PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Monday, December 10, 2007

آيا بازها به آشيانه باز مي گردند؟

ميرحميد سالک - دوشنبه 19 آذر 1386 [2007.12.10]

‏انتشار گزارش سازمان ملي برآوردهاي اطلاعاتي آمريکا، در هفته گذشته، موجبات پيدايش بيم ها و اميدهاي ‏فراواني در دل سياستمداران و ارباب جرايد شد. از يک سو عده اي آن را بزرگترين پيروزي براي ملت ايران ‏در سده اخير ارزيابي کردند و از سويي ديگر جرج بوش مدعي شد که تقريبا اتفاقي نيفتاده است.‏

در واقع امر، بي آن که بخواهيم از علل و نحوه رسانه اي شدن اين گزارش سخني به ميان آوريم، بايد اذعان ‏کرد، نظير بسياري از فرصت هايي که در کشور ما به باد رفت، اين ماجرا هم مي تواند در صورت عدم ‏مديريت به تهديدي بزرگ براي ايران تبديل شود.‏

سوال اول اين است که، آيا نفس اين گزارش به نفع ملت ايران است؟ به نظر مي رسد پاسخ مثبت است. چرا ‏که اول براي مدتي مي تواند کابوس جنگ را از اين مرز و بوم دور کند. دوم مي تواند با کاهش سطح سوءظن ‏ها، راه را براي يرگزيدن روش هاي آشتي جويانه تر هموار سازد. سوم در صورت ادامه تلاش ها براي ‏تصويب تحريم هاي تازه عليه برنامه هسته اي ايران، از شدت و حدت آن بکاهد. چهارم اين امکان را فراهم ‏مي آورد که فشار مخالفين جنگ در آمريکا، از سوي سياستمداران و يا افکار عمومي، بر عليه جنگ طلبي ‏هاي نومحافظه کاران، افزايش يابد. ‏

سوال بعدي اين است که، با احتساب مسائل مطروحه در سطور بالا، آيا ديگر جايي براي نگراني وجود دارد؟ ‏متاسفانه به دلايل زير باز هم جواب مثبت است.‏

‏1- از همان لحظات اوليه انتشار اين گزارش، بوش ادعا کرد که ايران ظاهرا براي هميشه خطرناک بوده، ‏هست و خواهد بود. بعد هم با شفافيت گفت که گزينه جنگ را کنار نخواهد گذاشت. هر چند کارشناسان متفق ‏القول هستند که اين گزارش بخشي از قدرت جنگ طلبان واشنگتن را کاهش داده است، ولي هيچ يک به پايان ‏يافتن خطر يک درگيري نظامي اشاره اي نکرده اند. از اين رو مي توان نتيجه گرفت صرف وجود اين ‏گزارش به تنهايي نمي تواند به جلوگيري از وقوع يک کشمکش نظامي ياري برساند.‏

‏2- در تمام قطع نامه هاي صادره از سوي شوراي امنيت عليه ايران، خط قرمز، غني سازي اورانيوم ‏است.هر چند که بر مسئله نيروگاه آب سنگين اراک ويکي دو مورد ديگر نيز تاکيد شده است. مقصود آن است ‏که در هيچ يک به توليد تسليحات هسته اي اشاره اي نشده است. يعني در واقع امر وجود تحريم ها، نه به دليل ‏توليد جنگ افزارهاي اتمي، بلکه به خاطر عدم تعليق غني سازي از سوي ايران است. در گزارش سازمان ‏ملي براورد اطلاعاتي آمريکا نيز به ادامه اين امر از سوي ايران تاکيد شده است. از همين روعليرغم اين که ‏لاوروف مدعي است "تا به حال مدرکي به دست نياورده اند که نشانه تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هاي ‏اتمي باشد" مي گويد "پوتين از جليلي مي خواهد که ايران هر جه سريع تر به غني سازي خاتمه دهد." به ‏عبارت ديگر آن زمان ابرهاي تشويش و دلشوره از شوراي امنيت رخت برخواهد بست که شاهد پلمب شدن ‏تاسيسات هسته اي ايران باشند و تا زماني که نگراني هست، اسباب تهديد مهياست.‏

‏3- .مدر پي انتشار اين گزارش، استيفن هدلي، مشاور امنيتي کاخ سفيد، به يک بهره برداري سياسي دست زد. ‏وي مدعي شد که اين توقف در پي فشارهاي جامعه جهاني و در راس آن آمريکا، محقق شده است. اگر مي ‏خواهيم محصول بيشتري بدست آوريم بايد همت بيشتري بکنيم. اين سخن از ديگر سو توسط رايس ادامه يافت، ‏تا جهان را براي توافق بر سر تحريم هاي سخت گيرانه تر عليه ايران متحد کند. مواضع مشترک اتخاذ شده ‏توسط تروئيکاي اروپايي نيز نشان از هم پيماني آنها با ايالات متحده دارد. در اين ميان درخواست روسيه از ‏ايران روشن است. وزير امور خارجه چين پس از ديدار با همتاي انگليسي خود ابراز اميدواري کرده که ‏مشکل از طريق مذاکره و به شيوهاي مسالمت آميز حل شود. از آن جايي که به نظر مي رسد کانال گفتگو با ‏سولانا، تنها نماينده مورد وثوق گروه 1+5، چندان مسير گشاده اي نيست، چه راه ديگري به غير از صدور ‏قطع نامه سوم براي کارکرد ديپلوماسي باقي مي ماند؟ شدت و ضعف آن هم مي تواند بر اساس هزينه اي که ‏موافقين تحريم هاي شديدتر حاضرند به روسيه و چين پرداخت کنند، تعيين شود.‏

