انتشار فیلم فتنه از طریق اینترنت، محکومیت های گسترده ای در سطح جهان به همراه آورده است.

نخست وزیر هلند ابراز امیدواری کرده است که فیلم فتنه باعث واکنش خشونت آمیز مسلمانان نشود
PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area
انتشار فیلم فتنه از طریق اینترنت، محکومیت های گسترده ای در سطح جهان به همراه آورده است.

نخست وزیر هلند ابراز امیدواری کرده است که فیلم فتنه باعث واکنش خشونت آمیز مسلمانان نشود
عقد قرارداد گاز میان ایران و سویس کماکان موضوع چالش میان دولتهای آمریکا و سویس است. واشنگتن در این راستا خواهان دسترسی به نسخهای از متن قرارداد شده تا این ادعای سویس را بررسی کند که قرارداد ناقض تحریمهای سازمانهای ملل و مقررات شدید آمریکا در معاملات تجاری با ایران نیست. به گفتهی سخنگوی سفارت آمریکا در برن، تقاضای واشنگتن برای دریافت نسخهای از متن قراداد روز ۱۷مارس رسماَ تسلیم مقامات سویسی شده است. در ماه ژوئن گذشته که توافقنامه برای عقد قرارداد اخیر به امضا رسید نیز، آمریکا رسماَ خواهان رویت متن آن شد؛ تقاضایی که به گفته سخنگوی سفارت آمریکا با عدم پاسخ مقامات سویس روبرو شد.
انتقادهایی از جوانب گوناگون
قرارداد گازی میان ایران و سویس در نیمه ماه مارس ۲۰۰۸ و در جریان سفر خانم میشلینه کالمی-ری ، وزیر خارجهی سویس به ایران به امضا رسید. به گزارش خبرگزاری آسوشيتد پرس، ارزش اين قرارداد رقمی بين ۱۸ ميليارد تا ۲۷ ميليارد يورد خواهد بود که بر اساس آن هر ساله پنج و نيم ميليارد متر مکعب گاز از ايران توسط لوله هايی که تا سال ۲۰۱۰ آماده می شود، به اروپا منتقل می شود. علاوه بر آمریکا شماری از نهادهای غیردولتی سویس و انجمنهای مدافع یهودیان نیز از این قرارداد انتقاد کردهاند.
انجمن دوستی سویس- اسرائیل در بیانیهای رأی سویس به قطعنامهی شورای حقوق بشر در «محکومیت یک جانبه» اسرائیل به مناطق فلسطینی و سفر چند روز بعد کالمی- ری به «کشوری که رئیسجمهورش هالوکاست را انکار میکند» را نشانههایی از ازریابی نادرست مقامات سویسی از مسائل خاورمیانه معرفی کرده است. بنا بر بیانیه فوق، حمایت سویس از انتخاب جین سیگلرز به عنوان عضو کمیسیون مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز تداوم همان سیاست نادرست است، زیرا سیگلرز پیوسته « به گونهای یک جانبه علیه اسرائیل موضع گرفته است».
رونالد اس. راودر، رئیس کنگره جهانی یهود نیز در بیانیهای سویس را متهم کرده که در«تلاشهای ۵ عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان برای بازداشتن ایران از تبدیلشدن به یک قدرت اتمی » ایجاد اخلال میکند. به نظر راودر تبدیل ایران به قدرت اتمی این امکان را به آن خواهد داد که روزی به اسرائیل حمله کند و کل خاورمیانه را به آتش و خاکستر بدل کند.
تنها قرارداد مسئلهساز نبود
علاوه بر عقد قرارداد گاز میان ایران و سویس، نفس سفر وزیر خارجه این کشور و ملاقات وی با محمود احمدینژاد موضوع انتقادها و بحثوجدلهایی در سویس بوده است. شماری از رسانهها و نمایندگان پارلمان سویس این انتقاد را متوجه خانم کالمی رای کردهاند که چرا مقاومت و مخالفت بخشهایی از جنبش زنان ایران در مبارزه با حجاب را نادیده گرفته و با قبول اجبارهای جمهوری اسلامی روسری به سر به دیدار رئیس جمهور ایران رفته است. خانم کالمی ری در پاسخ به انتقادها گفته است که او فقط پروتکل کشور میزبان را رعایت کرده و به عنوان مهمان ملزم به احترام به رسوم محلی بوده است.
خیرت ویلدرز (1963 در شهر فنلو هلند) در خانوادهای کاتولیک به دنیا آمد ولی زمانی که بالغ شد از کلیسا برید. پس ازپایان دبیرستان و گذراندن دورهای در هنرستان بیمههای اجتماعی، دو سال در اسرائیل کار کرد. همزمان چند واحد درسی در رشتهی حقوق را از طریق دانشگاه "از راه دور" گذراند و چند سالی را نیز در مؤسسات بیمههای اجتماعی و درمانی کار کرد. در 1989 به عضویت حزب لیبرال - محافظهکار فیفیدی درآمد. از 1990 تا سال 1998 که از جانب همین حزب به نمایندگی پارلمان انتخاب شد، مشاور امور اجتماعی فراکسیون پارلمانی حزب بود. از سال 97 تا 98 نیز عضو شورای شهر اوترخت بود. در سال 2004 بدلیل اختلافاتش با حزب از آن جدا شد و فراکسیون یکنفرهی گروه خیرت ویلدرز در پارلمان را تشکیل داد
در پایان همین دورهی پارلمانی، حزب پیفیفی را بنیان گذاشت و خودش رهبر آن شد. در انتخابات پارلمان در نوامبر 2006 موفق شد که 9 کرسی از 75 کرسی پارلمان را بدست بیاورد. همسر ویلدرس اهل مجارستان است. آنها در سال 1992 در بوداپست ازدواج کردهاند و فرزند ندارند
فعالیتهای سیاسی
ممنوعیت قرآن
سال گذشته ویلدرس در روزنامهی فولکسکرانت اعلام کرد "قرآن باید ممنوع گردد چون کتابی فاشیستی است که به خشونت دعوت میکند" و آنرا با "نبرد من" هیتلر مقایسه کرد که از زمان جنگ دوم جهانی به این سو فروش آن در هلند ممنوع است. او همچنین گفت خواندن قرآن در مساجد و محافل خانگی باید ممنوع گردد
مسلمانان و مهاجرین
در مارس 2006 ویلدرس خواهان حذف ماده یک قانون اساسی هلند (منع تبعیض)، بستن مرزها بروی مهاجرین غیرغربی و بستن مساجد و مدارس اسلامی برای حداقل مدت پنج سال شد. همچنین خواهان ممنوعیت وعظ پیشنمازهای خارجی و وعظ در زبانی غیر از زبان هلندی شد
ویلدرس مزاحمین خیابانی را تروریست خیابانی مینامد و اعتقاد دارد که اکثرا" مراکشی و مسلمان هستند و باید از کشور اخراج شوند و اگر سن آنها کمتر از 18 سال است، باید به همراه پدرومادرشان اخراج شوند و میگوید: "کسانی که اینگونه وحشیانه رفتار میکنند از مهماننوازی ما سوءاستفاده میکنند و شایستگی گرفتن ملیت و پاسپورت هلندی را ندارند".به نظر ویلدرس "وجود یک میلیون مسلمان در هلند زیادتر از حد معمول است و باید تعداد آنها کم شود. همچنین به نظر او بیش از نصف جمعیت زیر بیستویک سال شهرهای بزرگی مانند آمستردام و روتردام خارجیتبار و بیشتر آنها مسلمان هستند که ارزشها و هنجارهای هلندی را رعایت نمیکنند
او راهحل دولت برای حل مشکلات خارجیها را که مبتنی بر سرمایهگذاری بیشتر در دورههای دوساله شهروندی برای همهی خارجیها صرفنظر از مسلمانبودن یا نبودن آنها است، ناشی از کمجرئتی و بزدلی میداند. در این دورهها بر یادگیری زبان، آشنایی با جامعهی هلند و راهنمایی برای پیداکردن کار تأکید میشود
ویلدرس احترام برای عقاید مسلمانان را که در هلند تقریبا" موقعیت دگراندیشان را دارند، دیوانگی محض میداند. او وزیر فرهنگ خانم فوخهلار را که گفته بود "چند سال دیگر در هلند باید از سنت مسیحی یهودی اسلامی سخن گفت"، "عقبمانده"ای مینامد که هرچه از دهنش دربیاید میگوید
او تحمیل ایدئولوژیی که "به جدایی دین از دولت معتقد نیست، همجنسگرایی را بیماری میداند، حقوق مساوی زنان را به رسمیت نمیشناسد، حق خارجشدن از دین را نمیدهد و پیروان مذاهب دیگر را میکشد" به فرهنگ روامدار هلند خیانت فرهنگی میداند
منتقدین میگویند که فرهنگ پدیدهای ایستا نیست و مدام در حال تغییر و تکامل است و مسیحیت و هلند هم تا چندصد سال پیش در بارهی موضوعات نامبرده نظرات چندان متفاوتی با اسلام نداشتهاند اما در طول زمان تغییر کردهاند
ویلدرس معتقد است که میان ما (مسیحیت) و اسلام در رفتار با پدیدهها یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن "استفاده از خشونت، کشتن و زدن" است. منقدین میگویند انتقاد از اسلام قابلپذیرش است اما باید از طریق دیالوگ و احترام به چندفرهنگیبودن جامعه مطرح شود
آنها این عمل ویلدرس را خطا میدانند که دعوت سازمانهای اسلامی برای گفتگو و دیالوگ را رد کرده است. ویلدرس میگوید :سازمانهای اسلامی او را برای دیالوگ دعوت نکردهاند بلکه میخواهند نحوهی خواندن قرآن را به او یاد دهند
ترکیه
خیرت ویلدرس از مخالفین سرسخت پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا است. او میگوید "ترکیه یک کشور اروپایی نیست بلکه اسلامی است
با اروپاییشدن ترکیه و با توجه به تفاوت سطح اقتصاد ترکیه و کشورهای اتحادیه اروپا، 2 تا 3 میلیون کارگر ترک به اروپا سرازیر میشوند و فرهنگ و هویت ما را تغییر میدهند. همچنین در همان آغاز اروپاییشدن ترکیه، حدود ده تا دوازده سال دیگر، اروپا باید دهها میلیارد اورو برای رسیدن این کشور به استانداردهای اروپایی هزینه کند
من به کشورهای منطقه مانند سوریه، عراق و ایران چندینبار سفر کردها م و میدانم که روابط این کشورها با ترکیه خوب نیست و پس از پیوستن ترکیه به اروپا، این کشوردر منطقه بیشتر منزوی میشود، در حالیکه به نفع اروپا است که ترکیه در گسترش روابط خود با کشورهای منطقه تلاش کند تا برای پیوستن به اروپا
ترکیه همپیمان ما در ناتو است و ما باید با هم روابط اقتصادی خوبی داشته باشیم
یکی دیگر از زیانهای اروپاییشدن ترکیه، به نظر ویلدرس این است که "پس از پیوستن ترکیه به اروپا باید ارتشش را بدرون پادگانها فرا خواند. در حالیکه دولت سکولار در ترکیه توسط ارتش نگاهبانی میشود". به عبارت روشنتر ویلدرس اعتقاد دارد که جدایی دین از دولت در ترکیه نهادینه نشده و نگاهداری آن به قدرت و نفوذ و در صورت لزوم سرکوب ارتش نیاز دارد در حالیکه مطابق قوانین اروپا ارتش حق دخالت در سیاست را ندارد
خلاصه برای سرکوبکردن "ترکیه همسایه خوبی است ولی عضو خانواده نیست".منتقدان ویلدرس اعتقاد دارند که یک ترکیه دمکراتیک و با ثبات و عضو اتحادیه اروپا میتواند در منطقه نقش میانجیگر داشته باشد و از برخورد تمدنها جلوگیری کند
ساختن فیلم ضد قرآن
در 28 نوامبر 2007 ویلدرس در روزنامهی تلگراف اعلام کرد که در حال ساختن فیلمی در بارهی قرآن تحت عنوان فتنه است. فتنه یا در تلفظ هلندی فتنا، فیلم کوتاه پانزدهدققیهای است که با اندکی تأخیر احتمالا" در ماه مارس نمایش داده میشود
واژهی فتنه هم به معنای آزمون است هم به معنای گمراه کردن و آشوببپاکردن. این واژه در قدیم به معنای ذوب کردن نقره یا طلا برای تشخیص واقعی بودن آن بوده است. در قرآن این واژه برای توصیف خطر بازگشت مسلمانان به بتپرستی و چندخدایی استفاده شده است
ویلدرس در وبلاگ خود در تاریخ 30 نوامبر 2007 مینویسد :با نمایش فیلم فتنه قصد دارد بگوید که قرآن یک کتاب قدیمی غبارگرفته نیست بلکه هنوز بهانه و منبع الهام برای ناروامداری، قتل و ترور است
صاحبنظران میگویند :مطمئنند که در فیلم ویلدرس فرازهای خشونتبار قرآن با تصاویر عملیات تروریستی مسلمانان مانند حمله به برجهای دوقلو درهم آمیخته شده است و در پایان فیلم ویلدرس قرآن را پاره میکند و در آتش میاندازد
ویلدرس در مصاحبهای مجددا" با روزنامهی تلگراف در 26 ژانویه 2008 میگوید فیلم فقط در بارهی قرآن نیست بلکه "در میان صفحات قرآن نیز بازی میشود. کنارههای صفحات قرآن تمام مدت کادر فیلم را تشکیل میدهند و متونی که در قرآن شرح داده شده است، نشان داه میشود
در نمای آغازین در سمت چپ تصویر، جلد قرآن و در سمت راست این جمله دیده میشود "اخطار: این کتاب شامل تصاویر شوکآور است". ویلدرس میگوید "پس از نمای آغازین، کتاب باز میشود و تصاویر عمدتا" مربوط به قرائت امروزی از اسلام مشاهده میشوند. این تصاویر میتوانند گردنزنی در عراق، سنگسار در ایران یا اعدامی در عربستان سعودی باشند
