PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Tuesday, May 27, 2008

جيمي کارتر: با ايران آشتي کنيد -- نگاه ايندپندنت به درخواست رييس جمهور سابق آمريکا

جوي لو ديکو

جيمي کارتر، رييس جمهور سابق ايالات متحده، از کشورش خواست روابط تجاري با ايران را که او ملتي ‏‏"معقول" خواند از سر بگيرد. آقاي کارتر که ديروز در فستيوال "هاي" (فستيوالي که هر سال به مدت ده روز ‏در ولز برگزار مي شود) سخن مي گفت، پيشنهاد کرد ايالات متحده دانش فني انرژي هسته اي و سوخت را ‏براي نشان دادن حسن نيت خود در اختيار ايران بگذارد.‏

آقاي کارتر پرسيد: "اگر ايران ظرف سه سال به سلاح هسته اي دست پيدا کند، آن وقت چه مي شود؟ من فکر ‏نمي کنم چنين اتفاقي بيفتند، اما اگر بيفتد ما چه کار مي کنيم؟ ايراني ها مانند همه ما در اين اتاق مردم نجيبي ‏هستند. آيا آنها قصد خودکشي دارند؟ من حدس مي زنم خير. پس کاري که لازم است بکنيم اين است که با آنها ‏گفتگو کنيم و به آنها بگوييم مي خواهيم دوستشان باشيم. ايالات متحده بايد به ايران بگويد که ما مي خواهيم ‏سوخت و هرچيز لازم ديگر براي يک برنامه هسته اي غيرنظامي را به آنها بدهيم. ما بيست و پنج سال پيش ‏روابط تجاري مان را با ايران قطع کرديم. ما بايد روابط تجاري را از سربگيريم تا به ايران نشان دهيم که ‏دوست هستيم."‏

در دوران رياست جمهوري کارتر، 25 ديپلمات آمريکايي براي مدت بيش از يک سال از سوي ايراني ها به ‏گروگان گرفته شدند. تنها در آخرين روز از دوران رياست جمهوري کارتر در سال 1981 بود که اين ‏گروگان ها آزاد شدند.‏

آقاي کارترضمناً به انتقاد از جرج بوش پرداخت و گفت عدم تعامل با کشورهايي که متفاوت هستند، يک ‏‏"اشتباه جدي و انحراف تاسف آور" از اقدامات رئيس جمهور هاي سابق ايالات متحده بوده است. کارتر در ‏مصاحبه با اسکاي آرت که امروز پخش شد، گفت: "رئيس جمهور در واشنگتن اولين نفري است که مسئول ‏اين عدم تعامل است. من فکر مي کنم ما خودمان را از بهره گرفتن از هرگونه ديدگاه منطقي طرف مقابل ‏براي دستيابي به اهداف بزرگ محروم کرده ايم."‏

منبع: ايندپندنت- 26 مه ‏

Monday, May 26, 2008

خاورميانه جديد از آن بوش نخواهد بود--- تحليل فيگارو از وضعیت منطقه

يوشکا فيشر

يوشکا فيشر، وزير خارجه آلمان و صدراعظم سابق اين کشور بين سال هاي 1998 و 2005 معتقد است که ظهور يک ‏خاورميانه جديد فرصتي است که طي آن مي توان يک نظم منطقه اي با مرزهاي امن ايجاد کرد و بدين ترتيب الگوهاي سلطه ‏طلبانه را با شفافيت و همکاري جايگزين نمود.‏

بي شک سياست رييس جمهور بوش در خاورميانه در يک چيز موفق بوده: ايجاد بي ثباتي کامل در منطقه. اين وضعيت مطمئناً از ‏ايجاد يک خاورميانه دموکراتيک و طرفدار غرب، آن گونه خواسته ايالات متحده بوده، بسيار دور است.‏

حتي اگر مسايل آن گونه که نئوکان هاي امريکايي فکر مي کردند پيش نرفته، ولي مي توان اذعان داشت که وضعيت تا حدي تحول ‏يافته است. رويدادهاي بسياري در اين تحولات دخيل بوده: پايان ناسيوناليسم لائيک جهان عرب، افزايش بهاي نفت و گاز و شکست ‏بي سابقه اي که "جنگ عراق" ناميده مي شود. از دمشق گرفته تا دوبي، از تل آويو تا تهران، يک خاورميانه جديد در حال شکل ‏گيري است.‏

خاورميانه سابق براساس مرزها و هويت هاي سياسي که پس از سقوط امپراطوري عثماني در سال 1918 توسط قدرت هاي ‏اروپايي ايجاد شده بود ترسيم مي شد و از سوي يک ناسيوناليسم لائيک برگرفته از اروپا به حرکت افتاده بود. هدف خاورميانه قديم، ‏مدرنيزه کردن سياسي و اجتماعي از طريق اقدامات دولتي بود و اين نوع ناسيوناليسم که تحت عنوان "سوسياليسم عربي" شناخته ‏مي شد، در زمان جنگ سرد، يعني در زماني که مي توانست روي کمک نظامي، سياسي و اقتصادي اتحاد جماهير شوروي حساب ‏کند، به اوج خود رسيد. ‏

اين وضعيت پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي کاملاً از ميان رفت و منطقه به تصرف ديکتاتورهاي نظامي، فاسد و بي کفايت ‏افتاد. پايان عمر شوروي باعث وقوع بحران هاي نظامي شديد در بسياري از کشورهاي عربي گرديد؛ حکومت هاي ناسيوناليست ‏بدون حمايت شوروي ديگر نمي توانستند ارتش خود را مدرنيزه کنند. ‏

به تدريج، حکومت هاي ناسيوناليست مشروعيت خود را در نظر مردم خود از دست دادند و بدين ترتيب خلأيي ايجاد شد که اغلب ‏از سوي عوامل غيردولتي پر مي شد. روابط نيروهاي ايدئولوژيک و تقسيم قدرت نيز تغيير يافت، سکولاريسم جاي خود را به ‏اسلام سياسي داد و آرمان هاي ناسيوناليستي و انقلابي ضدغربي با مسايل اجتماعي درهم آميخت.‏

امروز سوريه، مصر، يمن، تونس، الجزاير و مناطقي از فلسطين که توسط فتاح کنترل مي شوند، هنوز خصوصيات خاورميانه قديم ‏را حفظ کرده اند. ايران، عربستان سعودي، امارات متحده عربي، ديگر اميرنشين هاي عرب، اسراييل و همچنين حزب الله، حماس ‏و ديگر گروه هاي جهادگر را مي توان در خاورميانه جديد دسته بندي کرد. اردن و مراکش نيز در تلاش اند تا به جمع اخير ‏بپيوندند. ‏

مطمئناً همان گونه که از مثال ها برمي آيد، "جديد" الزاماً به معناي "بهتر" نيست، بلکه معني آن "متفاوت" و "مدرن" است. و اما ‏معني "مدرن" نيز به هيچ وجه دلالت بر يافت راه حل براي درگيري هايي که در منطقه بيداد مي کند ندارد، بلکه اين خود درگيري ‏ها و رويارويي ها هستند که "مدرنيزه" شده اند و نسبت به گذشته خطرناک تر به نظر مي رسند. ‏

البته جنبه اي از اين مدرنيزه شدن را در سال 2006 در زمان جنگ لبنان که ميان اسراييل و حزب الله درگرفت به چشم ديديم. در ‏اين جنگ، تانک ها به واقع در برابر موشک ها و راکت اندازهاي کاتيوشا امکان قدرت نمايي نداشتند. به موازات آن نيز، عوامل ‏غيردولتي مانند حزب الله، حماس و القاعده جايگزين ارتش هاي متعارف شده اند: عمليات انتحاري [از خودروهاي بمب گذاري شده ‏گرفته تا کمربندهاي انفجاري بر کمر نوجوانان] جايگزين عمليات چريکي و کلاشينکوف شده است.‏

ولي مهم ترين عنصر در اين زمينه تغيير مرکز ثقل سياسي و نظامي منطقه است. اگر اسراييل، فلسطين و لبنان تنش زاترين نقاط ‏خاورميانه قديم به حساب مي آمدند، امروز مبارزه براي قدرت، در قالب جنگ عراق ولي در کل خليج فارس دنبال مي شود؛ منطقه ‏اي که به صحنه جديد بازي هاي سياسي تبديل شده. فاکتور اصلي بحران، ديگر رويارويي ميان اسراييل و فلسطين نيست، بلکه ‏خطر درگيري بين ايران و عربستان سعودي براي تسلط بر منطقه در مقياس کوچک و بين ايران و ايالات متحده براي تسلط بر ‏منطقه در مقياس بزرگ است. اکنون ديگر تقريباً حل و فصل اختلافات اسراييل و فلسطين بدون حضور ايران و متحدان منطقه اي ‏اش، يعني حزب الله در لبنان و حماس در فلسطين، غيرممکن مي نمايد. ‏

