PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Tuesday, April 29, 2008

تشدید تهديدهای نظامی عليه ايران --تحليل لس آنجلس تايمز از لحن تازه نظامیان آمریکا

tashdidtahdidinezami.jpg

جولين ای بارنز

مسوولان نظامی ايالات متحده با اعلام اين مطلب که شواهد جديدی از پشتيبانی ايران از ‏حملات عليه نيروهای ايالات متحده به عنوان بخشی از تلاش های اين کشور برای بی ثباتی ‏عراق در دست دارند، دور تازه ای از هشدارها و اتهامات علنی را به سوی ايران روانه کرده ‏اند. ‏

درياسالار مايکل جی مولن، افسر عاليرتبه ايالات متحده و رئيس ستاد مشترک ارتش اين ‏کشور، در یک مصاحبه تلویزیونی ايران را متهم کرد برخلاف وعده هايش برای کاهش ‏جريان انتقال سلاح به سوی جنگجويان عراقی، به افزايش نقل و انتقال تجهيزات دست زده ‏است. ‏

سخنان مولن تنها چند روز پس از اظهارات تند ژنرال پتراوس فرمانده نظامی آمریکا درعراق ‏و رابرت گيتس، وزير دفاع آن کشورايراد شده است. ‏

از اين گذشته، افسران نظامی در عراق قصد دارند شواهدی را که مولن از آنها به عنوان ‏‏"نفوذ شوم" ايران نام برده، به تماشای عموم بگذارند. ‏

مقامات نظامی می گويند اين طور نيست که يک عزم همگانی محکم برای تشديد فشارها عليه ‏ايران بوجود آمده باشد. اما با توجه به سخنان آنها در کنار هم، بروز تغيير در ديدگاه های آنها ‏مشهود است. به نظر می رسد اميدهايی که در سال گذشته برای کاهش دخالت های ايران در ‏امور عراق بوجود آمده بود در حال محو شدن است، و نظامیان به تجديد هشدارها و مطرح ‏کردن دوباره احتمال اقدام نظامی عليه اين کشور رو آورده اند. ‏

مولن گفت هرچند فکر کردن به آغاز يک جنگ سوم در خاورميانه، بعد از عراق و ‏افغانستان، برای نيروهای نظامی ايالات متحده "بی نهايت سنگين" خواهد بود، اما هيچ دشمن ‏بالقوه ای نبايد خيال دست درازی به خود راه بدهد. ‏

او گفت: "من مخصوصاً قابليت هايمان را در نيروهای دريايی و هوايی محفوظ نگه داشته ام. ‏پس اين که آن ها فکر کنند ما از آمادگی عملياتی دور هستيم، يک اشتباه بزرگ خواهد بود."‏

جرج بوش و مقامات دولت وی از سوی مخافان سياسی متهم شده اند که با انتقادات خود به ‏ايران، قصد دارند توجهات را از جنگ فرسايشی عراق منحرف سازند.‏

افسران نظامی در واشنگتن و بغداد اين نظر را رد می کنند که مخاطب انتقادات اخير آنها، ‏هرکسی به جزء رهبران دولت ايران هستند. آنها گفتند اظهاراتشان جنبه نظامی دارد.‏

گيتس و مولن، هر دو بارها اعلام کرده اند که از رويارويی با ايران پرهيز می شود. مولن و ‏ساير مقامات نظامی گفته اند که مشکلات با ايران می تواند و بايد از راههای ديپلماتيک حل و ‏فصل شوند. ‏

ممکن است اظهارات محکم تر عليه ايران، بازتابی از تغيير ماهيت تهديدات موجود در عراق ‏باشد. ايالات متحده موفق به تضعيف القاعده شده و با بسياری از ستيزه جويان سنی سابق، به ‏توافق آتش بس دست يافته است. ‏

با از ميان برداشته شدن همه آن ترديدها، اينک فقط جنگجويان مسلمان شيعه و مورد حمايت ‏ايران باقيمانده اند که جدی ترين خطر را برای ثبات عراق دارند. ‏

ناتان فرير، کارشناس سابق نظامی در عراق و ناظر ارشد در مرکز مطالعات بين المللی و ‏استراتژيک می گويد: "اين يک صف آرايی چالش ها است."‏

او گفت: "قضاوت مستدل نظامی اين است که گروه های شيعه ای که خارج از محدوده کنترل ‏دولت به فعاليت مشغول اند، چالش واقعی را پيش روی پيشرفت بيشتر در برابر عراق قرار ‏داده اند."‏

ايران ارتباط خود با نوری المالکی، نخست وزير عراق، را با دقت بسياری برقرار کرده ‏است، اما در عين حال با جنبشی که تحت رهبری مقتدی الصدر- روحانی تندروی شيعه- می ‏باشد نيز روابط خودحفظ کرده است. ‏

جنگ اخير بصره، در جنوب عراق و بين نيروهای دولتی با گروههای تحت سازماندهی ‏الصدر، از ديد کسانی که در پنتاگون مشغول به کار هستند، تصوير واضحی از قابليت ايران ‏در شعله ور ساختن و پايان بخشيدن به خشونت ها محسوب می شود. بعضی از مقامات نظامی ‏اعتقاد دارند، اين ايران بوده که صدر را برای آتش بس با المالکی متقاعد ساخته است. مولن ‏هم گفت جنگ بصره يک تاکيد آشکار بر نفوذ همه جانبه ايران در عراق بوده است. ‏

او گفت: "من معتقدم که وقايع اخير، مخصوصاً عمليات بصره، نشان داد ايران تا چه حد و تا ‏کجا برای بی ثباتی در عراق پيش رفته است."‏

برخی از کارشناسان اظهارات اخير را به رويکرد جديد ايالات متحده نسبت می دهند. تريتا ‏پارسی، يک انديشمند مسايل خاورميانه و رييس شورای ملی ايران وآمريکا، می گويد خيلی از ‏کشورهای عربی مايلند شاهد موضع سخت تری از سوی ايالات متحده در برابر ايران باشند.‏

ايالات متحده بر عربستان سعودی و ساير کشورهای عربی منطقه فشار وارد کرده تا ‏سفارتخانه هايشان را در عراق بازگشايی کنند. اما پارسی می گويد کشورهای عربی به اين ‏شرط حاظر به حمايت از دولت المالکی شده اند، که ايالات متحده ترتيبات لازم برای کم شدن ‏نفوذ ايران در عراق را فراهم آورد.‏

پارسی گفت: "يکی از خواسته های کشورهای عربی برای همکاری با دولت تحت رهبری ‏شيعه در عراق، اعمال فشار آمريکا بر ايران و اطمينان خاطر از اين است که دولت عراق به ‏دست ايرانی ها نمی افتد."‏

منبع: لوس آنجلس تايمز – 26 آوريل ‏

Sunday, April 27, 2008

پيام مقامات نظامي آمريکا به ايران -- گزارشي از سانفرانسيسکو کرونيکل

niroyeamrica.jpg

لوليتا سي بالدور

مقامات نظامي ايالات متحده روز جمعه مدعي شدند ايران به تشديد حمايت هاي خود از ستيزه جويان عراقي دست زده است. ايران با تجهيز جنگجويان عراقي به سلاح هايي که به تازگي توليد شده اند و نيز با عبوردادن آنان از مرزهاي خود براي آموزش ديدن توسط اعضاي سپاه پاسداران، بر حمايت هاي خود افزوده اند.

دريادار مايک مولن، رييس ستاد مشترک آمريکا، گفت ارتش آمريکا خود را براي ارايه مدارکي آماده مي سازد- نظير تاريخ ثبت شده بر روي مجموعه تسليحاتي که به تازگي کشف شده اند- که نشان مي دهد تجهيزاتي که اخيراً در ايران توليد شده اند، به طور فزاينده اي راهي عراق شده اند.

مولن از ارايه جزييات اين مدارک خودداري کرد، معذالک انتظار مي رود اين اطلاعات تا اوايل هفته آينده از سوي رهبران نظامي اين کشور در عراق فاش شوند. در همين حال، يک مقام ارشد نظامي ديگراعلام کرد اين تجهيزات شامل خمپاره ها، راکت ها، سلاح هاي کوچک، بمب هاي جاده اي و مواد منفجره ضد زره پوش – موسوم به EFP - است که در ماه هاي اخير توسط نيروهاي نظامي کشف شده اند.

اين مقام که به خاطر علني نشدن اطلاعات از ذکر نامش خودداري کرده، گفت تاريخ حک شده بر روي برخي از اين تجهيزات به زمان پس از موافقت اواخر سال گذشته ايران باز مي گردد که بر اساس آن ايران تعهد کرده بود پشتيباني از ستيزه جويان را متوقف کند.

ضمناً اين شواهد شامل اطلاعات بدست آمده از بازداشت شدگاني نيز هست که تحت آموزش اعضاي سپاه قدس ايران قرار گرفته اند. اين موارد همچنين اخبار مربوط به ستيزه جوياني که دستورالعمل لازم براي نحوه آموزش ساير جنگجويان را دريافت نموده اند، را نيز شامل مي شود.

مقامات گفته اند که بخشي از تجهيزاتي که قرار است اطلاعات آنها به اطلاع عموم برسد، مربوط به پشتيباني ايران از ستيزه جويان در جريان جنگ اخير بصره در جنوب عراق است.

مولن از مشاهده مدارکي خبر داده است که "نه تنها بر کشف اخير تسليحات دلالت مي کند، بلکه نشان مي دهد اين تجهيزات به تازگي توليد شده اند."

ضمناً او هشدار داد که آمريکا در صورت لزوم، از قدرت کامل براي حمله به ايران برخوردار است.
در عين حال، هم مولن و هم رابرت گيس- وزير دفاع ايالات متحده- تاکيد کرده اند عليرغم اينکه همه گزينه از جمله اقدام نظامي هنوز روي ميز قرار دارند، آنها ترجيح مي دهند از اهرم هاي ديگري براي اعمال فشار بر ايران استفاده کنند.

مسوولان نظامي ايالات متحده در ارتباط با جزييات ادامه تلاش هاي ايران در پشتيباني از تروريسم در عراق، در حال ارسال پيام هايي به تهران و بغداد هستند.

پيامي که به ايران فرستاده مي شود از اين قرار است: ايالات متحده از اقدامات ايران مطلع است و در صورت لزوم اقدام مقتضي را به عمل خواهد آورد. و اما پيام ارسالي به بغداد: اين اميد وجود دارد که رهبران عراق در برابر تاثير منفي همسايه شيعه خود ايستادگي کنند و به تلاش براي کنترل اوضاع کشور خود و سرکوبي تندروهاي شيعه ادامه دهند.

مولن گفت: "وضعيت کنوني همچنان بر استفاده از ساير ابزارهاي ملي، شامل اهرم هاي ديپلماتيک، مالي و فشار بين المللي بر ايران استوار است."

هرچند مولن از فشار سنگين آغاز يک درگيري سوم در منطقه بر روي نيروهاي نظامي کشورش مطلع است، اما به گفته خودش، او آمادگي لازم را در نيروهاي دريايي و هوايي براي انجام عمليات احتمالي نظامي به وجود آورده است.

او گفت: "اينکه فکر کنند ما دور از شرايط عملياتي هستيم، يک اشتباه بزرگ خواهد بود."

مولن اعلام کرد يافته هاي جديد هنوز دخالت مسوولان عاليرتبه دولت ايران را در تاييد روند صعودي حمايت از ستيزه جوياني که مشغول کشتار نيروهاي آمريکايي و عراقي هستند، ثابت نمي کند.

اما به گفته او، ظاهراً سرکردگان سپاه قدس از اين فعاليت ها اطلاع دارند. مولن گفت با توجه به ارتباط مستحکم ميان اين افراد با رهبران تهران، بعيد به نظر مي رسد که "آن ها نيز از موضوع مطلع نباشند."

معذالک مولن اضافه کرد: "من هيچ نشانه اي براي اثبات دست داشتن رهبران عاليرتبه ايران در اين ماجرا، در اختيار ندارم."

مسوولان نظامي ايالات متحده در اين اواخر به ابراز نظرهاي خود بر عليه ايران افزوده اند. اين تاييدي است بر اينکه اعتقاد پيشين بر توقف حمايت هاي ايران از جنگجويان عراقي در سال گذشته، نادرست از آب درآمده است. مولن مي گويد شواهد اخير بر ادامه آموزش هاي ستيزه جويان براي جنگ در عراق دلالت دارد.

او درباره ايران گفت: "من هيچ شواهدي از عقب نشيني آنها نمي بينم. جنگ بصره هم بسياري از حقايق را روشن ساخته است."

او گفت: "ما بايد به فشارها اضافه کنيم، و من انتظار ندارم در آينده بسيار نزديک وارد يک رويارويي با ايران شويم. با اينحال من به مرور زمان نگران شده ام، تنش ها ظرف همين چند سال گذشته رو به افزايش گذاشته است. ايران عکس العملي نشان نمي دهد و به نظر مي رسد آنها از نظر پشتيباني تروريسم، در حال تشديد اقدامات خود هستند."

او گفت ايران روشن ساخته که قصد دارد يک قدرت منطقه اي باشد. به گفته او، ايران ترجيح مي دهد شاهد وجود يک عراق ضعيف باشد تا بتواند بر هر آنچه در آن مي گذرد، تاثير چشمگير داشته باشد.

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 25 آوريل 2008

روحيه نظامي هيلاري کلينتون-- تحليل فرانس سوار از

hilariclinton.jpg

سيلون شازو

هيلاري کلينتون در آخرين سخنراني خود به کالبد يک فرمانده نظامي وارد شد. او با مطرح کردن اين شيوه سخنراني مي خواهد ثابت کند که رقيب دموکراتش توانايي و تجربه لازم براي رسيدن به منصب رياست جمهوري ايالات متحده را ندارد. زيرا از ديدگاه او، کسي که دفتر بيضي شکل کاخ سفيد را اشغال مي کند، در ابتدا و قبل از هر چيز فرماندهي نيروهاي مسلح امريکا را برعهده خواهد داشت. از نظر خانم کلينتون، ضرب دست مهم است و بلاغت و شيوايي بيان از اهميت بسيار کمتري برخوردارند.

او با تأکيد اين مسأله در آنتن شبکه ABC نشان داد که در صورت رسيدن به منصب رياست جمهوري، در حمله به ايران هيچ ترديدي نخواهد کرد و بي شک با اين اقدام خود قصد داشته شجاعت سياسي اش را به رخ رقيب بکشد. البته هيلاري قدري اظهارات خود را تعديل نمود و امکان حمله عليه ايران را مشروط به حمله تهران عليه اسراييل دانست.

ولي به هرحال، اظهارات ستيزه جويانه و خصمانه بيان شده اند و بسيار تلخ و درعين حال جدي به نظر مي رسند. "مي خواهم ايراني ها بدانند که اگر من رييس جمهور شوم، به ايران حمله خواهيم کرد. اگر آنها طي ده سال آينده از روي حماقت به اسراييل حمله کنند، فراموش نکنند که ما توانايي ازبين بردن کامل آنها را داريم."

آتش هسته اي

طي چند روز، اظهارات همسر رييس جمهور سابق ايالات متحده تغيير و تحولاتي کرد. در حالي که او وعده "مقابله به مثل جمعي" عليه ايران را داده بود، از اين پس با يک "نابودي کامل" روبرو خواهيم شد. اين راه حل آخر از زبان او خارج نشده، ولي در سخنان او تهديدي واقعي و جدي به گوش مي رسد. "از بين بردن" و "محو کردن" بي شک به آتشبار هسته اي اطلاق مي شود.

باراک اوباما نيز به نوبه خود همچنان با تدبير پيش مي رود. از نظر او، اظهارات سناتور نيويورک "ستيزه جويانه" است. او در مصاحبه اي در شبکه ABC اظهار داشت: "در سال هاي اخير، بارها شاهد استفاده از واژه هايي مانند محو يا نابودي کامل بوديم. در واقع، نتيجه خوبي از چنين بياناتي حاصل نمي شود. من به هيچ وجه رفتار خصمانه را نمي پذيرم."

سناتور عملگراي ايالت ايلي نوي خاطرنشان کرده است که در صورت نياز، "به شکلي قاطع و فوري" به حمله احتمالي ايران عليه اسراييل يا هر متحد ديگري واکنش نشان خواهد داد. ولي از نابودي و محو شدن چيزي بر زبان نياورد...

منبع: فرانس سوار، 22 آوريل 2008

صعود قيمت ها، جابجائي وزرا، و غرش احمدي ن‍ژاد---گزارش ليبراسيون از تورم در ايران

در سخنراني ها عليه" مافياهائي" كه به قول او اقتصاد ايران را ويران مي كنند. امروز ايران در يك وضعيّت بحراني عميق در رأي گيري دور دوّم انتخابات مجلس شركت مي كند، بحراني كه در ميان محافل محافظه كار شكاف انداخته است و رئيس جمهور ايران را در يك سالي كه تا انتخابات رياست جمهوري باقي مانده، آسيب پذير ساخته است.

