PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Sunday, June 01, 2008

حالا چه کسي بر ايران سخت مي گيرد -- تحليل نيويورک تايمز ازتغيير موضع آژانس هسته اي

ويليام جي براود

تاريخچه تغيير مواضع دو نهاد موثر در پرونده هسته اي ايران، يکي نهاد هسته اي سازمان ملل و ديگري ‏مراکزاطلاعاتي آمريکا قابل توجه است. بازرسان آژانس که مدت هاست سرنشين خودروي دولت بوش در به ‏چالش کشيدن برنامه هسته اي ايران هستند، هفته پيش ماشين را تندتر راندند و و خواستار شفافيت ايران در ‏باره پيشرفت هايش در زمينه ساختن بمب هسته اي شدند.‏

آن ها مي گويند ايران مشغول غني سازي اورانيوم و تهيه سوختي است که هم مي تواند در نيروگاه توليد برق ‏و هم در تهيه بمب کاربرد داشته باشد. نيروگاه اصفهان نيز سرگرم توليد گاز اورانيوم است. از اين حرف به ‏چه نتيجه اي مي رسيم.‏

پاسخ اين سوال بسيار آسان و تا حد زيادي واضح است: آمريکايي ها فرمان ماشين را در دست آژانس گذاشته ‏اند.‏

‏ آمريکايي ها پس از آنکه براي به چالش کشيدن تلاش هاي هسته اي ايران به همه نوع اقدام ديپلماتيک يا تهديد ‏نظامي دست زدند، از سال گذشته با انتشار يافته هاي اطلاعاتي جديد که حاکي از کنار گذاشتن طراحي ‏تسليحات هسته اي در سال 2003 مي داد، از موضع خويش عقب نشستند. حالادر واپسين روزهاي دوره دوم ‏زمامداري جرج بوش، استفاده از ابزارهاي سياسي، ديپلماتيک و نظامي براي اعمال فشارو انجام مقابله جديد ‏کار مشکلي خواهد بود. ‏

واشنگتن اوايل سال جاري نيز اطلاعات مخفي را در اختيار بازرسان هسته اي در وين قرار داد. آژانس نيز ‏اين اطلاعات را در کنار اطلاعاتي قرار داد که از پايتخت کشورهاي ديگر به دست آورده و يا خود در طول ‏سالها جمع آوري کرده بود.‏

بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي با کنار هم قرار دادن مدارک جديد و قبلي ظرف ماه هاي گذشته، ‏از اين نگران شدند که شايد ايران قبل از توقف اقداماتش در پنج سال پيش به سطحي از پيشرفت واقعي در ‏طراحي سلاح هاي مرگبار رسيده باشد.‏

اين موضوع هفته پيش به نحوي غير معمول و با لحني صريح به درخواست بازرسان براي اخذ اطلاعات ‏بيشتراز ايران منجر شد. غير معمول تر اينکه از 18 مدرکي که مخفيانه بدست آمده بود و حاکي از تمايل ‏ايران به طراحي تسليحات هسته اي قبل از توقف اين فعاليت ها بود پرده برداشته شد. ‏

اين وضعيت به طرح يک سوال اصلي و فوري انجاميد: ايران قبل از توقف برنامه خود، در طراحي بمب تا ‏کجا پيش رفته بود؟

سئوال بالا اکنون به اين سئوال تبديل مي شود که در قبال ايران چه بايد کرد، خصوصاً اينکه اين مساله از ‏سوي آژانس بين المللي طرح شده که واجد اعتبار بسزايي در دنياست. اعتبار، همان چيزي است که دولت ‏بوش مدت ها پيش آنرا از دست داده است. ‏

بازرسان وين درگزارش هفته گذشته خود از شواهدي در مورد کار بر روي طرح اوليه کلاهک هسته اي، به ‏عنوان "عامل نگراني جدي" ياد کردند و گفتند پرده برداشتن از اصل ماجرا "براي ارزيابي ماهيت برنامه ‏فعلي و گذشته برنامه هسته اي ايران حياتي است."‏

ايراني ها نيز همانند سال هاي گذشته تاکيد دارند هيچ گونه برنامه تسليحات هسته اي در کار نبوده است و ‏فعاليت هاي آنان صلح آميز و در راستاي توليد برق است. بازرسان آژانس ناشکيبايي خود را از فقدان ‏همکاري هاي ايران با به بحث گذاردن 18 مدرک مشکوک به نمايش گذاشتند. آنها ضمناً فاش کردند که يکي ‏از دانشمندان ايراني، زماني، تصاوير اولين انفجار هسته اي دنيا در سال 1945 را همراه با معادله محاسبه ‏قدرت تخريبي آن به نمايش گذاشته است.‏