از يک جهت جنگ عراق به مانند پلي استراتژيک و نظامي است که خاورميانه قديم و جديد را به يکديگر پيوند مي دهد. مداخله ‏نظامي امريکا به صورت چهار تحول بزرگ در منطقه تفسير مي شود:‏

‏-‏ ايران به موقعيت استراتژيکي دست يافته که هيچ گاه به تنهايي نمي توانست آن را تجربه کند و اکنون براي تحقق بزرگ ‏انديشي ها و سلطه جويي هاي خود در منطقه يکه تازانه پيش مي رود.‏

‏-‏ ايجاد دموکراسي در عراق باعث به قدرت رسيدن اکثريت شيعه شد و اين مسأله به شکل چشمگيري نفوذ ايران را در اين ‏کشور افزايش داد. جنگ عراق شکل رويارويي سنتي ميان شيعه و سني را تغيير داد و يک چاشني ژئوپليتيک مدرن نيز ‏بدان افزود و به علاوه، آن را در کل منطقه بسط داد.‏

‏-‏ افزايش يافتن نفوذ ايران تهديدي بالقوه براي عربستان سعودي است، زيرا اکثريت جمعيت بحرين، به عنوان همسايه نفت ‏خيز عربستان در شمال شرقي، شيعه هستند. دولت شيعه بغداد که از سوي ايران هدايت مي شود نيز مي تواند در ميان ‏مدت به مثابه تهديدي براي تماميت ارضي عربستان سعودي به شمار آيد. اين سناريويي است که به هيچ وجه قابل قبول ‏سعودي ها نيست.‏

‏-‏ اگر ايران به يک قدرت اتمي تبديل شود، نگراني سعودي ها به طرز چشمگيري افزايش خواهد يافت و اين در حالي است ‏که از ارزش تسليحات غيراتمي کشورهاي خاورميانه کاسته خواهد شد. بي شک اين مسأله مي تواند يک مسابقه هسته اي ‏را در منطقه ايجاد کند.‏


اين وضعيت جديد کل نظام مملکتي و دولتي خاورميانه را که توسط انگليسي ها و فرانسوي ها ساخته شده از بين خواهد برد و اولين ‏قرباني نيز بي شک عراق خواهد بود.‏

يکي از سؤالات اصلي درخصوص خاورميانه جديد اين است که آيا عراق مي تواند تماميت ارضي خود را به دنبال رويارويي هاي ‏ديني و قومي که بين کردها و اعراب و بين شيعه ها و سني ها درگرفته حفظ کند؟ مطمئناً تجزيه عراق به مثابه روغن داغي براي ‏اين آتش افروخته خواهد بود و وضعيتي مشابه با وضعيت بالکان را در تمام اين منطقه رقم خواهد زد.‏

ديگر سؤال مهم اين که: آيا اسلام سياسي به سوي دموکراسي و مدرنيته پيش خواهد رفت يا اينکه همچنان زنداني اصولگرايي و ‏تاريک انديشي هاي گذشته خود خواهد ماند؟ در حال حاضر، خط اول اين جبهه در خاورميانه نيست، بلکه در ترکيه است و ضربه ‏آن مي تواند در فراسوي مرزهاي اين کشور نيز احساس شود.‏

ظهور يک خاورميانه جديد فرصتي است که مي توان طي آن چيدمان منطقه را نظم بخشيد و منافع مشروع تمامي عوامل آن را ‏منعکس نمود. اين نظم منطقه اي مرزهاي امن و بي خطري ايجاد خواهد کرد و الگوهاي سلطه طلبانه را با شفافيت و همکاري ميان ‏دولت ها جايگزين خواهد نمود. اگر مسايل بدين ترتيب پيش نروند، مسلماً خاورميانه جديد از گونه قبلي آن به مراتب خطرناک تر ‏خواهد بود.‏

Saturday, May 24, 2008

نگاه سانفرانسيسکو کرونيکل به تازه ترين اظهارات ژنرال هاي آمريکائي

خوشبين به روابط بهتر با ايران

دو تن از نام آشناترين نظاميان ايالات متحده در مسايل خاورميانه، دورنماي روابط با ايران را، عليرغم تنش هاي موجود بر سر جاه طلبي هاي هسته اي و نظامي اين کشور، مثبت ارزيابي مي کنند.

ژنرال ارتش مارتين دمپسي که رئيس اجرايي ستاد مشترک ايالات متحده است در مصاحبه اي با آسوشيتد پرس گفت واشنگتن و تهران مي توانند در مسائل پيچيده اي نظير قاچاق مواد مخدر از افغانستان، مواضع مشترکي داشته باشند. اين به شرطي است که ايران از "فعاليت هاي نظامي" در داخل عراق دست بردارد.
ژنرال ديويد پتراوس نيز که انتظار مي رود موافقت سناي آمريکا را در کسب عنوان فرماندهي دائم ستاد مشترک بدست آورد، روز سه شنبه در کميته خدمات نظامي سنا گفت وي، علي رغم اينکه ايران جنگ هاي باواسطه را در خاورميانه به راه انداخته،به برقراري "روابط سازنده تر" با ايران خوشبين است.

اظهارات اين دو بازتابي از تلاش هاي ايالات متحده – از جمله بوش و رابرت گيتس وزير دفاع اين کشور- در برجسته نمودن فعاليت هاي ايران است که به زعم واشنگتن در عراق، لبنان و ساير نقاط خاورميانه نقش مخربي دارد. ايالات متحده در عين حال سعي مي کند تهران را به تغيير رفتارش ترغيب نمايد.

در دوره اي که حدس و گمان ها براي نزديک شدن زمان رويارويي ايران و ايالات متحده بالا گرفته است، اظهارات اين فرماندهان اميدوار کننده است. اين ديدگاه ها شامل دورنماي منطقي پرهيز از جنگ با استفاده از ابزارهاي ديپلماتيک و نهايتاً سوق دادن ايران به سوي مسير جديدتري است.

دمپسي که محدوده نظامي فرماندهي او با مشکلاتي نظير مناقشه اسراييل و فلسطينيان گره خورده اي دست مي گويد واضح است که ايران به توسعه نفوذ خود در منطقه مشغول است: از لبنان گرفته تا عراق و حتي تا غرب افغانستان.

با همه اينها، دمپسي در مصاحبه روز چهارشنبه در مرکز فرماندهي ستاد مشترک گفت او اعتقاد دارد "فرصت هاي بيشماري از وقايع تغيير دهنده در منطقه" وجود دارد. وي به عنوان نمونه به مذاکرات صلح سوريه و اسرائيل اشاره کرد.

او گفت: "حتي دلايلي براي يافتن منافع مشترک با ايران در زمينه هاي خاصي وجود دارد، مثلاً مقابله با مواد مخدر. اما وقتي سربازان آمريکايي در نتيجه انفجار مواد منفجره ساخت ايران در حال تلف شدن هستند، همکاري در چنين زمينه هايي بسيار مشکل به نظر مي رسد."

وي ادامه داد: "ايران منافع بسياري در خلاص شدن از کشت خشخاش در افغانستان دارد، زيرا اين مواد سرانجام سر از ايران درمي آورند". دمپسي گفت: "در منطقه فرصت هايي براي يافتن منافع مشترک با ايران وجود دارد. اما تا زمانيکه با رفتار ناپسند ايراني ها در عراق روبرو هستيم، نمي توانيم بر روي اين فرصت ها کار کنيم."

او گفت از ديد منطقه اي، ايران يک مشکل است.

دمپسي مي گويد: "ما بايد با نفوذ ايران در عراق روبرو شويم زيرا ايران در واقع افزايش خشونت، مخالفت شيعيان و تلاش براي بي اعتبار ساختن نيروها و سياست هاي ايالات متحده در منطقه را، آشکارا در راستاي منافع خود مي بيند."

ژنرال پتراوس هم در آغاز اظهارات خود در جلسه سنا، نقطه نظرمشابهي را درباره ايران ابرازکرد.
پترايوس گفت: "ايران برادامه غيرشفاف دانش هسته اي خود اصرار دارد و به آموزش، تامين مالي و تسليح شبه نظاميان خطرناک ادامه مي دهد". او گفت: "اقدامات ايران خصوصاً در عراق، لبنان،سرزمين هاي فلسطيني ها و افغانستان مخرب بوده است. ايران در هر کدام از اين مناطق، به جنگ با واسطه در سطوح مختلف دست زده تا نفوذ خود را بيافزايد و جاه طلبي هاي منطقه اي خود را دنبال نمايد."

او اضافه کرد، با اينحال هنوز جاي اميدواري براي تغيير وجود دارد.
پتراوس ادامه داد: "حتي اگر ما با رهبران منطقه براي محافظت شرکاي خود در برابر تهديدات و خطرات ايران همکاري کنيم، در هر صورت بايد سياست هايي را تدوين کنيم که در درازمدت زمينه روابط سازنده تري را فراهم آورد". او گفت: "ما بايد به کمک شرکاي منطقه اي و جهاني، به دنبال راه هايي براي ترغيب ايران به احترام گذاردن به تماميت ارضي ساير کشورها، پيروي از عدم گسترش تسليحات هسته اي و مشارکت در ثبات منطقه اي به جاي بي ثبات کردن آن باشيم."