آنچه كه موجب اين تلاطم سياسي شده در مرحله اوّل سطح تورم است. در آمار رسمي ميزان تورم از 4/18% در سال گذشته به 5/22% درژانويه(2008) رسيده است امّا اقتصاددانان غيردولتي مي گويند كه ميزان تورم بسيار بيشتر از ميزان اعلام شده است. حميد 22 ساله قصاب بازار وليعصر در مركز تهران از اوضاع شاكي است: "قيمت گوشت راسته بره در عرض سه سال از سه هزار تومان به هشت هزار تومان رسيده است. ديگر آدم هاي مرفه هم نمي توانند گوشت بخرند". حميد براي جبران از دست دادن مشتري هايش مجبور شده دو مغازه ديگر بخرد. ميوه و سبزي هم همين وضع را دارند و به قول علي سبزي فروش همين بازار "چون قيمت شان در عرض دو سه سال چهار پنج برابر شده نصف خريدارانش را از دست داده است".

سعيد ليلاز اقتصاد دان مي گويد: "متوسط تورم در بخش مواد غذائي 25% است امّا در بخش مسكن تورم به 100% رسيده است. در نتيجه اين وضع سطح زندگي ميليون ها ايراني به طور بيرحمانه اي سقوط كرده و به زير مرز حداقل رسيده است. علّت بسياري از جدل هاي اجتماعي امروز نبود مواد غذائي است".

بنا بر آمار مراجع رسمي 7 تا 10% مردم امروز زير مرز حداقل شرايط زيست يعني تأمين 2100 كالري
در روز، به سر مي برند. در برابر اين وضع كه از پايان جنگ ايران و عراق( 1988ـ 1980) تاكنون سابقه نداشته و طبقه متوسط ايران را نيز به شدّت تحت فشار قرار داده، سه تن از مراجع مذهبي نسبت به سياست هاي احمدي نژاد ابراز تأسف كرده اند. روزنامه آفتاب يزد به نقل از آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي مي نويسد: "از هر گوشه مي توان صداي شكايت ملّت را از قيمت هاي بالا و تورم شنيد به خصوص در مورد مسكن كه بيش تر از همه صداي مردم را در آورده است. بعضي ها[ هواداران احمدي نژاد] فكر مي كنند كه اگر ما درباره اين چيزها حرف بزنيم حكومت را تضعيف كرده ايم در صورتيكه اين درست نيست. اگر مشكلات اقتصادي حل نشوند دچار مشكلات سياسي و فرهنگي مي شويم".

حمله مراجع مذهبي براي احمدي نژاد ــ كه از اول هم محبوبيتي در ميان آنان نداشته ــ مي تواند عواقب جدي در پي داشته باشد و او را در ميان مردم از اعتبار بياندازد. احمدي نژاد در جريان مبارزات انتخاباتي سال 2005 كه به انتخاب او انجاميد با قول تقسيم پول نفت در ميان مردم به قهرمان عدالت اجتماعي بدل شد. البته او واقعاً تلاش كرده با تزريق دلارهاي نفتي به اقتصاد به وعده خود وفا كند. تورم دورقمي امروز هم كه به نظر مي رسد مهار آن ديگر ممكن نيست، ناشي از همين سياست است. و اين همه در شرايطي اتفاق مي افتد كه ايران هيچگاه به اندازه امروز ثروتمند نبوده است. در آمدهاي ايران به عنوان چهارمين صادركننده طلاي سياه در سال گذشته به 70 ميليارد دلار( تقريباً 45 ميليارد يورو) رسيد در حاليكه در زمان رياست جمهوري محمد خاتمي اصلاح طلب ميزان در امدهاي نفتي حدود دوازده ميليارد[ دلار] بود. با افزايش هر يك دلار در هر بشكه نفت حدود 900 ميليون دلار( 574 ميليون يورو) به در آمد ايران اضافه مي شود. سعيد ليلاز در اين زمينه مي گويد: "چرا راه دور برويم: فاجعه امروز نتيجه سوء مديريت، نداشتن توليدات داخلي و فساد عمومي است. اين وضع را سلطه دولت بر اقتصاد به وجود آورده است. در حال حاضر 65 تا 70% كارخانه ها متعلق به دولت است. اگر مي خواهيم اقتصاد بهتري داشته باشيم بايد 180 درجه تغيير مسير دهيم". او در مورد نقش تحريم هاي شوراي امنيّت مي گويد: "نقش تحريم ها ناچيز است. ما سي سال است كه به تحريم هاي يك جانبه آمريكا كه صد درجه شديدتر از تحريم هاي شوراي امنيت بوده عادت كرده ايم. هردوي آن ها در مجموع هم مهم نيستند. ايران توانسته در 14 كشوري كه در اطرافش وجود دارند شبكه هاي بسيار مؤثري براي دور زدن تحريم ها ايجاد كند".

احمدي نژاد "دشمنان داخلي" و" مافياهاي اقتصادي" را متهم مي كند كه در برنامه اقتصادي او
خرابكاري مي كنند و بدون آنكه از كسي نام ببرد به نزديكان هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور اسبق كه در پشت پرده فعالند،اتهام مي زند. رفسنجاني در برابر اين اتهامات واكنش نشان مي دهد:" بالا رفتن قيمت مواد غذائي بيشتر از همه به فقرا لطمه مي زند. درصورت گسترش بي عدالتي مردم حق دارند عكس العمل نشان دهند".

نتيجه اين جنگ آشكار ميان دار و دسته محافظه كاران اينست كه رئيس جمهور وزرايش را يكي پس از ديگري عوض مي كند. روز نهم آوريل نوبت داوود دانش جعفري وزير اقتصاد بود. قبل از او مدير برنامه و بودجه، رئيس بانك مركزي، وزير نفت و وزير صنايع به اين سرنوشت دچار شدند. چرا چون همه مخالف سياست او بودند.

منبع: ليبراسيون، 25 آوريل

Saturday, April 26, 2008

نگراني القاعده از قدرت گرفتن ايران-- نگاه لس آنجلس تايمز به اظهارات جديد الظواهري

zavahari.jpg

لي کيت

رهبر شماره 2 القاعده با انتشار يک نوار صوتي، ايران شيعه را متهم کرد که با ايجاد ترديد درباره عاملين ‏حملات 11 سپتامبر، به بي اعتباري قدرت اين شبکه تروريستي سني مذهب اقدام مي کند. ‏

اخطار ايمن الظواهري، معاون اسامه بن لادن، به ايران در جريان پيام هاي اخيرش، بخشي از مقابله القاعده و به ‏عنوان بزرگترين دفاع اعراب در برابر قدرت روزافزون ايران در خاورميانه محسوب مي شود. ‏

در اظهارات الظواهري، خصومت فزاينده اي با ايران به چشم مي خورد، درحاليکه او پيش از اين به ندرت از ‏ايران نام مي برد- شايد به اين اميد که قادر به ايجاد نوعي حس مشترک با تهران در مقابله با رقيب مشترکشان، ‏يعني ايالات متحده، بشود. ايران مدت هاست که تلاش مي کند تا از القاعده فاصله بگيرد.‏

روهان گوناراتنا، يک کارشناس تروريسم و نويسنده کتاب "درون القاعده: شبکه جهاني ترور"، مي گويد ‏الظواهري قصد داشت وارد همکاري با ايران شود، اما او به خاطر عدم همکاري ايران با القاعده عميقاً سر خورده ‏شد.‏

گوناراتنا، که رييس مرکز بين المللي تروريسم و خشونت هاي سياسي از سنگاپور را برعهده دارد، مي گويد ‏اکنون به همين دليل، الظواهري مي خواهد احساسات ضد شيعه و ضد ايراني در جهان عرب و مسلمانان را ‏دستمايه قرار دهد. ‏

به نظر مي رسد الظواهري قصد دارد با پاشيدن بذر ترس و نگراني از ايران در جهان عرب و خصوصاً عراق، ‏براي خود کمک و پشتيباني جلب نمايد. او در عين حال قصد دارد حزب الله لبنان را نيز بدنام کند. اين هم پيمان ‏ايران به خاطر جنگ عليه اسراييل، حتي در ميان مسلمان سني نيز محبوبيت يافته است. ‏

اظهارات الظواهري در قالب يک نوار دو ساعته بر روي وب سايت اين گره نظامي ظاهر شده است. اين دومين ‏پيام او در هفته هاي اخير است و الظواهري به کمک اين نوار، به صدها سوالي که از سوي طرفداران القاعده و ‏ديگران پرسيده شده، پاسخ گفته است.‏

رهبران القاعده که همگي احتمالاً در نواحي سرحدي افغانستان و پاکستان مخفي شده اند، ارتباط خود را با ‏طرفدارانشان حفظ کرده اند.‏

سايـ هاي اينترنتي، وسيله کليدي رهبري مرکزي القاعده براي هدايت و جلب نظر مخاطبانشان هستند که ‏صاحبنظران مسايل تروريسم، ميزان کنترل آنها را بر روي جنگجويان اسلامي مورد ترديد قرار داده اند. اعتقاد ‏بر اين است که شاخه هاي القاعده در عراق و افغانستان داراي روابط نزديکي با هسته مرکزي شبکه هستند، اما ‏اطلاعات اندکي از ميزان کنترل بر گروههاي ساير نقاط در دست است. ‏

الظواهري در سخنان اخير خود به پرسش ها در زمينه مسايل متنوعي پاسخ داده است، اما بسياري از اين پاسخ ها ‏درباره موضوع ايران است و الظواهري به شيوه خودش به انتقاد از ايران پرداخته است. او گفت گرو هاي تحت ‏چتر هدايتي القاعده در عراق- که او اين کشور را حکومت مسلمان عراق ناميد- "نيروهاي خط مقدم در مقابل ‏سربازان صليبي- منظور ايالات متحده- را تشکيل مي دهند و با جاه طلبي هاي ايران در عراق درافتاده اند."‏

يکي از سوال ها به اين نظريه که در خاورميانه در دهان ها مي چرخد پرداخته که اسراييل در پشت پرده حملات ‏سال 2001 به مرکز تجارت جهاني و پنتاگون بوده است.‏

الظواهري به انتقاد از شبکه تلويزيوني المنار متعلق به حزب الله پرداخت که آغاز گر اين شايعه بوده است. او ‏گفت: "منظور از اين دروغپردازي روشن است. اينکه بگويند در ميان سني ها قهرماني وجود ندارد که بتواند به ‏آمريکا آسيب برساند، همانطور که هيچ کس ديگري در تاريخ وجود نداشته است. رسانه هاي ايران هم به اين ‏دروغ دامن زدند و آنرا تکرار کرده اند."‏

او اضافه کرد: "منظور ايران هم در اينجا روشن است- آنها مي خواهند در ميان بودن پاي خود را به همراه ‏آمريکا در اشغال خانه هاي مسلمانان افغانستان و عراق، لاپوشاني کنند." او ادامه داد که ايران با آمريکا در يورش ‏به افغانستان که سبب سرنگوني طابان شده است، همکاري کرده است.‏

الظواهري در نوار صورتي هفته پيش نيز ايران را به طرح هاي زياده طلبانه متهم نمود و گفت ايران در صدد ‏ضميمه کردن نواحي جنوب عراق و نيز نواحي شيعه نشين شرق است و ضمناً در پي تقويت ارتباطات خود با ‏دنباله روهايش در جنوب لبنان مي باشد. او هشدار داد که اگر ايران به خواسته هايش دست پيدا کند، "وضعيتي را ‏که همين الان هم در آستانه انفجار است، به انهدام خواهد کشيد."‏

اين اظهارات نشانه اي از يک تغيير واضح در لحن الظواهري است. او در گذشته بدنبال دامن زدن به تنش ها ميان ‏شيعه و سني نبود. وقتي ابو مصعب الزرقاوي، رييس پيشين القاعده در عراق، در پي سازمان دادن يک حرکت ‏بمب گذاري انتحاري عليه شيعيان در عراق بود، الظواهري با ارسال پيامي به وي، خواستار توقف اين حرکت شد ‏تا مبادا وجهه القاعده تخريب نشود. ‏

گوناراتنا مي گويد احتمالاً اين تغيير در لحن او مي تواند به خاطر ناتواني القاعده از رهايي افرادي از القاعده باشد ‏که از زمان اشغال افغانستان توسط ايالات متحده، در بازداشت ايران به سر مي برند. از جمله بازداشت شدگان، ‏سيف العادل، رييس امنيتي القاعده، و نيز دو تن از پسران بن لادن مي باشند. ‏

گوناراتنا مي گويد حدود 200 نفر از چهره هاي القاعده به همراه خانواده هايشان، در بازداشت خانگي در ايران به ‏سر مي برند. تهران از مذاکره با القاعده بر سر آزادسازي اين عده، خودداري کرده است. ‏

او گفت القاعده از قدرت کافي براي حمله به ايران برخوردار نيست، اما قصد دارد در آينده به اينکار مبادرت ‏ورزد. "به اعتقاد ايران اگر القاعده در عراق قدرتمند شود ... مي تواند يک تهديد بزرگ محسوب شود."‏

منبع: لس آنجلس تايمز – 22 آوريل ‏

Wednesday, April 23, 2008

پاسخ هسته اي آمريکا به ايران؟ -- نگاه ام بي سي به اظهارات هشدارآميز کلينتون

سناتور هيلاري کلينتون روز دوشنبه تاکيد کرد که اگر ايران دست به يک حمله هسته اي به اسراييل بزند، او ‏نيز به عنوان رييس جمهور دستور استفاده از سلاح هسته اي دربرابر ايران را صادر خواهد نمود.‏

کلينتون در مصاحبه اي با شبکه ام اس ان بي سي، گفته هاي خود در جريان گردهمايي دموکرات ها در ‏فيلادلفيا در هفته گذشته را مورد تاکيد قرار داد. اين سناتور دموکرات از نيويورک بدون توضيح بيشتري گفته ‏بود که حمله ايران به اسراييل، يک "اقدام تلافي جويانه سنگين" را براي اين کشور به دنبال خواهد داشت. ‏کلينتون در مصاحبه روز دوشنبه تصديق کرد که به رهبران ايران هشدار مي دهد "هرگونه استفاده از ‏تسليحات هسته اي عليه اسراييل، باعث تحريک ايالات متحده براي يک پاسخ هسته اي خواهد شد."‏

او گفت که متحدان ايالات متحده در خاورميانه، توسط ايران مورد "ارعاب و در موضع انفعال" قرار گرفته ‏اند و اين خود سبب تشديد "بي ثباتي فوق العاده" به خاطر مسابقه تسليحاتي در آن منطقه شده است.‏

او گفت: اگر ايران بدنبال توسعه زرادخانه هسته اي باشد، "من مي توانم تصور کنم آنها (ساير کشورها) نيز ‏براي بدست آوردن سلاح هسته اي به تکاپو بيفتند."‏

کلينتون گفت ايجاد يک "چتر امنيتي" جديد توسط ايالات متحده براي اطمينان خاطر اسراييل و ساير هم ‏پيمانان اين کشور در منطقه از اينکه مورد تهديد ايران قرار نخواهند گرفت، امر حياتي است. او گفت که به ‏اين کشورها اطلاع خواهد داد "اگر شما هدف يک حمله غافلگير کننده هسته اي از سوي ايران قرار بگيريد، ‏ايالات متحده، و اميدوارم متحدان ما از ناتو، به آن پاسخ خواهند داد."‏

اشاره کلينتون به استفاده از گزينه هسته اي در هفته گذشته، موج جديدي از اظهار نظرهاي سياسي مبني بر ‏تلاش او در قرار دادن خود در موضع يکي از بازها در گرماگرم همايش هاي اوليه انتخاباتي، را بدنبال ‏داشت. سناتور باراک اوباما، نامزد رقيب دموکرات او از ايلينوز، گفته است که او هيچ گزينه اي را در قبال ‏تبديل ايران به يک قدرت هسته اي، از نظر دور نخواهد داشت. اما او مشخصاً عنوان نکرده که قصد استفاده ‏از سلاح هاي هسته اي را در سر دارد.