زمان و مکان نمایش فیلم
قرار بود فیلم در اواخر ماه ژانویه به نمایش درآید ولی ویلدرس بعدا" اعلام کرد که نمایش آن تا ماه مارس به تعویق افتاد. در 22 ژانویه شورای سردبیران برنامههای حوادث روز فرستندههای تلویزیونی تشکیل جلسه دادند. اینکه فیلم از یک شبکهی تلویزیونی هم پخش گردد، لحظاتی از آن یا کامل هنوز روشن نیست ولی گفته شده بود احتمال دارد فیلم از برنامهی احزاب سیاسی، که مختص تبلیغ احزاب سیاسی در بارهی نظرگاههای خود است، در 25 ژانویه که به حزب ویلدرس اختصاص داشت، پخش شود که ظاهرا" فیلم هنوز آماده نبود
ویلدرس قبلا" گفته بود تصمیم دارد که فیلم را در هر صورت از طریق اینترنت، ویدئووبسایت یوتیوب، در دسترس عموم قرار دهد. آخرین خبر این است که فیلم در 28 مارس به نمایش درمیآید
واکنشهای سیاسی
نگرانی در مورد نمایش فیلم فتنه آنقدر زیاد است که وزرای خارجه، دادگستری ، کشور و امور عمومی در منزل نخستوزیر با مشاور امنیت ملی و مبارزه با تروریسم آقای جیبه یوسترا جلسهی محرمانهای تشکیل دادند و در بارهی پیامدهای احتمالی نمایش فیلم ویلدرس گفتگو کردند
آخرین خبر این است که آقای یوسترا از ویلدرس خواسته است تا فیلم را قبل از نمایش ببیند تا بداند چه نوع اقدامات امنیتی را باید پیشبینی بکند. ناظران آگاه معتقدند که دیدن پیشاپیش فیلم میتواند مقدمهای بر توقیف آن باشد. زیرا آقای یوسترا فقط پس از دیدن فیلم میتواند آن را به دلیل به خطر انداختن امنیت ملی توقیف کند
پیتر فان خیل، رهبر فراکسیون پارلمانی حزب سدآ از ویلدرس تقاضا میکند که از نمایش فیم ضد قرآن خودداری کند و در مقابل تأکید ویلدرس بر حق آزادی بیان در یک کشور دمکراتیک، میگوید" این موضوع ارتباطی با آزادی بیان ندارد. حرف این است که آقای ویلدرس هم باید در مقابل پیامدهای احتمالی که نشان دادن این فیلم برای امنیت شهروندان و منافع اقتصادی هلند دارد، احساس مسئولیت کند
وزیر امور خارجه ماکسیم فرهاخن و وزیر دادگستری ارنست هیرس بالین روز چهاشنبه 27 فوریه طی گفتگویی در بارهی پیامدهای احتمالی نشاندادن این فیلم مانند تظاهرات در داخل کشور و همچنین حملهی احتمالی به سفارتخانهها و خسارت به مؤسسات تجاری و غیرانتفاعی هلند در خارج از کشوربه ویلدرس هشدار دادند
آنها بهطور مشخص به بایکوت احتمالی مؤسسهی تولیدی مواد لبنی کامپینا و تهدیدات طالبان مبنی بر حمله به نظامیان هلند در افغانستان اشاره کردند. فرهاخن گفت ویلدرس "نمیتواند شانههایش را بالا بیندازد و بگوید (حمله به سفارتخانههای هلند) مسئولیت او نیست بلکه باید به پیامدهای کاری که میکند جدی فکر کند
به نظر فرهاخن فقط آزادی بیان مهم نیست بلکه زندگیها و منافعی که در اثر نشان دادن این فیلم میتونند نابود شوند نیز مهم هستند
یپ ده هوپ اسخفر وزیر سایق امور خارجه هلند و رئیس فعلی پیمان ناتو نیز نگرانی خود را از نمایش این فیلم بیان کرد. اما او به مقامات افغانی و آمریکایی توضیح داد که دولت هلند نمیتواند از نمایش فیلم جلوگیری کند: "حق انتخاب با ویلدرس است
یان بالکننده نخستوزیر نیز در یک مصاحبهی تلویزیونی گفت ویلدرس با "نمایش فیلمش اعمال تروریستی علیه منافع هلند را مشروعیت میبخشد" و از ویلدرس خواست که از نمایش فیلم صرفنظر کند. نخستوزیر هلند همچنین همتایان اروپایی خود را در جریان وقایع و مخاطرات احتمالی مربوط به نمایش این فیلم قرار داد
نتیجهگیری:1. "هلند حق آزادی بیان و مذهب را برسمیت میشناسد" و میان حق آزادی بیان و توهین به مقدسات مذهبی مردم تفاوت قائل است. مطابق قانون اساسی هلند سانسور پیشاپیش یک فیلم ممنوع است
به همین دلیل هیچ سازمان ممیزی برای توقیف یا سانسور قسمتی از یک فیلم پیش از نمایش آن وجود ندارد. فیلم را فقط بعد از نمایش و بر اساس دلایل و قوانین دیگری مانند آسیبرساندن اخلاقیتربیتی به کودکان یا به خطرانداختن امنیت عمومی میتوان ممنوع کرد.همچنین در فرهنگ سیاسی هلند سانسور نشانهی عدم رواداری و عملی شرمآور به حساب میآید. قانونگذار جای اگر و امای چندانی برای اعمال سانسور توسط دولت حاکم نگذاشته است و دولت حاکم نیز خود را موظف به رعایت حقوق مخالف میداند و در اعمال سانسور بسیار صرفهجویانه عمل میکند زیرا بیم آن دارد که اعمال سانسور حتی بر عمل یا اندیشهای رادیکال یا متحجر منجر به نارواداری عمومی شود
این رواداری در مقابل نارواداری میتواند برای دولت حاکم یا مردم زیانبار باشد اما چارهای نیست چون نه فقط استقرار دمکراسی بلکه نگاهداری و نگاهبانی از آن نیز نیاز به هزینهکردن دارد 2. "نظر دولت و اکثریت جامعه هلند در بارهی مسلمانان بطور بنیادی با نظر ویلدرس متفات است". هلند با حفظ انتقاد خود به بعضی رفتارهای اجتماعی متعصبانه یا مزاحمتآفرین بچهمسلمانهای خارجی، خواهان حل مشکل از طریق ایجاد گفتمان، سرمایهگذاری بیشتر در مطلوبترکردن و کارآمدترکردن دورههای شهروندی ، ایجاد فرصتهای برابر و افزایش پروژههای اشتغالزاست
تقابل و چندقطبیشدن در میدان سیاست به منظور روشن شدن مواضع جناحهای درگیر و جدیترشدن گفتمان سیاسی امری طبیعی است. اما ایجاد شکاف در جامعه با هدف چندقطبیکردن آن برای بهرهبرداریهای انتخاباتی از نمونههای بارز نارواداری و غیرقابل پذیرش است 3. "بر اساس پیمانهای بینالمللی کشورهای دیگر موظفند از امنیت اتباع و مؤسسات هلندی حفاظت کنند"(23) همانطور که هلند از امنیت اتباع و منافع کشورهای دیگر در خاک خود حفاظت میکند. حمله به سفارتخانهها و اتباع بیگناه در کشورهای مسلمان دقیقا" همان چیزی است که خیرت ویلدرس در پی رسیدن به آن است. زیرا او اعتقاد دارد مسلمانان ظرفیت پذیرش مذاکره را ندارند. بردباری در مقابل انتقاد ویلدرس از قرآن اهداف او را نقش بر آب میکند
وقتی که به ویلدرس میگویند که او در برنامهی سیاسیش فقط یک موضوع را گنجانده است و آن ضدیت با اسلام و خارجیها است، مدعی میشود که برنامههای دیگری نیز برای پیشرفت جامعهی هلند دارد. اما واقعیت امر این است که محتوای برنامههای دیگر او مانند کاهش بودجه همکاری و توسعه که بیشتر صرف کمک به بهبودسازی اقتصاد کشورهای فقیر میشود یا کاهش بودجهی درمان و مراقبت که ضرر و زیانش بخصوص متوجهی افراد ضعیفتر جامعه است نیز بر همان مدار نارواداری و عدم همبستگی با ضعیفتران میچرخد
در یک نظرسنجی که همین اواخر انجام شد ویلدرس بعنوان "بداقبالترین" فرد مشهور در هلند انتخاب شد. سیاستمداری "تک بعدی" که پس از چند سال فعالیت سیاسی و داشتن 9 کرسی در پارلمان هنوز منشاء امر خیری برای طرفدارانش نشده است.هدف و تصمیمگیری سیاسی بر اساس منافع حزبی و طبقاتی یا بر اساس منافع اکثریت جامعه رقم زده میشود. در دمکراسی مدل چندحزبی هیچ فرد یا حزبی به تنهایی نمیتواند به اهداف خود نایل گردد. به همین دلیل افراد و احزاب برای رسیدن به اهداف سیاسیشان در پی تفاهم و سازش با نیروهای سیاسی دیگرند. ویلدرس تا کنون برای هیچکدام از سیاستهای رادیکالش موفق به جلب آرای موافق نیروهای دیگر، حتی راستگرایان، نشده است
بنابراین با سودبردن از کارکرد رسانهها سعی دارد مدام در مرکز توجه میدان سیاست باشد و حمایت دستهی بخصوصی از رأیدهندگان را به خود جلب کند. ممکن است این سیاست ایجاد شکاف مصنوعی در جامعه در کوتاهمدت آنگونه که نظرسنجیها نشان میدهند، برای ویلدرس سود انتخاباتی داشته باشد اما در بلندمدت، مانند نمونههای قبلی آن، سیاست ناکامی خواهد بود
خیرت ویلدرز (Geert Wilders)، سیاستمدار راستگرای هلندی موفق شده بود در چهار سال گذشته با فریادهای پر از نفرت خود علیه مهاجران مسلمان، افکار عمومی اروپایی را به خود جلب کند. او اینک با کولاژ تصویرهای گوناگون از عملیات تروریستی و سخنرانیهای برخی از مسلمانان افراطی به موضوع داغ روز رسانهها تبدیل شده است. فیلم ویلدرز که عنوان آن "فتنه" است، بدون تفسیر، جلوهگر خشونت مسلمانان است. تصاویری که در فیلم عرضه میشوند، با وجود این که تازه نیستند، بیننده را دچار شوک میکنند: عملیات تروریستی یازده سپتامبر در نیویورک، انفجار بمب در متروی مادرید، بدنهای سوخته و مثله شده و در پسزمینه، سخنرانیهای پر از نفرت اسلامگرایان تندرو که از مسلمانان میخواهند، به جهاد روی آورند و سر از تن یهودیان جدا کنند.
در این فیلم ایران هم با تصاویری از اعدام همجنسگرایان و زنان، و قمهزنی کودکان و سخنرانیهای احمدی نژاد و آیتالله علی مشکینی در مورد صدور انقلاب اسلامی و "رهبری جهان"، حضور دارد.
ویلدرز در پایان فیلم برگی از قرآن پاره میکند و از غیرمسلمانان میخواهد که برای دفاع از آزادی، جلوی مسلمانان بایستند.
واکنشها
پیش از پخش "فتنه" بسیاری از مسلمانان و نیز دولتهای چند کشور مسلماننشین، از جمله ایران به ساخت آن اعتراض کرده بودند.
دولت هلند با اشاره به آزادی بیان در هلند تاکید کرده بود، با وجود این که با محتوای فیلم ویلدرز موافق نیست، به هیچ وجه جلوی پخش آن را نخواهد گرفت. یان پتر بالکننده، نخستوزیر هلند در مورد فیلم گفت: «آنچه در این فیلم به چشم میخورد تنها با این هدف به وجود آمده که احساسات را جریحهدار کند».
روزنامهی "د فولکسکرانت" فیلم ویلدرز را با فیلمهایی مقایسه میکند که رژیمهای استبدادی برای بهجانهم انداختن گروههای اجتماعی درست میکنند.
هفتهنامهی اشپیگل در سایت اینترنتی خود ویلدرز را "مسیونر پیامهای تاریک" مینامد.
کورت وسترگارد، کاریکاتوریستی که با کشیدن کاریکاتورهای پیامبر مسلمانان مورد غضب قرار گرفت، اعلام کرده است که علیه ویلدرز به دادگاه شکایت خواهد کرد. علت این امر، استفادهی یکی از کاریکاتورهای وسترگارد در فیلم "فتنه" است.
از طرف دیگر، یک همهپرسی نشان میدهد که طرفداران ویلدرز و حزبش ("حزب مدافع آزادی") در هلند، در طول مدت کوتاهی تقریبا دو برابر شدهاند.
زندگی نیمهمخفی ویلدرز
فعالیتهای ویلدرز علیه مهاجران مسلمان هلند در سال ۲۰۰۴ افکار عمومی را به خود جلب کرد، زمانی که ونگوگ، فیلمساز هلندی توسط یک اسلامگرای افراطی به قتل رسید. ون گوگ در این فیلم زنانی را به نمایش گذاشته بود که بر پیکر برهنهی آنان آیههای قرآن نوشته شده بود. پلیس هلند از منزل قاتل نوشتهای بهدست آورد که در آن "آرزوی قتل" خیرت ویلدرز مطرح شده بود. از آن پس ویلدرز فعالیتهای آشکار خود علیه مهاجران مسلمان را شدت بخشید. او در عین حال، از ترس اسلامگرایان افراطی، یک زندگی نیمه مخفی را آغاز کرد. ویلدرز از آن زمان شش محافظ دارد که همهجا او را همراهی میکنند. به گفتهی خود او، حتی زمانی که به توالت میرود، محافظان او پشت در کشیک میدهند.
اکنون، پس از خبر ساختن فیلم "فتنه" وضع برای سیاستمدار ۴۵ ساله وخیمتر شده است. او هر شب محل خوابش را عوض میکند و حتی با زنش هفتهای یک بار و گاهی اوقات هردوهفته یک بار دیدار دارد. با وجود این، ویلدرز به تبلیغات خود علیه اسلام ادامه میدهد و هر کجا که امکانی بیابد، از خشونت اسلام و قرآن سخن میراند. او تاکید میکند که مبارزهاش علیه اسلام و قرآن است و نه مسلمانان. ویلدرز میگوید، به سرزمینهای اسلامی علاقهمند است و بارها به سوریه و ایران و اردن سفر کرده است. او این کشورها را "باعظمت" میخواند و میگوید، "حیف که این کشورها دجار هرج و مرج شدهاند".