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 23 مه

Tuesday, May 20, 2008

تحليل سانفرانسيسکو کرونيکل از پيچيدگی برخورد با ايران --

باربارا اسلاوين

با فرارسيدن واپسين ماه های عمر دولت بوش و درحاليکه چيز زيادی برای نمايش دادن در ‏خاورميانه وجود ندارد، زمزمه های جنگ عليه ايران دوباره در واشنگتن بر سر زبان ها ‏افتاده است. ‏

با وجود اين، حمله به سومين کشور مسلمان در ظرف هفت سال می تواند عواقب به مراتب ‏بدتری نسبت به وضعيت متزلزل کنونی به همراه داشته باشد. نارضايتی بازهای واشنگتن از ‏رشد فزاينده ايران در منطقه نيز نتوانست توسعه ايران را محدود نمايد و مهره هايی نظير ‏صدام حسين نیزدر نهايت توخالی از کار درآمدند. ‏

ترديدی نيست که پبشرفت های ايران از سال 2001 به اين سو افزايش يافته است. سرنگونی ‏صدام و طالبان به حيات بدترين دشمنان ايران پايان داد و به آن کشور اجازه داد روابط ‏درازمدتی را با هم مذهبان شيعه در عراق و افغانستان پی ریزی کند. ايران ضمن برقراری ‏ارتباط با حماس و عمق بخشيدن به مناسبات خود با حزب الله، از ناتوانی اعراب و اسرائيل در ‏پايان دادن به اختلافات فی مابین نیز بهره مند شده است. پس از آنکه دولت بوش پيشنهاد ‏مذاکره بدون پيش شرط با ايران را در سال 2003 و 2006 رد کرد، تهران به تشديد روند ‏برنامه هسته ای خود دست زد؛ چیزی که امکان توليد بمب هسته ای را برای آن کشور فراهم ‏می آورد.‏

با اين حال،توسل به حمله نظامی به عنوان پاسخی به اين چالش ها به تثبيت دستاوردهای ‏ايران، قرار دادن سربازان آمريکايی و ساير متحدان در موقعيت ناگوار در عراق و نيز رشد ‏نجومی بهای نفت منجر خواهد شد. ضمناً حمله نظامی، بازتابی از دست بالا گرفتن توان و ‏اهداف واقعی ايران نیر به شمار خاهد رفت.‏

توان توسعه ايران، با حضور نيروهای نظامی ايالات متحده در منطقه، ضعف داخلی و ‏اختلاف تاريخی ميان اعراب و پارسی ها، سنی ها و شيعيان و نيز در داخل خود شيعيان ‏محدود است. محبوب ترين روحانی در نظر شيعيان سراسر دنيا، آيت الله علی سيستانی است، ‏که در ايران به دنيا آمده، اما نيم قرن گذشته را در عراق زندگی کرده و با ایجاد یک حکومت ‏دينی مخالف است.

بعيد است ايران به عنوان کشوری که محدوده اش از قرن شانزدهم تا کنون تغييری نکرده، در ‏سودای احيای امپراطوری ایران باستان باشد. ضمناً نمی خواهد آلمان نازی دوم يا اتحاد ‏جماهير شوروی باشد و مورد تجزیه قرار گیرد. محمد عطريانفر، يک نويسنده کهنه کار ‏نزديک به اکبر هاشمی رفسنجانی- رييس جمهور سابق ايران- اخيراً در تهران به من گفت، ‏‏«قرار نيست ما پايمان را از گليم مان درازتر کنيم».

کسانی که از سر برآوردن ايران در هراس هستند، معمولاً تنها گوشه هايی از ماجرا، و نه کل ‏داستان، را نگاه می کنند. آنها از اين حقيقت که اکثر اهداف ايران در واقع دفاعی هستند غافل ‏مانده اند: دستيابی به سيستم مجهز و امنيتی در برابر مداخله خارجی، زدن حرف اول در ‏تصميمات منطقه ای و پيشگيری يا به حداقل رساندن انجام اقداماتی که ممکن است با منافع ‏ايران در تضاد باشد، همه جزئی از این مکانیسم دفاعی هستند.

ايران در تلاش برای دستيابی به چنين اهدافی، حزب الله را تجهيز تسليحاتی می کند، اما ‏اقداماتشان را ديکته نمی کند. در حالیکه حزب الله اخيراً قدرت خود را با اشغال بيروت غربی ‏به رخ همگان کشيد، مقامات ارشد ايرانی اعلام کردند اين تصميم توسط حسن نصرالله- رهبر ‏حزب الله- و بدون مشورت قبلی با ايران گرفته شده است. اين اقدام در واکنش به تهدید دولت ‏لبنان علیه سيستم ارتباطی اين سازمان رخ داد.

ايران با حمايت از سپاه مهدی مقتدی الصدر و شبه نظاميان قانون شکن در عراق، به جنگ ‏باواسطه با ايالات متحده مشغول شده است. ايران در عين حال، به دولت نوری المالکی- ‏نخست وزير عراق- هم کمک می کند و اميد دارد هر کدام از احزاب شيعه که در عراق قدرت ‏را در دست گيرند، به ايران وابسته باشند.

هنوز برای قدرت ايران در عراق محدوديت هايی وجود دارد. آن دسته از رهبران عراقی که ‏روزگاری در ايران زندگی می کردند، مايلند پيوندهای خود با ايالات متحده را حفظ کنند تا ‏توازنی در رابطه اشان با ايران پديد آيد. معذالک بين ايرانی ها و عراقی ها قرابت اندکی ‏وجود دارد، هرچند آنها که در مذهب شيعه میان آنها اشتراک وجود دارد. اين عدم قرابت ‏نتيجه جنگ هشت ساله دو کشور در سال های 88-1980 است؛ جنگی که عراق آغازگر آن ‏بود و منجر به کشته شدن ربع ميليون ايرانی شد و فجايعی را به بار آورد که اثرات آن سال ها ‏باقی خواهد ماند. به خاطر دارم يک بار در اوج خشونت های عراق در سال 2006، يکی از ‏ايرانی ها به من گفت: «تو چه انتظاری داری؟ آنها امام حسين ما را کشته اند». قضيه به يکی ‏از احساسی ترين قسمت های تاريخ شيعه بازمی گردد که نوه حضرت محمد در سال 680 به ‏دست سپاه سنی مذهب يزيد در صحرای کربلا کشته شده بود.

اين مهم است که سياستگذاران فعلی و آينده دستگاه ديپلماسی ايالات متحده، ايران را در ابعاد ‏واقعی اش ببينند. بسياری از تحليلگران معتقدند ايران در ازای پايان تحريم های ايالات متحده، ‏پيشرفت در صلح اعراب و اسرائيل و بازگردانده شدن کامل به گفتگوهای منطقه ای و پيوستن ‏به جامعه جهانی، از رفتار کينه جويانه خود دست برخواهد داشت. عدنان ابوعده، وزير ‏اطلاعات سابق اردن و سفير اين کشور در سازمان ملل، می گويد: «بعضی وقت ها، ايرانی ‏ها حاضرند اعراب را به آمريکايی ها بفروشند. آنها می خواهند دوام بياورند». ‏


منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل- 19 مه 2008‏

نگاه نيويورک تايمز به مشاجرات اوباما و مک کين --

جاش ساليوان

سناتور باراک اوباما و جان مک کين در اظهارات جداگانه ای به مشاجره در مورد سياست ‏خارجی آمریکا پرداختند. موضوع اصلی تنش ميان اين دو نامزد انتخابات رياست جمهوری ‏آمريکا، انتخاب رويکرد مناسب درقبال ايران بود.

obamamckeen.jpg

‏ مک کين نامزد قطعی جمهوری خواهان درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در بخشی از ‏بحث خود در مورد ديپلماسی خارجی آمریکا از عزم آقای اوباما در ديدار با رهبران ايران ‏انتقاد کرده است و موضع او را ساده لوحانه خواند و گفت سياست فعلی عليه ايران بدرستی ‏معرفی نشده است.اوباما گفته بود رهبران ایالات متحده حاضر بودند حتی با رهبران اتحاد ‏جماهير شوروی که تهديد بزرگتری برای آمریکا محسوب می شدند نیز گفتگوکنند.

سناتور مک کين در نشست مجمع ملی رستوران داران کشور در شيکاگو، مقايسه صوری ‏ایران با شوروی را که توسط اوباما صورت گرفت رد کرد و گفت: «مسلماً ايران يک ‏ابرقدرت نيست و صاحب قدرت نظامی شوروی‎ ‎‏ سابق نيست. اما به اين معنی نيست که تهديد ‏ايران چشمگير نيست».

او سخنان اوباما را که گفته بود مايل است به عنوان يک رييس جمهور، بدون پيش شرط با ‏رهبران ايران ديدار کند، به عنوان «نشانی عمیق از بی تجربگی و قضاوت بی ملاحظه ‏اوباما» توصيف کرد.

