين در حالي است که برخي ‏روزنامه هاي منطقه، عطش اعراب را به خريد هر چه بيشتر اسلحه ناشي از وحشت آنان از جمهوري ‏اسلامي دانسته و از تغيير استراتژي آمريکا و هم پيمانانش در مقابله با جمهوري اسلامي خبر داده اند.‏

Sunday, January 27, 2008

نگاه نيويورک تايمز به محتواي پيش نويس قطعنامه جديد -- محدوديت تجاري و مسافرتي براي ايران

‏‏وارن هوگ

روز جمعه پيش نويس قطعنامه جديد عليه برنامه هسته اي ايران منتشر شد. براساس اين پيش نويس، براي ‏ورود و خروج کالا به ايران محدوديتهايي درنظر گرفته شده، مسافرت افراد مرتبط با برنامه هسته اي ايران ‏ممنوع و اموال آنها مسدود مي شود. ضمناً فعاليت هاي موسسات مالي ايراني هم زير نظر قرار خواهد گرفت.

مفاد اين پيش نويس روز سه شنبه در برلين، مورد پذيرش وزيران خارجه پنج عضو دايم شوراي امنيت ‏سازمان ملل بعلاوه آلمان قرار گرفت. متن اين پيشنهادات اجزاي قطعنامه اي است که روز جمعه ميان ده ‏عضو غيردايم شوراي امنيت نيز توزيع شد. انتظار مي رود شوراي امنيت آنرا به عنوان قطعنامه جديد تا ‏اواسط ماه فوريه تصويب کند.‏

شوراي امنيت تا کنون دو بار در دسامبر 2006 و مارس 2007، ايران را براي توقف غني سازي اورانيم ‏هدف تحريم هايي قرار داده است. مفاد قطعنامه جديد نسبت به موارد قبلي از شدت و وسعت بيشتري ‏برخوردار است اما به طور چشمگير فراتر از دو مورد قبلي نيست.‏

ايران با ادعاي صلح آميز بودن برنامه هسته اي اش، غني سازي را حق خود مي داند. کشورهاي غربي هم ‏معتقدند ايران دست به کار توليد بمب زده است و مصر هستند مانع از اين رويداد شوند. ‏

تحريم هاي جديد براي اولين بار اجازه مي دهد محموله هايي که از راه هوا و آب به ايران وارد يا از آن ‏خارج مي شوند، مورد بازرسي قرار گيرد. دولت بوش، اين تنبيهات جديد هوايي و دريايي را با الهام از ‏‏"طرح امنيتي تکثير تسليحاتي" پيشنهاد کرده است؛ طرحي که گروهي متشکل از ده ها کشور دنيا براي ‏جلوگيري از قاچاق محموله هاي نظامي از آب ها و حريم هوايي کشورهايشان به تصويب رسانده اند. يکي از ‏مقامات ارشد دولت بوش در همين ارتباط گفت با تجميع اراده ها مي توان مانع از عبور کشتي هاي مشکوک ‏به حمل کالاهاي مورد تحريم به ايران شد.‏

ضمناً تنبيهات جديد، تجارت اقلامي را که داراي "قابليت استفاده دوگانه" هستند نيز ممنوع خواهد ساخت. اين ‏شامل کالاها و تکنولوژيهايي است که هم قابليت استفاده در امور نظامي وهم غير نظامي دارند.‏

در يکي از پيشنهاد هائي که مفاد آن را براي جلب رضايت چين و روسيه نرم تر در نظر گرفته شده است، از ‏کشورها خواسته مي شود در مورد فعاليت هاي موسسات مالي مرتبط با بانک هاي ايراني- خصوصاً بانک ‏ملي و صادرات و شعبه هايشان در خارج از کشور- "مراقب و هوشيار" باشند. ‏

بر اساس اين پيش نويس، افرادي که مستقيماً مرتبط يا تامين پشتيباني فعاليت هاي حساس هسته اي و سيستم ‏توليد تسليحات هسته اي ايران را به عهده دارند، و نيز افرادي که با خريد اقلام مربوط به اين فعاليت ها مرتبط ‏هستند، هدف تحريم مسافرتي قرار مي گيرند. ‏

ايران که با چشم پوشي از دو قطعنامه اول به کار غني سازي ادامه مي دهد، اعلام کرده در برابر فشارهاي ‏جديد تسليم نخواهد شد. ‏

منبع: نيويورک تايمز – 26 ژانويه ‏

‏ تحليلي از ميدل ايست آنلاين --- ‏ سوخت هسته اي به ايران رسيد

روسيه هفتمين محموله از هشت محموله سوخت مورد نياز ايران براي تاسيات اتمي بوشهر را روز شنبه وارد ‏ايران کرد. ‏

سازمان توليد و توسعه انرژي اتمي ايران اعلام کرد: "روز شنبه، هفتمين قسمت از سوخت مورد نياز ‏تاسيسات اتمي بوشهر، از روسيه وارد ايران شد".‏

سوخت وارد شده از روسيه 77 تن وزن دارد که 94 درصد سفارش 82 تني است که ايران به روسيه داده ‏بود.‏

روسيه از روز 17 دسامبر وارد کردن سوخت هسته اي به ايران را آغاز کرده است که طبق توافق طرفين، ‏قرار است آخرين قسمت از اين محموله، تا اول ماه فوريه وارد شود.‏

منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران، ماه گذشته اعلام کرده بود که رآکتور بوشهر تا اواسط سال 2008، ‏به ظرفيت پنجاه درصدي خود مي رسد.‏

با اين حال، سازندگان روس معتقدند که تاسيسات هزار مگاواتي تا آخر سال 2008، به بهره برداري نمي ‏رسد.‏

روسيه بعد از حمل اولين قسمت سوخت به ايران گفت که ديگر ايران نيازي به اصرار بر غني سازي ‏اورانيوم ندارد. تهران برسر حق غني سازي اورانيوم ايستاده است و درخواست هاي سازمان ملل را مبني بر ‏تعليق غني سازي اورانيوم، ناديده گرفته و دوبار از سوي شوراي امنيت سازمان ملل، تحريم شده است. قدرت ‏هاي بزرگ جهان بمنظور تنبيه کردن ايران به دليل ناديده گرفتن درخواست ها، پيش نويس تحريم هاي جديد ‏را تصويب کرده اند.‏

پيش نويس جديد که مورد موافقت پنج عضو دائم شوراي امنيت، انگليس، آمريکا، روسيه، چين، فرانسه، ‏بعلاوه آلمان قرار گرفته است شامل ممنوعيت سفر افرادي است که در برنامه هاي اتمي و ساخت موشک ‏ايران، شرکت دارند.‏

در اين پيش نويس از همه کشور ها درخواست شده است که به دليل وجود داشتن دلايل عيني مبني بر قاچاق و ‏حمل مواد ممنوع شده در پيش نويس، محموله هاي تجاري را براي اطمينان از عدم صدور کالاهاي ممنوعه به ‏ايران کنترل کنند.‏

جلسه 15 عضو شوراي امنيت که قرار بود روز جمعه براي بحث و گفتگو درباره مفاد اين پيش نويس ‏برگزار شود، به دليل فشرده بودن برنامه هاي شورا، به روز دوشنبه موکول شد.‏

سومين ديپلمات ارشد آمريکا، روز پنجشنبه در اورشليم گفت که قطعنامه جديد "تنبيهي" است و بر اساس دو ‏قطعنامه گذشته تنظيم شده است و از خيلي جهات به آن دو شبيه است.‏

بر اساس اطلاعاتي که خود دولت آمريکا بدست آورده و منتشر کرده است، راضي کردن روسيه و چين به ‏اينکه لازم است درمورد ايران، قطعنامه اي تنبيهي صادر شود، دشوار است. در اطلاعات منتشر شده که ‏توسط 16 آژانس جاسوسي آمريکايي بدست آمده است، گفته شده بود که ايران از سال 2003، برنامه ساخت ‏سلاح اتمي را قطع کرده است. اين اطلاعات منتشر شده باعث شد تا هشدار هاي بوش در مورد تهديدي به نام ‏ايران، جديت خود را از دست بدهد.‏