اظهارات کلينتون، بازتاب خط مشي تبليغاتي اخير او در پنسيلوانيا است که به عقيده تحليلگران انتخاباتي در ‏هر دو ستاد انتخاباتي دموکرات ها، او براي ادامه به عنوان يک نامزد معتبر در رقابت ها نياز به پيروزي در ‏راي گيري هاي روز سه شنبه در آنجا خواهد داشت. ‏

منبع: ام بي سي، 21 آوريل‏

Monday, April 21, 2008

در ايران ‏ ‏ADSLوضعيت


يک سال پيش، خبري در رسانه هاي ايران منتشر شد که حکايت داشت: "وزير مخابرات دسترسي کاربران ‏خانگي به اينترنت را با سرعت بيش از 128 کيلوبيت ممنوع کرده است." از زمان ممنوع شدن اينترنت پر ‏سرعت يا ‏ADSL‏ توسط دولت نهم، آنچه در کشور با اين نام ارايه مي شود محدود به چند مرکز مخابراتي در ‏نقاط پراکنده اي در تهران است که حداکثر سرعت آن ها از 100 کيلو بايت تجاوز نمي کند. به عبارت ديگر در ‏ايران هنوز دريافت تصوير و صدا از اينترنت ممکن نشده است. ‏

در گزارش حاضر، با توجه به اهميت اينترنت پر سرعت براي شکوفايي ملي ايران، به وضعيت اين پديده در ‏جهان و ايران پرداخته شده است.‏

‎اينترنت پر سرعت‎

با بهره‌گيري از فناوري‎ ADSL‎كاربران قادر خواهند بود تنها با استفاده از يك خط تلفن، كامپيوتر و مودم‎ ‎ADSL، به صورت دايم و با سرعتي بالا به اينترنت متصل شوند. به سخني ديگر، با استفاده از اين فناوري، ‏امكان استفاده‌ي دو منظوره از يك خط تلفن فراهم مي‌ شود، تا ضمن استفاده از اين خط براي مكالمه‌هاي تلفني، از ‏آن براي برقراري ارتباط پرسرعت و بدون قطعي با اينترنت و بدون هزينه‌ پالس تلفن بهره جست‏‎. ‎

افزون براين امكان آنچه كه اين فناوري را از ديگر فناوري‌هاي اتصال به اينترنت متمايز ساخته، سرعت بالاي آن ‏است. به گونه‌اي كه مي‌توان با استفاده از‎ ADSL ‎با سرعتي تا 40 برابر بيشتر از اتصال از طريق شماره‌گيري ‏تلفني به اينترنت متصل شد‎. ‎

در حال حاضر، فناوري‎ ADSL ‎امكان دريافت داده‌ها را با سرعتي تا حد 8‏‎ Mbps ‎و ارسال داده‌ها را با سرعتي ‏تا حد 1‏‎ Mbps ‎فراهم مي‌آورد‎. ‎

گفتني ا‌ست كاربران به دليل ارتباط پرسرعت و دايمي با اينترنت امكان مشاهده فيلم‌ها و برنامه‌هاي تصويري ‏درخواستــي از طريق اينتـــرنت و تلويزيــــون خانگي‎ (Video on Demand)‎، امكان استفاده از بازي‌هاي ‏اينترنتي‎ (Gaming) ‎و... را خواهند داشت.‏

‎وضعيت اينترنت پر سرعت در جهان‎

‏ بر اساس گزارش ها، در كشور كره جنوبي خطوط اينترنت فوق سريع با زندگي مردم گره خورده و در كشور ‏فرانسه هم خطوط پرسرعت ۲۰ مگابيتي در ثانيه به كاربران عرضه مي شود‏‎. ‎

يکي از کشورهايي که اين روزها توانسته است سرعت اتصال به اينترنت را تا چند برابر افزايش دهد، آمريکاست. ‏
بر اساس آمارهاي رسمي منتشره شده از سوي دولت ايالات متحده، 86 درصد آمريکايي هايي که درآمد سالانه ‏آنها بيش از 75 هزار دلار است به اينترنت پرسرعت دسترسي دارند و 38 درصد کساني که درآمد سالانه کمتر ‏از 30 هزار دلار دارند نيز از اينترنت پرسرعت استفاده ميکنند. ‏‎ ‎
به گفته يک گروه خبري آزاد به نام ‏Free Press‏ که از حاميان شبکه اينترنت بيسيم محسوب ميشود، هماکنون در ‏سراسر ايالات متحده بيش از صدها شبکه بيسيم وجود دارد که خدمات خود را در اختيار کاربران ميگذارند. در ‏شهر آستين (‏Austin‏) در تگزاس شبکه غيرانتفاعي موجود است که بيش از 100 منطقه را تحت پوشش خود ‏قرار ميدهد و حدود 57 هزار مشترک دارد. حدود 70 درصد کاربران شبکه شهر آستين را شرکت هاي کوچک، ‏کتابفروشي ها، کتابخانه‎ ‎ها و مغازه‎ ‎ها تشکيل ميدهند که براي تبليغ به کاربران خود اينترنت بيسيم ارائه ميکنند.‏
از ديگر کشورهايي که در زمينه اينترنت پرسرعت موفق بوده، ميتوان به آلمان اشاره کرد. آلمان در سطح اتحاديه ‏اروپا يکي از کشورهاي پيشگام در عرصه فناوري ارتباطات و اطلاعات است. ‏

هم اکنون در آلمان براساس آمارهاي به دست آمده، 36/16 درصد از کاربران آنلاين آلماني از اينترنت پرسرعت ‏استفاده ميکنند که اين ميزان بسيار کمتر از کشورهاي دانمارک و هلند است که در اتحاديه اروپا از رهبران اين ‏عرصه به شمار ميروند. ‏

طبق اين آمارها، 30 درصد کاربران آنلاين در هلند و دانمارک از اينترنت پرسرعت استفاده ميکنند. تازه ترين ‏گزارش اتحاديه اروپا که در ژوئيه 2007 در خصوص گسترش پهناي باند و مبارزه با شکاف ديجيتالي در 27 ‏کشور اروپايي منتشر شد نيز نشان ميدهد مبارزه با شکاف ديجيتالي در آلمان 8/5 درصد رشد داشته است. از ‏سويي ديگر، افزايش رشد تقاضاي ورود به اينترنت در آلمان تا ژوئن 2006 موجب شده است در بازار اين کشور ‏بيش از 12 ميليون مشترک جديد براش شبکه ‏ADSL‏ ايجاد شود. پيشبيني ميشود اين رقم تا سال 2009 به دو ‏برابر افزايش يابد.‏

اين پيشرفت ها از مرزهاي آمريکا و اروپا نيز فراتر رفته و به چين نيز رسيده است. با افزايش تقاضا براي ‏تماشاي تصاوير ويدئويي، تجارت الکترونيکي و بازي هاي آنلاين، تا پايان سال 2007 بازار اينترنت پرسرعت ‏در چين از آمريکا نيز پيشي گرفت و به بزرگترين قطب اينترنت پرسرعت در چين طي سه ماهه اول سال 2007 ‏با 5/4 ميليون افزايش به 3/56 ميليون رسيد که در اين مدت 4/60 ميليون آمريکايي از اينترنت پرسرعت استفاده ‏کردند. ‏

در نيمه نخست سال گذشته 3/4 درصد از جمعيت 3/1 ميليارد نفري اين کشور و 3/14 درصد از خانه هاي چيني ‏مشترک سرويس پرسرعت اينترنتي شدند. ‏

در اين آمارها اعلام شده است تعداد کاربران اينترنتي در چين با افزايش 30 درصدي در سال 2006 به 132 ‏ميليون نفر رسيد. گفته ميشود هم اکنون بيش از 210 ميليون چيني از اينترنت پرسرعت استفاده ميکنند. اين در ‏حالي است که چين در عرصه هاي سياسي و حقوق بشر يکي از محدود کنندگان دسترسي به جريان آزاد اطلاعات ‏محسوب مي شود و فيلترينگ آن هميشه مثال زدني بوده است.‏

سنگاپور براي مصرف بيشتر کاربرانش از اينترنت پرسرعت و جذب تعداد بيشتري از افراد به سوي آن طرح ‏رايگان سازي اينترنت باندپهن را براي سال ۲۰۰۷ در دست اجرا دارد.‏

هم اکنون قيمت اينترنت پرسرعت در کشور سنگاپور جزو ارزان ترين اقلام به شمار مي رود به طوري که ‏اينترنت با پهناي ۴ مگابيت بر ثانيه در حدود ۳۵ هزارتومان ماهانه و اينترنت ۶.۵ مگابيت در حدود ۴۵ ‏هزارتومان و اينترنت ۳۰ مگابيت بر ثانيه در حدود ۷۰ هزارتومان ماهانه قيمت دارد.‏

تله کام ايتاليا اعلام کرده که بر پايه طرح صنعتي جديد خود ظرف دو سال آينده 100درصد شهروندان اين کشور ‏از اتصال ‏Adsl‏ برخوردار مي شوند و سرويس اتصال جديد ‏Vdsl‏ نيز با حداکثر سرعت يک گيگابيت برثانيه به ‏کاربران خانگي عرضه مي شود.‏
‏ ‏
‎مقايسه سرعت اينترنت در ايران با اينترنت جهاني‎

چندي پيش نويسنده‌ي وبلاگ "کيبورد آزاد" نموداري را در وبلاگش از مقايسه‌ سرعت اينترنت کشورهاي مختلف ‏جهان منتشر کرده بود. بالاترين سرعت اينترنت را در جهان ژاپني‌ها دارند. اين طور که نويسنده‌ي وبلاگ ‏‏"کيبورد آزاد" مي‌گويد: "سرعت اينترنت درايران يک هشتم سرعت اينترنت در کم‌سرعت‌ترين کشور جهان است. ‏سرعت اينترنت رايگان در كره جنوبي ٥٠٠ برابر سرعت اينترنت پولي در ايران است و اينترنت پرسرعت ‏‏(‏ADSL‏) به معناي واقعي در ايران وجود ندارد."‏

كارشناسان حوزه ارتباطات و فناوري اطلاعات مي گويند: "طبق استانداردهاي بين المللي حداقل سرعت اينترنت ‏ADSL، ٥١٢ كيلو بيت در ثانيه است، درحالي كه در ايران اين سرعت به كمتر از ١٠٠ كيلو بيت در ثانيه مي ‏رسد!"‏

‎وضعيت اينترنت پر سرعت در ايران‎

وزارت ارتباطات و فنآوري اطلاعات دسترسي کاربران خانگي به اينترنت را با سرعت بيش از 128 کيلوبيت ‏ممنوع کرده است.‏

براساس آمارهاي منتشر شده، حدود 90 درصد از کاربران اينترنت درايران همچنان از سيستم ‏Dial-Up‏ (خطوط ‏تلفن )استفاده ميکنند در حالي که سرعت خطوط اينترنت در ايران با استفاده از سيستم ‏Dial-Up‏ زير 50 کيلوبيت ‏در ثانيه است، ساکنان بيشتر کشورهاي اروپايي و برخي کشورهاي آسيايي دور و آمريکا از اينترنتي با سرعت ‏‏512 کيلوبيت تا يک الي سه مگابيت در ثانيه استفاده ميکنند و با اين حساب سرعت اينترنت در ايران همواره ‏مورد اعتراض کاربران بوده است. استفاده از خطوط ‏ADSL‏ پس از فراهم شدن زير ساخت هاي مخابراتي و سر ‏مايه گذاري بخش خصوصي در اين زمينه با يک آيين نامه وزير مخابرات به حداکثر 128 کيلو بيت محدود و ‏ارايه بيش از آن ممنوع شد. اين ميزان هم در عدم همکاري مراکز مخابراتي و محدوديت هاي ديگر عملا براي ‏کاربران غير قابل دسترسي است.‏

نگاهي اجمالي به تاريخچه کوتاه ‏ADSL‏ در ايران نشانگر وضعيت اسفناک دسترسي کاربران ايراني به شبکه ‏جهاني وب است. شبکه اي که انتظار داريم در "نوآوري و شکوفايي" کشور نقش محوري بازي کند.‏

‎ضريب نفوذ اينترنت پرسرعت در ايران فقط ٠١/٠ درصد‏‎

دكتر علي اكبر جلالي، استاد دانشگاه علم و صنعت و پژوهشگرIT، مي گويد: "اينترنت پرسرعت در جهان ‏استانداردهاي خاصي دارد. در بسياري از كشورهاي دنيا سرعت ٥/١ مگابيت بر ثانيه را سرعت معمول براي ‏اينترنت پرسرعت مي دانند، اين در حالي است كه در برخي كشورها از جمله ايران ‏ADSL‏ (اينترنت پرسرعت) ‏به عنوان يك وسيله ارتباط پرسرعت تلقي مي شود كه حداكثر سرعت آن فقط ١٢٨ كيلو بيت بر ثانيه براي مردم ‏است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در حال حاضر در ايران اينترنت پرسرعت هنوز حتي براي كاربران به ‏صورت ملموس و به معناي واقعي عرضه نشده است."‏

به گفته دكتر جلالي، قرار بود ١٣ شركت ‏PAP‏( ارايه دهنده اينترنت پر سرعت) از سال ٨٣ با سرمايه گذاري ‏‏٢٠٠ ميليارد توماني، مسووليت توسعه اينترنت پرسرعت را برعهده بگيرند اما عملا دچار مشكل شدند و نتيجه ‏اين كه در كمال تاسف ضريب نفوذ اينترنت پرسرعت در ايران فقط ٠١/٠ درصد است. يعني از هر ١٠ هزار ‏ايراني فقط يك نفر به اينترنت پرسرعت دسترسي دارد، همين تعداد كم پورت اينترنت پرسرعت نيز فقط در ‏شهرهاي بزرگ راه اندازي شده است.‏

عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت در ادامه مي گويد: يکي از دلايل عمده عقب ماندگي کشور در عرصه ‏کاربردهاي فناوري اطلاعات، نگراني از ارائه خدمات ‏ADSL‏ است.‏

‎نفوذ ‏ADSL‏ يك نهم برنامه چهارم توسعه‎

براساس برنامه چهارم توسعه تا پايان سال ٨٨ (پايان اين برنامه) تعداد پورت هاي فعال ‏ADSL‏ بايد به ٥/١ ‏ميليون پورت برسد؛ درحالي كه هم اكنون به جاي ٩٠٠ هزار پورت فعال، كمتر از ١٠٠هزار پورت فعال ‏ADSL‏ وجود دارد. به عبارت ديگر نفوذ ‏ADSL‏ در ايران يك نهم ميزان پيش بيني شده در برنامه چهارم توسعه ‏است.‏

متخصصان اين حوزه معتقدند؛ شركت مخابرات با فراهم نكردن تسهيلات لازم و محدود كردن سرعت اينترنت ‏ADSL‏ باعث ورشكستگي شركت هاي ‏PAP‏ شده و اكنون نيز برخلاف اصل ٤٤ قانون اساسي در مورد لزوم ‏توجه به امر خصوصي سازي، خود براي راه اندازي پورت هاي ‏ADSL‏ وارد عمل شده است.‏

در حال حاضر سطح توسعه يافتگي کشورها براساس پهناي باند اينترنت سنجيده مي شود و فراواني اطلاعات يا ‏داده هاي الکترونيکي روي شبکه اينترنت معيار توسعه يافتگي کشورهاست که متاسفانه در هر دو مورد ذکر شده ‏کشور ما دچار مشکل جدي است.‏

مهندس عليرضا علمي دبير انجمن شرکت هاي اينترنتي با بيان اينکه حتي اگر بستر هم فراهم باشد با توجه به نوع ‏خطوط تلفن نمي توان اينترنت پرسرعت داشت، در زمينه سرعت پايين اينترنت در کشور به مي گويد: "در حال ‏حاضر با وجود تلفن هاي ثابت ‏PCM4‎‏ و ‏PCM8‎‏ که در بيشتر آنها مخابرات با استفاده از يک کابل به ٤ يا ٨ ‏خانواده خط تلفن واگذار مي کند، کاربران در بسياري از شهرها عملا از دسترسي به اينترنت پرسرعت محرومند.‏
‏ به عنوان مثال بيش از ٥٠٠ هزار نفر در تهران حتي اگر تمام شرايط هم فراهم باشد به هيچ وجه قادر نيستند از ‏اينترنت پرسرعت استفاده کنند زيرا بهره گيري از اينترنت پرسرعت نياز به يک خط تلفن با يک کابل مجزا ‏دارد." ‏

اين در حالي است که وزير مخابرات با مناسب ارزيابي کردن روند فعاليت ها و برنامه هاي وزارت ‏ICT‏ ياد آور ‏شد: "تا کنون 39 مجوز ‏ICP‏, و سه مجوز تلفن اينتر نتي (‏VOIP‏ )براي شرکت هاي خصوصي صادر شده که ‏اميد است با تکاپوي بيشتر اين بخش شاهد رشد بيشتر کشور در زمينه ارايه خدمات اينتر نتي باشيم." ‏

مهندس فيضي، مدير عامل شرکت مخابرات ايران نيز در اين رابطه اظهار داشت: "در سال سوم برنامه چهارم ‏توسعه کشور يعني امسال (1387) اينترنت پرسرعت و با قيمت جهاني در اختيار ايرانيان قرار خواهد گرفت."‏

بايد منتظر ماند و شاهد تحقق وعده مديرعامل مخابرات بود. بالاخره ‏ADSL‏ که نان و پياز نيست که خدا را شکر ‏سر سفره مردم هست. پس تا آخر پاييز؛ زمان تحقق وعده آقاي مدير عامل. ‏

Sunday, April 20, 2008

دولت فدرال پا بر فرش ايراني گذاشت-- کوريه انترناسيونال

لوران سيرو

سفر وزير امور خارجه سوئيس به تهران و انعقاد قرارداد تحويل گاز جنجال هاي بسياري در سوئيس و عليه سوئيس ايجاد کرده ‏است. آيا اين موضوع يک رويکرد ديپلماتيک اشتباه بوده يا خواسته اي است براي نشان دادن استقلال و خودمختاري سوئيس؟