قطعنامهی شورای حقوق بشر سازمان ملل
در پی چاپ کاریکاتورهای پیامبر مسلمانان در دانمارک، کشورهای اسلامی طرحی به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کردند که در آن از کشورهای جهان خواسته شده، از توهین به ادیان جلوگیری کنند. این قطعنامه با ۲۱ رای موافق، ۱۴ رای ممتنع و ۱۰ رای مخالف به تصویب رسیده است.
کشورهای عضو اتحادیه اروپا معتقدند که در این قطعنامه بیشتر بر مذهب اسلام تاکید شده و یادآوری میکنند که در متن قطعنامهی حقوق بشر آزادی مذاهب و باورها قید شده است و نیازی نیست که در قطعنامهی جداگانهای بر یک مذهب خاص تاکید کرد.
یک سخنگوی اتحادیه اروپا گفت که در کشورهای عضو اتحادیه، آزادی، عدم تبعیض و پذیرش ادیان گوناگون امری تثبیت شده است و بهتر است که به جای این گونه اقدامات، "گفتوگوهای دوجانبه توام با احترام به یکدیگر" انجام گیرد.
فریار / اشپیگل؛ تاگس شاو؛ ایرنا
الکساندر دل وال
صداي پوتين هاي نظامي در نزديکي ايران شنيده مي شوند. عزل درياسالار ويليام فالون از رياست فرماندهي مرکزي - که اختيارات آن از خاورنزديک تا پاکستان گسترده - نشان دهنده احتمال حمله قريب الوقوع امريکا به ايران است. با توجه به اينکه فالون به شدت نسبت به اين رويکرد مخالف بود، رييس جمهور بوش ژنرال مارتين دمپسي، معاون او و فرمانده عمليات نظامي خاورميانه را جايگزين وي کرد.
در آخرين گزارش آژانس اتمي آمده که ايران برنامه نظامي هسته اي خود را پس از سال 2003 دنبال کرده است: اين ادعا گزارش سازمان هاي اطلاعاتي امريکا در دسامبر گذشته را که هدف آن بازداشتن بوش از حمله عليه ايران بود تکذيب مي کند. آرتور دو پلسي، روزنامه نگار فرانسوي و کارشناس ژئوپليتيک و همچنين نويسنده کتاب "ايران در جنگ جهاني سوم"، معتقد است که بوش در تابستان سال جاري [تابستان 1387] ايران را بمباران خواهد کرد و عزل دريادار فالون شاخص مهمي است که اين ادعا را ثابت مي کند. حمله به ايران فضاي مناسبي را براي انتخاب جان مک کين ايجاد خواهد کرد، زيرا او در زمينه سياست خارجي از موضع باورپذيرتري نسبت به دو رقيب انتخاباتي اش [هيلاري کلينتون و باراک اوباما] برخوردار است.
در نهايت در صورت وقوع مداخله نظامي، نبايد فراموش کرد که مک کين به عنوان يکي از قهرمانان واقعي جنگ ويتنام شناخته مي شود. او به مدت 5 سال در جهنم اسارت نيروهاي ويتنامي بود و همين مسأله از او شخصيتي مناسب براي شرايط بحراني ساخته است.
هدف اين بمباران تأسيسات و تجهيزات هسته اي ايران خواهد بود که اکثراً در عمق خاک قرار گرفته اند. نيروي هوايي امريکا براي چنين هدفي، نياز به بمب هاي بسيار کارآمد يا موشک هاي کوچک اتمي دارد. برخي از ژنرال ها حتي هشدار داده اند که در صورت وارد شدن به درگيري از مقام خود استعفا خواهند داد، زيرا احتمال گسترش عمليات به آماج هاي غيرهسته اي نيز بالاست.
هدف: نابود کردن شاهرگ هاي کشور به منظور سرنگوني حکومت آيت الله ها. در اين عمليات تمامي نيروهاي نظامي و انتظامي کشور اعم از مراکز فرماندهي ارتش، سپاه پاسداران [که به واقع به مثابه "اس اس هاي اسلام گرا" شناخته مي شوند]، شبه نظاميان بسيجي و نيروي انتظامي تماماً مورد حمله قرار خواهند گرفت.
در حقيقت، ايران يک اسفنج اشباع شده از نفت است که واشنگتن قصد تسخير آن را دارد، به ويژه در زماني که نياز به هيدروکربن ها روز به روز افزايش مي يابد. ولي از طرف ديگر نبايد فراموش کرد که اين عمليات فاجعه آميز مي تواند به يک همبستگي و حمايت همه جانبه از حکومت آيت الله ها منجر شود.
منبع: فرانس سوار، 17 مارس
روز دوشنبه، 17 مارس (27 اسفند) منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، در یک کنفرانس خبری مشترک با میشلین کالمی-ری، وزیر خارجه سوییس در تهران، اعلام داشت که یک قرارداد صادرات گاز بین یک شرکت سوییسی و شرکت ملی گاز ایران به امضا رسیده است.
وزیر خارجه سوییس روز یکشنبه به منظور مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی درباره برخی موضوعات مورد علاقه دو کشور از جمله مساله برنامه هسته ای ایران عازم تهران شده بود.
پیش از سفر خانم کالمی-ری به تهران گزارش شده بود که در جریان این سفر، قراردادی بین شرکت سوییسی ای.جی.ال و شرکت ملی صادرات گاز ایران امضا می شود که هدف از آن کاهش نیاز اروپا به گاز صادراتی روسیه است.
وزیر خارجه سوییس گفته بود که این قرارداد ناقض تحریم های وضع شده سازمان ملل و آمریکا علیه ایران نیست.
جزییات قرارداد صادرات گاز ایران به سوییس انتشار نیافته اما گفته می شود ارزش آن بین ده تا بیست و دو میلیارد یورو در سال خواهد بود |
وزارت خارجه سوییس نیز گفته بود که قرار است گاز طبیعی خریداری شده از ایران و جمهوری آذربایجان با خط لوله از طریق یونان و آلبانی به ایتالیا برسد.
خرید گاز و 'دیدگاه سوییس'
از قول شرکت ای.جی.ال گزارش شده است که مدت قرارداد خرید گاز از ایران بیست و پنج سال است و قرار است هرساله 5/5 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی ایران به اروپا صادر شود.
انتظار می رود این خط لوله تا سال 2010 میلادی کامل شود.
در مورد این قرارداد جزییات بیشتری انتشار نیافته اما خبرگزاری رویتر به نقل از منابع سوییسی گفته است که ارزش قرارداد به عواملی مانند قیمت انرژی بستگی دارد و احتمالا بین 10 تا 22 میلیارد یورو خواهد شد.
![]() | |
| صادرات گاز ایران باعث تنوع بخشیدن به منابع تامین انرژی سوییس می شود |
منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در کنفرانس خبری مشترک با وزیر خارجه سوییس موضعگیری آن کشور نسبت به ایران را "نسبتا مستقل" توصیف کرد و گفت این برخورد زمینه تعامل دو طرف در زمینه های مختلف را فراهم آورده است.
به گفته آقای متکی، در خلال دو سال و نیم گذشته بین دو طرف گفتگوهایی پیرامون روابط دوجانبه صورت گرفته و مشورت هایی در مورد مسایل افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین انجام شده است.
وزیرخارجه ایران گفت که دیدگاه های سازنده خانم کالمی-ری در این زمینه ها امکان مذاکرات دو کشور از جمله در زمینه حقوق بشر را فراهم کرده است.
وی از موضعگیری وزیرخارجه سوییس در خصوص مساله اقلیت ها در ایران نیز تشکر کرد و گفت که وزیر خارجه سوییس نسبت به موضوعات دیگر از جمله زندانیان گوانتانامو "نگاه واقع بینانه" داشته است.
مذاکرات دو ساله
به گفته آقای متکی، همتای سوییسی او از همکاری ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی قدردانی کرده و در زمینه حملات اخیر اسرائیل به غزه "دیدگاه خوبی" داشته و سوییس گام هایی را در راستای کمک های بشردوستانه به مردم غزه برداشته است.
وزیر خارجه ایران گفت که قرارداد گاز بین ایران و سوییس حاصل مذاکرات دو ساله ای است که وزارت خانه های خارجه ایران و سوییس نیز در آنها مشارکت داشته اند و ابراز امیدواری کرد که این موافقتنامه باعث گسترش همکاری های بلند مدت دو طرف شود
در این نشست خبری، یکی از خبرنگاران با اشاره به حضور نیافتن گروه مذاکره گر آمریکا در دور چهارم مذاکره با ایران در مورد مسایل عراق، سئوال کرد که آیا ایران در نظر دارد از طریق سوییس پیامی برای آمریکاییان ارسال دارد؟
وزیر خارجه ایران گفت که جمهوری اسلامی درخواستی برای مذاکره ندارد و این مذاکرات براساس تقاضای دولت عراق صورت گرفته است و دور بعدی مذاکرات نیز بر همین اساس خواهد بود.
از زمان قطع روابط سیاسی ایران و آمریکا، کشور سوییس حافظ منافع ایالات متحده در ایران بوده است.
خانم میشلین کالمی-ری سال گذشته میلادی علاوه بر تصدی سمت وزارت خارجه سوییس، به مدت یک سال ریاست دوره ای شورای فدرال - ریاست جمهوری - این کشور را برعهده داشت.
به گفته ناظران، اقدام سوییس برای خرید گاز از ایران در زمانی که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی با مخالفت جدی کشورهای غربی روبروست موضوعی قابل توجه محسوب می شود.
اسکات پيترسون
تمايل به برقراري مصالحه اي احتمالي ميان ايران و ايالات متحده رو به افزايش است. در راه حل جديد ايران مي تواند به فعاليت هسته اي درخاک ايران خود ادامه دهد ضمن آنکه خطرات تکثير را بکاهد و ايران را نيز از انزوا خلاص کند.
عليرغم تحريم هاي اعمال شده از سوي سازمان ملل به منظور توقف غني سازي اورانيوم توسط ايران، اين کشور توانسته است به پيشرفت هاي خود ادامه دهد. شمار فزاينده اي از مقامات و تحليلگران ايران و غربي نيز معتقدند بازگرداندن زمان به عقب غير ممکن است. آنها خواستار تنظيم چهارچوب جديدي براي حصول اطمينان از صلح آميز بودن - و نه نظامي گري - برنامه هسته اي ايران هستند.
يکي از گزينه ها، پيشنهاد تبديل برنامه غني سازي اورانيم ايران به يک کنسرسيوم چند جانبه در خاک اين کشور است که با نظارت مستقيم غربي ها و حضور کارشناسانشان، خطر بالقوه تسليحاتي را به حداقل برساند. در مقابل، غربي ها هم به انزواي ايران پايان دهند.
منوچهر متکي، وزير خارجه ايران، در جريان کنفرانس مسايل هسته اي به کريستين ساينس مانيتور گفت: "حالا ما در نقطه احقاق حق غني سازي اورانيوم در خاک خودمان و توسط مردم خودمان هستيم. اگر هرگونه پيشنهادي براي ملحق شدن به اين فعاليت وجود داشته باشد، مي توانيم آنرا منظور کنيم."
پيشنهاد تلاش هاي چند جانبه براي اولين بار در حدود دو سال و نيم پيش از سوي محمود احمدي نژاد در جريان سخنراني در سازمان ملل ارايه شد. اما توان فني ايران از آن زمان تا کنون، از حدابتدايي بر روي چند دستگاه سانتريفوژ، به 3000 دستگاه در حال فعاليت توسعه يافته است. در اين فاصله، واحدها پيشرفته شده اند و اين چيزي است که احتمالاً از اشتياق ايران براي قبول همکاري خواهد کاست.
سعيد جليلي، مذاکره کننده ارشد هسته اي ايران، در اين کنفرانس گفت: "ما در سال 2005 به آنها گفتيم مشکل شما اعتماد سازي است... بياييد و مستقيماً در برنامه هاي هسته اي ما مشارکت کنيد، اما غرب از اين پيشنهاد استقبال نکرد." او گفت دولت دستورالعمل هاي اجرايي را براي مشارکت "هر کشوري" تصويب کرده بود. به گفته او: "به هرحال ملت ما منتظر کسي نماند؛ ديديد که آنها نيامدند و ما کارمان را شروع کرديم."
تحليلگران معتقدند تلاقي رويدادهاي اخير ممکن است شانس رسيدن به يک مصالحه را زياد مي کند. از يک سو به نظر نمي رسد سياست منزوي ساختن ايران از سوي ايالات متحده آسيبي به تلاش هاي ايران برساند. از سوي ديگر ايران ممکن است بدست آوردن امنيت بيشتر را در ازاي خاطر جمع کردن غرب در مورد عدم توليد بمب هسته اي بدست آورد.
مايکل لوي، فيزيکدان هسته اي و کارشناس عدم تکثير سلاح هاي هسته اي از شوراي روابط خارجي، مي گويد: "گزينه توقف کامل غني سازي احتمالاً به کنار رفته است، بنابراين ما بايد ببينيم بهترين گزينه بعدي چيست. در شرايط فعلي خيلي بعيد به نظر مي رسد که به هيچ توافقي دست پيدا کنيم."
آقاي لوي گفت: "در حال حاضر، کارت ها دست ايران است. شانس اينکه ما بدون حمله نظامي، غني سازي را متوقف کنيم کم است... اگر موفق به اعمال فشارهاي خيلي بيشتري نشويم، من هيچ توافقي که حداقلي از غني سازي را دربر نداشته باشد دور از دسترس مي بينم. و اگر قرار است ما به آن تن بدهيم، بايد تا جاييکه مي شود، تنگنا و محدوديت در نظر بگيريم."
صاحبنظران اعتقاد دارند کارايي هر گونه برنامه مشترک مورد توافق، به اين بستگي دارد که علاوه بر ساير محدوديت ها الزامي، ايران پروتکل الحاقي معاهده منع گسترش سلاح هاي کشتار جمعي را نيز بپذيرد، که اجازه بازرسي هاي سرزده يا با اطلاع قبلي کوتاه مدت را به مامورين آژانس مي دهد.
صادق خرازي، سفير سابق ايران در پاريس، مي گويد: "حالا ايران از تکنولوژي لازم آگاهي دارد. وقتي کشوري اساس کار را داشته باشد، ديگر شما نمي توانيد همه چيز را تغيير دهيد- شما بايد با او معامله کنيد."