اوباما نيز دوشنبه به پاسخگويی پرداخت و گفت سياست دستگاه ديپلماسی بوش در خاورميانه، ‏تنها به قدرت گرفتن ايران منجر شده و تاکید کرد ديدار با ايرانی ها «اقدام معقولی» است.

آقای اوباما گفت: «تهديدی که از سوی ايرانوجود دارد مهم است، اما چيزی که من گفتم اين ‏بود که ما نبايد تنها با دوستانمان صحبت کنيم، بلکه بايد با دشمنانمان هم تعامل کنيم. ديپلماسی ‏يعنی همين».

آقای اوباما در جريان سخنرانی اش در بيلينگ ايالات مونتانا که يک روز قبل از انتخابات ‏مقدماتی حزب دموکرات در اورگان و کنتاکی صورت گرفت، گفت جان اف کندی در مقطع ‏خطرناکی از جنگ سرد، خواستار ديدار با شوروی ها به منظور فرونشاندن بحران موشکی ‏کوبا شده بود.

او گفت: «اين کاری است که يک کشور قدرتمند انجام می دهد. اين کاری است که يک رئيس ‏جمهور قوی انجام می دهد».

در همين حال، سناتور اوباما با نزديک شدن به پايان رای گيری های مقدماتی، موفق شد ‏حمايت يکی ديگر از رهبران ارشد حزب دموکرات را نیز جلب کند. سناتور رابرت سی بيرد، ‏از ويرجينيای غربی با خطاب قرار دادن اوباما به عنوان «يک جوان درخشان پيشرو»، به ‏پشتيبانی از او پرداخت. آقای بيرد به عنوان قديمی ترين عضو سنا هر دو نامزد دموکرات را ‏‏«افراد خارق العاده» خواند. با اينحال، او که خود مخالف سفت و سخت جنگ عراق بوده، ‏اوباما را فردی خواند که «دارای وجود و شهامت شخصی لازم برای خلاص کردن کشور از ‏جنگ ناگوار و پرهزينه عراق» است. ‏


منبع: نيويورک تايمز- 20 مه ‏

Sunday, May 18, 2008

خاورمیانه باید ایران و سوریه را عقب بزند‎! -- تحلیل سانفرانسیسکو کرونیکل از اظهارات بوش

جنیفر لوون

بوش، رییس جمهورآمریکا از اسراییل بطور کامل تمجید کرد. اعراب نیز وعده های جدید او را شنیدند، ضمن ‏آنکه از نصایح او بی بهره نماندند. ‏

روز یکشنبه بوش به رهبران خاورمیانه فهرست طویلی ازاقدامت ضروری ارائه خواهد داد: ایجاد بازار آزاد، ‏انجام اصلاحات سیاسی برای رسیدن به حکومتهای دموکراتیک، اجازه مشارکت بیشتر زنان و جوانان در جامعه، ‏و طرد رژیمهای مخربی مانند ایران و سوریه.‏

بوش در سخنرانی یکشنبه، پیش از اجلاس اقتصاد جهانی در خاورمیانه در شهر ساحلی دریای سرخ، که صدها تن ‏از سیاستمداران و تجاردر آن شرکت می کنند، اظهار کرد: «به همه نشان خواهم داد که تنها راه تأمین خوشبختی ‏واقعی گسترش آزادیهای سیاسی و اقتصادی است.»‏

بوش گفت در این سخنرانی که نتیجه سفر پنج روزه اش به خاورمیانه است، رهبران منطقه را به «اقدام برای ‏تغییرات در خاورمیانه درجهت ایجاد جوامعی که براساس عدالت، تفاهم و آزادی اداره شوند» ترغیب خواهد ‏کرد.‏

مخاطب وی کشورهایی نظیر مصر،میزبان گرد همایی بود که نظام سیاسی ومدنی اش با نظامهای آزاد فاصله ‏زیادی دارد. این سخنرانی که توسط بوش در قلب خاورمیانه انجام شد، در راستای قولهایی بود که وی در مراسم ‏سوگند آغاز دومین دور ریاست جمهوری اش، مبنی بر همکاری با همه ملتها برای «پایان دادن ستمگری در ‏جهان» بر عهده گرفت.‏

ولی منظور رییس جمهور در مورد اینکه رهبران عرب نیز باید «کدورتهای گذشته را کنار بگذارند» ممکن است ‏به منزله فشاری برای صلح با اسراییل و حمایت ازتلاشهای آمریکا برای رسیدن به توافقی میان اسراییل و ‏فلسطینیان تلقی شود.‏

بوش دو روز پیش هنگام شرکت در مراسم شصتمین سالروزایجاد اسراییل، انتقاد چندانی از اسرائیل به میان ‏نیاورد. بر عکس،در میان اعراب چنین برداشت شد که بوش بیش از پیش به سمت اسرائیل متمایل شده است و ‏اینکه واشنگتن به اندازه کافی به اسراییل فشار نمی آورد که از اقداماتی چون فعالیتهای مربوط به ساخت شهرک ‏ها یا محدودیتهای جابجایی، که فلسطینیان را خشمگین می کند، دست بردارد.‏

بوش روز شنبه در دیدار با محمود عباس، کوشید این تلقی را خنثی کند و در همدردی با وضعیت اسف بار ‏فلسطینیان سخن بگوید. وی درحضور محمود عباس گفت «مصمم است» که تا پایان سال به توافق میان فلسطین و ‏اسراییل دست یابد. او گفت: «این فرصتی است برای پایان دادن به رنجهایی که در سرزمین فلسطین جریان ‏دارد.» بوش گفت: «تلف شدن توانایی های وسیع مردم فلسطین واقعا باعث دلشکستگی من می شود.»‏
‏ ‏
جورج بوش در پایان مذاکراتش با نخست وزیر پاکستان، یوسف رضا گیلانی، بر اهمیت بهبود وضع اقتصادی ‏پاکستان تاکید کرد؛ کشوری که به طور جدی باکمبود مواد غذایی مواجه است و در زمینه مبارزه با تروریسم باید ‏به آن کمک کرد. او از پاکستان خواست که به همسایه اش افغانستان کمک کند تا به جای کشت خشخاش که عایدات ‏تجارت آن جیب طالبان را پر می کند، به کشت گندم بپردازند. بوش در کنار استخر،خارج ساختمان ویلایی که در ‏یک هتل لوکس به وی اختصاص یافته بودگفت: «واقعیت امر این است که مردمی که در دلشان امید هست و در ‏نتیجه می توانند برای خودشان کار ایجاد کنند، مردمی هستند که محلی به افراطیون و تروریستها نخواهند داد.»‏

در میان وضعیت سیاسی آشفته در پاکستان، گیلانی که بوش را همراهی می کرد گفت انتخاب او به اتفاق آرا، ‏برای نخست وزیری چیزی است که برای «اولین بار در تاریخ» ملت پاکستان رخ داده است. او با اشتیاق وعده داد ‏که با افراطیون در پاکستان مبارزه خواهد کرد. وی گفت "تروریسم بر خلاف انسانیت و بر خلاف دنیاست: من ‏رهبر بزرگ خود، بی نظیر بوتو، را بر اثر آن از دست دادم".‏

در دسامبر گذشته، بوتو، نخست وزیر پیشین و رهبر حزب مردم پاکستان، بر اثر انفجار بمب کشته شد.‏

بوش همچنین روز یکشنبه با رهبران اردن، دولت فلسطین و عراق ملاقات کرد.‏

بنا بر اظهارات کاخ سفید، بوش قصد داشت که به مساله عراق بپردازد و طرح بغداد برای تخصیص میلیارد ها از ‏پول دولت عراق به طرحهای عمده زیربنایی، کنفرانس سازمان ملل در مورد عراق اواخر ماه در سوئد، سرکوب ‏اخیر شیعیان توسط نخست وزیرعراق، نوری الملکی در دو شهر بصره و صدر و به دنبال آن سرکوب القائده ‏سنی در موصل، را مطرح کند.‏

این مذاکرات در نشست بوش با معاون رییس جمهورعراق، عادل عبدالمهدی و نماینده نخست وزیر برهام صالح ‏صورت گرفت.‏

بنا به اظهار محققان مستقل، در آمد نفتی عراق امسال به 70 میلیارد دلار—دو برابر آنچه پیش بینی شده بود—‏خواهد رسید. عراق بودجه اش را به انجام طرحهای بزرگ اختصاص می دهد، و ایالات متحده همچنان کمکهای ‏مالی برای طرحهای کوچکتر ومحلی و نیز اقداماتی جهت بهبود امنیت را تامین می کند. دموکراتها و حتی بعضی ‏جمهوریخواهان معتقدند که مشارکت آمریکایی ها در مخارج عراق نباید ادامه یابد.‏

