PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Tuesday, January 29, 2008

گزارش سانفرانسيسکو کرونيکل از بازار سياه سوخت -- رونق بازار قاچاق بنزين در ايران

هر روز در بندرعباس در خياباني که به "خيابان اوپک" معروف شده، ده ها فروشنده با پيت هاي پلاستيکي ‏پر از بنزين بازار سياه، در حال چانه زدن با راننده هاي گرفتار بر سرقيمت بنزين اند. ‏

ايران چهارمين کشور بزرگ توليد کننده نفت دنياست و دولتش از سال گذشته به اميد قطع سوبسيد دولتي، ‏بنزين را جيره بندي کرده است. اين موجب ايجاد يک بازار سياه پررونق بنزين براي مردم مايوس از سياست ‏هاي اقتصادي محمود احمدي نژاد- رييس جمهور تندرو- در سراسر کشور شده است. ‏

بازار سياه بنزين در تهران و ساير شهرها در اطراف پمپ هاي بنزين متمرکز شده است؛ جايي که راننده ها ‏مخصوصاً در هنگام شب به دارندگان بنزين مازاد، نظير تاکسي ها و وانت دارها، مراجعه مي کنند. ‏

اما در بندرعباس، اين شهر بندري در حاشيه خليج فارس و در بلواري که به قدرداني از سپاه پاسداران ايران ‏نام بلوار پاسداران را به خود گرفته است، بازار سياه گسترده اي در روز روشن برپاست. نام مستعار "خيابان ‏اوپک" هم پوزخند تلخي به اين واقعيت است که کشوري که زماني پيشرو و بنيانگذار اوپک [سازمان ‏کشورهاي توليد کنندگان نفت] بود حالا به جيره بندي بنزين دست زده است. ‏

جابر دهقاني، يک فروشنده 27 ساله در حاليکه با ظرف هاي پلاستيکي در کنار جاده ايستاده است مي گويد: ‏‏"هر راننده تاکسي يا هر کسي که به بنزين احتياج دارد، مي داند خيابان اوپک کجاست. من خوشحالم، تعداد ‏مشتري هاي من روز به روز زيادتر مي شوند."‏

ايران روزانه 2/4 ميليون بشکه نفت خام توليد مي کند که 5/2 ميليون بشکه از آن را به کشورهاي ديگر مي ‏فروشد. به اين ترتيب ايران دومين توليد کننده بزرگ اوپک محسوب مي شود. معذالک ايران به خاطر کمبود ‏پالايشگاه، مي بايست سالانه 3 ميليارد دلار براي واردات بنزين مصرفي در داخل هزينه کند. ‏

در اين کشور 7 ميليون وسيله نقليه شخصي وجود دارد که مشمول استفاده از بنزين يارانه اي هستند. دولت در ‏حال حاضر اين بنزين را با حجم محدود و از طريق سهميه بندي در اختيار گذاشته است. ‏

اين وضعيت جديد از ماه مي با کاهش 25 درصدي از ميزان يارانه ها آغاز شد و رقم بنزين از 30 سنت ‏براي هر گالون به 38 سنت افزايش يافت. سپس در ماه ژوئن سهميه بندي اصلي به اميد کاهش تقاضا آغاز ‏شد. دولت اميدوار بود از محل کاهش اين يارانه ها، سالانه ميلياردها دلار صرفه جويي کند. ‏

دولت اين امکان را داشت که يارانه را به مقدار بيشتري کم کند اما اين اقدام به قيمت کاهش زياد محبوبيت ‏دولت تمام مي شد. تنها افزايش محدودي در بهاي بنزين در ماه مه، بروز ناآرامي و حملات به پمپ بنزين ها ‏را موجب شده بود. بنابراين افزايش اندک بهاي بنزين و برقراي جيره بندي به عنوان راه حل انتخاب شد. ‏
‏ اين سيستم عامل خشم بسياري از ايراني ها شده است. مردم در عين حال بايد با عوارض افزايش تورم و ‏کمبود سوخت گرمايي در زمستان سرد هم دست و پنجه نرم کنند که تا کنون موجب کشته شدن 60 نفر از ‏سرما شده است. ‏

احمدي نژاد در سال 2005 با شعارهاي عوامگرايانه به قدرت رسيد. او قول داده بود درآمد نفت را پاي سفره ‏هاي مردم مي آورد، به مردم فقير کمک مي کند و بيکاري را ريشه کن مي کند. تصور مي شود رشد بيکاري ‏تا حالا به 20 درصد افزايش يافته باشد. در زمان دولت او، بهاي مسکن و مايحتاج اساسي به طرز چشمگيري ‏افزايش يافته است. ‏

