PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Thursday, January 31, 2008

تحليل ون مينوت از تحولات تازه -- بوش، سارکوزي و ايران

بوش در خلال سفر اخيرش به کشورهاي حوزه خليج فارس چندين بار ايران را مورد حمله قرار داد [در حال ‏حاضر به صورت شفاهي]. او چندين بار اعلام کرد که ايران سرچشمه تمامي شرارت هاست. او بدين ترتيب ‏سعي نمود تا کشورهاي کم و بيش قدرتمند حوزه خليج فارس [عربستان سعودي، امارات متحده عربي، قطر، ‏بحرين، عمان] را به اردوگاه خود بکشاند. او در واقع به دنبال حمايت کشورها براي يک مبارزه جديد است تا ‏در اواخر دوره رياست جمهوري اش حداقل ردپايي از خود در تاريخ باقي گذارد: جنگ با ايران! اين چيزي ‏است که او و اطرافيانش مي خواهند؛ همان کساني که جنگ عراق را به راه انداختند. ‏

اگر اين جنگ صرفاً به توافق کشورهاي حوزه خليج فارس بستگي داشته باشد، مي توان گفت که هنوز وقت آن ‏نرسيده... روابط بين ايران و اين کشورها تنها به مسايل سياسي محدود نمي شود، بلکه در حوزه هاي اقتصادي و ‏فرهنگي نيز گسترده است. در مدت انقلاب که طي آن شاه سرنگون شد، ايرانيان بسياري به کشورهاي حوزه ‏خليج فارس مهاجرت کردند و اکنون جزو جمعيت اين ممالک محسوب مي شوند [آنها به تابعيت اين کشورها در ‏آمده اند، زيرا در آن زمان، گرفتن مليت يک امر ساده و پيش پا افتاده بود]. به هرحال، عليرغم سخت تر شدن ‏شرايط مليت، تعداد مهاجران همچنان افزايش يافت و اکنون اين جمعيت پراکنده در کشورهاي حوزه خليج فارس ‏به يک قطب قدرتمند اقتصادي از هر جهت تبديل شده است.‏

در حقيقت، بخش اعظمي از سرمايه گذاري هاي ساختماني از جانب سرمايه گزاران ايراني تأمين مي شود؛ ‏ايرانيان ثروتمند داخل ايران و سراسر جهان مايل نيستند که تمامي تخم مرغ هاي خود را در يک سبد بگذارند، ‏زيرا به هيچ وجه مشخص نيست که آيت الله ها چه موضوعات جديدي را باعث خواهند شد. به همين دليل، نيمي ‏از سرمايه هاي ايراني در شيخ نشينان حوزه خليج فارس گرد آمده و مابقي آن در ايران.‏

در نهايت، اين دولت ها چندان مايل به انجام تبليغات منفي نيستند، زيرا بدين ترتيب، تبادلات اقتصادي و صنعت ‏توريسمي را که طي چند سال اخير در اين کشورها جان گرفته به خطر مي افتد. در حقيقت، وقوع تنها يک جنگ ‏داخلي در منطقه به حد کافي مسايل را تحت الشعاع قرار داده است. اکنون از نظر اقتصادي، سرمايه گذاري هاي ‏کلاني در زمينه توريسم انجام شده [1000 ميليارد دلار در کل خليج فارس]. وقوع جنگ جديدي در کنار اين ‏شيخ نشينان پيامدهاي مخربي براي اقتصاد آنها خواهد داشت: اقتصاد اين کشورها به شدت به صنعت توريسم ‏وابسته است [30 درصد از درآمد سرانه امارات] و به علاوه، تا 70 درصد از نيروي کار آنها [کارگر و ‏کارشناس] از خارج تأمين مي شود. ‏

همچنين بايد افزود که تمامي کشورهاي حوزه خليج فارس از نظر نفتي ثروتمند نيستند [امارات متحده عربي تنها ‏‏5 درصد از درآمد سرانه اش را از نفت به دست مي آورد و بحرين تقريباً هيچ.] آنها مي دانند که سرمايه گذاري ‏هاي امروز در حقيقت سکوي پرتابي است که در آينده به آنها کمک مي کند تا در گروه کشورهاي جهان سوم ‏دسته بندي نشوند [پس از پايان يافتن ذخاير نفتي].‏

در مجموع، جنگ با ايران معادل است با از دست دادن روابط تجاري با کشوري در حال توسعه و يکي از ‏خريداران اصلي دولت هاي حوزه خليج فارس؛ کاهش توريسم؛ کاهش جذابيت هاي شغلي براي نيروي کار ‏آسيايي و متخصصان غربي؛ از بين رفتن انگيزه هاي بازرگاني براي شرکت هاي خارجي و اماراتي؛ کاهش ‏سرمايه گذاري هاي خارجي؛ کاهش درآمد و توقف توسعه و گسترش در هر زمينه.‏

به طور خلاصه بايد اذعان داشت که متقاعد نمودن کشورهاي حوزه خليج فارس براي حمايت از جنگ عليه ‏ايران بسيار مشکل است... البته اين مسأله تضمين نمي کند که چنين اتفاقي روي نخواهد داد... و همچنين نبايد ‏فراموش کرد که اين اولين خيانت واشنگتن در قبال متحدانش نيست.‏

آخرين نکته اين که سارکوزي چه خواهد کرد اگر بوش تصميم بر حمله به ايران بگيرد؟ آيا او نيز همانند مقامات ‏بريتانيايي عمل خواهد کرد؟ آيا او از اين پس نقش "سگ وفادار" بوش را ايفا مي کند؟ سارکوزي با چهره قاطع ‏خود قادر است هر کاري را براي برخورد تمدن ها انجام دهد، ولي چرا؟ تاکنون تصور بر اين بوده است که او ‏صرفاً شخصيتي وقيح و حسابگر دارد؛ در نتيجه هر کاري که انجام مي دهد، در بهترين حالت بازاريابي است و ‏در بدترين حالت يک سياست ماکياوليک.‏

ولي شک و ترديد بر اذهان چيره شده... اگر او از نژاد بوش باشد، ديگر جاي هيچ سؤال و ابهامي باقي نمي ‏ماند؛ که اگر چنين باشد، مردم فرانسه بايد در "خانه هاي پوشالي" خود تکاني بخورند و سرنوشت خود را به ‏گونه اي ديگر رقم زنند. ‏

منبع: ون مينوت، 25 ژانويه

PersianMarin News Archive