ايران اصرار دارد که برنامه هاي اتمي اش صلح آميز است و هدف آن توليد برق است. همچنين معتقد است ‏که بعنوان يکي از امضا کنندگان قرارداد منع توليد سلاح اتمي، حق دارد اورانيوم را غني سازي کند.‏


به همين جهت ايران روز شنبه از شوراي امنيت سازمان خواست که هنگام بررسي قطعنامه که به نظر شديد ‏تر از دو قطعنامه گذشته مي رسد، آن را مهار کند. منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران، گفت که ايران ‏نمي تواند درک کند که چرا پيش نويس قطعنامه، قبل از گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي، که قرار است ‏ماه مارس ارائه بشود، به شوراي امنيت رفته است.‏

منبع: ميدل ايست آنلاين 26 ژانويه

رابطه با آمريکا، نه-- نگاه يو اس تودي به سرسختي ايران ‏‎

جرج جان

وزير خارجه ايران از پنج عضو دايم شوراي امنيت خواست "اشتباه خود را اصلاح کنند" و به دخالت اين ‏شورا در امور هسته اي کشورش پايان دهند. ‏

منوچهر متکي گفت هر چند منطقي به نظر مي رسد با واشنگتن در مورد مسايل مشترک نظير عراق به گفتگو ‏بنشينيم، اما حتي بعد از تغيير دولت در ايالات متحده نيز تصور بهبود رابطه با آنها در ذهن نمي گنجد. ‏
متکي در حاشيه اجلاس اقتصاد جهاني در داووس با خبرگزاري آسوشيتد پرس گفتگو کرد. رهبران سياسي و ‏اقتصادي دنيا در داووس دور هم جمع شده اند و توجه خود را به نگراني هاي بين المللي، از جمله موضوع ‏خاورميانه، معطوف ساخته اند. ‏

‏ ليوني، وزير امور خارجه اسراييل، اوايل هفته جاري از شرکت کنندگان در اجلاس داووس خواست عليه ‏رهبري ايران بايستند و معاملات اقتصادي خود را با اين کشور قطع کنند. ‏

ليوني با اشاره به فراخوان هاي متعدد محمود احمدي نژاد براي نابودي دولت يهود، گفت: "ايران تروريسم را ‏صادر مي کند، منطقه را نا امن مي کند، هولوکاست را انکار مي کند و اسراييل را به محو شدن از نقشه دنيا ‏تهديد مي کند."‏

درخواست متکي براي پايان بخشيدن به نقش شوراي امنيت درحالي صورت مي گيرد که اين شورا با حرکت ‏در مسيري ديگري در آستانه تصويب دور سوم تحريم ها عليه ايران مي باشد. علت اين اقدام نيز خودداري ‏ايران از تعليق غني سازي و پاسخ ندادن به درخواست هاي مربوطه از اين کشور است. ‏

متکي در پاسخ به اين سوال که پيامش به شوراي امنيت چيست، گفت: "اين زمان مناسبي بود که آنها اشتباهات ‏قبلي شان را اصلاح مي کردند." منظور درگير شدن شورا در برنامه هسته اي تهران و تصويب دو قطعنامه ‏تحريمي قبلي است.‏

متکي گفت شوراي امنيت حداقل مي توانست منتظر تمام شدن تحقيقات آژانس بين المللي انرژي هسته اي ‏درباره فعاليت هاي گذشته هسته اي ايران بماند- يعني اواخر ماه مارس.‏

او گفت اگر گزارش آنها نشان دهد ايران هيچ تلاشي براي توليد سلاح هسته اي نکرده باشد، آنطور که ايالات ‏متحده ادعا مي کند، اعضاي شورا "مي بايست قطعنامه جديدي را تصويب مي کردند" و طي آن خود را از ‏برنامه هسته اي ايران کنار مي کشيدند.‏

کار تحقيقات از برنامه هسته اي گذشته جمهوري اسلامي که از پارسال شروع شده، الان درآستانه اتمام است ‏و به گفته ديپلمات ها، ايران در حال ارايه برخي اطلاعات در اين زمينه است. آمريکايي ها معتقدند فعاليت ‏هاي ياد شده تنها در چهارچوب توسعه تسليحات اتمي مي گنجند. ‏

گزارش امنيتي ايالات متحده در ماه گذشته اعلام کرد ايران برنامه تسليحات هسته اي خود را چهارسال پيش ‏متوقف کرده است. با اينحال مقامات آمريکايي از ايران خواستند به چنين فعاليت هايي در گذشته "اعتراف ‏کنند" و به اين ترتيب به همکاري هايشان با آژانس اعتبار ببخشند. ضمناً واشنگتن و هم پيمانانش معتقدند حتي ‏اعتراف ايران هم در اين زمينه، در حاليکه آنها به غني سازي اورانيوم به عنوان يک مسير قابل استفاده در ‏توليد سلاح هسته اي ادامه مي دهند، دردي را براي جلوگيري از تصويب تحريم هاي بيشتر سازمان ملل دوا ‏نمي کند.‏

معذالک متکي با اشاره به اينکه نه "اراده سياسي" و نه "هيچ اقدام عملي در جهت توليد سلاح هسته اي" حتي ‏پيش از سال2003 در کار نبوده، اعلام کرد چنين اعترافي اتفاق نخواهد افتاد. ‏

او گفت حتي با تغييرات پيش رو در دولت ايالات متحده، هيچ افقي براي بهبود رابطه تهران و واشنگتن وجود ‏ندارد. روابط رسمي دو کشور پس از ماجراي گروگانگيري کارکنان سفارتخانه ايالات متحده در تهران در ‏سال 1979 قطع شده است. ‏

متکي گفت: "معمولاً نگاه ما به افراد يا حتي احزاب ايالات متحده نيست – ما به سياست ها توجه مي کنيم."‏
او با حمايت از گفتگوهاي دوجانبه در مورد موضوع عراق، اضافه کرد: "اگر بخواهيم واقع گرايانه نگاه ‏کنيم ... بايد بگويم من در شرايط فعلي هيچ امکاني براي برقراري روابط ميان ايران و ايالات متحده نمي ‏بينم."‏

منبع: يو اس تودي – 26 ژانويه ‏

پاسخي به ادعاهاي يک کارشناس در لو دووار --- ايران، خطري براي جهان نيست

استفان وينتر

در تحليلي که روز 15 ژانويه توسط آلن ميشل آياش، کارشناس امور خاورميانه و خاورنزديک در دانشگاه کبک مونترال، به چاپ ‏رسيده بود، "ايران به مثابه يک خطر جدي براي جهان" شناخته شده است. ولي اين تحليل در حقيقت تکرار سخناني است که بارها ‏از زبان مقامات امريکايي شنيده شده: "ايران يک خطر است!" اين مسأله را مي توان براساس سه نکته مسلم و غيرقابل اغماض ‏بررسي نمود:‏

اولاً، آقاي آياش تنها ايران را مسؤول کشمکش هاي خليج فارس دانسته و فراموش کرده که شايد اين کشور از حضور امريکا در ‏کنار مرزهايش نگران باشد، به خصوص اين که ايران قبلاً جنگ طولاني مدتي را در برابر عراق که از حمايت غرب برخوردار ‏بود تجربه کرده است. شايد آقاي آياش فراموش کرده که امريکا بارها در خليج فارس به ناوهاي ايراني حمله کرده و هواپيماي ‏غيرنظامي ايران را به همراه صدها مسافر در همين آب ها سرنگون نموده است. ‏