تاکید بوش بر ایران، بازتاب تمایل او برای مقابله با خواسته ایران برای نفوذی بیشتر در منطقه است. ضرورت ‏جدیدی که باعث این تاکید شده است، آشوب اخیر لبنان است که ایالات متحده و بسیاری از کشورهای سنی عرب،‏
معتقدند که از ایران شیعه و سوریه نشأت گرفته است.‏

منبع : سانفرانسیسکو کرونیکل - 17 مه ‏

كشمكش بر سر گاز ايران -- تحليل لومونداز رقابت شركت هاي نفتي اروپايي

‏ روز 11 فوريه 2008، در ميان انبوه مدعويني كه براي شركت در ميهماني بيست و نهمين سالگرد انقلاب ‏اسلامي راهي سفارت ايران در پاريس شده بودند، كريستف دو مارژوري مدير عامل توتال نيز ديده مي شد. ‏

شركت نفتي فرانسوي توتال با وجود آنكه به هيچ وجه هوادار سينه چاك حكومت آخوندها نيست، هميشه سعي ‏كرده روابط حسنه خود را با تهران حفظ كند. سرمايه گذاري در كشوري كه به خاطر برنامه هسته ايش ‏مشمول تحريم هاي سازمان ملل شده است كاريست دشوار امّا به اين خاطر نبايد فرصت هاي آينده را سوزاند ‏زيرا ايران كه از نظر ذخاير گاز دومين رتبه را در جهان دارد خواه ناخواه منبع جديدي براي تأمين سوخت ‏اروپا خواهد شد. ‏

در حال حاضر شركت هاي بزرگ نفتي آمريكائي، اروپائي و آسيائي موقعيّت متزلزلي دارند و همه به ‏
ميدان هاي نفتي پارس جنوبي در خليج فارس، كه بزرگترين منبع گاز كره زمين است چشم دوخته اند. امّا تنش ‏هاي ژئو پليتيكي، رشد هزينۀ طرح هاي نفت و گاز و قراردادهای پایاپای‏‎ ‎‏ پيشنهادي ايران براي بازپرداخت ‏سرمايه شركت هاي عظيم نفتي كه سود چنداني براي آن ها ندارد، همه دست به دست هم داده اند و مانع ‏شروع عمليات بهره برداري مي شوند. ‏

روز دوشنبه 12 مه آقاي دو مارژوري بار ديگر در قطر، كه با ايران در ميدان وسيع گاز خليج فارس سهيم ‏است، اعلام كرد كه مايل به همكاري " دراز مدت" با ايران است امّا ضمناً اضافه كرد كه ايران نبايد انتظار ‏تصميم گيري سريع را از اين شركت داشته باشد . توتال براي سرمايه گزاري ميليارد ها دلار در طرح پارس ‏جهت استخراج و تبديل گاز طبيعي به مايع مردد است. بسياري از شركت هاي نفتي ديگر هم در اجراي اين ‏طرح تعلل مي ورزند.‏

شركت هاي انگليسي ـ هلندي شل و رپسول اسپانيا مايلند با از سر گيري مذاكرات درباره تجديد قرارداد ‏استخراج گاز يكي از حوزه هاي پارس جنوبي، كه در سال 2002 منعقد شد و قرار بود در 2007 باز دهي ‏داشته باشد، براي خود فرصت بخرند.‏

امّا اين ترديدها و تعلل ها به مذاق ايراني ها خوش نمي آيد. وزير نفت ايران اخيراً اظهار داشت:" غرب مي ‏گويد كه ايران دارد توتال و شل را بيرون مي كند امّا ما تا به حال به اين دو شركت هيچگونه اخطاري نداده ‏ايم". عليرغم اين گفته، غلامحسين نوذري در ماه مارس به شركت هاي مذكور حالي كرد كه براي تصميم ‏گيري تا ماه ژوئن بيشتر فرصت ندارند. ‏

تهران دائماً تهدید مي كند كه در صورتي كه اين شركت ها بيشتر از اين كار را معطل نگاه دارند گاز پروم ‏روسيه و گروه هاي هندي يا چيني جايشان را خواهند گرفت، اما واقعيت اينست كه ايراني ها در ساحل ‏روبرويشان در خليج فارس، قطر را مي بينند كه در نتيجه همكاري با شركت هاي عظيم نفتي خارجي در ‏عرض چند سال به اولين صادركننده جهاني گاز مايع طبيعي تبديل شده است. تعداد چاه هاي استخراج گاز و ‏كارخانه هاي تبديل گاز به مايع آنقدر در قطر زياد شده است كه دوحه تصميم گرفته است تا سال 2010 ‏سرمايه گذاري در بخش گاز را به حالت تعليق درآورد!‏

تهران هنوز نمي داند مي خواهد با گازش چكار كند. كلمان ترم، كارشناس ايران در انستيتوي روابط بين ‏المللي فرانسه( ايفري) مي گويد:"در درون حكومت بحث و جدل بر سر اولويت هاي استفاده از گاز زياد است. ‏نمي دانند بايد اولويت را به مصرف داخلي بدهند[ زمستان امسال ايران مجبور شد گاز را وارد كند] يا آن را ‏به ميدان هاي نفتي تزريق كنند‍] براي پمپاژ در چاه های نفت] يا صادرش كنند".‏
‏ ‏
ايران به علّت عدم كفايت مالي قادر نيست همه اين راه ها را باهم دنبال كند. به گفته كارشناس مزبور " براي ‏نيل به هدف تعيين شده از جانب مقامات مسئول يعني تبديل ايران به سوّمين توليد كننده جهاني تا ده سال ديگر، ‏سرمايه گزاري هاي بزرگ خارجي اجتناب ناپذير است". امّا كارشكني هاي منظم واشنگتن مانع دستيابي ‏ايران به اين هدف جاه طلبانه است. قانون داماتو كه در 1996 در كنگره آمريكا به تصويب رسيد، سرمايه ‏گزاري هاي بزرگ در جمهوري اسلامي را به هرشكل تحريم كرده است و ايالات متحده كه در تمام اين سال ‏ها مشغول پر كردن انبارهاي نفت خود بوده است با تحت فشار گذاشتن بانك ها و صنايع سوختي مي خواهد ‏حتي فكر معامله با جمهوري اسلامي را در نطفه خفه كند.‏

و در اين ميان ايران در انتظاربهتر شدن اوضاع مي كوشد ثابت كند كه هنوز كشور نفت خيز بزرگي است و ‏مي تواند ثروتش را به تنهائي استخراج كند. محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران از جمله كساني است كه ‏از شركت هاي نفتي داخلي توقع دارند ثابت كنند كه قادرند از خير فن آوري و سرمايه گزاري خارجي ‏بگذرند. مثلاً پس از آنكه شركت ژاپني اينپكس در اواخر 2006 ـ به گفته بعضي از منابع آگاه تحت فشار ‏آمريكاـ كارش را به نوعي تعطيل كرد ايران در ماه فوريه بهره برداري از ميدان عظيم نفتي آزادگان( واقع در ‏جنوب غربي ايران) را آغاز كرد، اقدامي كه علاوه بر بعد اقتصادي داراي ابعاد سياسي نيز بود.‏

امّا پيچيدگي روند توليد گاز طبيعي مايع، ايران را به دانش شركت هاي بزرگ خارجي نياز مند مي كند.‏
آيا گازپروم روسيه مي تواند در اين عرصه جانشين شركت هاي غربي شود و از اين طريق سلطه خود را بر ‏شبكه گازرساني به اروپا تحكيم كند؟ پاسخ به اين سئوال به دليل عدم تجهيز غول نفتي روس به دانش فني تبديل ‏گاز به مايع منفي است به همين دليل هم هست كه گازپروم تاكنون در پارس جنوبي سرمايه گزاري بزرگي ‏نكرده است. در تهران نظرها در مورد توافقنامه همكاري در زمينه انرژي، كه در سال 2007 ميان احمدي ‏نژاد و ولاديمير پوتين به امضاء رسيد، همگون نيست و به گفته آقاي ترم كارشناس ايفري، بعضي از جريان ‏هاي سياسي در مورد تمايلات" امپرياليستي" روسيه از قديم الايام هشدار مي دهند.‏

عليرغم نزديكي تهران و مسكو در بهره برداري از منابع سوختي نظير برق، انرژي هسته اي و نفت، دو ‏كشور در واقع رقيب يكديگر به شمار مي روند. موقعيت جغرافيائي ايران موجب خواهد شد كه اين كشور به ‏تأمين كننده اصلي سوخت اروپا و آسيا بدل شود به همين دليل گاز پروم به هيچ وجه مايل نيست گاز ايران به ‏سوي قارّه پير جريان پيدا كند مخصوصاً از طريق خط لوله نابوكو كه در اين صورت ايران رقيب خطرناكي ‏براي روسيه خواهد شد. بدون طلاي آبي ايران طرح احداث اين خط لوله كه از سوي اتحاديه اروپا و آمريكا ‏حمايت مي شودجامه عمل نخواهد پوشيد به خصوص كه اروپا به قدري در آسياي مركزي تعلل كرده است كه ‏روس ها توانسته اند بخشي از گاز كشورهاي شرق خزر را پيش خريد كنند.‏