به راستي چه مسأله اي باعث سفر ميشلين کالمي ري، وزير امور خارجه سوئيس، به ايران شد؟ چند هفته پس از بازگشت او از اين ‏سفر هنوز جنجال هاي به راه افتاده بر سر اين مسأله ادامه دارد. تصاوير منتشر شده از خانم کالمي ري که در ديدار با رييس ‏جمهور احمدي نژاد حجاب بر سر دارد، منشأ اين جنجال ها بود و زماني شدت يافت که قرارداد تحويل سالانه 5/5 ميليون متر ‏مکعب گاز به يک شرکت زوريخي با ايران به امضاء رسيد. مدت زمان اين تحويل 25 سال است که از سال 2012 آغاز خواهد ‏شد.‏

اين قرارداد از سوي ايالات متحده و اسراييل مورد اعتراض قرار گرفت. آنها معتقدند که عقد اين قرارداد برخلاف روند تحريم هاي ‏سازمان ملل عليه جمهوري اسلامي است. واشنگتن همچنين دولت برن را به دليل خراب کردن زيربناي مذاکرات هسته اي با ايران ‏سرزنش مي کند. اين اعتراضات سپس از سوي "کنگره جهاني يهوديان" و "اتحاديه دموکراتيک مرکز"، حزب مردمي کريستف ‏بلوشه، مشاور سابق دولت سوئيس که در ماه دسامبر گذشته از سمت خود برکنار شد، ادامه يافت. سپس يک سازمان غيردولتي ‏امريکايي به نام "جامعه ضد رسوايي" با تبليغات محکوم کننده خود در روزنامه هاي مختلف سوئيسي به اين اعتراضات ادامه داد. ‏

رييس اين سازمان غيردولتي در مقاله اي منتشر شده در روزنامه ولت ووخه [‏Weltwoche‏] مي گويد: "در نظر کشوري مانند ‏سوئيس که به قانون اساسي دموکراتيک خود افتخار مي کند و از تاريخ خود چيزهاي زيادي فرا گرفته، بي طرفي نبايد هيچ گاه از ‏نظر تئوري زير سؤال برود." ‏

از طرف ديگر روزنامه ابدو [‏Hebdo‏] مي نويسد: "چاپ اطلاعيه اي يک صفحه اي در چندين روزنامه به هدف ايجاد يک کمپين ‏مردمي بسيار کارآمد است. اين شيوه دوازده سال پيش نيز در زمان مصادره اموال يهودياني که مدعي نداشتند، انجام شده بود. در آن ‏ماجرا، حتي برخي بانک هاي سوئيسي مسأله را به مدت دهها سال مخفي نگاه داشته بودند."‏

ميشلين کالمي ري از سفر خود به ايران و دلايل آن دفاع کرده است. او در مصاحبه اي با روزنامه "لوتان" در ژنو اظهار داشت: ‏‏"سوئيس اين حق را دارد که از منافع استراتژيک خود دفاع کند [...] هر دولتي مايل است در منابع تدارکاتي و شرکاي تأمين کننده ‏خود تنوع داشته باشد. هدف وزارت امور خارجه سوئيس حفظ امنيت و ايجاد رفاه براي مردم کشور است."‏

مشکل از همين جا ناشي مي شود. به گفته اليويه ماتيل، سخنگوي انجمن صنعت گاز سوئيس، با اشاره به اين که به دليل مسايل ‏زيرساختاري و وضعيت فعلي بازار، قرارداد منعقد شده به نفع سوئيس نيست، در روزنامه لوتان اظهار داشت: "مصرف کننده ‏سوئيسي حتي يک مولکول از گاز ايران را نخواهد ديد. برعکس ايتاليا از 80 درصد محصولات تحويل شده بهره خواهد برد."‏

موضوع ديگري که سوئيس را به عقد اين قرارداد مجاب کرده، مسايل اقتصادي است. برخي منابع مي گويند که اگر برن در اين ‏خصوص با ايران مذاکره نکرده بود، بازار اين کشور از سوي شرکت اتريشي "او ام وي" قبضه شده بود. حتي در اين خصوص ‏پيش قراردادي نيز يک سال پيش به امضاء رسيده. وين از سال 2001 در ايران حضور دارد و حتي توماس کلستيل، رييس جمهور ‏اتريش، در سال 2004 چند ماه قبل از مرگش از ايران بازديد رسمي کرده بود.‏

روزنامه ابدو چاپ لوزان مي نويسد: "ولي در آن زمان نه کنگره جهاني يهوديان و نه جامعه ضدرسوايي که سازماني فعال است، ‏نسبت به فعاليت هاي او ام وي در ايران معترض نشدند." اين روزنامه در ادامه مي نويسد: "رونالد لاودر، رييس فعلي کنگره ‏جهاني يهوديان، سفير ايالات متحده در اتريش بود و دفتر جامعه ضدرسوايي را در وين تأسيس کرد. ولي از طرف ديگر، هيچ ‏علاقه و رابطه اي ميان آقاي لاودر و گروه او ام وي اتريش که در زمينه انرژي فعاليت مي کند وجود ندارد."‏

اين درحالي است که بهره برداران احتمالي اين قرارداد گازي مي توانند موجب تصفيه شدن برخي حساب ها، به ويژه با ايالات ‏متحده، شوند. لوتان مي نويسد: "سوئيسي ها مي توانند اطمينان داشته باشند و امريکايي ها نيز مي توانند سکوت اختيار کنند."‏

ازطرف ديگر، به نظر مي رسد مردم چندان هم شوراي فدرال را به دليل امضاي اين قرارداد سرزنش نکرده اند. همه پرسي ‏کوچکي که از سوي روزنامه "24 ساعت" چاپ لوزان انجام شده نشان مي دهد که 53 درصد از مردم سوئيس از انتخاب برن ‏حمايت مي کنند. ‏

با اين حال، لوتان مي افزايد: "ايده مذاکره براي استقلال سوئيس در زمينه انرژي، بدون حضور هيچ کشور ديگري، به عنوان يک ‏موضوع کاملاً ايده آل و صحيح شناخته مي شود؛ مسأله اي که اغلب توسط شرکت هاي خصوصي انجام شده تا به شيوه اي کاملاً ‏مشروع سهم خود را در بازار نشان دهند."‏

منبع: کوريه انترناسيونال، 18 آوريل 2008‏

پيشنهادي براي خروج از بن بست هسته اي ايران-- گزارش فيگارو

bonbasthasteiiiran.jpg

ژان لويي تورلن

مشاوران سياسي دو کشور ايران و ايالات متحده از پنج سال پيش تاکنون پشت پرده مذاکره مي کنند و محور اصلي اين مذاکرات، ‏برنامه هسته اي ايران و روابط ديپلماتيکي است که از سال ها پيش قطع شده. اين موضوعي بود که از سوي روزنامه بريتانيايي ‏اينديپندنت و از قول توماس پيکرينگ، معاون سابق وزارت خارجه امريکا در امور سياسي، به عنوان يکي از شرکت کنندگان اين ‏مذاکرات منتشر شده است. ‏

توماس پيکرينگ معتقد است که اکنون زمان آن رسيده تا قبل از نصب سانتريفوژهاي بيشتر از سوي ايران، از بن بست هسته اي ‏اين کشور خارج شويم.‏

او به همراه ويليام لوئرز، رييس انجمن سازمان ملل ايالات متحده، و جيم والش، محقق در امور امنيت ملي در مؤسسه تکنولوژي ‏ماساچوست [‏MIT‏]، طي مقاله اي در مجله "مرور کتاب نيويورک" به تاريخ 20 مارس نوشته اند: "ايران مي تواند سانتريفوژهاي ‏به مراتب قوي تر و سريع تري نصب کند، به طوري که ديگر زماني براي اعمال مجازات يا انجام بازرسي باقي نماند."‏

توماس پيکرينگ در مصاحبه اي با فيگارو با اشاره به اينکه تحريم هاي سازمان ملل هيچ تأثيري در روند برنامه هسته اي ايران ‏نداشته خاطرنشان کرد: "من حتي يک ويرگول را هم در اين مقاله اشتباه ننوشته ام." نويسندگان اين مقاله معتقدند که اکنون وقت آن ‏رسيده تا واشنگتن به طور رسمي راه حلي به ايران ارائه دهد تا هم خواسته هاي ايران برآورده شود و هم لزوم يک چارچوب سخت ‏گيرانه خارجي رعايت گردد: تأسيس يک کنسرسيوم چند مليتي که طي آن فرانسه و آلمان در زمينه غني سازي صلح آميز اورانيوم ‏با ايران همکاري کنند [در خاک ايران]. ‏

‎اوباما طرفدار مذاکره بدون پيش شرط‎

اين پيشنهاد از حدود شش سال قبل، با پيشقدمي انجمن سازمان ملل امريکا، توسط گروهي کارشناس و ديپلمات سابق امريکايي و ‏طي مذاکراتي با چندين شخصيت دانشگاهي ايراني در کشورهاي بيطرف مطرح شد. توماس پيکرينگ اظهار مي دارد: "ما از ‏سوي دولت ايالات متحده تعيين نشده بوديم، ولي دولت را از نتيجه مذاکرات باخبر مي کرديم. در اين خصوص، نه نا اميد شديم و نه ‏اميدوار." تهران قبل از انجام هر واکنشي منتظر ارائه يک پيشنهاد رسمي است.‏

دولت واشنگتن به سرپرستي جرج بوش "سياست خود را در قبال ايران تغيير نخواهد داد"، به ويژه اينکه طي اظهارات متعدد اعلام ‏شده که مذاکرات بين امريکا و ايران مستلزم "رعايت شرايط خاصي" است. از ميان سه نامزد انتخابات رياست جمهوري، تنها ‏باراک اوباما تمايل خود را براي مذاکره بدون پيش شرط با ايران نشان داده است.‏

توماس پيکرينگ در ادامه مي افزايد: "اين يک شروع خوب است و يکي از سه نکته اساسي در پيشنهاد ماست. ما بايد بدون هيچ ‏پيش شرطي با مقامات ايراني مذاکره کنيم. دوم اينکه، اين يک برنامه غني سازي چندمليتي است که بنابه خواسته ايران در خاک اين ‏کشور اجرا خواهد شد، ولي بي شک درخصوص ميزان غني سازي محدوديت هاي جدي وجود خواهد داشت. سومين نکته که به ‏دومي مربوط مي شود، تأسيس يک مکانيسم بازرسي سخت گيرانه و کارآمد است تا بدين طريق احتمال هرگونه انحرافي به سوي ‏اهداف نظامي به صفر برسد." ‏

مي توان طي يک توافق فرضي اين مسأله را در يکي از قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل گنجاند که تهران در صورت ‏تخلف در معرض اقدامات تلافي جويانه خواهد بود.‏

از ديد اين ديپلمات ارشد سابق، قبل از اينکه تعداد سانتريفوژها راه هاي خروج از بن بست را مسدود نکرده اند، "بايد از اين بن ‏بست خارج شد".‏

منبع: فيگارو، 18 آوريل 2008‏

Monday, April 14, 2008

سرمقاله واشنگتن پست---مقابله با ايران

گزارش پيشرفت کار در عراق، که هفته پيش توسط ديويد پتراوس، فرمانده نظامي آمريکا در عراق و رايان ‏کروکر، سفير آمريکا در عراق به کنگره ارائه شد حکايت از شکست وسيعي داشتند: شکست در مقابله با ‏تهاجم ايران. بنا بر گزارشات پتراوس و کروکر، گروه هاي شبه نظامي و "گروه هاي ويژه" تحت حمايت ‏ايران ، که گزارش آن ها هفت ماه پيش به کنگره ارائه شد، از گروه هايي کوچک و در حاشيه، اکنون به ‏بزرگترين تهديد براي نيروهاي آمريکا و دولت عراق تبديل شده اند. موشک هاي ساخت ايران منطقه سبز ‏بغداد را هدف گرفتند و شبه نظاميان تعليم ديده ايران مقاومت سختي را در مقابل نيروهاي عراقي در شهر ‏بصره به نمايش گذاشتند.‏

اين جنگ "با واسطه" در عراق تنها بخشي از تهاجم ايران در منطقه به حساب مي آيد. اسرائيل نيز در جبهه ‏ديگر به صورت پراکنده در نوار غزه با گروه حماس، که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران تعليم ديده ‏اند و تجهيز مي شوند، در جنگ است. در لبنان گروه حزب الله، که مورد حمايت ايران است، هر گونه کوشش ‏دولت لبنان را براي ادراه کشور فلج کرده و در حال مسلح کردن خود به دهها هزار موشک است. ‏

محموداحمدي نژاد، رئيس جمهور ايران نيز روز سه شنبه از تسريع فعاليت هاي هسته اي ايران را خبر داد. ‏وي گفت 6000 سانتريفوژ جديد در واحد غني سازي اين کشور مستقر خواهد شد. اين تعداد سانتريفوژ توان ‏غني سازي اورانيوم ايران را در حد توليد يک بمب هسته اي در ظرف چند ماه، افزايش خواهد داد.‏

فشار دولت بوش براي اجراي يک ديپلماسي چند جانبه در مقابل ايران با گزارش گمراه کننده امنيتي ماه ‏دسامبر، که ادعا مي کرد ايران قسمتي از فعاليت هاي هسته اي خود را متوقف ساخته است، دچار رکود شد. ‏کوشش هاي اسرائيل براي سامان دهي نوار غزه نيز تا کنون به نتيجه نرسيده است و نيرو هاي سازمان ملل ‏در لبنان نيز نتوانسته است اقدام به خلع سلاح حزب الله کند. مذاکره با ايران هم متوقف است وايراني ها تا ‏کنون انجام دور چهارم گفتگو با آمريکا و عراق را رد کرده اند.‏

چه بايد کرد؟ پتراوس و کروکر مي گويند رهبران عراق و بسياري از مردم از حملات اخير موشکي به منطقه ‏سبز توسط گروه هاي تحت حمايت ايران عصباني هستند. اسرائيل اميدوار است با قرارداد صلحي با ميانه رو ‏هاي فلسطيني بتواند غزه را از دست حماس خارج سازد. از ديگاه نظري نوعي اعتراض مردمي در سراسر ‏خاورميانه عليه ماجرا جويي هاي نظامي ايران کاملا قابل تصور است.‏

از طرف ديگر طبيعي است که مقابله با واسطه هاي جنگي ايران در عراق، لبنان، و غزه بايد با نيروي ‏نظامي انجام شود، و اين در حالي است که تلاش هاي ديپلماتيک براي فشار بر ايران براي رها کردن برنامه ‏هسته اي اين کشور نيز بايد ادامه يابد. برخي از ناظرين گزارش اخير پتراوس و کروکر را بهانه اي براي ‏ماندگاري نيرو هاي آمريکا در عراق ارزيابي کرده اند. ولي به هر حال اين دو سياستمدار به تهديدي اشاره ‏مي کنند که دولت بوش از عهده مقابله با آن بر نيامده است.‏

منبع: واشنگتن پست، 13 آوريل 2008 ‏

ایندپندنت: ایران و آمریکا گفتگوهای غیر رسمی داشته اند

تاسیسات هسته ای نطنز
دولت آمریکا مذاکره مستقیم با ایران را مشروط به توقف برنامه غنی سازی اورانیوم این کشور می داند
روزنامه ایندپندنت (Indepenent) گزارش داده که ایران و آمریکا طی پنج سال گذشته از طریق کانال های غیر رسمی درباره مناقشه هسته ای ایران و رابطه بین دو کشور گفتگوهایی داشته اند.

این روزنامه بریتانیایی در شماره روز دوشنبه (۱۴ آوریل) خود نوشت، توماس پیکرینگ، معاون سیاسی سابق وزارت امور خارجه آمریکا، یکی از دیپلمات هایست که در آن گفتگوها شرکت داشته است.

مقام های ایرانی و آمریکایی هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده اند.

ایندپندنت به نقل از توماس پیکرینگ نوشته که گروهی از دیپلمات های بازنشسته آمریکایی و کارشناسان روابط خارجه با شخصیت های دانشگاهی ایرانی و افراد نزدیک به دولت این کشور در خارج دیدارهایی داشته اند.

آن طور که ایندپندنت نوشته، این دیدارها در خاک ایران یا آمریکا انجام نشده است.

روزنامه ایندپندنت به نقل از توماس پیکرینگ نوشته است، برخی از افراد ایرانی که در آن گفتگوها شرکت کردند، با نهادهای حکومت ایران مرتبط بوده اند.

به گزارش روزنامه ایندپندنت، "انجمن سازمان ملل متحد آمریکا" که یک سازمان غیر دولتی طرفدار سازمان ملل متحد است و نیز موسسه تحقیقات بین المللی صلح استکهلم که به طور اختصار (SIPRI) نام دارد، امکان گفتگوهای غیر رسمی طرف ایرانی با آمریکایی را فراهم کردند.