او با اشاره به جديت ايران در حل و فصل شش مورد از ابهامات مورد نظر آژانس هسته اي که سال گذشته مطرح شده بودند، مي گويد: "حالا رهبري ايران آماده تصميم گيري است – يک تصميم جامع و فراگير." ممکن است بعد از انتشار برآوردهاي امنيتي ايالات متحده که به توقف برنامه تسليحتي ايران در سال 2003 اشاره مي کرد، اکنون دريچه جديدي به مسايل باز شده باشد.
پيشنهادات منتشر شده در مرور کتاب هاي نيويورک در اواخر فوريه، که سه تن از ديپلمات ها و سياست گذاران ايالات متحده در آن به مساله غني سازي چند جانبه در خاک ايران به عنوان "راه ضمانت بهتر در مقايسه با وضعيت بلاتکليف" پرداخته بودند، بر همين اساس است. به اعتقاد آنها، "شفافيت فراگير... و حضور مداوم ناظران خارجي در ايران"، امکان مخفي نگهداشتن انحراف از برنامه را به مراتب مشکلتر مي سازد.
از سوي ديگر، ديويد آلبرايت، رييس موسسه علوم و امنيت بين المللي(ISIS ) در واشنگتن، مي گويد "براي تسليم شدن و پيدا کردن يک راه حل آبرومندانه" هنوز خيلي زود است زيرا انزواي بيشتر ممکن است نتيجه داشته باشد.
آقاي آلبرايت که از نزديک برنامه ايران را دنبال مي کند، مي گويد: "در حال حاضر سوال اين است که چه کسي در حال پيروز شدن است. آيا غرب و هم پيمانانش در شوراي امنيت سازمان ملل، فشارهاي کافي را اعمال خواهند کرد؟ يا اينکه ايران قادر خواهد بود آنها را دور بزند و با تشکيل يک ترکيب جديد وارد معامله با آنها شود؟"
آلبرايت با اشاره به مدارک ارايه شده از سوي آژانس هسته اي اضافه مي کند: "ايران وقتي در گوشه اي گير بيفتند، هرگز به غرب – و يا هيچ کس ديگر- اين فرصت را نمي دهد که بفهمند واقعاً جريان چيست." اين در واقع "واکنش به ترديدهايي است که ايران بالاخره، پس ازآسودگي خيال از فعاليت هزاران دستگاه سانتريفوژ، تصميم به ساخت سلاح هسته اي خواهد گرفت."
تحليلگران مي گويند، برنامه هسته اي ايران به بخشي از هويت رژيم اسلامي تبديل شده است. آيت الله سيد علي خامنه اي ماه گذشته اعلام کرد برنامه هسته اي مورد پشتيباني الهي است. "مردم ايران آشکارا اعلام کرده اند از حقوق خود (براي در اختيار داشتن تکنولوژي هسته اي) دفاع خواهند کرد. اگر اينکار را نکنند، خداوند آنها را نخواهد بخشيد."
برخي از مسايل در ايران از حساسيت بالايي برخوردار شده اند. شوراي امنيت ملي ايران به سردبيران روزنامه ها دستور داده هيچ خبر منفي را درباره برنامه هسته اي- از جمله اثرات تحريم ها- درج نکنند.
يک کارشناس سياسي در تهران که نخواست نامش فاش شود گفت: "طرز تفکر ايراني ها هميشه تحت فشارهاي فوق العاده شکل گرفته است، زيرا آنها با يک ابرقدرت روبرو هستند. آنها بايد بگويند: بياييد بنشينيد و درباره مديريت جهاني برنامه غني سازي اورانيوم حرف بزنيم، و سپس يک تاکتيک تاخيري يکساله را در پيش بگيرند."
از سوي ديگر، برخي معتقدند ايران آماده گفتگو است. يک تحليلگر سياسي ديگر ايراني مي گويد: "هر سازشي که از ايران چهره يک پيروز را به نمايش بگذارد، مورد قبول واقع خواهد شد. آنها در اين نقطه، (با قبول يک کنسرسيوم) چيزي براي از دست دادن ندارند. غير ممکن نيست که بتوان ايران را به زانو درآورد، اما براي اينکار تقريباً خيلي دير شده است."
منبع: کريستين ساينس مانيتور – 10 مارس
تنش ميان ايالات متحده و ايران به مرحله اي بحراني رسيده و مداخله نظامي امريکا نيز قريب الوقوع به نظر مي رسد. دو دولت با استفاده از بيانات مداخله جويانه يکديگر را به ايجاد تنش و تزوير متهم مي کنند. به راستي ريشه هاي اين رويارويي چيست و چگونه مي توان از وقوع جنگ جلوگيري نمود؟
باربارا لي، نماينده دموکرات ايالت کاليفرنيا، پيشنهادي را به مجلس نمايندگان امريکا ارائه کرده و در آن خواستار کاهش تنش ها و عادي شدن روابط ميان دو کشور شده است. در طرح شماره 5056 مجلس نمايندگان تحت عنوان "پاسخگويي ديپلماتيک به ايران در سال 2008" اين پيشنهاد آمده است که نمايندگان عالي رتبه نشستي برگزار کنند و طي آن راه حلي ديپلماتيک به منظور انجام مذاکرات مستقيم، جامع و بدون پيش شرط با ايران بيابند.
در همين ارتباط سازمان "نابخردي حمله به ايران" کنفرانسي را در 28 فوريه 2008 در دانشگاه کلمبيا برگزار کرده و طي آن خواستار تشويق مردم به حمايت از "ديپلماسي واقعي" با ايران، به جاي تهديدهاي نظامي عليه اين کشور، شده است.
استفن کينزر، گزارشگر قديمي نيويورک تايمز، يکي از سخنرانان اين کنفرانس بود. او رياست اولين دفتر اين روزنامه در استانبول را برعهده داشته و تاکنون از بيش از 50 کشور جهان براي اين روزنامه گزارش ارسال کرده است. او همچنين نويسنده کتاب پرفروش "تمامي مردان شاه" است که در آن جزئيات کودتاي سازمان سيا در سال 1953 عليه محمد مصدق، نخست وزير مردمي ايران، نوشته شده است.
او طي سخنراني خود در کنفرانس دانشگاه کلمبيا پيشنهاد کرد که بايد يک گفتمان بدون پيش شرط ميان دو کشور برگزار نمود و طي آن درخصوص تمامي مشکلات، حتي کوچک ترين آنها، به مذاکره پرداخت. به گفته او، چنين مذاکره اي به اصلاح طلبان ايران اجازه خواهد داد تا حکومت را از داخل اصلاح کنند.
يکي ديگر از سخنرانان، بيل برکلي، سرمقاله نويس سابق روزنامه نيويورک تايمز و گزارشگر مجله "آتلانتيک مانتلي" در آفريقا بود که در حال حاضر در مدرسه روزنامه نگاري کلمبيا به تدريس گزارشگري حقوق بشر مشغول است. او همچنين نويسنده کتاب "گورها هنوز پر نشده اند" است که در آن به مسأله نسل کشي در آفريقا پرداخته. او اکنون روي کتابي درخصوص بحران گروگانگيري ايران در سال 1981-1979 کار مي کند و بيشتر وقت خود را بر تحولات سياسي ايران متمرکز کرده است.
او در ديدار با برخي از گروگانگيران متوجه شده که حتي در ميان گروگانگيران نيز اشخاص بسياري هستند که اکنون پس از 30 سال، به انجام گفتمان بدون پيش شرط بين دو کشور معتقدند. برکلی در دانشگاه کلمبيا اظهار داشت: "ما بايد مسأله گروگانگيري در تهران را فراموش کنيم و آنها نيز بايد کودتاي سازمان سيا در سال 1953 را فراموش کنند. موضوعات جنگ افروز بسيار ديگري نيز وجود دارند که تماماً بايد فراموش شوند."
او در ادامه افزود: "ايالات متحده به مدت ده ها سال نقش فعالي را در ايران برعهده داشت؛ نقش هايي که گاهي مورد انزجار ايرانيان نيز بود. سپس در سال 1953 کودتايي را عليه نخست وزير منتخب مردم برپا کرد و پس از کودتا نيز حکمراني مستبدانه شاه را مجدداً برقرار و از آن حمايت نمود. بعدها در جنگ بين ايران و عراق از بغداد پشتيباني کرد. تصوير ايران در ذهن بسياري از مردم امريکا همان تصويري است که از زمان گروگانگيري 52 ديپلمات امريکايي توسط دانشجويان ايراني باقي مانده. ايالات متحده نيز به اين دليل در ايران به عنوان ابرقدرتي که در حاکميت ملي دخالت مي کند شناخته شده. اين در حالي است که بسياري از امريکايي ها ايران را به عنوان يک کشور شرور مي بينند."
ازطرف ديگر، روابط اخير بين ايالات متحده و ايران با سوء تفاهمات و عدم اطميناني که به خاطر استفاده از خشونت و تهديد به خشونت به وجود آمد همراه شد. رويارويي خشونت آميز تاکنون به نفع هيچ يک از اين دو کشور نبوده است. تهديدهاي نظامي به دشمني ها دامن مي زنند و وقوع يک رويارويي در آينده را محتمل تر مي سازند. به واقع که اکنون ديپلماسي جدي ميان اين دو کشور لازم و ضروري است.
دولت بوش از همان ابتدا يک سياست بيان مداخله آميز عليه ايران، از جمله تهديد نظامي بدون مجوز سازمان ملل و کنگره امريکا را پيش گرفت. بسياري از شخصيت هاي دولتي ادعا مي کنند که ايران يک تهديد است. آنان بدين طريق قصد دارند حمله به عراق را توجيه کنند و اساس کار خود را بر مدارک مشکوک و نادرست استوار سازند. حتي برخي از سياست ها، از جمله مجوز قتل مسؤولان ايراني در عراق، به تصويب رسيده؛ مسأله اي که به راحتي مي توانست وقوع يک رويارويي نظامي بسيار وسيع را موجب شود.
گزارش جديد ارزيابي امريکا [ناي] نشان داد سازمان هاي اطلاعاتي امريکا درخصوص اين که ايران پژوهش هاي دستيابي به تسليحات هسته اي را در سال 2003 متوقف کرده و ديگر آن را از سر نگرفته، به اجماع رسيده اند. ناي همچنين نشان مي دهد که تلاش ديپلمات هاي اروپايي در متقاعد کردن ايران به توقف برنامه تسليحات هسته اي موفق بوده است [همان طور که ديپلماسي در موضوع کره شمالي نيز موفق بود]. اکنون ما مي دانيم که وقت آن رسيده تا ايالات متحده يک مذاکره و گفتمان جدي را با ايران آغاز کند. از آنجا که مي دانيم دستيابي سريع ايران به سلاح اتمي نامحتمل است، مي توان به اين مسأله پي برد که اکنون زمان مذاکره است. هر چند کاخ سفيد عليرغم انتشار گزارش ناي همچنان به "خطر" ايران اشاره مي کند و مقامات دولت بوش همچنان درخواست هاي مبني بر انجام ديپلماسي جدي با ايران را رد مي کنند.
همان طور که چاک هاگل، سناتور جمهوريخواه، گفت، اين سخنرانان از مردم امريکا مي خواهند که براي انجام يک ديپلماسي جدي و برگزاري يک مذاکره مستقيم، جامع و بدون پيش شرط با ايران تلاش کنند. بي شک در چنين مذاکراتي بايد نگراني هاي امنيتي هر دو کشور يعني ايالات متحده و ايران لحاظ شوند. مقامات سابق دولت بوش که درخصوص مسايل ايران و خاورميانه مجرب بودند، اخيراً در نيويورک تايمز به اين موضوع اشاره کرده اند که چگونه مي توان چنين مذاکراتي را پيش گرفت. ازطرف ديگر، دولت بوش نيز بايد به خواست خود مبني بر لزوم انجام پيش شرط براي مذاکره [توقف غني سازي اورانيوم] پايان دهد.
حمله امريکا به ايران يک اقدام احمقانه و خطرناک است. اين حمله مي تواند به وقوع فاجعه ديگري همچون فاجعه عراق منجر شود که به قيمت جان بسياري، چه امريکايي و چه ايراني، تمام خواهد شد. به علاوه، گرچه به نظر مي رسد که ايران اکنون برنامه تسليحات اتمي ندارد، ولي حمله توسط امريکا دولت تهران را به داشتن چنين برنامه اي براي دفاع از خود مجاب خواهد کرد.
متأسفانه امکان وقوع يک رويارويي نظامي بين ايالات متحده و ايران همچنان بالاست. کنگره امريکا بايد دست به کار شود تا از وقوع اين فاجعه جلوگيري کند و راه را براي انجام يک ديپلماسي واقعي هموار سازد. مردم امريکا نيز مي توانند به نمايندگان منتخب خود فشار آورند و آنان را وادار به عمل کنند.
منبع: دانشگاه کلمبيا
جولين برگر
دولت انگلستان ديروز اعلام کرد تهران ممکن است همچنان مشغول توسعه برنامه تسليحات هسته اي خود باشد. به اين ترتيب، بريتانيا يافته هاي امنيتي مهم آمريکا را مبني بر توقف کار بر روي توليد بمب هسته اي از سوي ايران در سال 2003 را زير سوال برده است.
اين اولين بار است که يک ديپلمات ارشد انگليسي، گزارش امنيتي ايالات متحده که در ماه دسامبر منتشر شده را مورد شک و ترديد قرار مي دهد. در گزارش ياد شده با "اطمينان بالايي" ذکر شده بود که برنامه تسليحات هسته اي تهران در پاييز 2003 متوقف شده است. ضمناً اين گزارش با "اطمينان متوسطي" اعلام کرده بود که چنين برنامه اي از سر گرفته نشده است.
گزارش امنيني ياد شده مانع از وقوع حمله نظامي ايالات متحده شده و تصويب دور سوم تحريم ها عليه تهران را به تعويق انداخت. البته، شکل خفيفي از اين تحريم ها در هفته جاري و بدنبال ادامه تلاش هاي ايران در غني سازي اورانيوم در نهايت به تصويب رسيد. با اينحال، ديپلمات ارشد انگلستان ادعا کرد هيچ مدرک مستدلي مبني بر توقف تلاش هاي ايران از ساخت سلاح هسته اي در دست نيست.