گاز پروم مدافع احداث خط لوله" خودش" يعني ساوث استريم، با كمك شركت نفتي اني ايتاليا است زيرا ‏روسيه با ارسال گازسيبري و آسياي مركزي از طريق اين خط لوله وابستگي اروپا را به خودش بيشتر خواهد ‏كرد. مسكو ضمناً از طرح " خط لوله صلح" كه ايران را از طريق پاكستان به هند( و احتمالاً چين) متّصل ‏خواهد كرد حمايت مي كند، طرحي كه واشنگتن به شدّت با آن مخالفت مي كند زيرا معتقد است كه جمهوري ‏اسلامي از اين طريق خواهد توانست از انزواي اقتصادي و سياسي خارج شود. ‏

‏ منبع: لوموند 16 مه ‏
‏ ‏

حزب الله : قدرت بدون مسئوليت -- نگاه تايم به نقش ايران در تحولات لبنان

اندرو لی باترز

بيروت که مانند يک سالن محل برگزاری کنسرت در حلقه ای از کوهستان ها احاطه شده، از ‏نظر بازتاب صداها کيفيت فوق العاده ای دارد. به همين دليل است که نبرد خيابانی 8 ماه مه ‏ميان شبه نظاميان حزب الله و طرفداران دولت لبنان، صدای انفجار موشک و تفنگ های ‏خودکار در تمام شهر طنین انداز بود و از آن اجرای يک سمفونی از جنگ داخلی به گوش ‏می رسید.

اما نبرد بيروت صبح روز بعد تقریبا پايان يافته تلقی می شد. شبه نظاميان حزب الله در ظرف ‏تنها شش ساعت، کنترل بيروت غربی را از دست دولت خارج کردند. از نظر بعضی ها اين ‏صحنه ای زننده بود. مردان ريش دار و مجهز به تفنگ و موشک انداز بر فروشگاه های لباس ‏زير و استارباکس در ناحيه تجاری مسلط شدند. آنها در نقاط ديگر به محاصره منازل وزيران ‏و نمايندگان مجلس دست زدند و به نظارت بر خالی شدن اتوبوس دانشجويان دانشگاه آمريکايی ‏بيروت پرداختند. يکی از جنگجويان حزب الله که در گردشگاه ساحلی کورنيک مستقر بود ‏گفت: «برای ما اين مثل يک گردش بود. بعضی از آنها (وفاداران به دولت) التماس می کردند ‏که آنها را نکشيم. آنها تقريباً شلوارشان را خيس کرده بودند».

پيروزی حزب الله را به زحمت می توان غافلگيرکننده فرض کرد. مردان شبه نظامی شيعه که ‏هزاران نفرند و توسط ايران و سوريه مسلح شده اند از نبرد با ارتش اسرائيل جان سالم به در ‏بردند و اين در حالی است که طرفداران فواد سينيوره- نخست وزير دولت لبنان- در ‏پايگاههاي خود به زحمت دارای تسليحات لازم هستند.

نه پليس و نه ارتش لبنان که صدها ميليون دلار تجهيزات و آموزش های ايالات متحده خرج ‏آنها شده است، حتی جرات بالا بردن انگشت خود را دربرابر حزب الله نداشتند. مدت طولانی ‏بعد از اينکه شبه نظاميان خيابان ها را ترک کردند، ارتش اعلام کرد در صورت بروز مناقشه ‏در آن دخالت می کند اما دست به خلع سلاح حزب الله نخواهد زد.

عليرغم پشتيبانی ايالات متحده، کشورهای غربی و دولت های عرب نظير عربستان سعودی ‏از فواد سينيوره، بعيد به نظر می رسد او از قدرت کافی برخوردار باشد. اين شيخ حسن ‏نصرالله- رهبر حزب الله- است که دستور آتش راصادر می کند.

اين وضعيت آشنا به نظر می رسد؟ به عراق فکر کنيد. جايی که دولت تحت حمايت ايالات ‏متحده در منطقه سبز محصور مانده و به جنگ های نامنظم با شبه نظاميان شيعه مشغول ‏است. به فلسطين فکر کنيد، که عليرغم حمايت آمريکا، محمود عباس- رئيس جمهور آن ‏کشور-در نوار غزه، در برابر حماس، که مورد حمايت ايران است، فاقد هرگونه قدرتی است. ‏وقتی به مناقشه مرگبار اعراب می پردازيم، دولت بوش هرگز نتوانسته از طرف پيروز ‏حمايت کند. در مقابل، انتظارات خود را به طور غيرواقعی بر احزاب ميانه پايه نهاده و گروه ‏های تندرو را دست کم می گيرد. بلال صعب، يک کارشناس لبنانی در موسسه بروکينگز، ‏می گويد درسی که گرفته می شود اين است که «شما نمی توانيد در يک جنگ داخلی، طرف ‏کسی را بگيريد».

قدرت بدون مسوليت
شیخ حسن نصرالله نيروهای خود را پس از تلاش دولت در برچيدن شبکه مخابراتی خصوصی ‏اين گروه به خيابان ها گسيل کرد. هرچند در لبنان دموکراسی وجود دارد، اما مشروعيت ‏دولت بر پايه سيستم سهميه های فرقه ای بنا شده است. بدون حضور بزرگترين گروه شيعه، ‏نخست وزير سنی از فقدان حقانيت و اعتبار در خيابان های اين کشور رنج خواهد برد. بهايی ‏که برای بازگرداندن شيعيان بايد پرداخت عبارت است از: سهم بزرگتری از قدرت که شامل ‏حق وتوی تصميمات مجلس هم می شود. ‏
سينيوره و ساير اعضای طرفدار آمريکا در ائتلاف او تا کنون از قبول اين خواسته شانه خالی ‏کرده اند. ترس آنها علاوه بر ساير موارد، از اين است که چنين قدرتی به حزب الله مشروعيت ‏تشکيل دولت در دولت را می دهد.

آن چه در لبنان رخ داد برای اسرائيل که خود درگير جنگی به بهای 1600 نفر کشته (عمدتاً ‏لبنانی ها) در سال 2006 با حزب الله شد، خبرهای بد محسوب می شوند. لبنانی ها معتقدند در ‏اسرائیل معاون نخست وزير حيم رامون، تحت کنترل سازمان های تروريستی است و دولت ‏آن کشور بی خبر مانده است. اسرائيلی ها هم می گويند در پشت حزب الله، احتمالاً تهديد ‏بزرگتری نهفته است.

به گفته آن ها حزب الله که تحت سيطره ايران است، به تهران اجازه می دهد نفوذ خود را در ‏دريای مديترانه افزایش دهد و اين چيزی است که ايالات متحده و هم پيمانان اروپايی اين ‏کشور می بايست در محاسبات خود وارد کنند.

در همين حال پنتاگون اين را که عزيمت ناو يو اس اس کول از خليج فارس به دريای مديترانه ‏در واکنش به بحران لبنان بوده، رد کرده است.

واکنش دولت بوش عمدتاً نظاره از دور بوده است. جرج بوش ايران را به حمايت از حزب ‏الله متهم می کند و کاندوليزا رايس، وزير خارجه اين کشور، از اتحاديه عرب می خواهد ‏درباره محکوميت خشونت ها در لبنان، بيانيه صادر کند. در واقع اين اولين بار نيست که دولت ‏بوش در خاورميانه گزينه های مناسبی را پيش روی خود نمی بيند. آمريکا ديگر نمی تواند ‏برای توقف رشد حزب الله روی سينيوره و نيروهای امنيتی لبنان حساب کند. صعب می گويد ‏تنها راه دستيابی به اين هدف، اعمال فشار بر اسراييل برای بازپس دادن نواحی اشغال شده در ‏سال 1967 است. او می گويد: «اين دستمايه ای را که حزب الله به خاطر آن دست به اسلحه ‏برده است، از ميان برمی دارد». ‏

از سوی ديگر، اسرائيل هيج علامتی در تن دادن به اين خواسته از خود نشان نمی دهد. عده ‏کمی در لبنان انتظار دارند به اين زودی ها از قدرت نصرالله و شبه نظاميانش در لبنان کاسته ‏شود. به همين دليل است که برخی متحدان آمريکا در دولت سينيوره فکر می کنند بهتر این ‏است که حزب الله وارد بازی شود نه این که در وضعیتی بیفتد که احساس کند دارد فنا و ‏حذف می شود. وليد جنبلاط، يکی از رهبران در ائتلاف دولت، در تماس تلفنی 11 مه با نبيه ‏بری، رييس مجلس و يک متحد حزب الله، به او گفت: «به نصرالله بگو من جنگ را باختم . او ‏پيروز شده است. پس بيا بنشينيم و برای رسيدن به مصالحه با هم گفتگو کنيم. من حمایت ترا ‏درخواست می کنم».‏


منبع: تايم – 15 مه ‏

نگاه يو اس اس تودی به حادثه عراق -- ايران: اين دسيسه آمريکا است

‏ايران روز جمعه مسووليت زخمی شدن دست کم سه تن از ديپلمات های خود در جريان ‏تيراندازی های بغداد را متوجه آمريکا دانست و با عصبانيت اعلام کرد آمريکايی ها به تشويق ‏حملات عليه ايرانی ها در عراق می پردازند.