روزنامه ایندپندنت به نقل از توماس پیکرینگ نوشته که کسی از مقام های دولتی ایران و آمریکا در آن دیدارها شرکت نکرده اند، اما افراد شرکت کننده در آن گفتگوها دولت های خود را در جریان آن گفتگوها می گذاشتند.

توماس پیکرینگ همچنین به روزنامه ایندپندنت گفته که "دولت جورج بوش ما را منصرف نکرد."

دولت آمریکا مذاکره مستقیم با ایران را مشروط به توقف برنامه غنی سازی اورانیوم این کشور دانسته است.

ایران که غنی سازی را حق مسلم خود می داند، بارها درخواست آمریکا را رد کرده است.

Sunday, April 13, 2008

عکس ماهواره اي از سايت جديد ايران--- تفسير کريستين ساينس مانيتور از يک خبر تازه

‏‏sitejadidiran.jpg

آرتور برايت

يک عکس ماهواره اي از سايت تاسيسات موشکي ايران حکايت از آن دارد که اين سايت براي توليد موشک ‏هاي دوربرد قاره پيما، که مي تواند اکثر کشور هاي اروپايي را هدف قرار دهد، مورد استفاده قرار مي گيرد.‏
تايمز مي نويسد اين عکس ها سايت پرتاب "کاوشگر 1 "، موشکي که ايران در 4 فوريه مورد آزمايش قرار ‏داد، را نشان مي دهد. ايران ادعا کرده است اين موشک براي پرتاب به فضا آماده مي شود در حاليکه عکس ‏ها روايت ديگري ارائه مي دهند.‏

تحليل عکس هاي ماهواره اي که توسط ماهواره کوئيک برد، چهار روز پس از انجام آزمايش موشکي ايران ‏گرفته شده است حاکي از آن است که اين سايت همان محلي است که ايران براي توليد موشک هاي قاره پيما با ‏برد 6000 کيلومتر (4000 مايل) از آن استفاده مي کند.‏

کشف اين سايت موشکي ، در 230 کيلومتري جنوب شرقي تهران، که با برنامه هاي توليد موشک دوربرد ‏ايران مرتبط بوده است و قبلا ناشناخته باقي مانده بود، توسط تحليل جين، بر اساس عکس هايي که قبلا توسط ‏بازرسان سلاح هاي عراقي تهيه شده بود، انجام شده است. بررسي دقيق اين تصاوير نشان مي دهد که ايراني ‏ها، براي رسيدن به توانايي توليد موشک با برد بالا، همان راهي را طي مي کنند که کره شمالي طي کرد.‏
جفري فوردن، محققي در دانشگاه ام آي تي ماساچوست آمريکا گفت اخيرا در اين سايت تاسيساتي با طول 40 ‏متر ساخته شده است که درست شکل و ابعاد موشک دوربرد تاپودانگ کره شمالي را دارد.‏

تايمز مي افزايد موشک آزمايش شده توسط ايران در ماه فوريه، بر اساس موشک شهاب 3 ب طراحي شده ‏بود که مشابه موشک نودانگ کره اي است. جفري فوردن که عضو گروه تحقيق سلاح هاي کشتار جمعي در ‏سال هاي 2002 و 2003 بوده است ياد آور مي شود که هر چند آزمايش موشکي اخير ايران از حيث فن ‏آوري پيشرفت چنداني به حساب نمي آيد ولي سايت موشکي مزبور به شدت مورد محافظت قرار دارد و ‏فعاليت هاي ساختماني قابل توجهي در آن انجام مي شود که جنبه استراتژيک دارد.‏

اگر اين درست باشد پس ناتو در تصميم هفته پيش خود در استقرار سيستم دفاع موشکي در اروپا محق بوده ‏است. کريستين ساينس مانيتور هفته پيش گزارش داد که تائيد ناتو براي استقرار اين سيستم از موفقيت هاي ‏بوش به حساب مي آيد. اين سيستم قرار است در چک مستقر شود.‏

ايران همچنان هر گونه اهداف نظامي را در برنامه هاي خود انکار مي کند، ولي هنوز در مورد گزارش ‏تايمزاظهار نظري نکرده است.‏

احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران قبلا گفته بود که ايران نياز دارد به فضا دسترسي داشته باشد. ايران گفته ‏است که هدفش پرتاب ماهواره هاي مخابراتي و اطلاعاتي به فضاست. مصطفي نجار، وزير دفاع ايران گفته ‏است که ايران موشک حامل اولين ماهواره ساخت داخلي را در ماه ژوئن پرتاب خواهد کرد. ‏
شان مک کورميک اين حرکت ايران را " مساله ساز" خوانده است و گفته است: فن آوري که براي اين ‏منظور استفاده مي شود امکانات پرتاب موشک هاي دور برد را هم فراهم مي آورد.‏

بيشترين نگراني آمريکا و آژانس بين المللي انرژي هسته اي سازمان ملل ازاطلاعاتي است که از يک ‏کامپيوتر دستي مربوط به فن آوري توليد کلاهک هسته اي ناشي مي شود. اين اطلاعات که توسط واشنگتن ‏پست در ماه فوريه منتشر شد حاکي از وجود نقشه هايي است که چگونگي تجهيز موشک هاي دوربرد ايران ‏را به کلاهک هسته اي نشان مي دهد.‏

سازمان امنيت آمريکا از صحت مدارک اطمينان دارد ولي نمي تواند آن را ثابت کند. نظريه اي هم وجود دارد ‏که مخالفان رژيم ايران ممکن است دست به جعل اين مدارک زده باشند. گروهي نيز مي گويند ممکن است ‏خود حکومت ايران براي نشان دادن اينکه برنامه هسته اي اش هنوز ناقص است اين مدارک را در اختيار ‏گذاشته است...‏

محافل اطلاعاتي انگلستان، بعد از تحقيق در اين زمينه گفتند مدارک اصيل به نظر مي رسندو آلمان ها و ‏فرانسوي ها آن را مساله دار اعلام کردند در حاليکه روسيه آن را بي اساس خوانده است. بازرسان آژانس هم ‏که بر اثر مساله عراق نسبت به اين گونه مدارک با ديده ترديد نگاه مي کنند گفته اند ممکن است اطلاعات اين ‏کامپيوتر دستي صحت داشته باشد. ‏

البته آقاي جفري فوردن گفته است حتي اگر ايران به دنبال توليد سلاح هسته اي باشد با اين موضوع فاصله ‏زيادي دارد. ‏

به نظر مي رسد آزمايش موشکي 4 فوريه گذشته هر چه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. جفري فوردن ‏معتقد است بقاياي مواد گرافيتي موشک که مورد آزمايش قرار گرفته است نشان مي دهد که مواد بکار رفته ‏توسط آتش موشک از بين رفته است. اين نشان دهنده آن است که ايران بايد به فکر مواد گرافيتي مناسب تري ‏براي ساخت موشک باشد و ضمنا دستگاه هاي کنترل پرتاب موشک را بهبود بخشد.‏

منبع : کريستين ساينس مانيتور – 12 آوريل

نمایش آیه‌های شیطانی؛ برای تحریک یا تفاهم؟


بهمن نیرومند
بهمن نیرومند
تئاتر "هانس اوتو" در پتسدام (نزدیک برلین پایتخت آلمان) اقتباسی از رمان "آیه‌های شیطانی" اثر معروف سلمان رشدی را روی صحنه برده است.

اولین اجرای نمایش در ۳۰ مارس همراه با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد. مأموران پلیس، از بیم حمله اسلام‌گرایان افراطی، ساختمان تئاتر را در محاصره داشتند.

دست اندرکاران تئاتر اقدام خود را نمودی از "آزادی بیان" و گامی در "گفتگوی ادیان" دانستند. برخی از رسانه های گروهی دوازده بازیگر اثر را "شجاع ترین هنرمندان معاصر" نامیدند. اما هیچ رویداد غیرمنتظره ای پیش نیامد و تئاتر در آرامش اجرا شد.

بهمن نیرومند یک نویسنده ایرانی مقیم آلمان است که کتاب های زیادی منتشر کرده و برای بسیاری از ایرانیان اروپا چهره ای شناخته شده است. آقای نیرومند این تئاتر را دیده و به آن اعتراض کرده و گفته است که این نمایش به همزیستی مسلمانان و مسیحی ها در اروپا آسیب می زند و دین اسلام را که یک میلیارد پیرو دارد به خشونت و آدمکشی خلاصه کرده است. نظرات آقای نیرومند در رسانه های گروهی آلمان انعکاس وسیع یافت. او نظرات خود را درباره این نمایش در میان می گذارد.

آقای نیرومند، کتاب "آیه‌های شیطانی" نوشته سلمان رشدی حدود بیست سال پیش منتشر شد و به یاد داریم که جنجال زیادی به پا کرد که اوج آن اقدام آیت الله خمینی بود که سلمان رشدی را تکفیر کرد و به قتل او فتوا داد. آن واکنش‌های خشم‌آلود به معروفیت کتاب کمک کرد، تا آنجا که شاید بتوان این کتاب را پرماجراترین کتاب قرن بیستم دانست. در این سال‌ها طبعا بسیاری از هنرمندان غربی تلاش کردند، از این رمان در آفرینش کارهای نمایشی برای سینما یا تئاتر اقتباس کنند، اما همیشه گفته می‌شد که درونمایه تخیلی این کتاب بسیار قوی اما ظرفیت نمایشی آن پایین است. چگونه اکنون کارگردانی موفق شده آن را برای تئاتر اجرا کند؟

به نظر من کارگردان به هیچوجه موفق نشده اثر جالبی خلق کند، و اصولا فکر نمی‌کنم که هدف او ارائه یک اثر هنری بوده است.

پس چه انگیزه ای داشته؟

دست‌اندرکاران این تئاتر احتمالا انگیزه‌های صرفا شخصی یا سیاسی داشته اند. من که از دیدن این نمایش واقعا شوکه شدم. به نظر من کاری که روی صحنه آمده نه تنها هیچ پیام سازنده‌ای ندارد، از نظر هنری هم بسیار مبتذل است. این یک تحریک آشکار و تحریکی توهین‌آمیز نسبت به جهان اسلام است. کارگردان مدعی است که از بنیادگرایی انتقاد می کند، اما حمله او سرراست متوجه دین اسلام است، بدون آنکه کمترین تفاوتی بگذارد میان گرایش‌های افراطی در این دین و ایمان توده‌های وسیع مردم، عقاید یک میلیارد و نیم از مردم جهان که با دافعه روحی و معنوی به این دین باور دارند.


چه نفعی در توهین به اسلام وجود دارد؟

منافع اقتصادی و سیاسی هنگفتی پشت پرده است. به نظر من از زمان سقوط اتحاد شوروی و فروپاشی بلوک شرق، قدرت‌های بزرگ دشمن تازه‌ای تراشیدند به نام دین اسلام و علیه آن یک جنگ روانی تمام عیار به راه انداختند. برخی از هنرمندان هم آگاهانه یا ناآگاهانه هیزم‌بیار این معرکه شده‌اند. بی‌دریغ به اسلام حمله می‌کنند بدون آنکه تفاوتی قایل شوند میان گروه‌های افراطی و توده وسیع مردم مسلمان.

برخی از کارهای به اصطلاح هنری مثل همین نمایش و فیلم "فتنه" ساخته یک نماینده دست‌راستی مجلس هلند را باید در این چارچوب دید. هدف این کارها عبارتست از ایجاد خصومت و درگیری میان جهان غرب و جهان اسلام.

اگر دقت کنید در این آثار به هیچوجه به ریشه‌های بنیادگرایی و عوامل آن اشاره نمی‌شود. مثلا نمی‌گویند که این به اصطلاح "تروریسم اسلامی" ریشه خیلی قدیمی ندارد. البته در اسلام همیشه نیروها یا فرقه‌های افراطی بوده‌اند مانند "فدائیان اسلام" در ایران یا "اخوان المسلمین" در مصر، اما در جوامع اسلامی قدرت و نفوذ بسیار محدودی داشتند. این آمریکا و متحدانش در خاورمیانه بودند که برای طرد اتحاد شوروی از افغانستان، گروه طالبان و شبکه القاعده را در افغانستان علم کردند. با حمایت همه جانبه آنها بود که بنیادگرایی از یک فرقه بی‌اهمیت به یک جریان جهانی تبدیل شد.

ظاهرا عقیده شما این است که نباید از بنیادگرایی انتقاد کرد؟

به هیچوجه. برخورد انتقادی با اسلام سنتی یا بنیادگرا یک چیز است و توهین به میلیون‌ها مسلمان یک چیز دیگر. به نظر من با این کارهای تحریک آمیز نه تنها بنیادگرایی کمترین لطمه‌ای نمی‌بیند، بلکه برعکس تقویت می‌شود. من شک ندارم که آقای محمود احمدی نژاد از اجرای این نمایش خوشحال است، چون برای حملات خود به تمدن غرب محمل تبلیغاتی می‌یابد و فرصت پیدا می‌کند که یک اقدام تحریک‌آمیز را با واکنش تندتری جواب بدهد.


نیروهای ضداسلامی افراطی در غرب و نیروهای بنیادگرای مسلمان از نظر تبلیغاتی به یاری هم می‌روند و کار هم را تکمیل می‌کنند. اصولا نیروهای افراطی از گفتگوی سالم و صمیمانه گریزان هستند. فضای زیست این نیروها در تحریک و ایجاد تنش مداوم است. هر تحریکی زمینه‌ای می‌شود برای یک تحریک متقابل تا جو بحرانی تا ابد ادامه پیدا کند.

برای برخورد انتقادی با اسلام چه راهی در برابر هنرمند یا روشنفکر غربی وجود دارد؟

راه درست و سازنده به نظر من تماس و برقراری گفتگو با روشنفکران مسلمان، یا افرادی است که به اصلاح یا نوسازی شریعت اسلام باور دارند، نه تقویت جناح‌ها و نیروهای وامانده‌ای که جرثومه تعصب و کهنه‌اندیشی هستند. هیچ کس نمی‌تواند منکر شود که در اسلام سنتی، احکام و مقرراتی وجود دارد که با مبانی جامعه مدنی مدرن ناسازگار است.

اسلام اگر بخواهد به عنوان یک بنیاد اعتقادی جدی ماندگار باشد، باید خود را با شئونات زندگی مدرن سازگار کند. احکامی تبعیض‌آمیز و خشونت‌بار مانند سنگسار و دست بریدن و غیره در یک جامعه مدرن قابل دفاع نیست. اما خوشبختانه در جوامع اسلامی کم نیستند افراد پیشرو و روشن بین که به این نارسایی‌ها آگاهی دارند و در شرایط دشوار در راه نوگرایی تلاش می‌کنند. باید با این افراد وارد گفتگو شد و آنها را تقویت کرد. با توهین و عقده‌گشایی مشکلی حل نمی‌شود.


به نظر شما نمایش "آیه‌های شیطانی" توهین‌آمیز است؟

کاملا. این نمایش پیامبر اسلام را در هیات یک تاجر حریص اهل داد و ستد و باندبازی معرفی می‌کند، و بعد کل اسلام را خلاصه می‌کند در یک رشته احکام افراطی وحشیانه، که دیدگاهی آشکارا سطحی و یک جانبه است.

آیا کتاب سلمان رشدی جز این است؟

به نظر من سلمان رشدی یکی از بهترین نویسندگان معاصر جهان است و کتاب او یک اثر بدیع ادبی است. من کتاب را به دقت خوانده‌ام و تقریبا هیچ ارتباطی میان رمان و این نمایش نمی‌بینم، نه در پیام و نه در ارزش هنری. نمایش تنها یک ایده کلی را از رمان گرفته است: "شیطان" برای پیش بردن اهداف خود، در هیات فرشته (جبرئیل) بر حضرت محمد ظاهر می‌شود و تلاش می کند آیات دلخواه خود را به پیامبر اسلام وحی یا الهام کند. کارگردان این خط اصلی را گرفته و چهار ساعت وراجی ملال‌انگیز را روی آن سوار کرده است. من تردید ندارم که اگر سلمان رشدی این اثر را ببیند از این که اثر ادبی او به این ابتدال کشیده شده، ناراحت می‌شود.