اين ديپلمات که نخواست نامش فاش شود گفت: "وقتي برآوردهاي امنيتي منتشر شد، همه ما از لحن تاکيدي نويسندگان آن شوکه شديم - که مي گويند همه فعاليت ها در 2003 متوقف شده و با اطمينان متوسطي ديگر از سر گرفته نشده اند." او گفت: "من هيچ اطلاعاتي را نديده ام که حتي ابراز اطمينان متوسطي از اين بکند که اين برنامه دوباره به راه نيفتاده باشد. اين يک تصوير ترديد آميز است."
اين اظهارات ظاهراً بازتابي از ارزيابي هاي مستقل امنيتي بريتانيا درباره برنامه هسته اي ايران است که بعد از انتشار برآورد سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا تکميل شده است.
اين ديپلمات به مدارکي درباره ايران اشاره کرد که هفته گذشته توسط اولي هاينونن، رييس بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي، در وين ارايه شد.
بر اساس خلاصه گزارشي از جلسه هاينونن که به دست گاردين رسيده است، اين بازرسي فنلاندي گزارشي را در قالب نمودارها و اطلاعاتي ارائه داد که از طرح هاي متنوع تسليحات هسته اي حکايت مي کند. يکي از مدارک ارائه شده، "شامل يک دستورالعمل 10 تا 15 صفحه اي است که توضيحاتي در باره نحوه برقراري ارتباطات و نامه نگاري بدون ذکر نام افراد" ارائه مي دهد. يک مدرک ديگر به طرح تسليحاتي است که تا تاريخ 14 ژانويه 2004 ادامه داشته است، يعني تاريخي که از زمان توقف فعاليت ها مطابق برآوردهاي امنيتي آمريکا، فراتر رفته است.
با اينحال هاينونن تاکيد کرد که آژانس قادر به تاييد صحت و سقم مدارک ياد شده نبوده است.
اين مدارک با نارضايتي تعدادي از اعضاء آژانس روبرو شد که آنرا با پوشالي بودن اطلاعات مربوط به سلاح هاي کشتار جمعي عراق مقايسه مي کردند.
اين ديپلمات ارشد انگليسي گفت: "اين دليل که ما در عراق اشتباه کرديم، به اين معني نيست که در مورد ايران هم اشتباه شده است."
از سويي، هاينونن گفت که به بازرسان آژانس اجازه صحبت با يکي از مقامات وزارت دفاع ايران داده نشده است. اين فرد، محسن فخري زاده است که به هدايت تلاش هاي تسليحاتي متهم شده است. نماينده بريتانيا در آژانس بين المللي انرژي هسته اي، سيمون اسميت، گفت مدارک هاينونن نه جديد و نه قابل اثبات است. در عين حال سيمون به گاردين گفت: " بازرسان آژانس قصد داشتند به شوراي حکام بگويند اينها تعدادي کاغذ پاره يا مکالمات معمولي نيست. بلکه مجموعه اي از شواهد معتبر است."
البرادعي در سخنان روز دوشنبه در آژانس گفت که بازرسان وي تمامي ابهامات موجود درباره برنامه هسته اي ايران، به جز يک مساله – مطالعات تسليحاتي- را رفع کرده اند.
در همين حال، اسميت که ديروز به نمايندگي ازسوي انگلستان، آلمان و فرانسه در آژانس هسته اي صحبت مي کرد، گفت همکاري ايران "راضي کننده نبوده" است. او گفت: "در مورد بسياري از مسايل که آژانس خواستار شفاف سازي درباره آنها بوده، پاسخ ها کمتر راضي کننده بوده است."
قرار است مقامات اتحاديه اروپا در ديدار ماه جاري خود تصميم بگيرند که آيا پا را در اقدامات تنبيهي عليه ايران از قطعنامه سازمان ملل فراتر بگذارند يا خير؟
منبع: گاردين – 6 مارس
مقامات عراقی برای استقبال از دیدار تاریخی محمود احمدی نژاد، که اولین رئیس دولت جمهوری اسلامی است که به عراق سفر می کند، مراسم استقبال باشکوهی ترتیب داده بودند که به عمد در آن اغراق شده بود: فرش قرمز، گارد احترام، سرودهای ملّی، دسته های گل و دست دادن های "برادرانه" جلوی دوربین ها. تدابیرامنیّتی اتخاذ شده نیز استثنائی بود و در مسیر فرودگاه که از صبح زود بسته شده بود، در هرصد قدم افراد مسلح نگهبانی می دادند. احمدی نژاد که از سوی همتای کرد خود، جلال طالبانی مورد استقبال قرارگرفت به محض ورود به فرودگاه از به وجود آمدن" فضائی جدید" میان ایران و عراق سخن گفت. به این ترتیب فصل خونین جنگ هشت ساله میان دوکشور(1988ـ 1980) که یک میلیون کشته برجای گذاشت، پایان یافته است: "ما درک مشترکی از مسائل داریم و دوکشور مصمم اند که همکاری های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را گسترش دهند".
تهران در کنار پیشنهاد همکاری با عراق درزمینه های مختلف اعلام کرده است که وامی به مبلغ یک میلیارد دلار برای تکمیل طرح هائی که مؤسسات ایرانی در عراق در دست اجرا دارند، در اختیار خواهد گذاشت. دهها قرارداد اقتصادی و تجاری میان دو کشور منعقد خواهد شد که یکی از آن ها قرارداد احداث خط لوله نفتی میان بصره و آبادان است.
رئیس جمهور ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی با آرامش و لبخند اطمینان داد که عراق به یک قدرت منطقه ای بزرگ تبدیل خواهد شد: "امروز ملّت عراق دوران سختی را می گذراند... امّا براین سختی ها پیروز خواهد شد. عراق فرداکشوری قدرتمند و پیشرفته وشکوفا خواهد بود... واین به نفع تمام کشورهای منطقه است". رئیس جمهور عراق نیز در پاسخ احمدی نژاداظهارداشت:" از نظر ما این دیدار تاریخی پیام روابط خوب دو کشور را به ملّت های ایران و عراق می دهد". در میانه ردوبدل کردن این تعارفات مؤدبانه، احمدی نژاد صریحاً خود را "برادر حامی"عراق خواند و رئیس جمهورعراق درپاسخ احمدی نژاد که اورا باعنوان رسمی "جناب آقای رئیس جمهور" خطاب قرارداده بود از او خواهش کرد به او خیلی خودمانی بگوید "مام" که در زبان کردی به معنای عمو است.
چشمان حدود 158هزار سرباز آمریکائی حاضردرعراق با دقت تمام این دیدار بی سابقه را تحت نظر گرفته بود. رئیس جمهور ایران برای ملاقات با نخست وزیر عراق، نوری المالکی، به "منطقه سبز" که تحت حفاظت شدید نیروهای آمریکائی قراردارد، رفت. دفتر نخست وزیر در حدود دو کیلومتری سفارت آمریکا که در 1980 روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد، قراردارد. امنیّت مسیرعبور رئیس جمهور ایران را پیشمرگان کرد برعهده داشتند. احمدی نژاد در حضور المالکی خطاب به آمریکا گفت: "حرف ما به جورج بوش این است که متهم کردن دیگران بدون سند و مدرک مشکلات منطقه را حل نمی کند" اضافه می کند " آمریکائی ها باید این واقعیت را درک کنند که مردم عراق دوستشان ندارند".
شکی نیست که یکی از اهداف سفررئیس جمهورایران این است که به آمریکا که به ظن خود می تواند عراق را با قدرت نظامی نگه دارد بفهماند که برای استقرار ثبات در کشوری که دو سوّم جمعیّت آن شیعه هستند، به تهران نیازدارد. والبته می دانیم که در سال 2007، به رغم فشارهای امریکا و باوجودحملات لفظی تند هردوطرف برسر پرونده هسته ای ایران، دوکشورسه باربرای بحث درمورد مسئله امنیّت عراق با یکدیگرملاقات کرده اند.
در ایالات متحده معنای واقعی سفر دوروزه احمدی نژاد و نمایش قدرت او برای اثبات اینکه ایران رهبرمنطقه است و باید به بازی گرفته شود، برکسی پوشیده نیست.یک تحلیل گر ایرانی می گوید: "هدف این بود که به واشنگتن فهمانده شود دربغداد فرمانده کیست. شهردار تهران پنج روز در بغداد ماند. شهردار نیویورک چقدر می تواند بماند؟ حداکثر دو ساعت".
جورج بوش که ایران ورئیس جمهورش را "خطر بزرگی برای جامعه جهانی" می داند و معتقد است که ایران شبه نظامیان شیعه عراق را تجهیز می کند، روز شنبه به این کشور هشدار داد: "پیام من اینست: صدور تروریسم به عراق و فرستادن سلاح هائی را که برای کشتن سربازان آمریکائی به کار گرفته می شوند متوقّف کنید". احمدی نژاد در پاسخ این پیام آمریکا را متهم کرد که زمینه را برای ظهور تروریسم در خاورمیانه مهیّا کرده است: "شش سال پیش در منطقه ما تروریست وجود نداشت. همین که خارجی ها پایشان را به منطقه گذاشتند، سروکله تروریست ها هم پیدا شد".
منبع: لوموند، 4 مارس
ريچارد بيستون
محمود احمدي نژاد حق داشت که در پايان ديدارش از بغداد، به خود ببالد. او نه تنها اولين رييس جمهور ايراني نام گرفت که از بغداد ديدن کرده، بلکه قدم بزرگي را در دستيابي به پيروزي برداشت که آيت الله خميني- پدر انقلاب ايران- از ديدن آن محروم ماند.
آيت الله خميني بيست سال پيش و پس از آن که کشورش در مرداب خونين جنگ با عراق گرفتار شده بود، حاضر به سازش شد. بعد از کشته شدن يک ميليون انسان در جريان جنگ هشت ساله، او دست برداشتن از اين نزاع را به نوشيدن جام زهر تعبير کرد، و يک سال پس از آن هم درگذشت.
احمدي نژاد وقتي در بغداد مورد استقبال " کاک جلال"، يعني جلال طالباني- رييس جمهور عراق، قرار گرفت دريافت که عراق در برابر استيلاي ايران، سر تسليم فرود آورده است.
درحاليکه تهاجم به عراق تحت رهبري ايالات متحده مورد انتقاد گسترده اي در تمام خاورميانه قرار گرفته است، ايران منتفع اصلي اين کشمکش محسوب مي شود.
صدام حسين به عنوان دشمن کينه توز ايراني ها، به همراه رژيم بعثش، از سر راه برداشته شده اند. حالا رهبران شيعه به جاي او نشسته اند و اين در حالي است که اغلب اين رهبران، سال هاي تبعيد خود را در ايران سپري کرده بودند و تحت تاثير القائات هم قطارانشان در ايران بوده اند. ايراني ها اميدوارند که اين وفاداري سياسي به يک رابطه جديد در خاک عراق منجر شود، خصوصاً در منطقه جنوب عراق که به عنوان نقطه غني نفتي تحت کنترل مسلمانان شيعه قرار دارد.
به جز اظهارات هميشگي ضد آمريکايي احمدي نژاد در روز گذشته، او از ابتکارات جديدي هم سخن گفت که عراق را هرچه بيشتر به ايران نزديک مي سازد.
مشوق هاي ايراني شامل توافقات بازرگاني، اکتشاف مشترک نفت، برپايي منطقه آزاد مشترک، و نيز ساخت يک فرودگاه با مقاصد زيارتي در نرديکي شهر مقدس نجف است. ضمناً ممکن است ايران کار تامين برق شهر بصره در جنوب عراق را نيز بر عهده بگيرد.
منظور کاملاً روشن است. ايران بدون شليک حتي يک گلوله، در حال تبديل شدن به متحد سياسي غير قابل چشم پوشي و يک شريک بازرگاني عراق است. برخلاف تلاش هاي انگليس در بازسازي جنوب عراق، ايراني ها متعهد به تامين همه چيز – از کالاهاي تجاري گرفته تا تامين برق- شده اند. اما در پشت صحنه، آنها همچنان مشکوک به تجهيز، تامين مالي و سرپرستي جنگجويان شيعه يعني تنها نيروي اصلي در عراق هستند.
در حالي که ايران از خلاء قدرت بوجود آمده در عراق نهايت استفاده را مي برد، هم پيمانان عرب بغداد به کندي از خود حرکتي نشان داده اند. سفارت ايران در بغداد از همان اولين روز اشغال اين کشور تحت فرماندهي ايالات متحده، باز بوده و پنج سال است که به فعاليت خود ادامه داده است. در مقابل، خيلي از کشورهاي عرب حتي دفتر نمايندگي ديپلماتيک خود را در پايتخت عراق هنوز بازگشايي نکرده اند.
منبع: تايمز آنلاين – 4 مارس
سان داگر – عواد الطاعي
دوست و دشمن، سفر احمدي نژاد را به عراق نشانه اي از افزايش نفوذ و اهميت ايران در آن کشور و در خاورميانه ارزيابي کرده اند.
عراق و آمريکا هر دو اظهار اميدواري کردند با اين سفر تعهد ايران به دست برداشتن از آنچه آنها تحمايت از شورشيان مي نامند، افزايش يابد. عده اي ديگر به اين موضوع خوشبين نيستند و معتقدند ايران و آمريکا به دليل مناقشه بين آنها نمي توانند با يکديگر کنار بيايند.
يک استاد دانشگاه بغداد مي گويد: "اهداف ايران و آمريکا در عرا ق با يکديگر تناقض دارد و در واقع دو طرف در عراق با يکديگر مقابله مي کنند."
معذالک تمام مقامات عراقي، از همه طيف ها، سفر يک مقام ايراني به بغداد را پس از انقلاب 1979 ايران مثبت ارزيابي کرده اند.
يک تحليل گر سياسي در لندن، مي گويد: "کردها و سني هاي ايران مي دانند که با خروج آمريکا از عراق هيچ کس جز ايران از آن ها دفاع نخواهد کرد و در صورت عدم حمايت ايران، شيعيان و کردها بوسيله سني هاي عرب تارو مار خواهند شد." وي افزود: "کردها از ترکيه نيز وحشت دارند."
بسياري از سني هاي عراق در زمان جنگ هشت ساله ايران و عراق، که بيش از يک ميليون کشته بر جاي گذاشت، معتقدند ايران به تعارض ديرينه ميان ايران و اعراب دامن مي زند. بر روي يکي از يادبود هاي جنگ ايران و عراق که در بغداد بر پا شده است نوشته شده: "به ياد حماسه قهرمانانه دفاع در مقابل تجاوز ايران."
