PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Saturday, December 22, 2007

تحليل دووار از رابطه ایران و آمریکا

گوين داير

چهار سال است که دولت بوش به طور مکرر از تحريم هايي که بايد عليه ايران اعمال شوند و حتي حمله نظامي عليه اين کشور ‏سخن مي گويد، زيرا از ديد دولتمردان امريکايي، دولت تهران به طور مخفي درحال تجهيز خود به سلاح هاي هسته اي است. به ‏همين دليل چندين سازمان اطلاعاتي امريکايي بسيج شدند و به ياد رييس جمهور بوش آوردند که ايران طي چهار سال اخير دست به ‏توليد اين گونه سلاح ها نزده است.‏

‏ رييس جمهور امريکا نيز به دنبال دريافت اين گزارش اعلام نمود که به هرحال بايد تحريم هاي شديدي را عليه ايران اعمال کرد و ‏حتي در صورت عدم تعليق فعاليت هاي غني سازي صلح آميز، حمله نظامي عليه تأسيسات اين کشور بايد اجرا شود. زيرا به گفته ‏او، "چه مدرکي در دست داريم که ايران برنامه هاي مخفي ديگري در زمينه ساخت سلاح اتمي نداشته باشد؟"‏

حتي 16 سازمان اطلاعاتي امريکايي [16 عدد کوچکي نيست] که اين گزارش، تحت عنوان "ارزيابي اطلاعات ملي"، را تنظيم ‏کرده اند نيز انتظار نداشتند موضع قاطع بوش در مقصر دانستن ايران متزلزل شود. به همين دليل بود که هرچه سريعتر اين ‏گزارش را از طبقه بندي خارج و آن را به صورت عمومي اعلام کردند. اين گزارش با وجود اينکه به طور آشکار ايران را از ‏تمامي ظنّ هايي که به آن وارد بود خارج مي کرد، حکم يک اقدام بازدارنده به جانب کاخ سفيد را داشت تا از فشارهاي بوش بر ‏ايران جلوگيري کند.‏

سازمان هاي اطلاعاتي نيز درست به مانند نيروهاي مسلح امريکا در يک شرايط "نيمه طغياني" قرار گرفته اند، زيرا مي بينند که ‏رييس جمهور بوش درحال هدايت ايالات متحده به سوي يک رويارويي بي ثمر ديگر است که تنها يک سير قهقرايي درپي خواهد ‏داشت. ولي چگونه است که دو سال پيش همين سازمان هاي اطلاعاتي با "يک ضريب اطمينان بالا" به ما اعلام کردند که ايران ‏درحال توليد سلاح هاي هسته اي است؟‏

بي شک مي توان "با يک ضريب اطمينان متوسط " اعلام کرد که ايران قصد توليد سلاح هاي اتمي، حداقل درحال حاضر، ندارد. ‏مطمئناً اشخاصي هستند که همچنان اين اظهارنظر را تأييد مي کنند. ‏

قوه درک

هزينه هاي عملياتي امريکا معادل با نصف بودجه اي است که درحال حاضر به سازمان هاي اطلاعاتي اختصاص يافته و هر باري ‏که درخصوص يک موضوع اشتباهي روي مي دهد، بايد يک ميليارد دلار از اين بودجه را مسترد کنند. درحقيقت، آژانس هاي ‏اطلاعاتي نمي توانند عملکرد خوبي داشته باشند، زيرا حجم انبوه و غيرقابل کنترلي از "شيوه"هاي الکترونيکي و انساني در به ‏دست آوردن اطلاعات وجود دارد و گاهي اخبار کوچک که دهان به دهان چرخيده و به آنها رسيده الزاماً از صحت و اعتبار کافي ‏برخوردار نيستند. درحالي که اشخاصي که نسبت به اين سيستم بيگانه اند و آن را از خارج نظاره مي کنند، با کمي تأمل در اين ‏زمينه مي توانند اطلاعات صحيح و معتبر را از لابلاي اطلاعات اشتباه تمييز دهند.‏

ولي زماني که به دنبال تعيين فرکانس هاي راديويي، برد موشک ها و ديگر جزئيات فني و نظامي براي شناخت توان نيروهاي ‏بالقوه حريف هستيم، هيچ کمکي از "قوه درک و تأمل" برنمي آيد. براي اين کار به جاسوس و سيستم هاي الکترونيکي در جمع ‏آوري اطلاعات نياز داريم. با اين حال، اطلاعات استراتژيک مقوله ديگري دارد: يک تحليل سياسي در زمينه منافع و نيات يک ‏کشور بايد از انبوه داده هاي الکترونيکي و انساني برتر باشد. ولي در واقعيت چنين مسأله اي به ندرت روي مي دهد.‏