Wednesday, April 09, 2008

تحليل نيويورک تايمز از تحولات تازه منطقه -- بازتاب استراتژي ايران در عراق

‏‏ان جيرن

دولت بوش که خود را پس از خشونت هاي اخير عراق در رويارويي با ايران مي بيند، روز سه شنبه گفت ‏نبرد شيعيان ممکن است ايران را به تجديد نظر در متزلزل ساختن دولت تحت حمايت ايالات متحده در بغداد ‏وادار سازد.‏

در يکي از جلسات سنا که با سوالات متعددي درباره تازه ترين خشونت هاي نظامي در عراق همراه بود، ‏سفير آمريکا در عراق گفت ايران دچار اشتباه محاسباتي شده است، و از آن کشور خواست تا به گفتگوهاي ‏مربوط به امنيت عراق بپيوندد. ‏

رايان کروکر، سفير ايالات متحده در بغداد گفت: "من فکر مي کنم يک نفر بايد در ايران اين موضوع را ‏مورد نظر قرار دهد که ايران در عراق تا کجا مي خواهد پيش برود." او اضافه کرد که اهداف طولاني مدت ‏ايران "در بهترين حالت در گرو موفقيت حکومت و دولت فعلي عراق است." ‏

کروکر مدعي شد که" نظاميان وابسته به روحاني ضد آمريکايي – مقتدي الصدر- باعث رو گرداني بسياري ‏از عراقي ها از آن گروه و نيز کاهش اعتبار ايران شده است زيرا از نظر عراقي ها، اين نظاميان از سوي ‏ايران پشتيباني مي شوند."‏

دستگاه ديپلماسي بوش مدت ها از گفتگوي مستقيم با ايران طفره رفت تا اينکه به درخواست دولت تحت ‏حمايت خود در عراق براي برگزاري ديدارهاي محدود موافقت کرد. کروکر و سفراي پيش از او در عراق ‏در نشست هاي متعددي با همتاي ايراني خود شرکت کردند، اما کروکر گفت اين جلسات به تغيير واضح در ‏رفتار ايرانيان منجر نشده است. ‏

پيشنهاد اخير براي تجديد گفتگوها مي تواند بيانگر اين نکته باشد که از نظر آمريکايي ها معادله تغيير کرده ‏است. ‏

کروکر گفت: "دولت عراق در تلاش براي برنامه ريزي اين ديدار است، و اگر آنها از عهده بر بيايند، ما آنجا ‏خواهيم بود."‏

کروکر و ژنرال ديويد پترايوس، فرمانده نظامي ايالات متحده در عراق، ايران را مسوول تامين مالي، تجهيز ‏و آموزش جنگجويان شيعه اي دانستند که از سوي آمريکا "گروه هاي ويژه" نام گرفته اند. پتراوس گفت ‏اغلب تسليحاتي که در درگيري هاي اخير توسط جنگجويان عليه نيروهاي عراق و ايالات متحده استفاده شده ‏اند، از ايران آمده اند. ‏

صدر هم پس از توافقي که 30 مارس در ايران صورت گرفت، از جنگجويانش خواست از خيابان ها عقب ‏بنشينند. اما اين آتش بس، نظاميان را همچنان در حالت آماده باش و مسلح باقي گذاشته و در مورد تهديدات ‏بعدي وعده ي نداده است. ‏

پترايوس به کميته خدمات نظامي سنا گفت ايران ممکن است نقش برقرار کننده توافق ميان قدرت ها را در ‏پايان بخشيدن به درگيري ها بازي کرده باشد، اما اين لزوماً به معني يک برتري تاکتيکي نيست.‏

او گفت: "ايران در نهايت، آشکارا نقش يک واسطه را بازي کرد." او گفت يک سوال بي پاسخ وجود دارد: ‏‏"اينکه آيا اين کار به آنها قدرت بخشيده است و يا اينکه به آنها فهمانده است که اقداماتشان براي کشوري که ‏قصد نفوذ در آن را دارند، نقشي تخريبي داشته است."‏

ايران روز سه شنبه به حمايت علني از دولت عراق پرداخت و حملات به منطقه سبز-مقر نخست وزير عراق، ‏نوري المالکي- را محکوم کرد و ازسرکوب شبه نظاميان شيعه در جنوب عراق پشتيباني کرد.‏
در اوضاع پيچيده سياسي عراق، المالکي شغل خود را مديون مقتدي الصدر است، اما حالا اين دو در مقابل ‏هم قرار گرفته اند. در واقع المالکي عضو يک گروه سياسي رقيب شيعه است. ‏

طرفداران صدر اعتقاد داشتند مناقشه بصره براي تضعيف جنبش آنها پيش از انتخابات فصل پاييز در عراق ‏تدارک ديده شده بود. آنها تاکيد مي کنند که رهبران گروه هاي رقيب شيعه يعني مجلس اعلاي انقلاب اسلامي ‏عراق، المالکي را براي موضع گيري عليه آنها تشويق کرده اند.‏

مقامات عراقي و آمريکايي اعتقاد دارند که درگيري هاي بصره توسط گروه هاي تبهکار و نيز گروههاي تحت ‏حمايت ايران به راه انداخته شده است.‏

منبع: نيويورک تايمز – 8 آوريل ‏

نگراني همراه با ترديد -- تحليل سانفرانسيسکو کرونيکل از واکنش ها درباره مژده هسته اي

آنچه به گوش ايالات متحده، انگلستان، فرانسه، اسراييل و ساير کشورها نگران مي رسد، به کار افتادن شش ‏هزار سانتريفوژ است.‏

ديروز در جمهوري اسلامي ايران، روز ملي تکنولوژي هسته اي بود. محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ‏ايران و از عوامل دائمي تحريک واشنگتن، ديروز به بازديد از نطنز در مرکز ايران و بازرسي مرکز غني ‏سازي اورانيوم پرداخت. اين رهبر ايراني در سفر پر سر و صدايش، سعيد جليلي (دبير شوراي عالي امنيت ‏ملي ايران) و اعضاي کابينه را همراه خود داشت. ‏

به گزارش ايرنا، احمدي نژاد در نطنز اعلام کرد که "ايران مرحله راه اندازي شش هزار دستگاه سانتريفوژ ‏جديد در تاسيسات هسته اي نطنز را آغاز کرده است... او اشاره کرد که پيروزي هاي هسته اي به همه ‏ايرانيان تعلق دارد... و در نتيجه ايستادگي ايرانيان کشور به هدف متعالي دست پيدا کرده و آن تبديل شدن به ‏يک کشور هسته اي است." اين دقيقاً چيزي است که دولت بوش، اسراييل و ساير دولت هاي اروپايي از رخ ‏دادنش در هراس بودند. ‏

اوايل ماه جاري محمود احمدي نژاد در يک کنفرانس خبري در بغداد نيز بر عزم دولتش در ادامه برنامه بحث ‏انگيز هسته اي تاکيد کرده بود. ‏

خبرگزاري هندو نيز گزارش داد: "دستگاه هاي سانتريفوژ، ماشين هاي با سرعت چرخش بالا هستند که براي ‏غني سازي اورانيوم استفاده مي شوند. ايران تا کنون اورانيوم را تا سطح پايين غني کرده که قابليت استفاده در ‏توليد انرژي الکتريسيته را دارد. اين کشور هرگونه قصدي را براي غني سازي اورانيوم در درجات بالاتر، ‏که قابليت استفاده در توليد سلاح هسته اي را دارد، انکار کرده است. يک گزارش امنيتي ايالات متحده هم ‏برآورد کرد که ايران کار بر روي تسليحات هسته اي را در سال 2003 متوقف کرده است."‏

معذالک اين رسانه هندي نوشته "تحليلگران مي گويند عقيده عمومي بر اين است که وقتي در يک برنامه غني ‏سازي تعداد سانتريفوژها از سه هزار عدد بيشتر مي شود، از محدوده مرحله تجربي و آزمايشي عبور مي ‏کند. ايران عملاً با اضافه کردن شش هزار دستگاه سانتريفوژ، پا به توليد صنعتي گذاشته است. هدف آنها راه ‏اندازي 54هزار دستگاه سانتريفوژ است." هر چند فعاليت هاي ايران در تاسيسات نطنز تحت نظارت آژانس ‏بين المللي هسته اي است و "آنها پس از بازرسي هاي فراوان، اخيراً نتيجه گرفته اند که هيچيک از فعاليت ‏هاي گذشته هسته اي ايران به توليد سلاح هسته اي ارتباطي نداشته است"، اما اين کشور تحت رياست ‏جمهوري محمود احمدي نژاد "از گردن نهادن به خواست پنج عضو دايم شوراي امنيت براي توقف غني ‏سازي خودداري مي ورزد. ايران مي گويد استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي تحت پيمان عدم تکثير، حق ‏اين کشور است." ايران و ايالات متحده در بين کشورهاي امضاء کننده اين پيمان هستند. در حاليکه اسراييل، ‏هند، پاکستان و کره شمالي به اين پيمان نپيوسته اند. ‏

رويتر هم نوشت ديروز کاندوليزا رايس، وزير خارجه ايالات متحده، در واشنگتن "مشوق هاي پيشنهادي به ‏ايران در سال 2006 براي توقف برنامه هسته اي را بسيار "سخاوتمندانه" خواند اما مشخص نکرد که آيا ‏موافق جذاب تر کردن آن هست يا خير." او گفت که "نمي تواند اظهارات ايران مبني بر آغاز به کار شش ‏هزار دستگاه جديد سانتريفوژ براي غني سازي اورانيوم را مستند بداند. ضمناً او ايران را به خاطر قبول ‏نکردن مشوق هاي ارايه شده از سوي اعضاي دايم شوراي امنيت و آلمان، که از نظر او "پيشنهادي منطقي" ‏است مقصر دانست. اين مشوق ها براي تشويق دولت احمدي نژاد به دست برداشتن از برنامه توسعه هسته اي ‏تنظيم شده اند."‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل - 8 آوريل ‏

نفوذ خطرناک ايران از نظر ژنرال -- نگاه واشنگتن پست به مشکل آمريکا

ديويد ايگناتوس

ژنرال ديويد پترايوس و رايان کروکر ديروز زبان محکم و رسايي را در بيان نقش ايران در عراق به کار ‏بردند. آنها از "فعاليت هاي فتنه انگيز" و "نفوذ خطرناک" تهران و اينکه چگونه ايران "بزرگترين خطر ‏درازمدت" براي موجوديت دولت بغداد است سخن گفتند.‏

ايران در کانون مطالبي بود که درباره جنگ در جلسه سناي آمريکا مطرح شد. در حالي که القاعده صحنه را ‏در عراق خالي مي کند، تهديدات ايراني ها به عنصر اصلي عمليات و نيز توجيه کوتاهي هاي آمريکا تبديل ‏شده است. علت اينکه ما در عراق زمين گير شده ايم و نيز علت اينکه نمي توانيم نيروهايمان را از آنجا خارج ‏کنيم، ايراني ها هستند. ملاهاي تهران مانند يک غبار بر صحنه جنگ در عراق چمبره زده اند. ‏

به نظر نمي رسد تا پايان سال، دستورات جنگي در عراق تغيير چشمگيري کند. در واقع اين پيام صريح ‏پترايوس در پاسخ به سوالي بود که از کاهش نيروهاي ايالات متحده بعد از جولاي به منظور رسيدن به سطح ‏قبل از اعزام نيروهاي جديد، سراغ مي گرفت. او درباره دوره 45 روزه "تثبيت و ارزيابي" که با دوره اي ‏از "ارزيابي ها" دنبال مي شود، به طور سربسته حرف زد. تفسير سخنانش اين بود که او تا جايي که بشود ‏مي خواهد نيروهاي بيشتري را نگه دارد تا مانع از بروز بي ثباتي شود. هر چند اين موضوع براي يک ‏فرمانده نظامي قابل درک است، اما معني ديگر آن درخواست نيروهاي بيشتر است که بر شانه هاي رييس ‏جمهور بعدي سنگيني خواهد کرد. ‏

و البته پرداختن به موضوع حضور ايران هم، به طور يقين بر عهده رييس جمهور بعدي خواهد بود. آيا يک ‏دولت جديد مي تواند نقش خطرناک رقيب را که پترايوس و کروکر در بناي امنيتي جديد منطقه ترسيم کردند، ‏برطرف سازد؟ آيا آمريکا مي تواند نيروهاي خود را از عراق خارج کند بدون اينکه اين خلاء بلافاصله با ‏اعضاء سپاه پاسداران انقلاب و نظاميان شيعه پر شود؟

چه کسي به سراغ ايراني ها خواهد رفت؟ اين سوالي بود که بر جلسه ديروز سايه انداخته بود. گاهي مقامات ‏آمريکايي، حتي زبده ترين آنها مانند پترايوس و کروکر، طوري صحبت مي کنند که گويي دست اندازي هاي ‏ايران در عراق اتفاق جديدي است. پترايوس جايي گفت: "نقش ايران در هفته هاي اخير خيلي روشن شده ‏است". اما اين قضيه داستان طولاني دارد. ‏

مجموعه اقدامات مخفيانه ايران براي تغيير در عراق از همان زمان آغاز اشغال عراق توسط ايالات متحده در ‏مارس 2003 چهره آشکاري به خود گرفت. افسران اطلاعاتي ايران ظرف چند هفته تا چند ماه از شروع ‏جنگ، ليستي از عراقي ها را آماده کرده بودند که بايد ترور مي شدند. آنها ملاهاي تحت تعليم خود را براي ‏در اختيار گرفتن مساجد شيعه در مرکز و جنوب عراق اعزام کردند که در گذشته توسط صدام حسين ويرانه ‏شده بودند. تخمين زده مي شود آنها از ژانويه 2005 تا کنون، هر ماه 12 ميليون دلار کمک مالي مخفيانه را ‏براي هم پيمانانشان در عراق فرستاده اند. آنها در احزاب اصلي شيعيان و نيز در ميان بسياري از گروه هاي ‏سني نفوذ کرده اند. ‏

ايراني ها يک بازي سياسي را شکل داده اند. آنها به طور همزمان، با همه جناح ها هستند. آنها با نخست وزير ‏عراق- نوري المالکي- و حزب الدعوه او ارتباط دارند؛ در عين حال براي سازمان بدر متعلق به روحاني ‏شيعه- عبدالعزيز حکيم- پول مي فرستند. آنها به تامين سلاح، آموزش هاي نظامي و کنترل تندروترين شاخه ‏هاي ارتش المهدي مشغول هستند. رهبر نامي اين ارتش- مقتدي الصدر- اکنون در شهر قم زندگي مي کند و ‏به گفته منابع اطلاعاتي از بيماري افسردگي رنج مي برد. دعوت از او براي بازگشت به خانه و اميد به ‏کشاندن او به پاي ميز مذاکره، مي تواند يک بازي پرفايده باشد. ‏

ايراني ها توانستند با يکسري اقدامات، ماجراي اخير بصره و بغداد را به راه بياندازند. آنها سپس با اقدامات ‏ديگر خود، مذاکرات مربوط به آتش بس را دنبال کردند. به طور خلاصه، آنها همه تارهاي ساز عراق را مي ‏نوازند.‏

جنگ با ايران ايده بدي است، اما جنگ با واسطه با آنها در عراق، جايي که شبکه هاي ايراني بر بسياري از ‏هم پيمانان کليدي ما تاثيرگذار بوده اند، مي تواند مشکلتر باشد. بهترين توجيه براي باقي نگاهداشتن نيروهاي ‏آمريکا در عراق اين است که بر ابزارهاي لازم عليه ايران مي افزايد. اما از سويي، بحث ديگر اين است که ‏کاهش نيروهاي ايالات متحده به سطحي که ثبات نظامي و سياسي را بدنبال داشته باشد هم مناسب به نظر مي ‏رسد. اين مي تواند به آمريکا براي مانور در رقابت با ايراني هايي که همين حالا هم پيش افتاده اند، آزادي ‏عمل بيشتري بدهد. ‏

به هر حال رييس جمهور بعدي مي بايست به نحوي ابزارهاي نظامي و ديپلماتيک را به کار بگيرد تا هم ايران ‏را به بازي بگيرد و هم فعاليت هاي آن را محدود کند. بعلاوه، گفتگوهاي ايران و ايالات متحده براي ثبات در ‏آينده خاورميانه لازم است. در عين حال، مذاکراتي که بين يک آمريکاي ضعيف و ايراني سرمست از قدرت ‏صورت بگيرد، يک فاجعه تلقي مي شود. ‏

کروکر درست مي گويد که "تقريباً همه چيز راجع به عراق مشکل است." مخصوصاً وقتي نوبت به مساله ‏ايران مي رسد. پترايوس و کرکر ديروز با سوالات مشکلي روبرو شده بودند، اما به زودي نوبت به يکي از ‏نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده خواهد رسيد که ديروز خود سوال کننده بود: مک کين، ‏کلينتون و اوباما.‏

منبع: واشنگتن پست – 9 آوريل‏

Tuesday, April 08, 2008

مک کين و جنگ ايران-- مصاحبه نيوزويک با نامزد رياست جمهوری آمريکا

مايکل هيرش

سناتور مک کين در گفتگويی با مايکل هيرش، از مجله نيوزويک درباره رويارويی با ايران، ‏از سر گيری خشونت ها در عراق و مسائلی در این باره به بحث پرداخته است که در زیر می ‏خوانید.‏