‎يک بهانه‎

حادثه اي که در خليج فارس روي داد مي توانست خيلي ساده به عنوان بهانه اي در اعلام جنگ استفاده شود، ولي تهران نوار ضبط ‏شده اي را منتشر کرد که به خوبي مکالمه راديويي ملوانان امريکايي و ايراني را که در احترام متقابل انجام شده بود نشان مي ‏داد.حتي روزنامه "يو اس نيوي" اعتراف کرد که تهديد "انفجار" ناوهاي امريکايي احتمالاً از جانب قايق هاي ايراني نبوده است. ‏تنها چيزي که به وسيله اين رويداد ثابت مي شود اين است که مقامات عالي رتبه نظامي امريکا به خوبي مي دانستند هيچ تهديدي ‏انجام نشده، ولي با اين وجود، کاخ سفيد آماده بود تا از اين مسأله در رسانه ها و مطبوعات سوء استفاده کند و چهره ايران را ‏خطرناک جلوه دهد. به راستي چه کشوري خطر واقعي اين منطقه است؟

‎اتمي شدن خاورنزديک: ايران يا اسراييل؟‎

دوم اينکه آقاي آياش ايران را مسؤول اتمي شدن خاورنزديک مي داند. آيا ايشان تاکنون واژه اي به نام "اسراييل" شنيده اند؟ آيا ‏ايشان مي دانند که توان هسته اي مشهور اسراييل تحت عنوان "سامسون" [که احتمالاً در تدارک آن از کمک هاي فني فرانسه نيز ‏بهره برده] از سوي کشورهاي عربي به عنوان يک خطر نظامي واقعي و قريب الوقوع شناخته مي شود؟‏

يا پاکستان، که چند سال پيش در زمان دستيابي به بمب، به شدت از سوي ايالات متحده مورد انتقاد قرار گرفت، ولي اکنون به متحد ‏کليدي آن در منطقه تبديل شده است. فهم اين مسأله که پاکستان چگونه مي تواند در يک سياست "محدود کننده" نقش داشته باشد ‏بسيار سخت به نظر مي رسد؛ اين واژه در واقع برگرفته از زمان جنگ سرد است [جورج کنان] و کاربرد صحيحي براي مسايل ‏امروز خاورنزديک ندارد. به هر حال، ايشان با يادآوري اين موضوع که رييس جمهور احمدي نژاد مي تواند روزي دست خود را ‏بر روي "دکمه مخصوص" بفشارد [منظور موشک هاي قاره پيماست]، صرفاً قصد داشته چهره ايران را غيرمنطقي جلوه دهد و به ‏عوض ارائه توضيحات شفاف درخصوص مبهمات، تنها به پيچيده کردن مسايل بپردازد.‏

‎محور شيعه؟‎

سوم اينکه، آقاي آياش از دروغ طنزآميز و درعين حال قديمي "محور شيعه" بين ايران و سوريه [و حزب الله لبنان] صحبت کرده. ‏مشکل بتوان فهميد که چرا او از "شکل گيري" اين محور سخن مي گويد، زيرا اتحاد آنها به اوايل سال هاي 1980 بازمي گردد؛ ‏ولي درک مسايل سياسي کشورهاي مسلمان براساس سني يا شيعه بودن آنان تنها مسايل را بغرنج تر مي کند، به ويژه اينکه يکي از ‏اين دو يک حکومت اسلام گرا با معيارهاي انقلابي است و ديگري يک حکومت به شدت سکولار و دين گريز. در حقيقت جنگ بين ‏شيعيان حزب الله لبنان و شيعيان امل در سال 1985 منجر به وقوع تنش هاي شديد بين حاميان ايراني و سوري آنان شد.‏

اگر صرفاً با ديدگاه مذهبي به اين مسأله نگاه کنيم، مي بينيم فرقه علوي که در سوريه "بر سر قدرت" است همواره از سوي شيعيان ‏دوازده امامي به عنوان ملحد و مرتد شناخته شده و اين درحالي است که پيروان اين فرقه نيز به شدت مخالف ادغام شدن با اسلام ‏شيعه هستند. اين واقعيت مسايل بسياري را توضيح مي دهد: ائتلاف استراتژيک اين دو کشور؛ ترس عراق، چه در زمان صدام ‏حسين و چه درحال حاضر که زير سلطه ايالات متحده قرار دارد؛ حمايت آنها از جناح هايي که در برابر نيات سياسي ايالات ‏متحده، فرانسه و اسراييل در لبنان قد علم کرده اند. ‏

خير، براي انتقاد از احمدي نژاد نيازي به بودن در ليست "مواجب گيران" سرويس هاي امنيتي و جاسوسي امريکا نيست. ميليون ها ‏ايراني به طور روزانه اين کار را انجام مي دهند، به ويژه به دليل نبود اصلاحات اجتماعي و سياسي واقعي و همچنين بحران ‏اقتصاديي که در حال حاضر به اين کشور ضربه زده است. البته دلايل بسيار ديگري نيز در انتقاد ايرانيان از رييس جمهورشان ‏وجود دارد که از حوصله اين مقاله خارج است.‏

ولي مطرح کردن اين موضوع که ايران بنا به دلايل ذکر شده، يک تهديد "براي جهان" به شمار مي رود، مزخرفي بيش نيست. ‏نبايد فراموش کرد که تکرار بدون تفکر ديدگاه هاي بوش نسبت به وضعيت خاورنزديک، نمي تواند باورپذيري آن را در نزد جامعه ‏بين الملل بيشتر کند.‏

منبع: لو دووار، 23 ژانويه ‏

گزارشي از لوموند درباره تحريم هاي تازه -- بازرسي کشتي ها و هواپيماهاي ايران

درپيش نويس قطعنامه جديد عليه ايران که روز جمعه 25 ژانويه به شوراي امنيت تحويل شد و قرار است ‏دوشنبه مورد بررسي قرار گيرد، تعداد تحريم هاي تازه براي متقاعد کردن ايران به چشم پوشي از برنامه ‏غني سازي اورانيوم، که از نظر کشورهاي غربي احتمال دارد پوششي براي توليد سلاح اتمي باشد، زياد‎ ‎نيست. ‏

متن پيش نويس قطعنامه که سه شنبه گذشته، با مبنا قرار دادن قطعنامه هاي دسامبر 2006 و مارس 2007، ‏در برلين نهائي شدحاصل توافق ايالات متحده، فرانسه، بريتانيا و آلمان با روسيه وچين است، توافقي که به ‏سختي به دست آمد زيرا چهار کشوراوّل طرفدار شدّت عمل اندحال آنکه روسيه و چين مايلند مبادلاتشان را با ‏ايران حفظ کنند. ‏

بيشتراقدامات پيش بيني شده الزام آور نيستند. پيش نويس قطعنامه که نسخه اي از آن در اختيار لوموند قرار ‏گرفته است، از دولت ها مي خواهد هنگام اعطاي وام به کارخانه هايشان يا ضمانت صدور کالا از سوي ‏اتباعشان به مقصد ايران، "براي آنکه در تسريع فعاليت هاي هسته اي حسّاس سهيم نشوند، محتاطانه عمل ‏کنند".‏

درزمينه روابط مالي "با تمام بانک هائي که در ايران هستند به ويژه بانک هاي ملّي و صادرات" نيز رعايت ‏احتياط توصيه شده است. امّا ايالات متحده ناگزير شده است از مسدود کردن دارائي هاي مؤسّسات مالي ‏مذکورچشم پوشي کند درحالي که در مارس 2007 موّفق شده بود مسدود کردن دارائي هاي بانک سپه را در‏
قطعنامه بگنجاند. ‏

در پيش نويس قطعنامه همچنين از دولت ها خواسته شده است کشتي ها و هواپيماهائي را که در اجاره شرکت ‏باربري ايران اير يا خطوط کشتيراني جمهوري اسلامي هستند و "حامل محموله هائي از مبدأ ايران يا به ‏مقصد اين کشور مي باشند"، در صورت وجود "دلايل منطقي مبني بر" حمل بارهاي ممنوعه
‏"بازرسي" کنند. ‏