کردها و شيعيان عراق در واقع در مقابل رژيم صدام حسين با ايران موضع مشترکي داشتند و طالباني نيز تاکيد کرد: "ما دوران ديکتاتوري قبل را به ياد داريم... ما هر دو طرف خواهان سرنگوني ديکتاتور بوديم... و اکنون اين اتفاق افتاده است."
بوش از سوي ديگر سفر رئيس جمهور ايران به عراق را مغاير سياست منزوي کردن ايران ندانست و گفت مقامات عراقي بايد يک پيام روشن را به ايران انتقال دهند: "دست از حمايت شورشياني که شهروندان را مي کشند بر داريد."
يک مقام نظامي آمريکايي در بغداد گفت ايران به شورشيان شيعه آموزش نظامي داده و تجهيزات جنگي و مواد منفجره در اختيار آن ها قرار مي دهد تا به نيرو هاي عراقي وآمريکايي حمله کنند. ولي نوري الملکي از کمک هاي ايران در ايجاد ثبات در عراق قدرداني کرد.
يک تحليلگر سياسي "تمام اين ماجرا مصرف داخلي دارد... سياست ايران در حال حاضر آن است که فعلا کژدار ومريز با حضور آمريکا کنار بيايد تا دوران بوش به انتها برسد و رئيس جمهور بعدي ترتيب خروج نيرو هاي آمريکا را از عراق بدهد؛ آن گاه ايران به عنوان قدرت اصلي وارد ميدان خواهد شد."
منبع: کريستين ساينس مانيتور – 3 مارس
ژان فيليپ لوفيف
رييس جمهور محمود احمدي نژاد در سفر تاريخي خود به بغداد، پس از متهم کردن ايالات متحده به ورود تروريسم به منطقه، دو کشور ايران و عراق که دشمن قسم خورده و ديرينه يکديگر هستند را به دو نمونه "عدالت و اخلاق" تشبيه کرده است.
وي در دومين روز از سفر بي سابقه خود از زمان جنگ ايران و عراق که يک ميليون کشته برجاي گذاشت به ديدار مقامات مذهبي، دانشگاهيان و هنرمندان حاضر در اقامتگاه جلال طالباني در بغداد رفت.
او روز يکشنبه با اشاره به حمله ايالات متحده در سال 2003 به مطبوعات اظهار داشت: "شش سال پيش اين تروريست ها اينجا نبودند. زماني که پاي ديگران به اين منطقه و به اين کشور باز شد، ما شاهد حضور تروريست ها در منطقه شديم."
به نظر مي رسيد رييس جمهور احمدي نژاد که معمولاً داراي شخصيتي تحريک کننده است، در رابطه با مسأله همزيستي دولت عراق و 150 هزار نظامي امريکايي ملاحظه ميزبانان خود را مي کرد.
او در ادامه افزود: "ملت ها از قوانيني که اکنون بر جهان حاکم است رضايت ندارند. آنها خواهان عدالت اند. ملت ايران و عراق در اوج عدالت، اخلاق و مهرباني ايستاده اند."
پيروزي ديپلماتيک
روزنامه رسمي "ايران" با تيتر "سفر تاريخي به بغداد" به مانند ديگر روزنامه هاي طرفدار دولت حجم بسياري را به اين رويداد اختصاص داده است. برخي حتي آن را يک پيروزي ديپلماتيک مي دانند، در حالي که ايالات متحده همچنان در حال تشديد فشار به منظور انزواي هرچه بيشتر تهران است.
برخي ديگر با نزديک شدن انتخابات مجلس [در ماه مارس]، آن را وسيله اي براي منحرف کردن توجهات مردم از موضوع تورم روزافزون مي دانند. اين درواقع آزموني براي محک محبوبيت رييس جمهور احمدي نژاد است که درپي دوره دوم رياست جمهوري خود در سال 2009 مي باشد.
در اين رابطه، روزنامه "اعتماد ملي" تنها به چند خط بسنده کرده و صفحه اول خود را به مربي جديد تيم ملي فوتبال ايران اختصاص داده است.
در عراق نيز وضعيت به همين منوال است. چندين تن از اعضاي اقليت سني که نسبت به کمک هاي تسليحاتي و آموزش شبه نظاميان شيعه از سوي تهران مظنون هستند، از اين نگران اند که شايد اين سفر، دولت بغداد را به تهران نزديک تر کرده و جامعه آنها را منزوي تر سازد.
اکثريت مردم عراق نيز به مانند ايران شيعه هستند، ولي نبايد فراموش کرد که جمعيت ايران را پارس ها تشکيل مي دهند و جمعيت عراق را اعراب.
روز يکشنبه طي تظاهراتي در فالوجه، يک شهر سني نشين در غرب بغداد، تظاهرکنندگان شعارهايي عليه رييس جمهور ايران سر مي دادند: "دست هاي عجمي ات را از خاک عراق بيرون ببر!" اين در حالي بود که در نجف، به عنوان مرکز شيعه، مردم دست مي زدند.
محمد ناسي، يک فروشنده پوشاک 27 ساله، با خوشحالي مي گويد: "سفر احمدي نژاد يک رويداد بزرگ و پرمنفعت براي ملت عراق است، زيرا اين موضوع باعث محکم شدن روابط بين دو کشور خواهد شد."
به گفته شيروان الوائلي، وزير امنيت ملي عراق، طي اين سفر همچنين ده ها قرارداد دو طرفه، به ويژه در زمينه حمل و نقل دريايي و راه آهن، به امضاء رسيده است.
منبع: لو پوئن، 3 مارس
ويليام جي براود – ديويد اي سنگر
رييس بازرسان هسته اي سازمان ملل، سفيران و کارشناسان ده ها کشور را در اتاق کنفرانسي در وين گرد هم آورد. وي در اين نشست مدارکي را ارايه کرد که سوالات جديدي درباره امکان تلاش ايران در گذشته براي توليد يک بمب هسته اي به ميان آورد.
نمايندگان کشورهاي مختلف در آژانس بين المللي انرژي هسته اي، براي مدت 2 ساعت شاهد مدارک، طرح ها و حتي يک نوار ويدئويِي بودند که از آزمايشگاههاي نظامي ايران بدست آمده بود. بازرس سازمان ملل اعلام کرد مدارک مورد نظر با هيچ سناريوي ديگري جز توسعه تسليحات هسته اي جور در نمي آيند.
اين نمايش، نظر هيچ کس را به اندازه نماينده ايران در آن جلسه به خود جلب نکرد که کار بر روي تسليحات هسته اي را انکار مي کرد. در حاليکه دوربين هاي تلفن دستي مرتباً از صفحه نمايش عکس مي گرفتند، علي اصغر سلطانيه تقريباً فرياد مي زد که اين مدارک جعلي است و هشدار مي داد که آژانس قدم به "جاده بسيار خطرناکي" گذاشته است.
به نمايش گذاشتن اطلاعات جديد طبقه بندي نشده پس از اثبات بي خطر بودن برنامه فعلي ايران، بخشي از تلاش هاي اخير براي اعمال فشار بر اين کشور است تا اطلاعات مربوط به فعاليت هاي هسته اي گذشته خود را فاش کند. فرانسوا زاويه دنيو، سفير فرانسه در سازمان ملل، گفت ترديدهاي بوجود آمده از نشست وين سبب شد "فصل جديدي" در تلاش هاي غرب براي جلوگيري از دستيابي ايران به تسليحات هسته اي رقم بخورد.
رويارويي جديد با ايران از آنچه مدت ها تحت رهبري آمريکا پيگيري مي شد، متفاوت است. ديگر تهديدها مربوط به حمله نظامي از سوي کاخ سفيد در ميان نيست. بادهاي جنگ به دنبال ارايه گزارش امنيتي ايالات متحده در ماه دسامبر مبني بر توقف برنامه تسليحاتي ايران در سال 2003، به کناري زده شده اند و البته اين باعث ناخشنودي جناح بازها در ديپلماسي بوش شده است. جلسه دوشنبه پيش در وين به هيچ نتيجه اي منتهي نشد، اما ايده جديدي را درباره جزييات طراحي تسليحاتي توسط ايران به اذهان وارد نمود.
تلاش هاي جديد براي تحت فشار گذاشتن ايران توسط کشورهاي اروپايي و آژانس بين المللي هسته اي دنبال مي شود. شوراي امنيت سازمان ملل هم در پي تصويب قطعنامه اي ديگر عليه ايران است که اين کشور را به خاطر خودداري از تعليق غني سازي و تهيه سوخت هسته اي، هدف تحريم هاي اقتصادي قرار دهد.
البته در اين ميان، ايالات متحده نقش پشت صحنه را بر عهده گرفته است؛ مهمترين علت آن تضعيف موضع آمريکا در نتيجه گزارش امنيتي منتشر شده توسط اين کشور در دسامبر گذشته است. اين گزارش امنيتي باعث بالاگرفتن مشاجرات بر سر نزديک يا دور بودن تهديد ايران شده بود. ديويد کاي، متخصص امور هسته اي که سرپرستي جستجوي بي ثمر براي يافتن تسليحات نامتعارف در عراق پس از تهاجم را نيز بر عهده داشت، مي گويد: "دولت در يک هرج و مرج واقعي به سر مي برد و اتحاديه اروپا در حال در دست گرفتن سر رشته امور است."
واشينگتن سال ها بود که ارزيابي هاي خود از تلاش ايران براي دست يابي به تسليحات هسته اي را بر پايه کار مداوم ايران در غني سازي اورانيم قرار داده بود.
اما گزارش امنيتي ماه دسامبر بر طراحي تسليحاتي تمرکز داشت. اين گزارش بر اساس اطلاعات جديد اعلام نمود که ايران برنامه طراحي تسليحات را در سال 2003 متوقف کرده اما همچنان به غني سازي ادامه مي دهد.
احتمالاً هيچ کس به اندازه مايک مک کانل، رئيس مرکز امنيت ملي آمريکا، شرح مناسبي از دوگانگي هاي موجود در اختيار ندارد. او عليرغم نظارت بر تهيه گزارش امنيتي، از هر گونه نتيجه گيري راجع به آن امتناع مي کند.
گزارش مي گويد تحليلگران امنيتي اطلاعات کافي در اختيار ندارند تا اعلام کنند آيا ايران "در حال حاضر قصد توليد سلاح هسته اي را دارد." اما در 26 فوريه، مک کانل در يک مصاحبه راديويي گفت: "برآورد ما اين است که آنها مايل به توليد تسليحات هسته اي هستند."
آقاي مک کانل از ابراز نظر در مورد اين دوگانگي خودداري کرد.
مقامات در مصاحبه هايشان اعلام کرده اند يکي از اصطکا ک هاي موجود در مورد ايران، مساله عراق است. سرويس هاي امنيتي، که مرتباً به خاطر دست بالا گرفتن خطر تهديد عراق و توجيه اشغال آن کشور مورد انتقاد و سرزنش قرار گرفته اند، اين بار درباره ايران تصميم گرفته اند موضع سياسي دولت را در برآوردهاي خود دخالت ندهند.
منبع: نيويورک تايمز – 3 مارس
استيون ويسمن
يک سازمان بين المللي که مسئول مبارزه با جرائم مالي است، در اقدامي که تلاش هاي آمريکا را براي به انزوا کشاندن ايران تقويت خواهد کرد، از همه کشورها درخواست کرده است بخاطر نگراني هاي مربوط به پولشويي و کمک ايران به تروريست ها، از نظام بانکي اين کشور دوري کنند.
اين اقدام که توسط گروه ويژه امور مالي مستقر در پاريس صورت گرفته، مورد استقبال دولت بوش واقع شده است و به احتمال زياد به تمايل اين دولت براي تنبيه اقتصادي ايران بخاطر فعاليت هاي هسته اي و حمايت از حزب الله و ساير گروههاي مبارز خواهد افزود.
تلاش ديگر آمريکا به منظور مجاب کردن شوراي امنيت سازمان ملل براي اعمال تحريم هاي متعادل بر ايران به کندي پيش مي رود و کشورهاي اروپايي در نظر دارند در صورتي که ايران با توقف برنامه غني سازي اورانيوم خود موافقت نمايد، مشوق هاي جديدي به ايران ارائه دهند.
در تحولي ديگر، دولت بوش اموال چهار تن از اتباع سوري را در آمريکا که متهم به تسهيل واگذاري پول و سلاح و انتقال تروريست ها از سوريه به عراق هستند، بلوکه کرده است. اما زبان بيانيه گروه ويژه امور مالي درباره ايران تلويحي است، به گونه اي که در اين بيانيه صرفا ً از بانک ها و ساير مؤسسات خواسته شده است ريسک "نقص ها و نارسايي هاي" دولت ايران را در کنترل پولشويي و حمايت مالي از تروريسم و همچنين بکارگيري "تلاش بموقع" در برخورد با ايران را مورد بررسي قرار دهند.
اما به گفته کارشناسان وزارت دارائي آمريکا، در زماني که بسياري از بانک هاي آمريکايي و اروپايي در حمايت از فشارهاي آمريکا از معامله با ايران صرفنظر کرده اند، اين بيانيه تأثير بسيار زيادي خواهد داشت. وزارت دارائي آمريکا در بيانيه اي اعلام کرده است، اين اقدام "پيام روشني به دولت ها و مؤسسات مالي سراسر جهان خواهد فرستاد که ايران همچنان تهديدي براي نظام مالي بين المللي بشمار مي رود."
دولت بوش تلاش کرده است بانک هاي کشورهاي حوزه خيلج فارس و آسيا را متقاعد کند از الگوي بانک هاي آمريکايي و اروپايي در عقب نشيني از معامله با ايران تبعيت کنند. به گفته ديپلمات هاي آمريکايي و غربي، تعداد شعب بانک هاي خارجي که در ايران فعاليت داشته اند، ظرف دو سال از 46 به 20 شعبه کاهش يافته است.
آمريکا اميدوار است گروه ويژه امور مالي بتواند با اقدام خود پرونده انزواي ايران را تقويت کند، به ويژه در شرايطي که روسيه و چين دو عضو دائم شوراي امنيت با تحريم ايران مخالفند. جيمز ساسون رئيس اين گروه خاطر نشان کرده است، اقدام اين گروه "فشارهاي وارده بر ايران را افزايش خواهد داد."