هيرش: چرا شما فکر می کنيد اسلام راديکال، "چالش فراگير" اين قرن است؟ چه وقت به ‏اين نتيجه رسيديد؟
مک کين: من هميشه نگران اين موضوع بودم. وقتی به خارج از کشور سفر می کردم، شاهد ‏مدرسه های اسلامی بودم، و قطعاً از رشد بنيادگرايی باخبر می شدم. علايم ديگری هم وجود ‏داشت که به جريان بمب گذاری در پادگان نیروهای آمریکا در بيروت (سال 1983) مرتبط ‏بود. فکر نمی کنم هيچ شکی وجود داشته باشد که ماجرای يازدهم سپتامبر، آنرا به طرز ‏دردآوری وارد کشور ما کرده است.‏
‏- در سال 1983 شما بر خارج کردن ناوگان دريايی اصرار داشتيد.‏
در واقع من اصرار بر خارج کردن آنها داشتم چون می ترسيدم که آنها يک نيروی سمبوليک ‏بدون برنامه ريزی کافی و يا حمايت مناسب زمينی باشند. ‏
کنجکاوم بدانم آيا از آن زمان تا کنون، ديدگاه های شما راجع به استفاده از زور کامل تر شده ‏است؟ برخی معتقدند موفقيت نظامی ايالات متحده در جريان جنگ اول خليج فارس، شما را ‏مصمم تر در استفاده از زور در مرزهای خارجی کرده است.‏
اينطور فکر نمی کنم. اگر موقعيتی مشابه مورد بيروت امروز اتفاق می افتاد، مطمئنم که من ‏به آن اعتراض می کردم. من قوياً معتقدم که بايد هر کاری که می توانيم بکنيم تا از گسترش ‏اسلام بنيادگرا و يا افزايش نفوذ ايران در خاورميانه جلوگيری کنيم؛ به هرحال بايد يک پيشنهاد ‏عملی برای تامين منافع ملی وامنيتی مان (در توجيه استفاده از نيروی نظامی) وجود داشته ‏باشد. ‏
ظاهراً شما در سخنرانی تان در لوس آنجلس، خواستيد هرگونه شبهه ای درباره اينکه ممکن ‏است شما آمريکا را وارد يک جنگ بزرگتر- احتمالاً با ايران- کنيد، برطرف سازيد.‏
خيلی هم اينطور نيست. من این را ابتدا در دهه 1990 موقعی که کانديد رياست جمهوری ‏نشده بودم گفتم. من سعی کردم بگویم که بازماندگان جنگ بيش از هر کس دیگر از جنگ ‏متنفر هستند ، زيرا يارانی را از دست داده اند و خوف و نفرت جنگ را از نزديک حس کرده ‏اند. من اين را بارها تکرار می کنم که رويارويی نظامی آخرين گزينه است. ‏
‏ در مورد ايران، اگر همه گزينه های ديپلماتيک به بن بست برسد و فشار اقتصادی قادر به ‏توقف برنامه هسته ای آنها نشود، آيا به آغاز جنگ فکر می کنيد؟
اگر نخواهم از سوال شما طفره بروم، بايد اينطور بگويم که ما بايد هر گزينه ممکن را امتحان ‏کنيم. من فکر می کنم راه های عملی زيادی وجود دارند که در سفر اخيرم به اروپا، در مورد ‏آنها به عنوان يک راه موثر استفاده از تحريم ها با سارکوزی (رييس جمهور فرانسه) و براون ‏‏(نخست وزير انگلستان) گفتگو کردم. معذالک من صريحاً می گويم که نمی توانيم ايرانی ‏صاحب تسليحات هسته ای را به خاطر عواقب آشکار آن- تکثير در منطقه و تهديد عليه ‏موجوديت اسراييل و ... تحمل کنيم.‏
‏- شما در جريان بحث و گفتگو با سارکوزی و براون، آيا در مورد تحريم های احتمالی ‏ديگری به غير از مواردی که اکنون توسط دولت بوش در حال اجراست، صحبت کرديد؟‏
خير. ما وارد آن جزييات نشديم... چيزی که من با آنها در ميان گذاشتم، ايده همکاری کشورها ‏با يکديگر به شيوه دوستانه و موثر است به نحوی که ايرانيان را مجاب کند که مسير در اختيار ‏گرفتن تسليحات هسته ای از نظر سياسی و اقتصادی، برای آنها بهای گزافی به همراه خواهد ‏داشت. ‏
‏- آيا شما موافقيد که ما ، آن گونه که بوش می گوید، با يک "جنگ عليه ترور" درگير ‏هستيم؟
من فکر می کنم اين يک مقابله نظامی، اطلاعاتی، ديپلماتيک و ايدئولوژيک است. از همه ‏مهمتر اينکه، در درازمدت اين يک کشمکش ايدئولوژيک است... در جامعه مسلمان ها هم بين ‏اين مجادله میان بنيادگراها و کسانی که ميانه رو تر هستند وجود دارد. کشمکش ديگر هم ‏ميان همه ارزش هايی که ما بخاطرشان ايستاده ايم از يک سو، و تندروهايی که در برخی ‏نقاط دنياصاحب نفوذ چشمگيری شده اند، وجود دارد. ‏
‏- متوجه اين نکته شدم که شما به جای واژه "جنگ" از کلمه "کشمکش" استفاده کرديد.‏
من دوست ندارم از کلمه "جنگ" استفاده کنم، خصوصاً وقتی اين يک کشمکش چند جانبه ‏است، و ممکن است اجزای نظامی و تسليحاتی هم داشته باشد. ولی در نهايت، من فکر می کنم ‏مساله همان ايدئولوژی است. ‏
‏- شما در سخنرانی خود در لوس آنجلس گفتيد هر کس که قبول ندارد بنيادگرايی اسلامی، ‏چالش فراگير قرن بیست و یکم است به درد کاخ سفيد نمی خورد. آيا اين منصفانه است که ‏ديدگاهی را که شايد چالش های بزرگ ديگری- مانند بحران اعتباری، گرم شدن جهانی و ‏تجدید قدرت روسيه را مهم تر می شمارد، ملامت کنید؟

من آنها را رد نمی کنم. ولی اعتقاد دارم، هيچکس نمی تواند در کاخ سفد بنشيند درحاليکه هيچ ‏تصوری از چالش فراگير قرن 21 نداشته باشد. معتقدم چالش اقتصادی هم عميق و سخت است ‏و ممکن است از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون، مشکل ترين چالش در نوع خود باشد. اما من ‏قوياً به اقتصاد آمريکايی اعتماد دارم. من قبول ندارم کسی که در درک ابعاد و عظمت چالش ‏بنيادگرايی بازمانده است، شايسته رياست جمهوری ايالات متحده است.‏

منبع: نيوزويک – 7 آوريل ‏

صدای آمريکا، به نفع حکومت ايران؟--- گزارش واشنگتن تايمز به اتهامات سنا

نيکلاس کرالف

پيشنهاد قايم مقام جرج بوش به دوست قديمی اش و مقام ارشد ديپلماتيک کشور، کارن پی ‏هيوز، برای ریاست رادیوی صدای آمريکا در سنای این کشور به حالت تعليق درآمد؛ علت م ‏شبهاتی است که در مورد موضع ضد آمريکايی صدای آمریکا بوجود آمده است.‏

به گفته مقامات دولتی و کنگره، سناتور جمهوری خواه تام کوبورن از اوکلاهما، جلوی تاييد ‏مقام پيشنهادی آقای بوش در ماه دسامبر و کسی که در اواخر ژانويه برای ادای توضيحات در ‏جلسه روابط خارجی سنا حاضر شد- جيمز گلسمن- را گرفته است.‏

آقای کوبورن سال ها بدنبال نسخه انگليسی مکتوب برنامه های فارسی صدای آمریکاست. این ‏برنامه ها در زیرمسووليت بخشی از دولت ايالات متحده معروف به ‏BBG‏ پخش می شوند؛ ‏آقای جيمزگلسمن رياست این بخش را به عهده دارد. ‏
سناتور کوبورن در درخواست خود از سنا به گزارش هايی استناد کرده که بر سوء مديريت ‏در سرويس فارسی صدای آمريکا ‏‎(VOA)‎‏ دلالت دارد و منجر به رسوخ ماهيت ضد ‏آمريکايی در برنامه های اين راديو شده است. ضمناً او نگرانی خود را نیز از دادن وقت ‏زيادی به طرفداران ديدگاه های رژيم ايران ابراز کرده است. ‏
يکی از همکاران آقای کوبورن که نخواست نامش فاش شود گفت: "صدای آمريکا در برنامه ‏های فارسی اش به اندازه کافی در پيشبرد امتيازات و آزادی ها ی فردی قدرتمند عمل نکرده ‏است."‏
دفتر سناتور کوبورن شواهدی از نمونه های زبان ضد آمريکايی يا موافق با ايران در برنامه ‏های اين راديو ارايه نداده است.‏
مهدی خلجی، يک کارشناس ناظر در امور سياسی خاور نزديک از موسسه واشنگتن، سال ‏گذشته مقاله ای درباره پخش برنامه برای ايران از سوی دولت ايالات متحده نوشت. او يک ‏توليد کننده سابق برنامه برای راديو فردا بود که در پراگ مستقر است. راديو فردا، پروژه ‏مشترکی ميان صدای آمريکا و راديو آزادی تحت حمايت مالی ايالات متحده است.‏
آقای خلجی بدون اشاره به موارد خاصی نوشت: "بعضی از افراد حاضر در تيم راديو فردا به ‏طرز قابل توجهی ضد آمريکايی هستند، و اين می تواند بر روی زبان برخورد و نوع اخباری ‏که برای پخش آماده می کنند تاثير بگذارد."‏
منبع: واشنگتن تايمز - 7 آوريل ‏

Sunday, April 06, 2008

صدای پای جنگ با ايران-- دیلی تلگراف و نگرانی های انگلستان از جنگ طلبی آمریکائی ها

دمين مک الروی

مقامات انگليسی نسبت به اظهارات فرمانده آمريکايی مبنی بر اينکه ايران در حال جنگ با دولت تحت حمايت ‏آمريکا در بغداد است، ابراز نگرانی کردند. ‏

بر اساس ارزيابی های وايت هال، اظهارات محکم ژنرال ديويد پترایوس درباره دخالت ايران در عراق، می ‏تواند صحنه را برای وقوع يک حمله از سوی ايالات متحده عليه تاسيسات نظامی ايران آماده سازد. ژنرال ‏پترایوس در جريان جلسه هفته آينده در واشنگتن که نگاه های بسياری را به خود جلب کرده، به افزايش ‏تهديدهای ايران اشاره خواهد کرد و تهران را متهم به پشتيبانی و هدايت حملات جنگجويان شبه نظامی عليه ‏عراق و ايالات متحده به عنوان متحد آن کشور خواهد کرد.‏

نقطه اوج خشونت های عراق ظرف 18 ماه گذشته، هفته پيش در جنگ بصره رخ داد که با بمباران روزانه ‏منطقه سبز و ديپلماتيک بغداد همراه بود. اين موضوع نشان داد هر چند کشمکش با مسلمانان سنی تا حد ‏فراوانی کاهش يافته است، اما نيروهای شيعه برای بی ثبات کردن کشور در موضع قدرتمندی قرار دارند. ‏
يک مقام انگليسی گفت "پترایوس درباره ايران به عنوان عامل تدارک حملات عليه تلاش های ايالات متحده ‏در عراق، بسيار موضع سختی خواهد داشت." او گفت: "ايران در عراق مشغول جنگ است. اين تصور که ‏آمريکايی ها نمی توانند يک جنگ را در دو جبهه به پیش ببرند اشتباه است. امکان حملات هوايی و يا ساير ‏تحرکاتکاملا وجود دارد."‏

او گفت: "پترایوس بر لزوم پیروز شدن آمريکا درنبرد عراق تاکيد کرده است. او در گزارش خود می تواند ‏به این نکته اشتره کند که سربازان و ديپلمات های ما در جريان حمله به منطقه سبز کشته شده اند."‏

در حال حاضر تنش ميان تهران و واشنگتن به خاطر برنامه هسته ای مخفی ايران بالا گرفته است. دستگاه ‏ديپلماسی بوش احتمال حمله نظامی را رد نکرده است. ‏

هفته گذشته ژنرال پترایوس در اظهاراتی که به عنوان علامت بروز تغيير در رويکرد وی به ايران تعبير شده ‏است، رهبری ايران را نشانه رفت. او گفت: "راکت هايی که به منطقه سبز شليک شدند از سوی ايران تامين ‏شده اند و ساخت ايران بوده اند. همه اين اقدامات در تضاد با وعده های احمدی نژاد و ساير رهبران عاليرتبه ‏ايران به همتايان عراقی شان بوده است."‏

اهانت به نخست وزير عراق – نوری المالکی- در جنگ هفته گذشته بصره توسط مقتدی الصدر که مورد ‏حمايت ايران است، ماشه هشدارها عليه قدرت ايران در عراق را کشيده است. ‏

ژنرال پترایوس و سفير ايالات متحده در بغداد- رايان کروکر- روز سه شنبه و چهارشنبه و قبل از عزيمت به ‏لندن برای توجيه گوردن براون، به سوالات رهبران سياسی ايالات متحده در کنگره پاسخ خواهند داد.‏
وال استريت ژورنال هم هفته پيش نوشت تلاش های جنگی ايالات متحده در عراق می بايست اهداف دوگانه ‏ای رادنبال کند. ‏

کيمبرلی کاگان، يک تحليلگر نظامی، نوشت: "ايالات متحده بايد اين موضوع که ايران درگير يک جنگ ‏باواسطه با آمريکاست، را بپذيرد."‏

شواهد متعدد نشان می دهد که هدف قرار دادن ايران، سياستمداران آمريکايی را در بهبوهه دسته بندی های ‏ناخوشايند موجود در مورد مساله عراق متحد خواهد نمود.‏

منبع: دیلی تلگراف، 5 آوريل ‏

‎ ‎

Thursday, April 03, 2008

دین اندیشان متجدد

دین اندیشان متجدد

اخیراً کتابی با عنوان دین اندیشان متجدد در تهران منتشر شده که در فاصله کوتاهی به چاپ دوم رسیده است. هرچند تیراژ کتاب بالا نیست ( در هر چاپ ۱۱۰۰ نسخه ) اما به چاپ دوم رسیدن بلافاصلۀ آن می تواند نشانگر استقبال از کتاب و توجه جامعه به مسائل فکری باشد.

محمد منصور هاشمی، نویسنده در مقدمۀ کتاب، دین اندیشان ایرانی را به دو گروه سنت گرا و متجدد تقسیم می کند و از میان تمام آنان که طیف وسیعی را در بر می گیرند، چهار تن یعنی علی شریعتی، عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان را در گروه متجدد جای می دهد و آنان را مهمترین چهره های روشنفکری دینی می نامد که سعی کرده اند دین و تجدد را به نرمی کنار هم بنشانند. البته فصل اول کتاب که به شریعتی اختصاص دارد چنین چیزی را نشان نمی دهد اما تلاش سه روشنفکر دیگر در این زمینه چشمگیر می نماید.

فصل اول کتاب ( دین، ایدئولوژی، انقلاب ) که به بررسی افکار دکتر شریعتی می پردازد، ضمن غور در آثار او بدینجا می رسد که شریعتی پس از مذهب بیشترین همدلی را با مارکسیسم داشت و می گفت « اگر یک روشنفکر مسلمان نباشد و آدم باشد باید مارکسیست باشد ». او که از دین ایدئولوژی ساخت، به نوشتۀ مؤلف، دین را رحیمانه و توام با رأفت نمی فهمید و بر این تصویر اصرار داشت که پیامبر در دستی پیام داشت و در دست دیگر شمشیر. شریعتی بر اهمیت سلاح تأکید می کرد و حتی لفظ خشونت را به مثابه صفتی مثبت به پیامبر نسبت می داد. به گفتۀ مؤلف، اسلام شناسی شریعتی همان است که مطهری از آن به "اسلام سرایی" تعبیر می کرد و مواجهۀ او با عالم مواجهه ای رمانتیک بود. در واقع اسلامی که شریعتی از آن سخن می گوید « چیزی نیست جز اسلام انقلابی و دین دنیوی شده که قدسیت را از آسمان به زمین » کشیده و « بیش از هر چیز حاصل رو در رو شدن با مارکسیسم استالینی است ».

نویسنده، افکار شریعتی را رد می کند و می گوید مدینۀ فاضله شریعتی جز همان دیکتاتوری پرولتاریا/ مستضعفان نیست.

عبدالکریم سروش

فصل دوم کتاب به آراء و اندیشه های عبدالکریم سروش اختصاص دارد. نویسنده یک گشت تمام در آثار سروش می زند و از ابتدا تا انتهای آثار قلمی او را به عرصه داوری می گذارد.

سروش که ابتدا نظریه پرداز حکومت انقلابی بوده با ضدیت با مارکسیسم می آغازد. به مخالفت با غرب زدگی از نوع آل احمد روی می آورد اما در مراحل بعد افکار و عقایدش تغییر می کند و در تقابل با افکار پیشین خود قرار می گیرد. سرانجام در پی آن است که برای آشتی دادن سنت و تجدد راهی بیابد. « اگرچه شریعتی نیز می خواست جایی برای فهم های جدید از دین باز کند، این جا را برای ایدئولوژی می گشود و این مجال را برای بنیاد نهادن حکومت ایدئولوژیک می خواست، اما سروش دقیقا برعکس، تئوری خویش را در پایان دورۀ ایدئولوژی ها و انقلابی گری ها برای نفی آن اندیشه ها مطرح می کند و به آثاری می رسد مثل "فربه تر از ایدئولوژی" و "مدارا و مدیریت" ».