در متن پيش نويس فهرست نام افراد و مؤسسات ايراني که دارائي هايشان به دليل شرکت داشتن در فعاليت ‏هاي هسته اي يا موشکي حسّاس مسدود مي شود، طولاني تر شده است. به علاوه فروش تعداد بيشتري از ‏وسائل و فن آوري هاي داراي "کاربرد دوگانه" که امکان دارد به کار ايران در فعاليت هاي هسته اي بحث ‏انگيزش بيايند، ممنوع اعلام شده است. امّا پيشنهاد واشنگتن مبني برممنوعيت فروش اسلحه به تهران از سوي ‏پکن و مسکو رد شد.‏

در پيش نويس تأکيد شده است که در صورت تعليق غني سازي اورانيوم از سوي ايران پنج عضو دائمي ‏شوراي امنيت و آلمان خواهان "گفتگوي مستقيم" با تهران هستند.‏

منبع: لوموند 26 ژانويه ‏ ‏

نگاه کريستين ساينس مانيتور به توافق کلي قدرت هاي بزرگ -- همه چيز آماده تحريم ايران

هوارد لافرانچي

قدرت هاي بزرگ درباره چهارچوب قطعنامه سوم تحريمي عليه ايران به خاطر پيگيري جاه طلبي هاي ‏هسته اي اين کشور به توافق رسيده اند. جامعه جهاني عليرغم برخي اختلاف نظرها درباره جزييات، بر سر ‏اين موضوع که ايران نبايد سلاح هسته اي داشته باشد متفق القول هستند.‏

گزارش اخير امنيتي ايالات متحده از توقف برنامه تسليحات هسته اي ايران در سال 2003 خبر داده بود. به ‏نظر مي رسد اين گزارش درها را براي تنبيهات جديد بين المللي عليه تهران باز کرده است. ‏

در ابتدا برآوردهاي امنيتي ماه دسامبر موجب سردرگمي نزد هم پيمانان ايالات متحده شد. آنها گزارش را ‏عامل توقف تلاش هاي همه جانبه براي اعمال فشار بر ايران مي ديدند. اما توافق هفته جاري درباره اصول ‏قطعنامه جديد، نگراني هاي موجود درباره عزم آمريکا در اقدام نظامي يکجانبه عليه تاسيسات هسته اي ايران ‏را برطرف نمود. بعضي ديپلمات ها مي گويند نگراني هايي که از استفاده آمريکا از تنبيهات سازمان ملل به ‏عنوان پيش زمينه دست زدن به چنين اقدامي وجود داشت، راه را براي قطعنامه جديد هموارتر کرده است. ‏
عکس العمل مقامات تهران به اين اقدام بين المللي شتاب زده بود. اين مقامات مي گويند عزم ايران در پيگيري ‏برنامه هسته اي اش سست نمي شود. اين شامل غني سازي اورانيم هم مي شود که مي تواند براي ساخت بمب ‏هسته اي به کار رود. ‏

خبرگزاري ايسنا به نقل از محمود احمدي نژاد گفت: "ملت ايران راهش را انتخاب کرده و به آن ادامه مي ‏دهد. اين اقدام غير قانوني (شوراي امنيت) ملت ايران را از مسيرش منحرف نمي سازد."‏

پنج عضو دايم شوراي امنيت بعلاوه آلمان در ديدار وزيران خارجه اين کشورها در برلين در روز سه شنبه ‏در مورد قطعنامه به توافق رسيده اند. انتظار نمي رود قطعنامه سوم تحريم هاي اقتصادي سخت تري را نسبت ‏به دو مورد قبلي دربرداشته باشد. ‏

تنبيهات مورد نظر شامل ممنوعيت هاي مسافرتي برخي افراد کليدي ايراني، ايجاد محدوديت در شاخه هاي ‏تجاري و نظامي مرتبط با برخي فعاليت هاي هسته اي ايران و نيز نظارت بر بانک ها و موسسات مالي ‏ايراني در ارتباط با برنامه هسته اي خواهد بود. ‏

اين قطعنامه به مراتب ضعيف تر از چيزي است که شرکاي ايالات متحده، شامل فرانسه و انگلستان، در ماه ‏هاي اخير بدنبال آن بودند. اما به گفته برخي کارشناسان، بعضي از نظارت هاي فراگير توسط قدرت هاي بين ‏المللي از جمله فشارهايي قلمداد مي شود که ايران آنها را دوست ندارد. ‏

ميکاييل ياکوبسن، يک کارشناس مسايل ضد تروريسم و امنيتي از موسسه مطالعات خاور نزديک در ‏واشنگتن، مي گويد هرچند قطعنامه جديد شامل نوعي از نظارت با کارايي بالا نيست، اما به اعتقاد او نظارت ‏هاي صورت گرفته بر تحريم هاي ايران همچنان يک ابزار مفيد است. ‏

آقاي ياکوبسن گفت: "چيزي که برآوردهاي امنيت ملي آمريکا پيشنهاد کرده است اين است که ايراني ها تصميم ‏خود را بگيرند. اين شامل برنامه هسته اي آنها ست- بر اين اساس که آيا مقرون به صرفه است، و اينکه ‏فشارهاي بين المللي چه تاثيري مي تواند بر روي آنها داسته باشد." ‏

ياکوبسن مي گويد ايجاد يک گروه نظارتي مستقل کارآمد ترين اقدام است. همانطور که سازمان ملل اين کار ‏را در مورد نمونه هاي ديگري از تحريم ها، نظير سودان و سومالي، انجام داده است. تا کنون تحريم هاي ‏ايران توسط برخي از کشورها مراعات شده و البته اين در همه موارد هم الزامي نبوده است. ‏

عزم جديد براي تصويب قطعنامه سوم در حالي بدست آمده که به اذعان گزارش سازمان حسابرسي ايالات ‏متحده، بخش اعظم تحريم هاي 20 ساله آمريکا عليه ايران بي فايده بوده است. برخي کارشناسان با يافته هاي ‏اين گزارش قوياً مخالفند و مي گويند تحريم هاي اخير که موسسات ايراني و برخي افراد را هدف گرفته اند، ‏بر روي اقدامات اين کشور اثرگذار بوده اند. ‏

ياکوبسن مي گويد در هر حال قطعنامه سوم به خاطر ارسال علايمي از همبستگي و هوشياري بين المللي مفيد ‏خواهد بود. او اضافه مي کند: "اين يک پيام نمادين را به ايران مي فرستد، مخصوصاً اينکه روسيه و چين ‏هم در آن نقش دارند. اين بهتر از حالتي است که ايران ببيند شوراي امنيت فلج شده و نمي تواند قدم پيش ‏بگذارد."‏

ياکوبسن گفت شوراي امنيت ضمناً ممکن است اقدامات سفت و سخت تري را در تحريم هايش بگنجاند و اين ‏با تصويب قطعنامه سوم و نمايش قدرت آن امکانپذير است. او اشاره کرد تلاش هاي اتحاديه اروپا براي سخت ‏تر کردن تحريم هاي ايران از سوي برخي کشورها نظير آلمان مورد حمايت قرار گرفته و آنها منتظرند ببينند ‏شوراي امنيت در اين مورد چه خواهد کرد. ‏

مقامات ايران همزمان با انتخابات پيش روي مجلس در ماه مارس آينده، نسبت به هر گونه علايمي از ‏فشارهاي جديد بين المللي حساس هستند.‏

کارشناسان مي گويند تضميني وجود ندارد که قطعنامه جديد چطور توسط مردم ارزيابي شود زيرا انتظار مي ‏رود رهبران محافظه کار کشور بازي ما- دربرابر- دنيا را به راه بياندازند. با اينحال قدرت هاي اروپايي آماده ‏‏"کمک به ميانه روهاي ايراني براي موفقيت هستند"درحاليکه "تندروها" مشغول منزوي ساختن ايران هستند. ‏