ساسون اظهار داشته است:" با توجه به خطرات دائمي که از ايران نشأت مي گيرند، گروه ويژه امور مالي از همه کشورهاي سراسر جهان درخواست مي کند به مؤسسات مالي خود توصيه کنند توجه ويژه اي به معاملات مالي خود با ايران مبذول دارند."
گروه ويژه امور مالي به انضمام اتحاديه اروپا و شوراي همکاري خليج فارس، 32 کشور عضو دارد. بر خلاف تعداد معدودي از کشورهاي خاورميانه، ايران عضو اين گروه نيست. به گفته مقامات دولت بوش، حمايت روسيه و چين از اين اقدام حائز اهميت است چرا که اين گروه يک نهاد حقوقي وابسته به سازمان همکاري و توسعه اقتصادي است.
به گفته يک مقام اين گروه ويژه، ايران تلاش کرده است مانع از پيشرفت اقدامات اين گروه شود. گروه ويژه اکتبر سال گذشته در بيانيه اي به ايران هشدار داد يا قوانين خود را تغيير دهد و يا با عواقب آن روبرو شود. دولت بوش هفته گذشته اعلام کرد، در نشست اين گروه که با حضور نمايندگان ايران در پاريس برگزار شد، ايرانيان تلاش کردند گروه ويژه را متقاعد کنند که ايران نقص هاي نظام بانکي خود را اصلاح خواهد کرد.
به گفته يک مقام اين گروه، ايران از آن زمان تاکنون برخي از قوانين خود را تغيير داده اما در کاهش فرصت هاي پولشويي پيشرفت ناچيزي داشته و در عين حال هيچگونه پيشرفتي در اعمال محدوديت هاي کمک رساني به تروريست ها نداشته است.
منبع: نيويورک تايمز، 29 فوريه
ايالات متحده که نزديک پنج سال است با بيش از 160هزار سرباز عراق را در اشغال دارد و رسماً مسئول امنيت ملّي عراق است (حداقل تا تصويب قطعنامه جديد سازمان ملل درژوئيه 2008)، "اميدواراست" که ديدارتاريخي رئيس جمهور اسلامي ايران، محمود احمدي نژاد از عراق به خيرو خوشي تمام شود.
به گفته فيليپ ريکر، سخنگوي سفارت کبراي آمريکا که مقرآن در منطقه حفاظت شده "سبز" بغداد است، اين ديدار بي سابقه و پرخطر "مي تواند تحولي در جهت اتخاذ يک سياست منسجم از سوي ايران براي ثبات درازمدّت" عراق ايجاد کند: "از نظر ما اين تحول مثبت خواهد بود. خوب است که مي شنويم ايران قصد
دارد حوزه عمليات خود در عراق را با سياست اعلام شده اش منطبق سازد."
آمريکا هنوز چهارده زنداني ايراني را که دوتن از آنان "ديپلمات" هستند، در عراق نگاهداشته است و هرازچند گاه سازمان هاي امنيتي و واحدهاي مخفي سپاه پاسداران ايران را متهم مي کند که با آموزش دهها هزار شبه نظامي شيعه و تجهيز آنان به سلاح و مواد منفجره، شهرها را به آشوب مي کشد و "عامل بي ثباتي" کشورست. اين شبه نظاميان گاه با نيروهاي آمريکائي درگيرمي شوند و باشرکت در عمليات تسويه حساب هاي فرقه اي، به ويژه در بغداد و بصره، دومين شهر عراق، مردم را به خاک و خون مي کشند.
ايران در پاسخ اين اتهامات مرتباً تکرار مي کند که نه تنها دراين قضايا دخالتي ندارد که "به نفعش است که براي ايجاد ثبات" در کشور همسايه اش "هرکاري مي تواند انجام دهد". از آنجا که ثبات عراق هدف اعلام شده آمريکا نيز هست، ديپلمات هاي آمريکائي و ايراني تا کنون سه باردربغداد با يکديگر ملاقات کرده اند ـــ هرچند دوکشور از سال 1980 و پس از انقلاب هواداران خميني با يکديگر رابطه سياسي ندارند ـــ وطي اين ملاقات ها درمورد "مسائل امنيتي عراق" مذاکراتي صورت گرفته است. به گفته فيليپ ريکر تاريخ ديدار بعدي که "نظاميان بلند مرتبه" دوکشور درآن شرکت خواهند داشت، "پيش از 15 مارس" قطعي خواهد شد.
سفر رئيس جمهور اسلامي ايران اگر درشرايط آرامتري صورت گرفته بود، اقدامي منطقي يا دست کم "عادي" در سطح روابط دوکشور همسايه تلقي مي شد. دو کشور بيش از هزار کيلومتر مرز مشترک با يکديگر دارند و حداقل شصت درصد مردم عراق پيرو اسلام شيعه، که مذهب رسمي ايران است، مي باشند. بسياري از رهبران سياسي طراز اوّل بغداد، چه شيعه و چه کرد، هم پيمان ايران بوده اند واغلب آن ها سال هاي تبعيد خود را در تهران به تدارک مقدمات سقوط صدام حسين گذرانده اند.
امروز هم مقتدا صدر، رهبر تندرو ضد آمريکائي شيعه، که نزديک به يک سال است بيشتر اوقاتش رادر تهران مي گذراند، از محل اقامتش فرمان آتش بس مجدد شش ماهه را خطاب به شصت هزار شبه نظامي ارتش مهدي صادرکرده است. به گفته آمريکائي ها اين آتش بس در کاهش حداقل شصت درصد خشونت ها در مقايسه با آمار هشت ماهه اخير، "تاثيري پرمعنا" داشته است. تعدادي از احزاب حاضر در حکومت عراق مانند حزب الدعوه نوري المالکي، نخست وزير يا مجمع عالي اسلامي شيعه، اولين تشکل سياسي مجلس منتخب بغداد( که در اوائل دهه هشتاد ميلادي در تهران تأسيس شد و عادل عبدل مهدي معاون رئيس جمهور عراق عضو آنست) در جنگ ايران وعراق در کنار ايران عليه صدام جنگيده اند. جنگ هواداران خميني با هواداران صدام حسين هشت سال به طول انجاميد و نزديک به يک ميليون کشته وزخمي از هردوطرف به جا گذاشت احمدي نژاد که به دعوت جلال طالباني رئيس جمهور کرد عراق و هم پيمان سابق شاه ايران در مقابل صدام حسين، به اين کشور سفرکرده است، خواهان پايان دادن به اين فصل خون آلود درتاريخ عراق است و شايد هم اميدواراست که نيروهاي آمريکائي ازعراق خارج شوند تا او بتواند روابط کشورش را با همسايه تقويت کند.
به گفته منابع عراقي، رئيس جمهور ايران در اين سفريک ميليارد دلاروام براي بازسازي کشور به حکومت عراق خواهد پرداخت. بسياري از سني هاي عراق( که بيست درصد جمعيت کشور را تشکيل مي دهند) از "حضور ايراني ها در همه جاي عراق" ناراحت اند. به گفته آن ها: "ايراني ها حتي در لايه هاي قدرت هم
حضور دارند"، درطرح هاي زيادي سرمايه گزاري کرده اند به خصوص در طرح ساخت نيروگاه برق شهرک شيعه نشين صدر درحومه بغداد، و در نجف و کربلا هتل و تأسيسات جهانگردي مي سازند. از اواخر سال 2003 هرساله ميليون ها زائرايراني براي زيارت به دوشهر مقدس شيعيان جهان، نجف و کربلا، مي آيند. هزاران عراقي نيزکه درکشور خود به پزشک دسترسي ندارند براساس يک "توافقنامه پزشکي" براي مداوا مرتباً بين ايران و عراق در رفت و آمدند.
از سال 2003 مبادلات ميان دوکشور ده برابر شده است و رقم آن در حال حاضر ده ميليارد دلار تخمين زده مي شود. در ژوئيه 2007 شعبه يکي از بانک هاي ايراني در بغداد افتتاح شد. بخشي از برق و بنزين و کپسول هاي گاز مورد نياز شهرهاي مرزي نظير بصره و قسمتي از مناطق کرد نشين عراق را ايران تامين
مي کند. اقلامي مانند مصالح ساختماني، ماهي، ادويه، برگه ميوه، گوجه فرنگي، سبزيجات و دستگاه هاي تهويه هوا در سطحي گسترده از تهران به بغداد صادر مي شود. اتومبيل هاي پژوي سفيد رنگ، که از سال 2005 در کارخانه هاي ايران توليد مي شود، در شهرهاي عراق در ترددند. طرح احداث لوله هاي نفت ميان منطقه نفتي بصره و بندر آبادان در ايران، که تنها ده کيلومتر با بصره فاصله دارد، در دست تهيه است.
به طور خلاصه مي توان گفت که اقتصاد دوکشور به سرعت در حال " ادغام" در يکديگرند.
منبع: لوموند، 2 مارس
تامس اردبرینک- کارین برولیئرد
دهه هاست که آمریکا بودجه کمک مالی به مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان ایران را برای فرار از شکنجه و آزار و اذیت تأمین می کند، اکنون برخی از رهبران این اقلیت های مذهبی انگیزه های آمریکا را زیر سؤال می برند، اما فرقه هایی که هزاران سال در ایران دوام آورده اند، در نتیجه مهاجرت به سرعت تحلیل می روند.
از اواخر دهه 1980، دولت آمریکا مهاجرت به آن کشور را برای ایرانیان خاصی آسان کرده است که زیر بار فشارهای مذهبی به خارج از ایران سفر می کنند، این تسهيلات از سوی رهبران اقلیت های مذهبی در ایران استقبال نمی شود. به گفته آنان دولت دینی ایران با آنها بدرفتاری نمی کند. به گفته برخی از رهبران مسیحی و زرتشتی، اقلیت ها اساسا ً ایران را ترک می کنند تا از طرح گرفتن اقامت قانونی در آمریکا در ازای پرداخت 3 هزار دلار استفاده کنند.
یوناتن بیت کلیا، یکی از رهبران آشوری و نمایندۀ مجلس که آمریکا را مسئول نابودی جامعۀ اقلیت خود می داند، می گوید:" مسیحیان و زرتشتیان بخاطر بیکاری و اقتصاد نابسامان، ایران را ترک می کنند، اما این مشکلات برای همه ایرانیان است. وقتی آمریکایی ها به آشوری های ایرانی اجازه اقامت [گرین کارت]می دهند. تنها هدفشان تبلیغ علیه ایران به عنوان بدرفتاری با اقلیت های مذهبی است."
طرح کمک به اقلیت های مذهبی ایران توسط انجمن کمک رسانی به مهاجران یهودی[هیاس] مستقر در نیویورک برنامه ریزی می شود. این انجمن سال گذشته برای کمک به مهاجرت اقلیت های غیرمسلمان ایران، حدود 3.4 میلیون دلار از بودجه دولت آمریکا دریافت کرد.
هیچگونه آمار و ارقام موثقی دربارۀ تعداد اقلیت های مذهبی در ایران وجود ندارد. بر اساس سرشماری انجام شده در سال 1976، 420 هزار غیرمسلمان در میان جمعیت 34 میلیون نفری ایران زندگی می کردند که بسیاری از آنها پس از انقلاب از کشور فرار کردند.
به رغم رویکرد خصمانه دولت ایران در قبال اسرائیل، یهودیان ایران می گویند به راحتی می توانند به تکالیف دینی خود عمل کنند. به گفته رهبران جوامع اقلیت، بیش از 25 هزار یهودی در ایران زندگی می کنند که این رقم بزرگترین جمعیت یهودیان در خاورمیانه به جزء اسرائیل بشمار می رود.
به گزارش وزارت خارجه آمریکا، در دهه گذشته 2842 یهودی بخاطر طرح هیاس، ایران را به مقصد آمریکا ترک کرده اند. به گفته یک مقام اسبق آمریکا که با این طرح آشناست، هم اکنون بیش از 10 هزار ایرانی منتظر سفر به وین هستند، جایی که هیاس سفر آنها را به آمریکا بعنوان پناهنده آسان می کند.
کوروش نیکنام نمایندۀ زرتشتیان ایران در مجلس می گوید:" این مهاجرت یک مشکل بزرگ برای همه اقلیت های غیرمسلمان ایران است. آرزو می کنم همه به ایران برگردند، اما گمان می کنم این آرزو محقق نشود. بنظر می رسد در 30 سال آینده هیچ زرتشتی در این کشور نماند."
هیاس اوایل دهه جاری توسط وزارت امور خارجه آمریکا انتخاب شد تا تنها سازمان رسیدگی به امور مهاجرت اقلیت های ایرانی از وین باشد. کنگرۀ آمریکا در سال 2004 قانونی را تصویب کرد که تأیید صلاحیت اقلیت های مذهبی ایران را بعنوان پناهنده آسان تر می کند.
بودجه اختصاص یافته آمریکا به فعالیت های هیاس به دلیل افزایش تقاضانامه های ایرانیان تقریبا ً سه برابر شده است، یعنی از 1.24 میلیون دلار در سال 2002 به 3.46 میلیون دلار در سال 2007 افزایش یافته است. آمریکا ایران را در زمرۀ هشت "کشوری" قرار داده که به گفته وزارت خارجه آمریکا مرتکب نقض شدید آزادی های مذهبی است.
گیدئون آرونوف مدیر اجرایی هیاس می گوید، این نامگذاری توسط آمریکا "مبنای واقعی یک برنامه پناهندگی برای اقلیت های مذهبی ایران را فراهم می کند. افرادی هستند که احساس می کنند وجود این برنامه لازم است تا امنیت آنها را تأمین کند."
یک تاجر ارمنی مسیحی در تهران می گوید، بیش از یک دهه است که بدنبال دلیل ماندن در ایران است. او می گوید:" اولین دلیل این است که پاسپورت های ایرانی ما بی ارزش هستند؛ ما به ویزای همه کشورها نیاز داریم. دلیل دوم این است که اقتصاد ایران ویران است. دلیل سوم، دختران من مجبورند حجاب اسلامی داشته باشند." این تاجر ارمنی معتقد است که انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور، حس تردید و بی ثباتی را افزایش داده است. او می گوید:" تهدیدهای خارجی در کارند، ممکن است جنگ شود. ما هر روز احساس فشار می کنیم. گمان می کنم دلایل ما برای مهاجرت با سایر ایرانیانی که می خواهند از ایران بروند، تفاوتی ندارند. اما بعنوان مسیحی، ترک ایران برای ما خیلی راحت تر است."