سروش در این آثار « اسلام تقلیدی مریدپرور را در برابر اسلام تحقیقی دلیرپرور » قرار می دهد و در برابر اسلام فقاهتی قرار می گیرد، ولی او که افکارش از دغذغۀ سیاسی – اجتماعی دور نیست، در "آئین شهریاری و دینداری" از گفتمان شرق – غرب خارج می شود و به گفتمان سنت – مدرنیته می رسد. از آن پس نه تنها "گفتمان سرخ" شریعتی را نقد می کند بلکه آن را در مقابل گفتمان« دمکراتیک و سبز » قرار می دهد.

به عقیده نویسنده، سروش مهمترین شخصیت جریان روشنفکر دینی ایران است. در ترویج عقل گرایی نقش داشته و جسارتش در ورود به مباحث جنجال برانگیز و نقد حاکمیت و قدرت از نکات مثبت کارنامه اوست؛ در اندیشۀ او جا برای تغییر و تحول و تضارب افکار و آراء وجود دارد؛ با وجود این نگاه سروش عرفان زده است و این سبب می شود که گاه فلسفه های مدرن – مثلا فلسفۀ کانت – را هم عرفانی بفهمد؛ مهمترین ضعف سروش ناتمامی و عدم انسجام فکری اوست. اندیشه هایی که او بیان می کند حتی در یک دوره واحد هم انسجام ندارند و به سوالاتی که خود ایجاد می کنند پاسخ نمی دهند. « ... گاهی عدالتخواه است و گاهی آزادیخواه، گاهی سوسیالیست و گاه لیبرال، گاه نظریه پرداز سیاسی – ایدئولوژیک و گاه نقاد ایدئولوژی اندیشی و سیاسی بینی، و همواره هم روشنفکر و هم دیندار. عدم انسجام در اندیشۀ سروش عرضی نیست، ذاتی آن است ».

مجتهد شبستری

روشنفکر بعدی مورد نظر نویسنده محمد مجتهد شبستری است. او چنانکه مؤلف دین اندیشان یاد آور می شود با هرمنوتیک به میدان در می آید و دغدغۀ اصلی او مانند سروش مسأله نسبت دین با سیاست و حکومت است و او نیز در طرح مباحث هرمنوتیک فارغ از دغدغۀ اجتماعی – سیاسی نیست. جوهر اندیشۀ آن دو بسیار به هم نزدیک است و گاهی مباحثشان پا به پای هم پیش می رود. اما این امر را نباید به این معنا گرفت که « آثار و اندیشه های سروش و شبستری یکسان است، اتفاقا اصلاً چنین نیست. نحوۀ ورود به مسائل و شیوۀ طرح آنها و خلاصه رویکرد و روش و نگرش آنها همانند نیست. سروش از منظر فلسفه های تحلیلی، فلسفۀ علم و مباحث معرفت شناسی در سنت انگلیسی – آمریکایی به قضایا می نگرد و منابع اسلامی او نیز عمدتاً آثار عرفانی و اخلاقی مولوی و غزالی است، در حالی که شبستری تحت تأثیر فرهنگ آلمانی است و روش و نگرش او متأثر از فلسفه های وجودی و هرمنوتیکی از جمله فلسفۀ هانس گئورگ گادامر و ... ».

مصطفی ملکیان

اما ملکیان که درس خواندۀ حوزه و آخرین روشنفکر دینی مورد نظر کتاب است چراغ تابان این گروه است. او که به مرور از نواندیشی دینی فاصله گرفته و برای روشنفکری اهمیت جدی قائل شده، به معنویت روی می آورد که همان « دین عقلانیت یافته و عقلانی شده » است. دین عقلانیت یافته از نظر ملکیان بدین جهت ضروری است که « دینداری سنتی ولو مطلوب باشد در عصر جدید ممکن نیست، در حالی که معنویت هم ممکن است و هم مطلوب ».

آیا این « عقلانیت » همان عقلانیت برزویه طبیب و این معنویت همان معنویتی نیست که برزویه طبیب بدان روی آورده بود؟ به نظر می رسد کار ملکیان نه تنها از حیث مطالعه در ادیشه های فلسفی غرب که حتا از حیث ریشه دار بودن در فرهنگ ایرانی نیز با کار دیگر روشنفکران دینی فرق داشته باشد.

مؤلف از شباهت افکار ملکیان و برزویه طبیب سخنی به میان نمی آورد و اساساً به چنین ارتباط یا شباهتی اشاره نمی کند، اما همه جا نشانی های آن را به دست می دهد: « ملکیان معضل دینداری و تجدد را عمیق تر و اساسی تر از اسلاف خود می بیند و مهمترین مسأله کلامی روزگار ما را نسبت تدین و تعقل بر می شمارد و عقیده دارد که عقاید دینی نمی توانند برای بیشتر انسان های متجدد عقلانی باشند ».

از دیدگاه ملکیان دین را نمی توان کنار گذاشت، چرا که وجوه تراژیک زندگی مانند احساس تنهایی مانع این کار می شود، و معضلاتی از قبیل جنگ و مرگ و بیماری و بی عدالتی « موجب پیدایش اضطراب های وجودی، بی قراری ها و دلهره ها می شوند و محدودیت و تنهایی ما را پیش چشمانمان می آورند. به نظر من آغاز احساس این فقدان ها، محدودیت ها و کمبودها مقارن است با آغاز اقبال به دین ».

به نظر می رسد ملکیان آنجا که می نویسد: « برای هر سنخ روانی یک یا دو یا چند دین و مذهب بیش از سایر ادیان و مذاهب جاذبیت دارند » به افکار برزویه نظر دارد. نیز مؤلف دین اندیشان آنجا که از این جمله ملکیان به این نتیجه می رسد که « بدین ترتیب مطلق بودن و ورای روانشناسی و فراتاریخی بودن ادیان رنگ می بازد. هرگاه چنین شود مسأله دشوار جمع عقلانیت با ادیان تاریخی تبدیل به مسأله ساده تر جمع عقلانیت با گوهر این ادیان تاریخی یعنی معنویت می شود » شباهت تام و تمامی بین افکار برزویه طبیب و ملکیان را نشان می دهد.

روی هم رفته نویسنده پس از بررسی آثار این چهار نواندیش دینی به اینجا می رسد که « آنچه شریعتی رشته بود سروش پنبه کرد و بنیان ساختمانی که سروش و شبستری بنا می نهادند با ملکیان سست شد. بدین ترتیب جریان روشنفکری دینی که با سودای وارد کردن بیشتر دین در دنیای مردم آغاز شده بود، خود اندک اندک دین را از دنیا جدا کرد و از دین دنیوی به دین معنوی رسید ».

درک و دریافت خواننده پس از بستن کتاب این می شود که روشنفکران دینی یا به قول نویسنده، دین اندیشان متجدد با همه نقشی که در گسترش عقل گرایی در جامعه ایرانی بازی کرده اند، خود نیز جریانی در مقابل آن بوده اند و به سهم خود رسیدن به دوران عقل گرایی را به تأخیر انداخته اند. برای اینکه « مجموعه ای فراهم می آورند که هم دین را محفوظ بدارد و هم تجدد را با آن در آمیزد ». و این به مثابه آن است که با یک دست دو هندوانه را برداشته باشیم. در واقع دلبستگی آنها به دین چندان است که نمی توانند یکسره از دنیای دینی به عالم غیر دینی مهاجرت کنند.

کار محمد منصور هاشمی که گویا خود نیز درد دین دارد و از تحصیلکردگان حوزه است، در سیر افکار روشنفکران دینی و بیرون کشیدن و فشرده کردن آنها به نحوی که خواننده مطالب را دریابد، عالی است. او توانسته است در صفحات محدودی خوانندگان خود را با افکار و آراء یک یک متفکران مورد نظر خود آشنا کند، دربارۀ آنان به داوری بنشیند و غث و سمین ها را برجسته کند. « مریزاد دستی که انگور چید».



دین اندیشان متجدد
روشنفکری دینی از شریعتی تا ملکیان
محمد منصور هاشمی
تهران - انتشارات کویر
چاپ اول ۱۳۸۵ ، چاپ دوم ۱۳۸۶

Tuesday, April 01, 2008

ایران 'دشمن اصلی آمریکا'

ایران 'دشمن اصلی آمریکا'
بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در بین مردم آمریکا، ایران، عراق و چین سه دشمن اصلی آمریکا هستند.

در این مطالعه که توسط موسسه گالوپ انجام شده ۲۵ درصد از پاسخ دهندگان گفته اند ایران بزرگترین دشمن آمریکاست.

بیست و دو درصد عراق و ۱۴ درصد هم چین را مهمترین دشمن آمریکا خوانده اند.

اما تنها ۹ درصد گفته اند کره شمالی دشمن اصلی آمریکاست.

این در حالیست که سال گذشته این رقم برای کره شمالی ۱۸ درصد بود.

پیونگ یانگ سال گذشته موافقت کرد برنامه تسلیحات اتمی خود را در مقابل دریافت کمک متوقف کند.

چین که رقیب اقتصادی جدی آمریکا محسوب می شود سال گذشته نگرانی تنها ۱۱ درصد را برانگیخته بود که افزایشی سه درصدی را نشان می دهد.

موسسه گالوپ در سال ۲۰۰۱ و پیش از حملات یازده سپتامبر برای اولین بار دست به این مطالعه زد.

در نظرسنجی سال ۲۰۰۱ عراق بزرگترین دشمن آمریکا خوانده شده بود.

پس از آن چین و ایران در رده های بعدی قرار داشتند.

از دیدگاه بسیاری از پاسخ دهندگان در نظرسنجی امسال با وجود سرنگونی صدام حسین عراق همچنان یکی از دشمنان اصلی آمریکا باقی مانده است.

مطالعه یاد شده نشان می دهد شهروندان جمهوریخواه بیش از شهروندان دمکرات ایران را دشمن نخست آمریکا می دانند.

برای پاسخ دهندگان دمکرات عراق همچنان دشمن اصلی آمریکاست.

افراد مسن تر و کسانیکه می گویند اخبار جهانی را دنبال می کنند کمتر از جوانان و اشخاصی که به اخبار علاقه چندانی ندارند عراق را بزرگترین دشمن کشور خود می دانند.

این نظرسنجی در ۱۱ تا ۱۴ فوریه گذشته بطور تلفنی انجام شد و در آن ۱۰۰۷ نفر شرکت کردند.

ضریب خطای این نمونه گیری مثبت و منفی ۳ درصد است.

دیدگاه ایرانیان آمریکا درباره روابط دو کشور

دیدگاه ایرانیان آمریکا درباره روابط دو کشور

اکنون برای اولین بار نظرسنجی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا برخی الگوهای طرز نگرش آنها در مورد مسائل مختلف از جمله برنامه اتمی و رابطه دو کشور را آشکار کرده است.

این نظرسنجی از جمله نشان می دهد که اکثریت آنها با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در ارتباط با برنامه اتمی مخالفند.

موسسه مطالعات دولتی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در برکلی این نظرسنجی را در ماه اوت گذشته انجام داد که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد.

براساس این نظرسنجی اکثریت قاطع ایرانیان کالیفرنیا که بیش از نیمی از ایرانیان ساکن این کشور را تشکیل می دهند به شدت با جنگ مخالفند. این در تضاد شدید با دیدگاه عراقی های آمریکا در سال 2003 است که خواهان ساقط شدن حکومت صدام حسین بودند.

تنها 13 درصد ایرانیان کالیفرنیا می گویند که آمریکا باید به بمباران استراتژیک اهداف مرتبط با تاسیسات اتمی در ایران بپردازد و 8 درصد از بمباران تاسیسات نظامی و نفتی این کشور حمایت می کنند.

با این حال جامعه ایرانیان کالیفرنیا با سوءظن به برنامه اتمی ایران می نگرد. 59 درصد کل افراد شرکت کننده در نظرسنجی بر این نظرند که جمهوری اسلامی در پی ساخت سلاح اتمی است و تنها 25 درصد می گویند این برنامه صلح آمیز است.

به علاوه اکثریت پرسش شوندگان، یعنی 66 درصد، خواهان آن هستند که آمریکا با ایران رابطه دیپلماتیک برقرار کند.

این نظرسنجی زیر نظر و با طراحی داریوش زاهدی، متخصص امور پژوهشی در موسسه مطالعات دولتی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، انجام شده است.

با این حال این ارقام به معنی رضایت یا طرفداری ایرانیان آمریکا از حکومت اسلامی ایران نیست.

تنها 26 درصد پاسخ دهندگان معتقدند که آمریکا باید تحریم ها علیه ایران را پایان دهد و 25 درصد حتی گفتند مایلند که تحریم های سازمان ملل علیه حکومت ایران تشدید شود. 38 درصد نیز ایران را حامی اصلی تروریسم در جهان می دانند.

این دیدگاه ها را می شد در گفتگو با ده ها ایرانی در محله وستوود در قلب جامعه ایرانی کالیفرنیا شنید.

آقایی میانسال که نخواست از او نام برده شود در زمینه سیاست دولت بعدی آمریکا گفت: "در مورد ایران به نظر من دولت آمریکا باید سختگیری های خود را ادامه دهد. برای اینکه داشتن بمب اتمی در دست حکومت ایران فاجعه است."

یکی از مغازه داران ایرانی از گفتگو با ایران در مورد مساله اتمی استقبال کرد و توسل به گزینه نظامی را "بد" دانست.

خانمی میانسال نیز که برای خرید به وستوود آمده بود با برنامه اتمی ایران مخالفت کرد و گفت: "ما در ایران خیلی مسائل داریم که باید حل شود و فعلا به انرژی اتمی نیازی نداریم."

با این حال معدودی نیز خواستار پایان حضور آمریکا در خاور میانه شدند.

رهگذری که به سختی حاضر شد در مورد انتخابات آمریکا و اینکه به چه کسی رای می دهد اظهار نظر کند، گفت که تحریم ها و فشارهای دولت بوش در نهایت به ملت ایران وارد می آید و به همین دلیل آنها را غلط دانست.

برای بسیاری از ایرانیان حل مشکلات شخصی در تمایل به رابطه دیپلماتیک میان دو کشور نقش بازی می کند. آنها مایلند عزیزان و وابستگانشان امکان سفر و تحصیل در آمریکا را داشته باشند.

آقایی که خود را "مسعود" معرفی کرد درحالی که در ایستگاه منتظر اتوبوس بود گفت: "رابطه چرا نباشد باشد. باید باشد. جوانان ایرانی باید بتوانند برای تحصیل به اینجا بیایند و مردم بتوانند به این کشور سفر کنند."


نظرسنجی دانشگاه برکلی همچنین نشانگر نارضایتی ایرانیان کالیفرنیا از جورج بوش، رئیس جمهور آمریکاست به طوری که 63 درصد آنها نظر نامساعدی نسبت به وی دارند.

بسیاری از کسانی که در وستوود مورد مصاحبه قرار گرفتند به خصوص نسبت به جنگ عراق ابراز نارضایتی کردند و گفتند به ریاست جمهوری دموکرات ها تمایل دارند.

یک رهگذر که گفت در انتخابات مقدماتی به خانم هیلاری کلینتون رای داده است در پاسخ به این سوال که مهمترین مساله برای شما در این انتخابات چیست گفت: "مهم ترین موضوع این است که از شر آقای بوش راحت شویم."

نظرسنجی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در فاصله 20 تا 28 اوت 2007 طی مصاحبه تلفنی با 800 ایرانی انجام شد.

این نظرسنجی نشانگر اختلاف آرا در میان پیروان مذاهب مختلف در داخل جامعه ایرانیان آمریکا بود اما اشتراک میان این گروه ها شامل مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی و بهائی بیش از اختلاف ها بود.

از جمله بیشترین تمایل به گفتگو میان دو کشور به مسلمانان (با 75 درصد) مربوط می شد و کمترین به یهودیان (با 51 درصد حمایت).

به گفته داریوش زاهدی این نخستین نظرسنجی علمی در تعیین جهت گیری های سیاسی ایرانیان آمریکا در کالیفرنیا است.

وی می گوید: "تا امروز هیچ مطالعه معتبر و قابل اعتمادی از نگرش سیاسی ایرانیان آمریکا در ارتباط با سیاست خارجی نسبت به خاورمیانه در کل و ایران به طور اخص وجود نداشته است."

"به نظر می رسد که این کار باید خیلی زودتر انجام می شد، به خصوص در کالیفرنیا، که بخش اعظم جامعه مهاجران (ایرانی) در آن متمرکز هستند."

سرشماری رسمی دولت آمریکا در سال 2000 شمار ایرانیان آمریکا را 330 هزار نفر تخمین می زند. با این حال تخمین های غیررسمی به حضور تعداد بسیار بیشتری از ایرانیان در آمریکا اشاره دارد که گاه تا یک میلیون تخمین زده می شود.

55 و نه دهم درصد کسانی که خود را در آن سرشماری، ایرانی، یا از تبار ایرانی معرفی کرده اند در کالیفرنیا زندگی می کنند.

PersianMarin News Archive