PersianMarin.com Persian Business and Commiunity in North Bay Area

Sunday, May 18, 2008

حزب الله : قدرت بدون مسئوليت -- نگاه تايم به نقش ايران در تحولات لبنان

اندرو لی باترز

بيروت که مانند يک سالن محل برگزاری کنسرت در حلقه ای از کوهستان ها احاطه شده، از ‏نظر بازتاب صداها کيفيت فوق العاده ای دارد. به همين دليل است که نبرد خيابانی 8 ماه مه ‏ميان شبه نظاميان حزب الله و طرفداران دولت لبنان، صدای انفجار موشک و تفنگ های ‏خودکار در تمام شهر طنین انداز بود و از آن اجرای يک سمفونی از جنگ داخلی به گوش ‏می رسید.

اما نبرد بيروت صبح روز بعد تقریبا پايان يافته تلقی می شد. شبه نظاميان حزب الله در ظرف ‏تنها شش ساعت، کنترل بيروت غربی را از دست دولت خارج کردند. از نظر بعضی ها اين ‏صحنه ای زننده بود. مردان ريش دار و مجهز به تفنگ و موشک انداز بر فروشگاه های لباس ‏زير و استارباکس در ناحيه تجاری مسلط شدند. آنها در نقاط ديگر به محاصره منازل وزيران ‏و نمايندگان مجلس دست زدند و به نظارت بر خالی شدن اتوبوس دانشجويان دانشگاه آمريکايی ‏بيروت پرداختند. يکی از جنگجويان حزب الله که در گردشگاه ساحلی کورنيک مستقر بود ‏گفت: «برای ما اين مثل يک گردش بود. بعضی از آنها (وفاداران به دولت) التماس می کردند ‏که آنها را نکشيم. آنها تقريباً شلوارشان را خيس کرده بودند».

پيروزی حزب الله را به زحمت می توان غافلگيرکننده فرض کرد. مردان شبه نظامی شيعه که ‏هزاران نفرند و توسط ايران و سوريه مسلح شده اند از نبرد با ارتش اسرائيل جان سالم به در ‏بردند و اين در حالی است که طرفداران فواد سينيوره- نخست وزير دولت لبنان- در ‏پايگاههاي خود به زحمت دارای تسليحات لازم هستند.

نه پليس و نه ارتش لبنان که صدها ميليون دلار تجهيزات و آموزش های ايالات متحده خرج ‏آنها شده است، حتی جرات بالا بردن انگشت خود را دربرابر حزب الله نداشتند. مدت طولانی ‏بعد از اينکه شبه نظاميان خيابان ها را ترک کردند، ارتش اعلام کرد در صورت بروز مناقشه ‏در آن دخالت می کند اما دست به خلع سلاح حزب الله نخواهد زد.

عليرغم پشتيبانی ايالات متحده، کشورهای غربی و دولت های عرب نظير عربستان سعودی ‏از فواد سينيوره، بعيد به نظر می رسد او از قدرت کافی برخوردار باشد. اين شيخ حسن ‏نصرالله- رهبر حزب الله- است که دستور آتش راصادر می کند.

اين وضعيت آشنا به نظر می رسد؟ به عراق فکر کنيد. جايی که دولت تحت حمايت ايالات ‏متحده در منطقه سبز محصور مانده و به جنگ های نامنظم با شبه نظاميان شيعه مشغول ‏است. به فلسطين فکر کنيد، که عليرغم حمايت آمريکا، محمود عباس- رئيس جمهور آن ‏کشور-در نوار غزه، در برابر حماس، که مورد حمايت ايران است، فاقد هرگونه قدرتی است. ‏وقتی به مناقشه مرگبار اعراب می پردازيم، دولت بوش هرگز نتوانسته از طرف پيروز ‏حمايت کند. در مقابل، انتظارات خود را به طور غيرواقعی بر احزاب ميانه پايه نهاده و گروه ‏های تندرو را دست کم می گيرد. بلال صعب، يک کارشناس لبنانی در موسسه بروکينگز، ‏می گويد درسی که گرفته می شود اين است که «شما نمی توانيد در يک جنگ داخلی، طرف ‏کسی را بگيريد».