‏4- راه يافتن گزارش به مطبوعات، خشم بخشي از نو محافظه کاران را برانگيخت. به نحوي که بولتون ‏بلافاصله درخواست کرد به نحوه تهيه و انتشار اين گزارش توسط کنگره رسيدگي شود. گريگوري شولتي در ‏مصاحبه با راديو فردا نگراني خود و دوستانش را چنين بيان مي کند" ما معتقديم برنامه تسليحات هسته اي ‏ايران به دليل فشارها و موشکافي هاي بين المللي متوقف شد. ما همچنين برپايه اين «برآورد» معتقديم که ‏رهبران ايران، با علم وعمد گزينه توسعه و توليد سلاح هاي هسته اي را حفظ کرده اند، و اين کار را، تا حد و ‏قسمتي، با پيشروي در راه توسعه و پيشبرد قابليت هاي لازم براي غني سازي اورانيوم انجام مي دهند. و اين، ‏همچنان، مايه نگراني است." از همه مهمتر اين نکته است که دانا پرينو، سخنگوي کاخ سفيد روز چهارشنبه ‏اعلام کرد که جرج بوش، رييس جمهوري آمريکا در ماه اوت از احتمال توقف ساخت بمب اتمي توسط ايران ‏اطلاع پيدا کرده بود. در حالي که ريس جمهوري آمريکا براي ماه ها ايران را تهديدي براي جامعه بين المللي ‏اعلام مي کرد و در ماه اکتبر نيز صراحتا گفت که اگر ايران به سلاح اتمي دست پيدا کند، "خطر بروز جنگ ‏جهاني سوم وجود دارد." طرح اين نکات به اين منظور است تا دريابيم، هر چند که انتشار گزارش قادر است ‏براي مدتي باعث پيشروي جناح ضد جنگ در آمريکا و جهان شود، اما به اين معني نيست که ديوانگان جنگ ‏را خلع سلاح کرده به خانه هايشان بفرستد. ‏

روش مقابله جويانه و آراي ضد و نقيضي، که در سراسر اين گفتار مشاهده مي شود، دقيقاٌ از پيچيدگي اوضاع ‏خبر مي دهد. يعني ساده انگارانه ترين نحوه برخورد ممکن اين است که تصور کنيم آمريکا شکست خورده، ‏مفلوک سر بر آستان اين ملت گذاشته و دور نيست زماني که براي عذر خواهي وقت ملاقات بگيرد.‏

بر خلاف اين که، ما تصور مي کنيم حالا زمان آسوده خيالي ماست و بايد در فکر توسعه هر چه بيشتر ‏امکانات غني سازي باشيم، به نظر مي رسد توپ در زمين ايران است. اين عبارت از زبان جرج بوش لحني ‏ديگر دارد. وي مي گويد "مسوولان ِ ايران با گزينه اي استراتژيک روبرو هستند. يا حقيقت را درباره وسعت ‏برنامه هسته ايشان به جامعه جهاني بگويند و پيشنهادي را که مدتهاست به آن ها شده، بپذيرند، و با لغو برنامه ‏غني سازي اورانيوم به پاي ميز مذاکره بيايند. يا مسير انزوا را، که در جهت منافع مردم ايران نيست، ادامه ‏دهند. اين با حکومت ايران است که کدام مسير را برگزيند".‏

اين ما هستيم که بايد با اتخاذ سياست هاي اصولي مردم دنيا را مطمئن سازيم که "مردم" ما، نه حالا و نه هيچ ‏زمان ديگري، در فکر توليد سلاح هاي کشتار جمعي، از جمله تسليحات اتمي، نبوده و نيست. يعني بر خلاف ‏گفته بوش هيچ گاه اين ملت براي کشورهاي ديگر خطرآفرين نبوده است. اين امر چندان هم دشوار نيست.مي ‏توانيم با اعلام توقف غني سازي حتي براي مدتي کوتاه، حداقل پاسخ درخواست البرادعي را دهيم که مي گويد ‏‏"گزارش سازمان ملي برآوردهاي اطلاعاتي آمريکا از برنامه هسته اي ايران، «فرصتي مناسب» براي تهران ‏است تا مسايل موجود در برنامه هسته اي خود را، برطرف کند".‏

تمام نگراني از اين است که فرصت پيش آمده چنان دولتمردان را سرمست کند، که به قول علي لاريجاني ‏دچار افراط و تفريط شوند. ظواهر امر که چنين است. آقاي رييس جمهور در ايلام مي گويد "کشورش براي ‏تامين سوخت يکسال يک نيروگاه خود، نيازمند ‪‏‎۵۰‬‎هزار سانتريفيوژ است" متکي اعلام مي کند کوچکترين ‏عقب نشيني در مواضع ايران پيش نخواهد آمد. روزنامه رسمي دولت هم از آمريکا مي خواهد از ايران عذر ‏خواهي کند تا همه چيز پايان يابد.‏

در اين ميان نقش جامعه مدني پر رنگ مي شود. تا از دل اين گزارش فرصت مناسبي براي کشور بسازد. به ‏اين معني که در روشي مدني، به سان تشکيل کميته ملي صلح و يا مادران صلح، صداي خود را در مرحله ‏اول به گوش مسئولين کشور و در مرحله بعدي به گوش جهانيان برساند. تا همگان بدانند اين ملت به هيچ وجه ‏طرفدار جنگ و يا انزوا نيست. اين ملت صلح جو تمايل دارد هماهنگ با ساير ملل مترقي پيشرفته، جهاني ‏مملو از آرامش و دوستي بسازد.‏

دوستان، بازهاي آمريکايي و هواداران آنها در هر کنج که باشند، با ميل شخصي به آشيانه هاي خود باز نمي ‏گردند. بايد در آن موقعيت قراربگيرند.‏

PersianMarin News Archive