اما چرا حالا به گناه هايي که قبلاً از ايران سر زده پرداخته مي شود؟ مگر يافته هاي مربوط به توقف طراحي ‏کلاهک هسته اي در سال 2003 ، کافي نيست؟

کارشناسان هسته اي داخل و خارج آژانس بين المللي به اين سوال پاسخ منفي مي دهند.ميزان پيشرفت ايران ‏در طراحي تسليحات حائز اهميت است، زيرا دانشمندان اين کشور در مسير رو به جلو حرکت مي کنند. آنها ‏در حال آموختن شيوه توليد سوخت مبتني بر اورانيوم هستند. اگر آنها يک طرح مناسب از کلاهک هسته اي ‏هم در اختيار داشته باشند، فقط کمبود سوخت مي تواند آن ها را ازداشتن بمب برحذر دارد. ‏

رابرت اس نوريس، مولف کتاب "مسابقه براي بمب" که به تاريخ پروژه منهتن مي پردازد، مي گويد: ‏‏"معمولاً عامل محدود کننده، سوخت است. بقيه کارها نسبتاً آسان است." او گفت ايالات متحده توانست کار ‏طراحي بمب هيروشيما را در سال 1944 به پايان ببرد اما ساخت آن تنها پس از سال ها کار بر روي توليد ‏سوخت اورانيوم امکانپذير شد که خود تا سال 1945 به درازا کشيده بود. دکتر نوريس گفت: "به محض آنکه ‏سوخت کافي بدست آوردند- برنده شدند- آنها آنقدر به کار طراحي خود اطمينان داشتند که حتي زحمت آزمايش ‏بمب را هم به خود ندادند."‏

موسسه علوم و امنيت بين المللي- گروه خصوصي پيگيري اشاعه تسليحات هسته اي در واشنگتن- هفته گذشته ‏گفت تحليل هاي اين موسسه از گزارش جديد آژانس نشان مي دهد ايران تدريجاً در حال غلبه بر مشکلات ‏است وغني سازي سوخت اورانيوم را اکنون با سرعت بالاتري انجام مي دهد. ‏

مقامات بلندپايه اي که بر کار تهيه گزارش اطلاعاتي آمريکا نظارت داشته اند مي گويند ممکن است کار ‏طراحي تسليحاتي ايران تا قبل از سال 2003 به اندازه توليد يک بمب قابل مقايسه با بمب پنج تني فرود آمده ‏بر هيروشيما پيشرفت کرده باشد. اما به اين معني نيست که آنها يک طرح عملياتي براي توليد اين بمب ‏هولناک در دست دارند ومثلا قادر خواهند بود يک بمب مينياتوري يک تني بر روي موشک هاي سريع سوار ‏کنند. استراتژيست هاي نظامي مي گويند چنين تسليحاتي حتي بدون اينکه شليک شوند، قادر به تغيير موازنه ‏قدرت در منطقه است.‏

به همين دليل است که ميزان پيشرفت ايران در کار طراحي تسليحات براي بازرسان هسته اي وين از چنين ‏اهميتي برخوردار است. ‏

ايران به شدت کار روي مجموعه اي از موشک هاي دوربرد تحت عنوان شهاب- به معني ستاره متحرک- ‏ادامه مي دهد. موشک شهاب-3 پيشرفته ترين موشک ايراني است و قابليت دسترسي به اروپا را دارد. به ‏گزارش بازرسان درترجمه يکي از مدارک ايراني مطلب بدست آمده عنوان زير به چشم مي خورد: "نحوه ‏سوار کردن انبوه کلاهک موشک شهاب 3 با بار مواد جديد."‏

موسسه علوم و امنيت بين المللي در حال حاضر چنين نتيجه گرفته است که ايران به سختي مي تواند تلاش ‏هاي قبلي خود براي توليد سلاح هسته اي را انکار نمايد. موسسه مي گويد: "چنين مدارکي خود به معني وجود ‏پرونده اي قابل پيگيري است."‏

اما سوال همچنان باقي است: ايران تا کجا جلو رفته است؟