منبع: کريستين ساينس مانيتور – 24 ژانويه ‏

‏ تحليلي از ديلي تلگراف همزمان با انتخابات --- خشمگين از مرگ دانشجو در زندان

‏‏کي بيوکي و گتين چمبرلين

مرگ دانشجويي که تحت بازداشت ماموران وزارت اطلاعات ايران بود، خشم مخالفان رژيم که ادعا مي کنند ‏اين اقدام قسمتي برنامه از پيش تنظيم شده براي سرکوب مخالفان همزمان با انتخابات مجلس است، بر ‏انگيخت.‏

ابراهيم لطف اللهي، دانشجوي سال چهارم رشته حقوق، قبل از اينکه خانواده اش بتوانند، جسدش را ببينند، به ‏خاک سپرده شد.‏

رهبران جنبش دانشجويي مي گويند که امسال 150 دانشجو بازداشت شده اند که 60 نفرشان هنوز در زندان ‏هستند.‏

مقامات ايراني اعلام کردند که آقاي لطف اللهي بعد از دستگيري در شهر سنندج، دست به خودکشي زده است ‏اما اين دومين مرگ مشکوک در زندان است. مرگ مشکوک ديگر، مرگ دکتر جواني به نام زهرا بني ‏يعقوب بود که در ماه دسامبر و بعد از اينکه به دليل قدم زدن با يک مرد نامحرم در پارک دستگير شد، اتفاق ‏افتاد. خانواده او، مي گويند که کبودي هاي روي بدن وي، حاکي از اين است که در زمان بازداشت، او را ‏کتک زده اند.‏

منابع آگاه در شهر سنندج مي گويند که آقاي لطف اللهي بعد از دادن امتحان و در هنگام خروج از دانشگاه، ‏دستگير شد و زماني که خانواده اش در تلاش براي آزادي اش بودند، به آنها گفته شد که او خودکشي کرده ‏است.‏

مرگ او موجب خشم فعالان دانشجويي شد که معتقدند اين اتفاق قسمتي از برنامه ايجاد فشار بر مخالفان، قبل ‏از انتخابات مجلس در ماه مارس است. آنها مي گويند که دانشجويان کرد، متحمل سرکوب هاي شديدي شده ‏اند.‏

علي نيکو نسبتي، دانشجويي که ماه گذشته بعد از 35 روز بازداشت در زندان انفرادي، آزاد شده است، مي ‏گويد که مقامات ايراني اقليت هاي قومي را نشانه رفته اند که اين شامل کرد ها که تلاش مي کنند براي گرفتن ‏حق خود، ايستادگي کنند هم مي شود. او مي گويد: "مطمئنا در اين مورد حقوق بشر رعايت نشده است. زماني ‏که شما در بازداشت هستيد، دولت بايد از جان شما مواظبت کند که اين مورد مسلما در مورد لطف اللهي ‏رعايت نشده است".‏

او مي گويد که دانشجويان فقط مي خواهند که با آنها انساني برخورد بشود. وي معتقد است: "دانشجويان فقط ‏خواستار حقوق اوليه خود هستند. آنها جنايتکار نيستند، اما بجاي اينکه دولت مشکلاتشان را حل کنند، آنها را ‏به زندان مي اندازد و برخوردي با آنها مي کند که توصيفش دشوار است. ما مقاومت مي کنيم و عقب نمي ‏نشينيم، اگر عقب نشيني کنيم، همه چيز را از دست داده ايم".‏

منقدان دولت معتقدند که همزمان با برگزاري انتخابات مجلس خشونت ها بالا گرفته است، به تعبير آنان قرباني ‏سرکوب تندروها در انتخابات آتي شده اند. هفته گذشته اعلام شد که دو هزار نفر از دو هزار و پانصد اصلاح ‏طلبي که کانديداي انتخابات شده بودند، رد صلاحيت شدند و از شرکت در انتخابات، باز ماندند.‏

منبع: ديلي تلگراف 26 ژانويه

Friday, January 25, 2008

نگاه سانفرانسيسکو کرونيکل به مشکلات دولت -- احمدي نژاد مي لرزد

جرج بوش تنها رييس جمهوري نيست که از بحران جدي اقتصادي در حال احتضار است. سرما و يخبندان در ‏ايران، مشکلات بزرگي را براي رييس جمهور تندروي ايران به همراه آورده است. او همزمان با کاهش ‏عرضه گاز طبيعي مورد نياز، به خاطر سوء مديريت اقتصادي، تحت شديدترين حملات است. ‏

بيش از 60 نفر در اثر سرما کشته شده اند و علت برخي از اين مرگ و ميرها کمبود گاز در روستاهاي ‏کوهستاني دورافتاده بوده است. حتي رهبر عالي ايران هم به طور غير مستقيم اين نازپروده خود را توبيخ ‏کرد. ‏

وقتي راديوي دولتي ايران نامه آيت الله خامنه اي خطاب به مجلس درباره التزام به اجراي قوانين مجلس در ‏تامين گاز طبيعي براي روستاهاي دورافتاده را قرائت کرد، محمود احمدي نژاد آشکارا تحقير شد. ‏

احمدي نژاد با اشاره به دلايل بودجه اي، دستور مجلس در صرف يک ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي ‏براي تامين گاز را رد کرده بود. ‏

اما خامنه اي که در سيستم پيچيده ايران، حرف آخر را در همه مسايل مي زند از موضع بالا با او برخورد ‏کرد. اين کار به ويژه به اين خاطر حايز اهميت است که خامنه اي در ماه هاي گذشته التهابات جامعه را نسبت ‏به رييس جمهور کاهش داده بود و او به طور کلي ندرتاً وارد چنين اختلافاتي مي شود. ‏

سعيد ليلاز، تحليلگر سياسي از تهران، مي گويد: "اين يک ضربه واقعي بي سابقه به دولت احمدي نژاد بود."‏
حزب سياسي احمدي نژاد‏

درست مانند جرج بوش، بروز مشکلات اقتصادي و افزايش نارضايتي ها درست در زمان پيش از انتخابات ‏بر آينده سياسي احمدي نژاد تاثير خواهد گذاشت. ‏

ماه هاست که احمدي نژاد با کشمکش هاي سياسي دست و پنجه نرم مي کند. يک بار حتي حاميان او هم با ‏پيوستن به منتقدانش، خواستار تمرکز او بر روي اقتصاد ايران به جاي صرف وقت در رويارويي با غرب ‏شدند. سه شنبه هم پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل بعلاوه آلمان در مورد پيش نويس يک قطعنامه ‏جديد براي سخت تر کردن تحريم ها عليه ايران به توافق رسيدند. مقامات مي گويند اين توافق در پي خودداري ‏ايران از تعليق برنامه هسته اي صورت گرفته است. ‏

جالب اين است که ايران پس از روسيه، دومين کشور با منابع عظيم گاز طبيعي در دنياست. اين کشور روزانه ‏بيش از 75/15 ميليارد فوت مربع گاز توليد مي کند که تماما به مصرف داخلي مي رسد. ‏

علت اصلي بحران اخير در ايران مشخص نيست اما واضح است که به خاطر موج سرما، تقاضا به طور ‏چشمگيري افزايش يافته است. ‏

ليلاز مي گويد: "بحران کمبود گاز، نتيجه مستقيم سياست دولت بوده است."‏

‎ترس از کمبود مايحتاج‎

خيلي ها نگاه تلخي به تورم بالا، کمبود گاز و نان دارند زيرا کشوري مانند ايران به خاطر افزايش بهاي ‏جهاني نفت مي بايست سرشار از درآمد باشد. بيش از 80 درصد درآمد دولت از فروش نفت است و احمدي ‏نژاد هم با شعار کمک به مردم فقير وارد صحنه شده بود. ‏