قدرت بدون مسوليت
شیخ حسن نصرالله نيروهای خود را پس از تلاش دولت در برچيدن شبکه مخابراتی خصوصی ‏اين گروه به خيابان ها گسيل کرد. هرچند در لبنان دموکراسی وجود دارد، اما مشروعيت ‏دولت بر پايه سيستم سهميه های فرقه ای بنا شده است. بدون حضور بزرگترين گروه شيعه، ‏نخست وزير سنی از فقدان حقانيت و اعتبار در خيابان های اين کشور رنج خواهد برد. بهايی ‏که برای بازگرداندن شيعيان بايد پرداخت عبارت است از: سهم بزرگتری از قدرت که شامل ‏حق وتوی تصميمات مجلس هم می شود. ‏
سينيوره و ساير اعضای طرفدار آمريکا در ائتلاف او تا کنون از قبول اين خواسته شانه خالی ‏کرده اند. ترس آنها علاوه بر ساير موارد، از اين است که چنين قدرتی به حزب الله مشروعيت ‏تشکيل دولت در دولت را می دهد.

آن چه در لبنان رخ داد برای اسرائيل که خود درگير جنگی به بهای 1600 نفر کشته (عمدتاً ‏لبنانی ها) در سال 2006 با حزب الله شد، خبرهای بد محسوب می شوند. لبنانی ها معتقدند در ‏اسرائیل معاون نخست وزير حيم رامون، تحت کنترل سازمان های تروريستی است و دولت ‏آن کشور بی خبر مانده است. اسرائيلی ها هم می گويند در پشت حزب الله، احتمالاً تهديد ‏بزرگتری نهفته است.

به گفته آن ها حزب الله که تحت سيطره ايران است، به تهران اجازه می دهد نفوذ خود را در ‏دريای مديترانه افزایش دهد و اين چيزی است که ايالات متحده و هم پيمانان اروپايی اين ‏کشور می بايست در محاسبات خود وارد کنند.

در همين حال پنتاگون اين را که عزيمت ناو يو اس اس کول از خليج فارس به دريای مديترانه ‏در واکنش به بحران لبنان بوده، رد کرده است.

واکنش دولت بوش عمدتاً نظاره از دور بوده است. جرج بوش ايران را به حمايت از حزب ‏الله متهم می کند و کاندوليزا رايس، وزير خارجه اين کشور، از اتحاديه عرب می خواهد ‏درباره محکوميت خشونت ها در لبنان، بيانيه صادر کند. در واقع اين اولين بار نيست که دولت ‏بوش در خاورميانه گزينه های مناسبی را پيش روی خود نمی بيند. آمريکا ديگر نمی تواند ‏برای توقف رشد حزب الله روی سينيوره و نيروهای امنيتی لبنان حساب کند. صعب می گويد ‏تنها راه دستيابی به اين هدف، اعمال فشار بر اسراييل برای بازپس دادن نواحی اشغال شده در ‏سال 1967 است. او می گويد: «اين دستمايه ای را که حزب الله به خاطر آن دست به اسلحه ‏برده است، از ميان برمی دارد». ‏

از سوی ديگر، اسرائيل هيج علامتی در تن دادن به اين خواسته از خود نشان نمی دهد. عده ‏کمی در لبنان انتظار دارند به اين زودی ها از قدرت نصرالله و شبه نظاميانش در لبنان کاسته ‏شود. به همين دليل است که برخی متحدان آمريکا در دولت سينيوره فکر می کنند بهتر این ‏است که حزب الله وارد بازی شود نه این که در وضعیتی بیفتد که احساس کند دارد فنا و ‏حذف می شود. وليد جنبلاط، يکی از رهبران در ائتلاف دولت، در تماس تلفنی 11 مه با نبيه ‏بری، رييس مجلس و يک متحد حزب الله، به او گفت: «به نصرالله بگو من جنگ را باختم . او ‏پيروز شده است. پس بيا بنشينيم و برای رسيدن به مصالحه با هم گفتگو کنيم. من حمایت ترا ‏درخواست می کنم».‏


منبع: تايم – 15 مه ‏

PersianMarin News Archive