بتکولیا نمایندۀ مسیحیان آشوری در مجلس می گوید، او و هم مسلکانش "آزادتر از برادران مسلمان خود در ایران هستند." بتکولیا می گوید:" ما می توانیم مشروب بنوشیم، دخترها و پسرهای ما می توانند آزادانه در مهمانی هایمان در کنار هم باشند. ما می توانیم بخوانیم و برقصیم. در حالیکه مسلمانان ایران اجازه ندارند این کارها را انجام بدهند."
منبع: واشنگتن پست، 1 مارس
آژانس بین المللی انرژی اتمی هفته گذشته گزارش داد که ایران نتوانسته است به سؤالات مربوط به فعالیت مشکوک طراحی و آزمایش کلاهک های اتمی، فرآوری اورانیوم و ساخت چاشنی مواد منفجره بسیار قوی که مورد نیاز سلاح اتمی است، پاسخ دهد. گفته های آژانس اتمی در مورد این موضوعات بسیار موثق است. آژانس از تعصبات سیاسی فاصله گرفته است و اسناد ارائه شده به مقامات ایران توسط بازرسان آژانس از چند کشور مختلف عضو آژانس گرفته شده اند. اکنون ایران موظف است آنچه را که محمد البرادعی مدیرکل آژانس با ظرافت و درایت "کمبود اعتماد" خوانده است، اصلاح کند.
احتمال می رود گزارش آژانس اتمی باعث ایجاد سردرگمی شود، چرا که بنظر می رسد این گزارش با ارزیابی سازمان ملی اطلاعات آمریکا (نای) که در ماه نوامبر منتشر گردید، تناقض دارد. ارزیابی نای "با اعتماد کامل بیان می کند" که ایران فعالیت طرح تسلیحاتی خود را در پاییز سال 2003 متوقف کرده است. اما گزارش آژانس اتمی نشان می دهد که فعالیت تسلیحاتی ایران بعد از این زمان هم همچنان ادامه داشته است.
اما برای اهداف سیاست خارجی آمریکا چندان فرق نمی کند که ایران تحقیقات و ساخت سلاح های خود را بعد از سال 2003 ادامه داده یا متوقف کرده باشد. این موضوع راحت ترین بخش یک برنامه هسته ای نظامی برای پنهان کردن است، بخشی که به سرعت می توان آن را تکمیل کرد. حتی اگر ایران برنامه تسلیحاتی خود را در سال 2003 متوقف کرده باشد، می توانسته است بلافاصله این فعالیت را از سر گرفته و به سرعت آن را تکمیل کرده باشد.
در گزارش آژانس اتمی هیچگونه مطلبی وجود ندارد که اقدام سریع نظامی بر علیه ایران را توجیه کند. در مقابل، تأکید دائمی آژانس بر این موضوع که ایران ثابت کند برنامه هسته ای این کشور صرفا ً در جهت مقاصد صلح آمیز انرژی است، باید اجرای بی چون و چرای معاهدۀ منع گسترش سلاح های اتمی و دیپلماسی چند ملیتی را تقویت نماید.
البرادعی روز چهارشنبه در اظهارات مودبانه اما هدفمند خود از ایران خواست به آژانس اتمی اجازه دهد از سایت های بیشتری دیدن کند، اسناد بیشتری را رؤیت نماید و "اطمینان خاطر دهد که نه تنها فعالیت های اعلام شدۀ ایران در جهت مقاصد صلح آمیز هستند بلکه هیچگونه فعالیت اعلام نشدۀ هسته ای ( در ایران) وجود ندارد."
مقامات ایران تأکید کرده اند که برنامه هسته ای آنها صرفا ً در آژانس اتمی و نه در شورای امنیت سازمان ملل مورد بررسی قرار گیرد. اما رئیس آژانس هیچگونه تفاوتی میان موضع گیری آژانس و خواسته شورای امنیت در جهت تعلیق غنی سازی اورانیوم توسط ایران نمی بیند. در واقع، البرادعی قاطعانه می گوید به این خاطر که ایران تقریبا ً به مدت دو دهه برنامه مخفیانه هسته ای داشته است، باید به جامعه بین الملل دربارۀ "اهداف آینده" خود در خصوص برنامه هسته ای اطمینان خاطر دهد. و بدین ترتیب البرادعی تا جایی که می توانست نسخه سیاست ایران را پیچید.
البرادعی خواهان "مذاکرات همه جانبه ای است که به یک راه حل ماندگار ختم شود." چنین راه حلی مستلزم آن است که ایران همه تردیدها را دربارۀ برنامه هسته ای خود برطرف کند. در عوض پاداش ایران " برقراری امنیت منطقه" و "روابط عادی تجاری میان ایران و جامعه بین الملل" خواهد بود.
این توصیه ای است که باید مورد توجه مقامات تهران و واشنگتن قرار گیرد. نشانه های این هفته حاکی از آن است که احتمالا ً هر دو طرف چنین مذاکره ای را در پیش خواهند داشت. اندکی پس از آنکه پنج عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان دربارۀ دور سوم تحریم های سازمان ملل بر ضد ایران به توافق رسیدند، خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد، این قدرت ها در حال مذاکره دربارۀ مشوق هایی هستند که احتمالا ً نظر ایران را برای انجام مذاکرات همه جانبه جلب خواهد کرد؛ امری که خواسته البرادعی است.
اگر این روش دنبال شود، عملگرایان تهران و واشنگتن ناگزیر خواهند بود بر افراط گرایان چیره شوند. اما این روش مناسب ترین راه حل برای خطرناک ترین تهدید امنیتی جهان خواهد بود.
منبع: بوستون گلوب، 1 مارس
جان میکالسین
شیطان بزرگ، همانگونه که احمدي نژاد و بقیه رهبران ایران خطابش مي کنند، آن جاست. اما این بار مهربان و مهمان نواز شده و قادر است از دشمنش حمایت کند و آماده است که در صورت نیاز برایش فرش قرمز پهن کند. این اتفاق روز یکشنبه افتاد.
محمود احمدي نژاد دشمن شماره یک آمریکا، که حالا مهمان کشور عراق است، به مقدس ترین قانون، یعني حفظ امنیت آمریکا در عراق، تجاوز کرد و با جلال طالباني، رئیس جمهور عراق و نوري المالکي، نخست وزیر این کشور، آن سوي منطقه سبز بغداد پاي میز مذاکرات نشست.
مسلما دیدار رئیس جمهور ایران از عراق که در سی سال گذشته براي اولین بار اتفاق مي افتد، یک حادثه تاریخي و در عین حال یک تناقص است. تضمین امنیت جاني رئیس دولت کشوري که افسران طرفدار صدام حسین و القاعده، تشنه خونش هستند، به عهده سرویس هاي اطلاعاتي ایران و ارتش عراق است که در کتارشان سربازان آمریکایي تحت فرماتندهي ژنرال دیوید پترائوس، قرار مي گیرند. آنها همان سربازاني هستند که احمدي نژاد براي حمله به آنان اسلحه مي فرستد و حملات روزانه را علیه شان ترتیب مي دهد و حالا همین سربازان باید در دو روز آینده از او حمایت کنند و جانش را تضمین کنند.
ژنرال هاي آمریکایي هم که عادت دارند براي نشان دادن رابطه ایران و تروریست ها مدرک جمع کنند، باید براي حمایت از دشمنشان به میدان بیایند. در این موقعیت که شبیه به یک طنز تلخ است، کساني که دلتنگ دوران صدام حسین هستند، حالا تبدیل به کساني شده اند که افسران پنتاگون براي رهایي پیدا کردن از یک دردسر دیپلماتیک، باید به جنگشان بروند.
سلیم عبدالله، نماینده سني مجلس عراق، با اشاره به حمایت ایران از گروه هاي تندرو شیعه و متهم کردن این کشور به حمایت از بي ثباتي عراق، روز گذشته اعلام کرد:« گمان نمي کنم که این دیدار سودي براي عراق به همراه داشته باشد و حتي معتقدم که کشور و ملت ما به دلیل دخالت هاي ایران ضربات بزرگي را متحمل شده است». بسیاري از سني هاي عراق، هنوز گذشته احمدي نژاد را که در جواني بعنوان یکي از اعضاي سپاه پاسداران در جنگ خونین شرکت کرده بود، فراموش نکرده اند.
به نظر نمي رسد که این موارد و جزئیات دیگري که وجود دارد، باعث نگراني احمدي نژاد بشود، کسی که تنها در پي تبلیغات سیاسي است؛ درست مثل پاییز گذشته که موفق شد در یکي از معتبر ترین دانشگاه هاي آمریکا، سخنراني کند. اتهاماتي که به سرویس هاي اطلاعاتي ایران و سپاه پاسداران زده مي شود، از جمله "ایجاد نا امني، تنش و درگیري"، در آستانه سفر "تاریخي" تبدیل شدند به "اتهامات واهي اشغالگران عراق".
سربازان آمریکایي که امنیت منطقه سبز را تضمین کرده اند، به بی کفایتي متهم شده اند. رئیس جمهور ایران درباره آنها گفته است:« این عادت آمریکایي هاست که که زماني که از عهده کاري بر نمي آیند، دیگران را نقصر جلوه مي دهند، آیا خنده دار نیست که کشوري که 160 هزار سرباز در عراق دارد، ما را به مداخله در امور عراق، متهم مي کند؟». و در حالیکه عراقي ها سرگرم پهن کردن فرش قرمز براي احمدي نژاد بودند، وي اخرین تیر ترکش را به سوي شیطان بزرگ ها کرد:« فکر حمله آمریکا به ایران ما را نگران نمي کند، همه مي دانند که آمریکا قادر به پیروز شدن در هیچ جنگي نیست». و حالا آمریکا باید او را اسکورت هم بکنند، و این درحالي است که بوش براي هزارمین بار تکرار کرده است که ایران باید دست از صدور تروریسم، بردارد.
منبع: ایل جورناله 2 مارس
جوبی واريک – کالم لينچ
مدارکی که در زمينه طراحی تسليحات هسته ای تا چهار سال پيش از سوی ايران به نهاد ناظر انرژی هسته ای سازمان ملل تحويل شده است، ، قوياً به نفع فعاليت ايران بوده است. اين موضوع را هفته پيش يکی از مقامات سازمان ملل در جلسه ای خصوصی اعلام کرد.
کارشناس ارشد آژانس بين المللی هسته ای در وين به خبرنگاران گفت اين مدارک نشان می دهد ايران حتی تا چند هفته بعد از انتشار گزارش امنيتی ايالات متحده، به تحقيقات خود در زمينه تسليحات هسته ای ادامه می داده است. برآوردهای امنيتی از تعليق اين تلاش ها خبر داده بودند.
اولی هينونن، معاون مدير کل آژانس هسته ای، به تشريح گزارش عمومی آژانس که در 22 فوريه منتشر شده پرداخته است و اينکه آيا ايران درباره گذشته برنامه هسته ای خود کاملاً شفاف بوده يا خير. در گزارش آژانس آمده است که تهران در ارايه توضيح کامل درباره مدارکی که ظاهراً به فن آوری اورانيوم و طراحی موشکی و موارد انفجاری با قدرت بسيار بالا مربوط می شود، نا توان مانده است. ايران با ساختگی خواندن اين مدارک، هرگونه تلاش برای دستيابی به تسليحات هسته ای را رد کرده است.
در جلسه فنی روز دوشنبه با ديپلمات های آژانس بين المللی هسته ای، هينونن درباره مدارک مربوط به ايران به ارايه جزييات بيشتری پرداخت. او فاش ساخت که آژانس مدارک محکمی را از سرويس های امنيتی چندين کشور جمع آوری کرده است و اين اطلاعات از برخی تحقيقات پيچيده درمورد دانش کليدی لازم برای توليد و شليک بمب هسته ای حکايت می کنند.
برای مثال، بعضی از اين مدارک به مطالعات صورت گرفته در زمينه ارتقاء موشک شهاب برای حمل يک کلاهک هسته ای بزرگ و انفجار در 600 متری بالای هدف اشاره دارد. هينونن معتقد است طرح ياد شده تنها در صورتی منطقی به نظر می رسد که کلاهک از جنس هسته ای باشد.
به گفته کارشناسان تسليحات هسته ای که نکات طرح شده در اين جلسه را مرور کرده اند، ايران وضعيت دشوارتری را برای متقاعد ساختن دنيا نسبت به این که هرگز به دنبال سلاح هسته ای نبوده است پيش رو دارد .
ديويد آلبرايت، بازرس سابق تسليحاتی سازمان ملل و رييس موسسه علوم و امنيت بين المللی در واشنگتن گفت: "خيلی مشکل است که اين اطلاعات را نديده بگيريم. به نظر می رسد این اقدامات مربوط به کار بر روی تسليحات هسته ای باشد ... حتی اگر برنامه مدونی هم برای ساختن سلاح اتمی در نظرنباشد."
محمد خزاعی، سفير ايران در سازمان ملل، به خبرنگاران گفت اتهامات جديدی که مورد توجه آژانس قرار گرفته "بی اساس" است و ايران هرگز به دنبال تسليحات هسته ای نبوده است.
انتظار می رود شورای امنيت سازمان ملل روز دوشنبه درباره قطعنامه سوم که تحريم های مالی و مسافرتی را برای افراد و موسسات ايرانی در نظر می گيرد به رای گيری بگذارد. منظور از اين تنبيهات، وادار ساختن ايران به تعليق غنی سازی اورانيوم و ساير برنامه های هسته ای است که بالقوه قابليت استفاده نظامی دارند.
يک ديپلمات شورای امنيت هم گفت که نماينده ارشد ايران در آژانس، علی اصغر سلطانيه، واکنش خشمگينانه ای به جلسه هفته پيش نشان داده و گفته است که اين مدارک می تواند با پرداختن 100 دلار به هر بچه مدرسه ای تولید شده باشد. وی ادعا کرده است که آژانس بين المللی با درگير شدن در فعاليت های اطلاعاتی، از وظایف فنی خود عدول کرده است.
منبع: واشنگتن پست – 2 مارس