حيدر ميرقاسمي، که در هفته جاري براي خريد شش قرص نان بيش از يک و ساعت و نيم در صف يک ‏نانوايي در تهران منتظر مانده بود، گفت: "اين تقصير خودمان بود. ما کسي را انتخاب کرديم که از عهده حل ‏مشکلات بر نمي آيد."‏

به خاطر ترس از قحطي نان که بعد از موج سرما دامن شهرها و روستاهاي ديگر را گرفته است، صف هاي ‏طولاني در مقابل نانوايي ها تشکيل شده است. ‏

علي مرادي، مشتري عصباني ديگر اين نانوايي که يک کارگر ساختماني است، گفت: "ظرف هفته گذشته، من ‏چهار بار به نانوايي مراجعه کردم اما هربار با دست خالي به خانه برگشتم." او با لحن تمسخرآميزي ادامه ‏دهد: "دولت چقدر خوب براي طبقه پايين کار کرده است."‏

ايران همه جزييات مربوط به بودجه خود را منتشر نمي کند اما در مجموع گفته است که درآمدها به خاطر ‏قيمت نفت افزايش يافته است. منتقدان مي گويند احمدي نژاد با تزريق پول نقد به بازار و اتکا به واردات بي ‏رويه کالا، نظير مايجتاج اوليه، تورم را زياد کرده است. او درآمد نفت را به جاي سرمايه گذاري درازمدت، ‏صرف هزينه هاي روزمره دولت کرده است. ‏

رييس جمهور ايران در ماه دسامبر با اشاره به اينکه بايد پيشينيان او را به خاطر تورم سرزنش کرد، به اين ‏حملات پاسخ داد. ‏

غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، روز دوشنبه از دولت احمدي نژاد دفاع کرد. او گفت: "قانون (مربوط به ‏گاز) اثر تورم زايي دارد. اين حق طبيعي رييس جمهور بود که نسبت به آن هشدار دهد."‏

اين بحران در آستانه انتخابات مجلس شکل گرفته که قرار است در 14 مارس برگزار شود. ‏
تندروها در انتخابات سال 2004، کنترل مجلس را در دست گرفتند و اين در حالي بود که شوراي نگهبان ‏هزاران کانديد اصلاح طلب را پيشاپيش از دور خارج کرده بود. ‏

اما در انتخابات شوراهاي شهر در سال گذشته، دوستان رييس جمهور شکست سختي خوردند و اکثريت کرسي ‏ها در اختيار محافظه کاران و اصلاح طلبان مخالف احمدي نژاد قرار گرفت. ‏

کمبود گاز باعث خيزش موج بزرگي شد. دولت ادارات، مدارس و دانشگاهها را به خاطر احتمال کمبودهاي ‏بيشتر تعطيل کرد.‏

کمال دانشيار، يک حامي هميشگي احمدي نژاد در مجلس، در هفته نامه شهروند به طرح اين سوال پرداخت: ‏‏"اين يعني چه که بعد از باريدن يک برف، کشور را تعطيل کنيم؟" او انتقاد از دولت را به خاطر نحوه ‏مديريت بحران کار به جايي دانست. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 23 ژانويه ‏

گزارش ميدل ايست آنلاين از ايران--ارسال پيامک دور زدن حکومت

اطلاعات موثق از شرکت مخابرات و تلفن سيار ايران حکايت از حقيقت غريبي مي کند: روزانه 20 ميليون ‏پيام کوتاه-‏‎ ‎‏ ‏SMS‏ يا به قول ديگر پيامک- در کشور ارسال مي شود. ساعات اوج اين ارسال ها هم بين ده ‏شب تا يک صبح است. ممکن است اين ساعات از شبانه روز براي نشستن و فرستادن پيامک عجيب به نظر ‏برسد اما آمار نشان مي دهد که چگونه سرويس پيام کوتاه توسط مردم دستمايه دور زدن حکومت شده است.

جوانان ايراني در حاليکه محافظه کاران مذهبي حاکم بر کشور در خواب فرو رفته اند، به ارسال پيام هاي ‏جسورانه طنزآلود و مخالفت آميز مشغول اند. ‏

استفاده از پيامک به يک پديده همه گير تبديل شده و بسيار بيشتر از چيزي که به نظر مي رسد، شبکه ‏اجتماعي نامريي اما پر سر و صدايي را تشکيل داده است. هدف از برقراري اين سيستم، فرستادن خبرهاي ‏کوتاه بوده اما حالا تبديل به وسيله برملا کردن مسايل سياسي و فرهنگي و پر کردن خلاء رسانه ها و ابزار ‏ارتباطي آزاد شده است. ‏

ارسال پيامک اکنون ابزار بالقوه پخش اطلاعات، اظهارات روشنگرانه و بيشتر از همه اينها جوک هاي ‏سياسي قلمداد مي شود. اين سرويس بدون وجود سانسور يا قيد و بندهاي ديگر، به مردم اجازه مي دهد ‏هنجارها را زير پا گذاشته و به حکومت انتقاد کنند يا اينکه کمي با يکديگر گپ بزنند و تفريح کنند. ‏
در جريان انتخابات رياست جمهوري سال 2005، جامعه ايران عميقاً دچار دسته بندي شد. در همين دوران ‏بود که پيامک هاي مختلفي که از تهران ارسال مي شد ظرف چند ساعت با فرستاده شدن به بقيه از مرزهاي ‏استاني گذر مي کرد. ‏

چند روز بعد از جيره بندي بنزين در تابستان گذشته، يک پيامک تمام کشور را درنورديد. اين پيام طنزي بود ‏به اين مضمون: "از احمدي نژاد پرسيدند مردمي که بنزين ندارند سوار چه چيزي شوند؟ او جواب داد بايد ‏سوار 17 ميليون نفري شوند که به او راي داده اند."‏

اين پيامک به زودي سر از وبلاگ ها درآورد و تا خاک خوزستان، تبريز، اصفهان و تهران رسيد. صداي ‏آمريکا هم به آن اشاره کرد و مورد توجه ابراهيم نبوي، طنزپرداز صاحب نام مقيم خارج از کشور، هم قرار ‏گرفت. ‏

موضوع ديگر مورد علاقه مردم در اين پيامها، مساله هسته اي است. در زماني که همه رسانه هاي دولتي ‏شعار معروف "انرژي هسته اي حق مسلم ماست" را به طور شبانه روزي تکرار مي کردند، جوانان ايراني ‏دوستان خود را با ارسال پيامک از خواب نازشان بيدار مي کردند. هر کسي که با بوق دريافت پيام از تلفن ‏همراهش از خواب بيدار مي شد با اين پيامک روبرو مي شد: "ببخشيد که اين وقت شب شما را از خواب ‏بيدار کردم، موضوع خاصي نبود، فقط مي خواستم بگويم که انرژي هسته اي حق مسلم ماست."‏

چند روز بعد از دستور احمدي نژاد به استفاده از خرما به جاي قند در کنار چاي در ادارات دولتي، يک ‏پيامک ديگر راهي بازار شد: "تصميم گرفته شده از خدمتگذاران جامعه با چاي و خرما پذيرايي شود... زيرا ‏هم انرژي دارد و هم هسته."‏

احمدي نژاد هم که رابطه مشکل و رو به وخامتي با جوانان دارد هم يکي از اصلي ترين سوژه هاست. ‏سياستمداران ديگري نظير اکبر هاشمي رفسنجاني هم در اين ميان بي نصيب نمانده اند. ‏

دکتر بابک خبيري، يک کارشناس روابط اجتماعي، گفت سرويس پيام کوتاه يکي از معدود ابزارهاي بيان ‏نظرات و انتقادات است که مشمول محدوديت ها نشده است. ‏

او گفت: "لازم نيست براي دانستن نظرات مردم، نبض جامعه را با گذاشتن انگشت خود روي شريان آن پيدا ‏کنيد. کافي است پيامک هاي روزانه را جمع بندي و تحليل کنيد."‏