با نگاهي به تفسير آخرين "ارزيابي اطلاعات ملي" که براساس آن توقف برنامه نظامي هسته اي ايران در سال 2003 در پاسخ به ‏فشارهاي بين المللي مطرح شد، مي توان فهميد که تصميم گيري هاي تهران بيشتر "به واسطه يک رويکرد منفعت طلبانه بوده است ‏تا يک مسابقه تسليحاتي". يک کشف فوق العاده! زيرا ما همه فکر مي کرديم که حکومت جمهوري اسلامي ترکيبي از يک گروه ‏آيت الله کاملاً بيمار است که تنها آرزويشان رسيدن به "شهادت اتمي" است.‏

انسان هاي منطقي
خوشبختانه اين چيزي نيست که ما همه فکر مي کرديم. ولي برعکس اگر مقامات و مسؤولين ايراني را به مثابه انسان هايي منطقي ‏بدانيم، خيلي سريع به مهم ترين دل مشغولي و اولويت استراتژيکي آنان تبديل خواهيم شد. ‏

کاملاً مشخص است که آنها بايد رؤياي حمله به اسراييل را، حتي در صورت داشتن سلاح هسته اي، از ذهن خارج کنند: چنين ‏اقدامي به وقوع يک فاجعه غيرقابل جبران براي کل ايران منجر خواهد شد. درواقع، اسراييل صدها کلاهک هسته اي دراختيار ‏دارد. ‏

چرا اکنون ايران خواستار دراختيار گرفتن چنين سلاح بازدارنده اي شده، درحالي که از حداقل 30 سال پيش تاکنون مورد هدف ‏سلاح هاي هسته اي اسراييل قرار داشته است؟ ‏

مي دانيم که آيت الله خميني پس از انقلاب سال 1979 برنامه تسليحاتي اتمي شاه را لغو کرد، زيرا اين برنامه "ضد اسلامي" بود. به ‏خوبي مي دانيم که تهران در اواسط سال هاي 80 يعني درخلال جنگ ايران و عراق مجدداً اين برنامه را آغاز نمود. اين ‏ازسرگيري زماني آغاز گرديد که گفته مي شد صدام حسين قصد توليد سلاح هاي اتمي را دارد، ولي بار ديگر، بازرسان بين المللي ‏عراق را عاري از داشتن هرگونه سلاح هسته اي دانستند. پس از آن، اين برنامه مجدداً در سال 1999 يا 2000 از سر گرفته شد و ‏امروز همه مي دانند که در سال 2003 به طور کامل متوقف شده است. ولي اين داستان چه معنايي دربردارد؟

عراق، پاکستان...‏

پاکستان در سال 1998، قبل از کودتاي نظامي، سلاح هسته اي خود را آزمايش کرد و اين مسأله اي بود که دولتمردان ايراني را به ‏شدت نگران نمود. سپس ايالات متحده به دنبال حملات 11 سپتامبر عراق را به توليد مجدد سلاح هاي اتمي متهم کرد و اين مسأله ‏نگراني تهران را که برنامه هسته اي خود را آغاز کرده بود شدت بخشيد. اين درحالي بود که صدام حسين توسط ايالات متحده ‏سرنگون شد و پاکستان نيز درنهايت جايگاه خود را به عنوان کشوري با موقعيت تثبيت شده محکم کرد. ‏

در همان سال محرز شد که ايران نيز درجستجوي دستيابي به چرخه کامل سوخت اتمي است. البته چنين اقدامي از نظر قانوني به ‏هيچ وجه ممنوع نيست. با اين حال، به دليل اين که چنين دانشي به دارنده آن امکان غني سازي اورانيوم به ميزان بالا را مي دهد، ‏ايران متحمل فشارهاي بين المللي براي توقف برنامه غني سازي خود شد که در نهايت نيز به تعليق کامل اين فعاليت ها انجاميد.‏

اکنون همه چيز مشخص شده و ديگر نيازي به حضور جاسوس براي روشن کردن وضعيت نيست. به علاوه، با توجه به انگيزه ‏جاسوسان که به شدت کاهش يافته، بهتر آن است که از اين مسأله صرف نظر کنند.‏

منبع: لو دووار، 20 دسامبر ‏

PersianMarin News Archive