اين حادثه که ممکن است توسط سربازان عراقی در نتيجه مشاجره در يک ايستگاه بازرسی ‏به وجود آمده باشد، منازعه بی سابقه ای را ميان ايران و دولت عراق رقم زده است. دولت ‏عراق روابط نزديکی با ايران دارد.

ظرف هفته های اخير رسانه های ايرانی بارها از سرسپردگی افراطی دولت شيعه اين کشور ‏به واشنگتن ابراز ناراحتی کرده اند. تنش ها با اقدامات دو ماهه گذشته نوری المالکی در ‏رويارويی با شبه نظاميان شعله ور شد. ايالات متحده، ايران را به پشتيبانی از اين شبه نظاميان ‏متهم می سازد و ايران هم چنين اتهاماتی را رد می کند.

حمله به دیپلومات های ایرانی روز پنجشنبه در حالی رخ داد که کاروان حامل ايرانيان قصد ‏عبور از پل منتهی به يک مکان مذهبی شيعيان در کاظمين عراق در شمال بغداد را داشت.

يک مقام وزارت کشور عراق که نخواست نامش فاش شود، گفت سربازان عراقی مستقر در ‏ايستگاه بازرسی به تبادل آتش با محافظان اين کاروان پرداختند. مشاجره وقتی رخ داده که ‏اغلب ايرانی ها قادر به ارايه اوراق شناسايی خود نشده اند.

قاسم عطا، يک سخنگوی ارتش عراق در بغداد، هم گفت مردان مسلح شناخته نشده ای پشت ‏اين ماجرا بودند.‏
منوچهر تسليمی، سخنگوی سفارت ايران، اعلام کرد از اينکه مردان مسلح چه کسانی بودند ‏اطلاعی ندارد. به گفته وی دو ديپلمات ايرانی، يک فرد ايرانی ديگر و يک کارمند عراقی ‏زخمی شده اند که شرايط آن ها مناسب است.

سروان ديويد راسل، يک سخنگوی ارتش ايالات متحده در بغداد گفت ارتش عراق چهار ‏ايرانی زخمی شده را به همراه راننده عراقی شان در خودرو پيدا کرد، شناسائی زخمی ‏شدگان به اين سرعت امکان پذير نبوده است.

راس در اظهار نظری که با پست الکترونيک ارسال شد اعلام کرده که گزارش ها نشان می ‏دهد نيروهای امنيتی عراق «اوضاع را به شکل مناسبی مديريت کرده اند و درجه عمکرد ‏حرفه ای آنها بالا بوده است».

علی حسينی، سخنگوی وزارت خارجه ايران، آمريکا را هدف سخنان خود قرار داد و گفت ‏اظهارات تند عليه ايران به آتش حملات عليه ايرانی ها دامن زده وی در عین حال توضیح ‏داده که اظهار نظر آمریکائی ها به رفتار غيرانسانی اشغالگران و گروه های تروريستی در ‏عراق دامن می زند.

وزارت خارجه ایران در بيانيه ای اعلام کرد: «مسوليت تامين امنيت ديپلمات ها و نيز افراد ‏متعلق به مراجع بين المللی و ديپلماتيک در عراق بر عهده اشغالگران است. رفتار مشکوک ‏نيروهای ايالات متحده در مسايل امنيتی عامل ايجاد ناامنی فزاينده در عراق شده است.

ارتش ايالات متحده هم در بيانيه ای اعلام کرد آمريکايی ها «به هيچ عنوان در اين حمله نقشی ‏نداشته است» و آمريکا «هرگونه حمله به مهمانان و ديدارکنندگان از هر کشوری را محکوم ‏می کند».

ايالات متحده و ايران بر سر شبه نظاميانی که با دولت المالکی درگیری دارند و اعضای شيعه ‏آن ها که روابط محکمی با ايران دارند، دچار اختلاف هستند. المالکی در ماه آوريل دستور ‏حمله به شبه نظاميان شيعه در بصره را صادر کرد که به چندين هفته جنگ در مناطق جنوبی ‏عراق و شهرک تحت کنترل شديد شيعيان موسوم به صدر منجر شد.

به گفته یکی از آگاهان زماني که هيات نمايندگی عراق به ایران رفت تا درباره فرونشاندن ‏منازعات داخل عراق صحبت کنند، با سرزنش مقامات آن کشورروبرو شدند. ايرانی ها از ‏دولت عراق به خاطر تبديل شدن به آلت دست واشنگتن و امضای قراردادی برای دادن اجازه ‏حضور دائمی ايالات متحده، در همسايگی ايران، انتقاد کردند.‏

منبع: يو اس تودی – 16 مه ‏

تحليل کريستين ساينس مانيتور از چالش های لبنان -- دژ خاورميانه ای ايران

‏در کشمکش ميان شيعيان و سنی ها در خاورميانه، بايد مقام اول را به قدرت تندروی ايران ‏شيعه داد. ايران از طريق نماينده شبه نظامی خود- حزب الله- نشان داد که می تواند در قامت ‏قدرت واقعی لبنان ظاهر شود. برای اين کار فقط چند روز لازم بود. ‏
هفته پيش شبه نظاميان شيعه در لبنان به طرفداران ضعيف دموکراسی تحت حمايت غرب که ‏از دل انقلاب سرو سال 2005 بيرون آمده، يورش بردند و با سرکوب مخالفان، به کشتار ده ‏ها تن از مردم دست زدند. این حادثه لبنان را در وحشت شروع يک جنگ داخلی نظير ‏اوضاع اسفبار بين سال های 1975 تا 1990 فروبرد.

ولی حزب الله به احتمال زیاد به جنگ داخلی فکر نمی کرد. اين تنها ضرب شستی کوچک ‏بود برای نمايش برتری نظامی اين گروه تحت حمايت ايران و سوريه. پس از غيرقانونی ‏اعلام شدن شبکه مخابراتی آن هااز سوی دولت و اخراج يک مقام نزديک به اين گروه از ‏فرودگاه بیروت، چنین قدرت نمائی لازم شد. اکنون حزب الله با زيرکی تمام می تواند دولت را ‏برای اعطای قدرت قانونی بيشتر تحت فشار بگذارد. ‏
اين منازعات لرزه شديدی بر پيکر دولت های عرب سنی خاورميانه، نظير عربستان سعودی ‏و مصر انداخت چرا که آنها ايران را در حال پیشروی در منطقه مشاهده می کنند.

اين امرواقعيت دارد. از زمانیکه صدام حسين دشمن بزرگ ايران با تهاجم ايالات متحده ‏سرنگون شد، فضای بيشتری برای اشاعه اسلام، با برداشت خاص ایران، در منطقه پديد آمده. ‏تهران عليرغم کارکرد مايوس کننده اقتصادی دولت در داخل آن کشور، چهره چالش ‏برانگيزی را از خود در برابر دشمنان خارجی نظير سعودی، اسرائيل و غرب به نمايش ‏گذاشته است.

ايران با تجهيز و حمايت از شبه نظاميان عراق، مشکلات متنابهی را سر راه ايالات متحده در ‏اين کشور قرار داده و در افغانستان نيز به کمک طالبان شتافته است.

حماس نماينده تروريستی و ضد اسرائيلی ديگر ايران درنوارغزه است. اليوت آبرامز، مشاور ‏امنيت ملی رييس جمهور آمريکا که در سفر هفته جاری بوش به خاورميانه او را همراهی می ‏کند، می گويد ظرف هفت سال گذشته، «ميزان کمک های ايران به حماس از افزايش ‏چشمگيری برخوردار شده است».

اکنون ايران مشغول افزودن به قدرت شیعیان لبنان است که می تواند به انقباض عضلات ‏شيعه آن کشور در مقابل گروه های فرقه ای ديگر و اسرائيل بینجامد دست بزند. اسراييل هم ‏می بايد تصميم بگيرد که آيا درمقابل برنامه هسته ای ايران، باید رفتاری نظير آنچه با سوريه ‏و عراق انجام داد، در پيش گيرد؟

در سوی ديگر خاورميانه کشورهای عربی، ايالات متحده و منافع دموکراتيک و نيز اسرائيل ‏قرار گرفته اند. البته اهرم های قدرت اين کشورها در لبنان محدود است.

حزب الله به خوبی تجهيز شده و از سازمان منظمی برخوردار است. هيچ کس قصد اين را ‏ندارد يا نمی تواند آنها را خلع سلاح کند. نه دولت لبنان و نه اسرائيل - که از عهده سرکوی ‏حزب الله در سال 2006 برنيامد. نیرو های پاسدارصلح سازمان ملل نیزنتوانستند آن ها را ‏خلع سلاح کند. ايالات متحده هم که در عراق زمينگير شده است، انفجار سال 1983در پايگاه ‏خود در بیروت را به خاطر دارد. واقعيت اين است که در وهله اول، اين تلاش دولت لبنان ‏برای تضعيف قابليت های نظامی حزب الله بود که آتش طغيان اين گروه را شعله ور ساخت.