جامعه ايران در ايجاد يک سيستم نانوشته اما قدرتمند اجتماعي دچار چنان پيشرفتي شده که گاهي اوقات، ‏انتشار پيامک ها قبل از برملا شدن "اصل" خود خبر صورت مي گيرد. ‏

ظرف ماههاي گذشته اين سيستم خبرساني، پيام هايي در مورد سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا، ‏تحرکات جديد در پوشش حجاب و محدوديت هاي اجباري براي زنان جوان و انتشار اوراق سهام عدالت ميان ‏مردم فقير تحت عنوان عدالت دولتي در مساله خصوصي سازي، در جامعه منتشر شده است. ‏

چند ماه پيش و بدنبال طرح الزام حجاب، شايع شد پليس مشغول بازرسي از محتويات تلفن همراه جوانان است. ‏در ماه آگوست، روزنامه ايران خبر از متهم شدن يک نفر به "نگهداري و ارسال پيامک هاي غير اخلاقي" از ‏تلفن همراهش داد. ‏

اين خبر براي مدتي جوانان را در مورد ارسال پيامک هايي از اين دست، به فکر فرو برد. اما پس از آنکه ‏رسانه ها به وجود چيزي به نام "پليس تلفن سيار" اعتراض کردند و پليس وجود آنرا انکار نمود، اوضاع به ‏حال عادي بازگشت. ‏

آرش، يک جوان 18 ساله، مي گويد: "اگر قرار باشد پسرها را بر اساس موضوع پيامک هايشان بگيرند، در ‏اينصورت هر جواني که تلفن همراه دارد را بايد دستگير کنند."‏

دخترها بيشتر پيامک هايي را ترجيح مي دهند که مضمون طنزآلود يا عاشقانه داشته باشد. يک پيامک مرسوم ‏اين است: "قانون چهارم نيوتن مي گويد زمين جاذبه ندارد. سيب به سمت تو مي افتد چون تو تنها جاذبه زمين ‏هستي."‏

هيدا، يک دختر 19 ساله که ساکن شمال تهران است، مي گويد آخرين پيامکي که گرفته اين است: "گوسفندي ‏قرص اکستازي مي خورد، تاکسي مي گيرد و مي گويد مرا به کشتارگاه ببر."‏

کار ديگري که اين پيام هاي کوتاه انجام مي دهد، پخش شايعات است. در ماه هاي گذشته شايعات و اخبار ‏زيادي ارسال شد که واکنش هاي گسترده اي را به همراه داشت. روز اول جيره بندي بنزين پيامي ارسال شد ‏که سهميه بندي به خاطر صف هاي چند کيلومتري خارج پمپ بنزين تا 24 ساعت به تعويق افتاده است. اين ‏پيام حتي به دوردست ترين روستاها هم رسيد. ‏

معمولاً سوژه پيام بر اساس چيزهايي انتخاب مي شود که براي جوانان جذاب به نظر مي رسد. ثابت شده است ‏که اخبار حقوق بشر يا زندانيان سياسي چندان محبوب نيستند. اما وقتي يکي از امامان جمعه در خوزستان به ‏اشتباه اعلام کرد ما بمب هسته اي مي خواهيم نه انرژي هسته اي، اين پيام به چهارگوشه ايران ارسال شد. ‏
اوايل سال جاري اخباري از تلاش دولت براي کنترل پيام هاي کوتاه و تشکيل "پليس تلفن همراه" به گوش ‏رسيد. اما با گذشت چند ماه هيچ نقطه نظري در اين مورد اعلام نشده است. ‏

به نظر مي رسد سياست رسمي کشور کنار آمدن با پديده پيام کوتاه باشد، هر چند پيامک ها بيانگر يک چالش ‏مستقيم با رسانه انحصاري دولت و محدوديت هاي سياسي و اجتماعي موجود در جامعه است. ‏

ارسال پيامک در ايران تعبيري از تلاش مردم براي آزادي بيان درباره سياست و شکستن هنجارهاي اجتماعي ‏موجود و دادن رنگ و بوي عاشقانه به زندگي است. در اين دنياي مجازي، همه چيز هست. دختري مي گفت ‏مي خواهم مهريه ام، 1400 ليتر بنزين و سه کارت هوشمند بنزين باشد. ديگري هم کت کرم رنگ معروف ‏احمدي نژاد را مسخره مي کند. ‏

در اين گوشه از زندگي هيچ چيز از گزند انتقاد و تمسخر در امان نيست. ‏

منبع: ميدل ايست آنلاين – 23 ژانويه 2008 ‏

تحليل لاستامپا از تحريم ايران --سومي شديدتر از همه

روز گذشته در برلين اعضاي گروه 1+5 پيش نويس تحريم هاي جديد عليه ايران را تصويب کردند. اين پيش ‏نويسي است که قرار است با موفقيت، به تصويب همه اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل برسد.‏

اين سومين و شديد ترين دور تحريم ها عليه ايران است که مربوط به محدود کردن سفر ايراني ها(يا شايد ديپلمات ‏هاي جمهوري اسلامي ايران) و مسدود کردن دارايي ها است که شايد موارد ديگري هم در آن گنجانده شده باشد.‏

به نظر مي رسد که آمريکايي ها بيش از همه راضي شده اند زيرا اين بار با مخالفت چين و روسيه مواجه نشدند؛ ‏اگرچه هفته گذشته دولت بوش، هيئتي را براي فشار آوردن به چين، به اين کشور فرستاد. با اين حال چين و ‏روسيه اعلام کرده اند که اگر تحريم هاي اقتصادي بيشتري در جلسه شوراي امنيت سازمان ملل، متوجه ايران ‏بشود، مخالفت خواهند کرد.‏
‏ ‏
چيني ها و روس ها روي دو ميز بازي مي کنند: از يک طرف وانمود مي کنند که به حرف آمريکايي ها گوش مي ‏دهند، از طرف ديگر به تجارت با ايران ادامه مي دهند. ايران سومين توليد کننده نفت جهان است و چين قصد دارد ‏‏2 ميليارد دلار در حوزه نفتي جديدي در ايران، سرمايه گذاري کند. ايران براي روسيه نه تنها يک خريدار فن ‏آوري هسته اي محسوب مي شود، بلکه مهره اي مهم در بازي بزرگي است که با آمريکا بازي مي کند.‏

روز گذشته، ماسيمو دالما، وزير امور خارجه ايتاليا در جريان معرفي نسخه جديد مجله لايمز (مجله ايتاليايي ‏درباره ژئو پلتيک) در شهر رم، اعلام کرد که صادر کردن قطعنامه جديد عليه ايران بدون گذاشتن پيش شزط و ‏بدون توجه به اينکه ايران غني سازي اورانيوم را به تعويق انداخته است، کار جسورانه اي است. ‏

ايران مهم ترين شريک تجاري ايتاليا محسوب مي شود و اين فقط به دليل نفت نيست، بلکه جمعيت 70 ميليوني ‏ايران، مصرف کنندگان احتمالي محصولات ايتاليايي هستند. در اين بازي سود سرشاري وجو دارد که باعث شده ‏باراک اوباما، يکي از کانديداهاي دموکرات ها در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، حتي فرضيه مذاکره و ‏برقرار کردن ارتباط بدون قيد و شرط با ايران را مطرح کند. ‏

شايد در بحث مطرح شده توسط دالما، اين نکته بيش از هر چيز خودش را نشان مي دهد: بيرون گذاشته شدن ايتاليا ‏از جلسه برلين. عدم حضور ايتاليا در جلسه برلين تصميمي نيست که دولت پرودي گرفته باشد، بلکه تصميم دولت ‏قبلي ايتالياست.‏

