ويليام جي براود
تاريخچه تغيير مواضع دو نهاد موثر در پرونده هسته اي ايران، يکي نهاد هسته اي سازمان ملل و ديگري مراکزاطلاعاتي آمريکا قابل توجه است. بازرسان آژانس که مدت هاست سرنشين خودروي دولت بوش در به چالش کشيدن برنامه هسته اي ايران هستند، هفته پيش ماشين را تندتر راندند و و خواستار شفافيت ايران در باره پيشرفت هايش در زمينه ساختن بمب هسته اي شدند.
آن ها مي گويند ايران مشغول غني سازي اورانيوم و تهيه سوختي است که هم مي تواند در نيروگاه توليد برق و هم در تهيه بمب کاربرد داشته باشد. نيروگاه اصفهان نيز سرگرم توليد گاز اورانيوم است. از اين حرف به چه نتيجه اي مي رسيم.
پاسخ اين سوال بسيار آسان و تا حد زيادي واضح است: آمريکايي ها فرمان ماشين را در دست آژانس گذاشته اند.
آمريکايي ها پس از آنکه براي به چالش کشيدن تلاش هاي هسته اي ايران به همه نوع اقدام ديپلماتيک يا تهديد نظامي دست زدند، از سال گذشته با انتشار يافته هاي اطلاعاتي جديد که حاکي از کنار گذاشتن طراحي تسليحات هسته اي در سال 2003 مي داد، از موضع خويش عقب نشستند. حالادر واپسين روزهاي دوره دوم زمامداري جرج بوش، استفاده از ابزارهاي سياسي، ديپلماتيک و نظامي براي اعمال فشارو انجام مقابله جديد کار مشکلي خواهد بود.
واشنگتن اوايل سال جاري نيز اطلاعات مخفي را در اختيار بازرسان هسته اي در وين قرار داد. آژانس نيز اين اطلاعات را در کنار اطلاعاتي قرار داد که از پايتخت کشورهاي ديگر به دست آورده و يا خود در طول سالها جمع آوري کرده بود.
بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي با کنار هم قرار دادن مدارک جديد و قبلي ظرف ماه هاي گذشته، از اين نگران شدند که شايد ايران قبل از توقف اقداماتش در پنج سال پيش به سطحي از پيشرفت واقعي در طراحي سلاح هاي مرگبار رسيده باشد.
اين موضوع هفته پيش به نحوي غير معمول و با لحني صريح به درخواست بازرسان براي اخذ اطلاعات بيشتراز ايران منجر شد. غير معمول تر اينکه از 18 مدرکي که مخفيانه بدست آمده بود و حاکي از تمايل ايران به طراحي تسليحات هسته اي قبل از توقف اين فعاليت ها بود پرده برداشته شد.
اين وضعيت به طرح يک سوال اصلي و فوري انجاميد: ايران قبل از توقف برنامه خود، در طراحي بمب تا کجا پيش رفته بود؟
سئوال بالا اکنون به اين سئوال تبديل مي شود که در قبال ايران چه بايد کرد، خصوصاً اينکه اين مساله از سوي آژانس بين المللي طرح شده که واجد اعتبار بسزايي در دنياست. اعتبار، همان چيزي است که دولت بوش مدت ها پيش آنرا از دست داده است.
بازرسان وين درگزارش هفته گذشته خود از شواهدي در مورد کار بر روي طرح اوليه کلاهک هسته اي، به عنوان "عامل نگراني جدي" ياد کردند و گفتند پرده برداشتن از اصل ماجرا "براي ارزيابي ماهيت برنامه فعلي و گذشته برنامه هسته اي ايران حياتي است."
ايراني ها نيز همانند سال هاي گذشته تاکيد دارند هيچ گونه برنامه تسليحات هسته اي در کار نبوده است و فعاليت هاي آنان صلح آميز و در راستاي توليد برق است. بازرسان آژانس ناشکيبايي خود را از فقدان همکاري هاي ايران با به بحث گذاردن 18 مدرک مشکوک به نمايش گذاشتند. آنها ضمناً فاش کردند که يکي از دانشمندان ايراني، زماني، تصاوير اولين انفجار هسته اي دنيا در سال 1945 را همراه با معادله محاسبه قدرت تخريبي آن به نمايش گذاشته است.
