PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Sunday, January 06, 2008

گزارش وال ستريت جورنال از تهران--- بسکتبال به سبک ايراني

ديويد راث
‏ ‏
از آنجا که حلقه هاي بسکتبال ايران با جاش مور بسکتباليست يار نبود، او به راه اندازي وبلاگ روي آورد. تا ‏قبل از اينکه او از پيتزا پاپا در رستوراني در بابلسر سر درآورد، همه چيز داشت خيلي خوب پيش مي رفت. ‏اين آمريکايي اهل نيوجرسي، دلتنگي را کنار گذاشته بود و پس از بستري شدن در بيمارستان، چند هفته اي ‏طول کشيد تا توانست به کاري که براي انجام آن به ايران آمده بود، برگردد. ‏
‏ ‏
جدا از زمين بازي، مور سعي مي کرد تا آنجا که مي توانست از ايران ديدن و در اين کشور تجربه کسب کند. ‏البته اين سير و سياحت براي جاش مور با آن قدوقواره بي حاشيه هم نبوده است. شايد براي آن دسته از ‏ايرانياني که جلوي او را در خيابان مي گرفتند و از او مي خواستند با آنها عکس بگيرد- زنان چادري، کودکان ‏خنداني که مور آنها را مانند توپ بسکتبال بغل مي کرد و مردان ايراني- مور شبيه يک شخصيت افسانه اي ‏بود. اما اين بازيکن اسبق تيم ‏NBA‏ به يک دليل بسيار عادي در باتلاق بسکتبال قرار گرفت: امرار معاش ‏کردن در بازار جهاني پررونق بسکتبال.‏
‏ ‏
مور پس از اينکه در بازي دو دبيرستان و دانشگاه ميشيگان از خود فداکاري نشان داد و بازي را واگذار کرد ‏و پس از يک فصل نيمکت نشيني تيم ان بي اي بخاطر مصدوميت، در سال 2004 و در سن 23 سالگي پايان ‏احتمالي زندگي ورزشي را پيش روي خود تجسم کرد. مرگ برادر و مادربزرگش باعث افسردگي او شد و ‏پس از آن، به گفته او، "بخاطر اينکه واقعا ً از نظر روحي آماده نبودم، فرصت هاي کمي براي بازي داشتم. ‏بنابراين، پول چنداني هم نصيبم نمي شد."‏
‏ ‏
او مي گويد، " فرصت بازي در ايران واقعا ً يکهو از غيب پيدا شد، اما معمولا ً عملکرد اکثر بازارهاي ‏خارجي اينطور است. فيلم يک بازي خوب و يک اسم باعث مي شود شما از هر جايي سر دربياوريد." وجه ‏مشترک تيم هاي ليگ هاي بزرگ و کوچک خارجي اين است که آنها يک نياز دائمي براي يافتن استعدادهاي ‏جديد دارند و به اين منظور مايلند بازيکن خارجي استخدام کنند. از اين رو، جاش مور در ماه اکتبر شغلي در ‏ليگ برتر ايران يعني بيم ‏‎(BEEM)‎‏ پيدا کرد.‏
‏ ‏
اما اگرچه فيلم بازي مور، او را به ايران کشاند، اما قوانين ليگ برتر، مشکلات ويزا و عفونت رودۀ او ‏بخاطر غذاي رستوران بابلسر، مانع از شرکت او در بازي شدند. از اين رو او کاري را کرد که هر مغز ‏کامپيوتري که دچار مسموميت غذايي شده و در ايران يکه و تنها مانده است، انجام مي دهد: او يک وبلاگ راه ‏اندازي کرد. مور مي گويد: "در واقع راه اندازي وبلاگ اول توسط همسرم به من پيشنهاد شد تا به اين ترتيب ‏بتواند ايران را ببيند." اين وبلاگ ابتدا يک سفرنامه عادي بود، که در آن يک فيلم کوتاه دربارۀ بازديد از اتاق ‏خواب مجلل کاخ شاه و عکس هايي از مور در حال کوتاه کردن موي سر در آرايشگاهي در تهران منتشر ‏شدند، اما در مدتي کوتاه اين وبلاگ نقش مهم تري براي خوانندگان مور و خود اين ورزشکار پيدا کرد. ‏
‏ ‏
مور مي گويد: "راه اندازي وبلاگ باعث شد من کيف وسايل ورزشي ام- ‏DVD، سيستم بازي ويدئويي، آيپاد ‏و غيره- را کنار بگذارم و توجه بيشتري به محيط اطرافم بکنم." بنابراين مور در حاليکه مجهز به يک ‏مترجم، يک مبايل دوربين دار و يک حس خوش طبعي بود، تا جايي که مي توانست ايران را تجربه کرد. ‏اگرچه بخشي از آن چيزهايي را که او در ايران مشاهده کرده ممکن است براي جمهوري اسلامي تکان دهنده ‏باشند- در يکي از مطالبش او شرح مي دهد که به طور تصادفي با يک صحنه همجنس بازي در کلکچال ‏پارک جمشيديه تهران روبرو شد- اما بيشتر آنها درست به اين خاطر که خيلي آشکار و محسوس هستند، قابل ‏توجه اند. ‏
‏ ‏
پس از گفتگوهاي بسيار با دوستان و غريبه ها، مور به اين نتيجه رسيده است که ايرانيان "آمريکا را دوست ‏دارند. آنها با سياست ما و خودشان مشکل دارند، اما به اندازه کافي باهوش هستند که مسأله دولت و مردم را ‏از يکديگر جدا کنند، چون که آنها هر روز با اين مسائل روبرو هستند." اما با وجود اينکه مور ايران را ‏بعنوان طرفدار اين کشور و ملتش ترک کرده است، نظر خوبي نسبت به ليگ برتر ايران ندارد. او مي گويد:‏‎ ‎‏"من ايران را بعنوان مکاني براي ديدن توصيه مي کنم، اما نه بعنوان يک ليگ براي هيچ کس." مور در ماه ‏نوامبر به آمريکا بازگشت و هنوز هم به فعاليتش در وبلاگ ادامه مي دهد.‏
‏ ‏
منبع: وال استريت ژورنال، 3 ژانويه ‏

PersianMarin News Archive