منبع: لاستامپا 23 ژانويه

مقاله خليج تايمز در باره تحريم هاي اقتصادي ---بن بست ايران

‏هنوز قطعي نيست که دور سوم تحريم ها عليه ايران بر سر برنامه هسته اي اين کشور به تصويب برسد. به ‏نظر مي رسد قدرت هاي جهاني بر سر اين مساله دچار دسته بندي شده اند. اختلافات بعد از ديدار روز گذشته ‏پنج عضو دايم شوراي امنيت بعلاوه آلمان در برلين نمود بيشتري پيدا کرده است. ‏

گفته مي شود که جرج بوش در جريان سفر دوره اي خود به خاورميانه، درقبال تهران موضع بسيار نزديک ‏به تندروهاي آمريکا را از خود به نمايش گذاشته است. با همه اين ها، کاندوليزا رايس پيش از ديدار وزيران ‏خارجه در برلين که براي بحث درباره موضوع ايران دور هم جمع مي شوند، از نبود يک ديدگاه مشترک ‏براي تنبيهات بيشتر عليه رژيم احمدي نژاد خبر داد. حتي آلمان هم از اشاره به وجود هرگونه نشانه مثبت در ‏رسيدن قدرت هاي بزرگ به توافقي براي تصويب اين تحريم ها عليه ايران، عليرغم فشارهاي فراوان ايالات ‏متحده، طفره مي رفت. ‏

روسيه و چين هم که روابط اقتصادي محکمي با ايران دارند، همچنان مخالفان اين قضيه را تشکيل مي دهند. ‏گزارش سال گذشته نهادهاي امنيتي ايالات متحده هم به نوعي از حجم مخالفت ها کم کرده اما جرج بوش ‏همچنان به موضع سرسختانه خود با اين بهانه که عمليات هسته اي ايران آشکارا خطرناک است، ادامه داده ‏است. تنش اخير در تنگه هرمز هم به اختلافات اين دو کشور دامن زد. درواقع ترس کشورهاي غربي از اين ‏است که ادامه غني سازي اورانيوم توسط ايران به منظور ساخت بمب هاي هسته اي باشد. گزارش خوش ‏بينانه آژانس بين المللي هسته اي و اظهارات مثبت گزارش امنيتي ايالات متحده در مورد همکاري هاي ايران ‏با نهادهاي بين المللي هسته اي هم نتوانسته از ميزان اين ترس ها و ترديدها، چندان کم کند. ‏

معذالک ايران اخيراً اعلام کرده که تحريم ها مانع از ادامه برنامه هسته اي اين کشور نمي شود. در عين حال ‏دولت احمدي نژاد به نوعي به جامعه بين المللي اطمينان داده که ضمن ادامه همکاري با آژانس بين المللي ‏هسته اي، ظرف يک ماه به همه پرسش هاي باقيمانده درباره برنامه خود پاسخ خواهد داد. اين در حالي است ‏که احمدي نژاد تحت سنگين ترين فشارهاي داخلي بابت بحران هاي اقتصادي است که او را در آستانه يک ‏کشمکش قرار داده است. ظاهراً موضع طغيانگر او عليه ايالات متحده هم ديگر طرفداران چنداني در ميان ‏سران کشور ندارد. ‏

همانطور که در جاهاي مختلف گفته شده، هم بوش و هم احمدي نژاد به خاطر خواهند داشت که گفتمان بهترين ‏روش حل مشکلات است. با در نظر گرفتن بحران اقتصاد جهاني و اوضاع مخاطره آميز در نقاط مختلف ‏خاورميانه، بايد به هر قيمتي جلوي يک رويارويي جديد را در منطقه گرفت. ‏

منبع: خليج تايمز آنلاين – 23 ژانويه

گزارش شبکه 5 اسپانيا ---زنان ايراني نمي توانند دست به سينه بنشينند

کامالا اوروزکو

شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل، مي گويد که شهلا شرکت يک نمونه واقعي براي زنان ايراني است. او يک روان شناس، ‏روزنامه نگار، نويسنده و يکي از پيشتازان جنبش زنان ايراني است. او به مدت 8 سال مدير مجله "زن روز" بوده که به دليل تلاش ‏و فعاليت هاي قابل توجه در رابطه با حقوق زنان توقيف شد.‏

اين مسأله باعث شد تا او مجله "زنان" را منتشر کند؛ مجله اي که به گفته مسؤولان، محتوايش از خط قرمز گذشته است. شهلا ‏شرکت يکي از مدعوين کنفرانس مادريد تحت عنوان "زن اسلامي" است. يکي از موضوعات بسيار مهم اين کنفرانس، مقاومت ‏کردن در برابر بي عدالتي هايي است که نسبت به زنان روا مي شود. ‏

عليرغم بحث هايي که در خصوص واژه "زن اسلامي" وجود دارد، شهلا شرکت به عنوان يک شخصيت مدافع حقوق زن اظهار ‏مي دارد: "دفاع از حقوق زنان شامل مبارزه با نابرابري ها و تبعيض هايي است که عليه نسل زن وجود دارد. عليرغم اينکه اساس ‏حقوق زنان بدون توجه به زمان و مکان شکل گرفته، مي توان در هر جامعه اي به اصول آن پي برد و با توجه به اين تعريف، آن ‏را بسط داد."‏

اين زن آينده نگر و خوش بين ["من بايد خوش بين باشم، وگرنه بايد گور خودم را بکنم"] در ادامه مي گويد: "بسيار مهم است که ‏جنبش زنان ايراني متنوع، مسالمت آميز و به صورت دسته جمعي باشد. با توجه به خاطره قربانيان انقلاب سال 1979، ترجيح مي ‏دهم که راه ميانه رو را انتخاب کنم و به دنبال رهبر يا قهرمان بودن نباشم." او مي افزايد: "اگر جنبش زنان موفق شود، دليل آن اين ‏است که همه ما خود را مسؤول دانسته ايم."‏

‎موفقيت جنبش زنان‎

خانم شرکت با يقين در مورد موفقيت زنان ايراني سخن مي گويد. او خوشحال است که اکنون زنان مطلقه مي توانند سرپرستي ‏فرزندان خود را تا سن 7 سالگي، و نه دو سالگي، برعهده داشته باشند؛ که طلاق از سوي قاضي و دادگاه تصميم گيري مي شود و ‏ديگر به طور خودکار و با درخواست مرد انجام نمي شود؛ و اين که از اعدام زناني که براي دفاع از خود مرتکب قتل شده اند ‏جلوگيري بعمل آيد. ولي اينها هنوز گام هاي کوچکي هستند و او تأکيد مي کند که "جنبش زنان در ايران با چراغ هاي خاموش پيش ‏مي رود". ‏

از نظر شرکت، "ذهنيت مردان از آزادي و استقلال زنان جلوگيري مي کند" و به همين دليل است که "زنان نمي توانند دست به ‏سينه و آرام بنشينند تا يک روز آزادي برقرار شود". به همين دليل، "زنان خود بايد خود را محک بزنند و راه خود را به شکلي ‏مستقل از شريعت يا هر قانون ديگري ادامه دهند".‏

اين زن مبارز و "مخالف با کليشه" معتقد است چنين زناني به همان تعداد که در غرب حضور دارند، در ايران نيز حضور دارند. ‏به همين دليل، "تصوير زن ايراني در افکار غربي تصوير يک زن بي سواد و محجبه است که خود را تنها وقف بچه داري کرده و ‏در ايران نيز از زن غربي يک تصوير غيرواقعي برجاي مانده: زن عريان و در حال رقص به مانند يک ابراز جنسيتي که در ‏اختيار کاپيتاليسم قرار گرفته است. من در سفرهايم به غرب، شخصيت هاي بسيار ارزشمندي را در ميان زنان يافته ام و اين شعار ‏من زنان ايراني را نيز دربر مي گيرد. و اين درحالي است که در ايران نيز مي توان تعدادي بيشمار از چنين زناني را يافت".‏

منبع: شبکه 5 اسپانيا، 22 ژانويه ‏

PersianMarin News Archive