اما چرا حالا به گناه هايي که قبلاً از ايران سر زده پرداخته مي شود؟ مگر يافته هاي مربوط به توقف طراحي کلاهک هسته اي در سال 2003 ، کافي نيست؟
کارشناسان هسته اي داخل و خارج آژانس بين المللي به اين سوال پاسخ منفي مي دهند.ميزان پيشرفت ايران در طراحي تسليحات حائز اهميت است، زيرا دانشمندان اين کشور در مسير رو به جلو حرکت مي کنند. آنها در حال آموختن شيوه توليد سوخت مبتني بر اورانيوم هستند. اگر آنها يک طرح مناسب از کلاهک هسته اي هم در اختيار داشته باشند، فقط کمبود سوخت مي تواند آن ها را ازداشتن بمب برحذر دارد.
رابرت اس نوريس، مولف کتاب "مسابقه براي بمب" که به تاريخ پروژه منهتن مي پردازد، مي گويد: "معمولاً عامل محدود کننده، سوخت است. بقيه کارها نسبتاً آسان است." او گفت ايالات متحده توانست کار طراحي بمب هيروشيما را در سال 1944 به پايان ببرد اما ساخت آن تنها پس از سال ها کار بر روي توليد سوخت اورانيوم امکانپذير شد که خود تا سال 1945 به درازا کشيده بود. دکتر نوريس گفت: "به محض آنکه سوخت کافي بدست آوردند- برنده شدند- آنها آنقدر به کار طراحي خود اطمينان داشتند که حتي زحمت آزمايش بمب را هم به خود ندادند."
موسسه علوم و امنيت بين المللي- گروه خصوصي پيگيري اشاعه تسليحات هسته اي در واشنگتن- هفته گذشته گفت تحليل هاي اين موسسه از گزارش جديد آژانس نشان مي دهد ايران تدريجاً در حال غلبه بر مشکلات است وغني سازي سوخت اورانيوم را اکنون با سرعت بالاتري انجام مي دهد.
مقامات بلندپايه اي که بر کار تهيه گزارش اطلاعاتي آمريکا نظارت داشته اند مي گويند ممکن است کار طراحي تسليحاتي ايران تا قبل از سال 2003 به اندازه توليد يک بمب قابل مقايسه با بمب پنج تني فرود آمده بر هيروشيما پيشرفت کرده باشد. اما به اين معني نيست که آنها يک طرح عملياتي براي توليد اين بمب هولناک در دست دارند ومثلا قادر خواهند بود يک بمب مينياتوري يک تني بر روي موشک هاي سريع سوار کنند. استراتژيست هاي نظامي مي گويند چنين تسليحاتي حتي بدون اينکه شليک شوند، قادر به تغيير موازنه قدرت در منطقه است.
به همين دليل است که ميزان پيشرفت ايران در کار طراحي تسليحات براي بازرسان هسته اي وين از چنين اهميتي برخوردار است.
ايران به شدت کار روي مجموعه اي از موشک هاي دوربرد تحت عنوان شهاب- به معني ستاره متحرک- ادامه مي دهد. موشک شهاب-3 پيشرفته ترين موشک ايراني است و قابليت دسترسي به اروپا را دارد. به گزارش بازرسان درترجمه يکي از مدارک ايراني مطلب بدست آمده عنوان زير به چشم مي خورد: "نحوه سوار کردن انبوه کلاهک موشک شهاب 3 با بار مواد جديد."
موسسه علوم و امنيت بين المللي در حال حاضر چنين نتيجه گرفته است که ايران به سختي مي تواند تلاش هاي قبلي خود براي توليد سلاح هسته اي را انکار نمايد. موسسه مي گويد: "چنين مدارکي خود به معني وجود پرونده اي قابل پيگيري است."
اما سوال همچنان باقي است: ايران تا کجا جلو رفته است؟