در همين حال، اتحاديه عرب هم که مذاکرات لبنان در هفته جاری را برپا کرده است، خود فاقد ‏اعتبار کافی است. اين اتحاديه چگونه می تواند به تقسيم قدرت دموکراتيک در لبنان بيانديشد ‏درحاليکه رهبران آن، خود در کشورهايشان با مشکل روبرو هستند؟

بنابراين برای نهادينه کردن دموکراسی در لبنان به حمايت های بيشتری- چه به صورت کمک ‏به توسعه اقتصادی آن کشور ویا به صورت تجهيز و تسليح بيشتر ارتش لبنان باشند - نياز ‏است. اسلامگراهای خشونت طلب نمی تواند لبنان را برای خاورميانه الگو قرار دهند.‏

منبع: کريستين ساينس مانيتور – 14 مه ‏

Thursday, May 15, 2008

تمدن سه هزار ساله قابل انهدام نيست

شيرين‎ ‎عبادي‎ ‎برنده‎ ‎جايزه‎ ‎صلح‎ ‎نوبل‎ ‎درسال۲۰۰۳ با‎ ‎انتقاد‎ ‎ازسخنان جنجالي‎ ‎هيلاري‎ ‎کلينتون‎ ‎درخصوص‎ ‎اينکه‎ ‎اگر‎ ‎ايران‎ ‎به‎ ‎اسراييل‎ ‎حمله اتمي‎ ‎کند‎ ‎توسط‎ ‎آمريکا‎ ‎نابود‎ ‎خواهد‎ ‎شد‎ ‎گفت:‏‎ ‎‏"هيلاري‎ ‎درميان زنان‎ ‎استثنا‎ ‎به‎ ‎شمار‎ ‎مي‎ ‎رود‎ ‎که‎ ‎حتي‎ ‎ازمردان‎ ‎نيز‎ ‎جنگ‎ ‎طلب تر‎ ‎است".


‎ ‎اين‎ ‎فعال‎ ‎حقوق‎ ‎بشر‎ ‎درگفتگو با روزدر ‏‎ ‎توضيح اينکه‎ ‎چرا‎ ‎زنان‎ ‎پيشگامان‎ ‎صلح‎ ‎هستند‎ ‎افزود: "بيشترين‎ ‎صدمه‎ ‎از جنگ‎ ‎را‎ ‎زنان‎ ‎مي‎ ‎برند‎ ‎چرا‎ ‎شوهران‎ ‎وپسران‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎ازدست‎ ‎مي دهند‎ ‎و‎ ‎مورد‎ ‎تجاوز‎ ‎قرارمي‎ ‎گيرند. ‏ بنابراين‎ ‎نوعا‎ ‎زنان‎ ‎درهمه جاي‎ ‎جهان‎ ‎صلح‎ ‎طلب‎ ‎هستند. ‏‎ ‎اما‎ ‎از‎ ‎آنجا‎ ‎که‎ ‎هرقانوني‎ ‎استثنا خود‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎دارد‎ ‎گاه‎ ‎ما‎ ‎به‎ ‎زناني‎ ‎برمي‎ ‎خوريم‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎هر مردي‎ ‎جنگ‎ ‎طلب‎ ‎تر‎ ‎هستند".‏
‎ ‎وي‎ ‎ابرازي‎ ‎اميدواري‎ ‎کرد‎ ‎که "خانم کلينتون‎ ‎چنين‎ ‎حرفي‎ ‎را‎ ‎نه‎ ‎از‎ ‎روي‎ ‎اعتقاد‎ ‎بلکه‎ ‎صرفا‎ ‎براي کسب آراي‎ ‎عده‎ ‎اي‎ ‎از‎ ‎افراطبون‎ ‎کشورش زده‎ ‎باشد": "اگر‎ ‎از‎ ‎روي‎ ‎اعتقاد گفته‎ ‎باشد‎ ‎که‎ ‎درصورتي‎ ‎که‎ ‎خطري‎ ‎متوجه‎ ‎اسراييل‎ ‎شود‎ ‎ايران‎ ‎را منهدم‎ ‎خواهد‎ ‎کرد‎ ‎بايد‎ ‎بگويم‎ ‎متاسفم‎ ‎که‎ ‎يک‎ ‎زن‎ ‎به‎ ‎جاي سازندگي‎ ‎وصلح‎ ‎به‎ ‎جنگ‎ ‎و ويراني‎ ‎مي‎ ‎انديشد‎ ‎و ‏در‎ ‎پاسخ‎ ‎ايشان‎ ‎مي گويم‎ ‎ملتي‎ ‎با‎ ‎قدمت‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎با‎ ‎فرهنگي‎ ‎با‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎سه هزار سال‎ ‎تمدن‎ ‎ويران‎ ‎شدني‎ ‎نيست".‏
‎ ‎شيرين‎ ‎عبادي‎ ‎ادامه‎ ‎داد: "شايد هواپيماهاي‎ ‎جنگي‎ ‎بتوانند‎ ‎چند‎ ‎نقطه‎ ‎از‎ ‎ايران‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎قول‎ ‎خانم کلينتون‎ ‎منهدم‎ ‎کنند‎ ‎اما‎ ‎تمدن‎ ‎سه‎ ‎هزارساله‎ ‎را‎ ‎نمي‎ ‎تواند‎ ‎منهدم کرد".‏
‎ ‎برنده‎ ‎جايزه‎ ‎صلح‎ ‎نوبل‎ ‎درسال۲۰۰۳ گفت‎ ‎که‎ ‎جواب‎ ‎وي به‎ ‎کلينتون‎ ‎وديگر‎ ‎افرادي‎ ‎که‎ ‎چنين‎ ‎اظهارات‎ ‎تندي‎ ‎عليه‎ ‎ايران‎ ‎مي کنند‎ ‎چنين‎ ‎است: "پاسخ‎ ‎من‎ ‎به‎ ‎افرادي‎ ‎مانند‎ ‎خانم‎ ‎کلينتون‎ ‎که دايما‎ ‎ترس‎ ‎از‎ ‎ويراني‎ ‎اسراييل‎ ‎را‎ ‎بهانه‎ ‎حمله‎ ‎به‎ ‎ايران‎ ‎مي کنند‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎ايران‎ ‎از‎ ‎ديرباز‎ ‎يعني‎ ‎از‎ ‎زمان‎ ‎کوروش‎ ‎بزرگ يکي‎ ‎از‎ ‎پناهگاه‎ ‎هاي‎ ‎معروف‎ ‎يهوديان‎ ‎بوده‎ ‎است. يهوديان‎ ‎درايران قرن‎ ‎ها‎ ‎درآرامش‎ ‎زندگي‎ ‎کرده‎ ‎اند. حتي‎ ‎يکي‎ ‎از عبادت‎ ‎گاه‎ ‎هاي معروف‎ ‎يهوديان‎ ‎درايران‎ ‎واقع‎ ‎است. ايران‎ ‎را‎ ‎بايد‎ ‎با‎ ‎سه‎ ‎هزار سابقه‎ ‎تمدن‎ ‎مورد‎ ‎قضاوت‎ ‎قرارداد‎ ‎و‎ ‎نه‎ ‎فقط‎ ‎با‎ ‎سي‎ ‎سال‎ ‎اخير ‏و بلکه‎ ‎دو- سه سال‎ ‎اخيرش -بعد‎ ‎ازروي‎ ‎کارآمدن‎ ‎محمود‎ ‎احمدي نژاد..."‏
‎ ‎اين‎ ‎فعال‎ ‎حقوق‎ ‎بشر‎ ‎در‎ ‎پاسخ‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎سوال‎ ‎که با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎چنين‎ ‎سابقه‎ ‎اي‎ ‎آيا‎ ‎اساسا‎ ‎احتمال‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎ايران بخواهد‎ ‎به‎ ‎اسراييل‎ ‎حمله‎ ‎کند؟ گفت: "حکومت‎ ‎ايران‎ ‎اعلام‎ ‎نکرده‎ ‎قصد حمله‎ ‎به‎ ‎اسراييل‎ ‎را‎ ‎دارد . ايران‎ ‎اصولا‎ ‎کشور‎ ‎متخاصمي‎ ‎براي يهوديان‎ ‎نبوده‎ ‎است. فقط‎ ‎برخي‎ ‎ازسخنان‎ ‎بهانه‎ ‎به‎ ‎دست‎ ‎دشمنان ايران‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎تا‎ ‎آن‎ ‎را‎ ‎بهانه‎ ‎ودستاويزي‎ ‎کنند‎ ‎براي‎ ‎سخناني نظير‎ ‎آنچه‎ ‎خانم‎ ‎کلينتون‎ ‎مطرح‎ ‎کرده‎ ‎اند".‏

PersianMarin News Archive