اين باعث رشد فزاينده نارضايتي ها از او شده و آتش انتقادات را شعله ور ساخته است. ‏

بعضي منتقدان ايراني مي گويند احمدي نژاد بايد از صرف اين همه وقت براي رويارويي با غرب بر سر ‏برنامه هسته اي دست بردارد و فکري به حال مديريت اقتصادي کشور کند. خيلي ها هم جيره بندي را يک ‏ابزار اقتصادي نمي دانند بلکه آنرا پيش آگهي از تحريم هاي اقتصادي احتمالي و بيشتر سازمان ملل تلقي مي ‏کنند. ‏

سهميه بندي بنزين در ابتدا به هر راننده شخصي حق برخورداري از 26 گالون سوخت در ماه با قيمت 38 ‏سنت را داده بود. براي راننده هاي تاکسي نيز در ابتدا سهميه 211 گالون در ماه با قيمت مشابه در نظر گرفته ‏شده بود. ‏

درماه دسامبر سهميه بنزين راننده هاي شخصي کمي افزايش يافته و به 32 گالون در ماه رسيد. سهميه تاکسي ‏دار ها هم ، احتمالاً در تلاش براي مقابله با بازار سياه، به 106 گالون در ماه تقليل داده شد. ‏

با اين حساب هر گونه معامله بنزين در خارج از محدوده اين سهميه ها مي بايست با قيمت آزاد و در بازار ‏سياه اتفاق بيفتد. ‏

جبار مي گويد او بنزين را از کساني که به همه سهميه شان احتياج ندارند به قيمت حدوداً 60/1 دلار براي هر ‏گالون مي خرد. او سپس بنزين را با قيمتي بين 80/2 تا 80/4 دلار براي هر گالون مي فروشد. ‏

دولت تا اينجا مدعي است که سهميه بندي، مصرف بنزين را معادل 5 ميليون گالون کاهش داده و به 16 ‏ميليون گالون در روز رسانده است. ‏

در اين اوضاع و احوال بازار سياه در حال رونق بيشتر است. مانند خيلي از معاملات غيرقانوني ديگر، از ‏جمله مشروب و رسيورهاي ماهواره اي و سي دي، ممکن است مقامات با آن کنار بيايند. البته آنها اخيراً به ‏چند پمپ بنزين حمله کردند و کارکنان آنها را بازداشت کرده اند. ‏

در بندر عباس ايجاد بازار سياه امري طبيعي است. اينجا شهر مهم بندري است که به تنگه هرمز مشرف ست. ‏اين تنگه محل عبور يک پنجم نفت مورد نياز دنيا از خليج فارس است. ساکنان اين شهر حتي براي مسافت ‏هاي کوتاه هم از وسيله نقليه استفاده مي کنند زيرا راه رفتن زير گرمايي که گاه تا 100 درجه هم مي رسد، ‏بسيار طاقت فرساست.‏

اين شهر در 870 مايلي جنوب تهران واقع شده و روزانه شاهد عبور 6000 کاميون حامل کالا از کشتي هاي ‏پهلو گرفته در بندر به مقصد سراسر کشور است. بندرعباس همچنين در سر راه يک گذرگاه تاريخي تجاري ‏به کمک لنج ها در خليج فارس است. ‏

صالح سروري، يک مرد بلند قد و آفتاب سوخته 40 ساله در حالي که به لبه قايق موتوري اش تکيه داده، مي ‏گويد: "بنزين بازارسياه عمدتاً از سهميه زيادي که دولت به صاحبان قايق ها داده تامين مي شود. اين قايق ها ‏فاصله ميان جزاير را در تنگه هرمز مي پيمايند. ‏

او گفت: "از آنجا که اين قايق ها هر روز سفر نمي کنند، بنزين اضافي شان را به دلال ها مي فروشند."‏
مصطفي توسلي، که 9 ماه بعد از پايان خدمت نظام وظيفه اش هنوز کاري پيدا نکرده است، مي گويد الان پول ‏خوبي درمي آورد. او از صبح تا شب با فروش بنزين در بازار سياه روزي 45 دلار درآمد دارد. يک کارگر ‏معمولي در روز فقط يک سوم اين مقدار درآمد دارد. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل، 28 ژانويه ‏

PersianMarin News Archive